متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

ضمیر ناخودآگاه

برونفکنی آموزش برونفکنی مصطفی نظری عرفان متا روهان

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

چشم سوم - آموزش باز کردن چشم سوم - متافیزیک- استاد نظری -

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

عناصر 5 عنصر استاد مصطفی نظری متافیزیک آموزش متافیزیک

عرفان متا erfanmeta استاد نظری مصطفی نظری متافیزیک

آموزشمتافیزیک ماورا آموزش ماورا استاد نظری

انرژی روانی کلام درمانی متافیزیک علوم ماورایی مصطفی نظری عرفان متا

مدی تیشن آموزش مدی تیشن متافیزیک استاد مصطفی نظری

خود برتر خردمندی متافیزیک استاد مصطفی نظری آموزش متافیزیک

تعین سرنوشت

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چشم سوم - آموزش باز کردن چشم سوم - متافیزیک- استاد نظری -» ثبت شده است

امواج مغزی و چشم سوم


 
بسیاری از متافیزیسین‎ها معتقدند که غده‌ی پینه‎آل و سیستم پیچیده‌‌ی عصبی مربوط به آن پس از مدت‌های طولانی تمرین مراقبه دچار تغییر عملی می‎شود. این موضوع توسط بسیاری از دانشمندان که روی فعالیت الکتریکی مغز تحقیق کرده‎اند، اثبات شده است. آنها دریافته‎اند که وقتی انسان در حالت بیداری و هوشیاری معمولی به سر می‎برد، امواج الکتریکی مغز که در این حالت امواج بتا نام دارند و توسط قشر مخ تولید می‎شوند، دارای طول موج کم و فرکانس زیاد هستند. وقتی فرد چشمانش را می‎بندد و ذهن او در حالت آرامش و در عین حال هوشیاری قرار دارد، تغییر ناگهانی در شکل امواج مغز به وجود می‎آید، طول موج امواج بیشتر شده، فرکانس آنها کاهش می‎یابد. این امواج را امواج آلفا می‎نامند، که وجود آنها هم در دانشجویان مبتدی و هم در استادان متافیزیک نشان داده شده است.
 
دیده شده که مراقبه کنندگان با تجربه و استادان پیشرفته‌ی متافیزیک دارای یک موج مغزی دیگری به نام تتا می‎باشند، امواج تتا نسبت به امواج آلفا دارای طول موج بیشتر و فرکانس کمتر می‎باشند. نکته جالب توجه این است که این امواج تتا به‌طور طبیعی تنها در مبتلایان به بیماری صرع در زمان حمله‎های صرع ماژور دیده می‎شود. یک توضیح ممکن برای این موضوع این است که در زمان حمله‎های صرع، سطوح پایین سیستم عصبی کنترل کامل بدن را به‌دست می‎گیرد و ذهن برتر در حالت آرامش کامل به سر می‎برد. چنان‌که در حالت مراقبه عمیق اتفاق می‎افتد.
 
حالت مراقبه باعث تغییرات فیزیولوژیک دیگری نیز می‎شود که هم‌زمان با ثبت امواج مغزی بررسی می‎شود. در حالت آگاهی مراقبه‎ای با امواج مغزی آلفا، تعداد ضربان قلب، مصرف اکسیژن توسط سلول‌های بدن و دفع دی‎اکسید کربن کاهش می‎یابد، متابولیسم بدن آهسته‎تر می‎شود و فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک نیز کاهش می‎یابد. کاهش سطح لاکتات خون به مراتب محسوس‎تر است. درحالی‌که سطح این ماده در خون افراد دچار تنش‌های عصبی و اضطراب به‌طور مشخص بالا است. در حالت مراقبه یعنی زمانی که مغز امواج آلفا ساطع می‎کند، فرآیندی مخالف با فعالیت سیستم ترشح کننده‌ی آدرنالین اتفاق می‎افتد. این فرآیند بدن را قادر می‎سازد که در حالتی آسوده‎تر و رهاتر عمل کند.
 
گروه دیگری از پژوهش‎گران پیرامون پدیده‎های روحی انسان مخصوصاً ارتباط بین ادراکات فراحسی و فعالیت امواج آلفا تحقیق کرده‎اند. در یک بررسی از تعداد زیادی افراد خواسته شد که حدس بزنند درون یک جعبه‌ی در بسته چه کارتی وجود دارد. با استفاده از تست‎های آماری مشخص شد، هنگامی که فرد چشمانش را می‎بندد و روی موضوعی تمرکز می‎کند امواج آلفای مغز او افزایش می‎یابد و کسانی که امواج آلفای بیشتری تولید می‎کردند، اغلب می‎توانستند کارتهای داخل جعبه را به درستی تشخیص دهند. در مواردی که تولید امواج آلفا در حد پایین قرار داشت، (همان طور که در حالت طبیعی در بسیاری از مردم یا هنگام باز بودن چشم‌ها مشاهده می‎شود) حدس زدن کارتها تنها براساس شانس صورت می‎گرفت. افراد مورد آزمایش هم‌چنین وضعیت ذهنی خود را در هنگام فعالیت غالب امواج آلفا توصیف کردند، همه آنها اتفاق نظر داشتند که آن حالت رهایی ذهن و جدایی از اطراف، تجربه‎ای لذت بخش بود. هنگامی که افراد در این حالت چشمان خود را باز می‎کردند، می‎توانستند جدایی خود را از اشیاء محیط مشاهده کنند. افزایش توانایی‌های روحی در این شرایط با توانایی‌های فردی که چاکرای آجنای خود را فعال کرده و می‎تواند اشیاء دور را با چشم بصیرت ببیند، مطابقت دارد.
 
نوش داروی اکثر بیماریهای دنیای مدرن، امواج مغزی آلفا است که بدن و ذهن را در وضعیتی آرام و آزاد قرار می‎دهد و با واکنش‎های ناهنجاری که از ابتدای خلقت انسان در جسم او رخ داده مقابله می‎کند. در دنیای مدرن زندگی انسان دیگر توسط حیوانات وحشی یا قبایل آدم خوار تهدید نمی‎شود، اما سیستم قدیمی ترشح کننده‌ی آدرنالین که بدن انسـان را در برابر چنان تهدیدهایی محافظت می‎کرده است، در برابر تهدیـدهای مـدرن نیز به همان روش قـدیمی واکنش نشان می‎دهد. امروزه تهدید‎های زندگی انسان معمولاً به صورت ترس از بحران مالی یا از دست دادن موقعیت شغلی و یا مشکلات خانوادگی و امثال آن جلوه‎گر می‎شود. اگرچه این قبیل تنش‌های جامعه‌ی مدرن خطرات غیر واقعی هستند، ذهنِ نگران و مضطرب آنها را واقعی تلقی می‎کند. از آنجا که بحران‎های دنیای مدرن حد و مرزی ندارد و هرگز پایان نمی‎پذیرد، بدن بسیاری از مردم به‌طور مداوم نسبت به آنها واکنش نشان می‎دهد. این حالت تنش و اتلاف مداوم انرژی، منجر به بیماری‎های جسمی و روحی می‎شود. علاوه بر این بزرگ‌ترین مکانیسم دفاعی بدن انسان به دلیل استفاده‌ی بیش از حد فرسوده می‌شود و به این ترتیب بسیاری از مردم خود را در مقابل خطرهای واقعی ناتوان می‎بینند. افزایش روزافزون تعداد قربانیان شوک ناشی از مواجهه‌ی ناگهانی با موقعیت‎های خطرناک واقعی تأیید کننده‌ی این مطلب است. پزشکان و دانشمندان معتقدند که مراقبه یکی از بهترین شیوه‌ها برای درمان این عارضه است. مراقبه باعث آرامش ذهن می‎شود و همواره با کاوش در زوایای روح انسان همراه است.
 
همانطوری که گفته شد حد فیزیکی آجنا، غده‌ی پینه‎آل است که با مغز در ارتباط می‎باشد. برخی از متافیزیسین‎ها معتقدند که غده‌ی پینه‎آل گیرنده و فرستنده‌ی نوسان‌های نامحسوسی است که افکار و پدیده‎های روحی را در کیهان انتقال می‎دهد. غده‌ی پینه‎آل امواج مغزی را به امواج الکتریکی تبدیل می‎کند، که با سرعتی بالاتر از سرعت نور حرکت می‎کنند، این امواج در مغز انسان ذخیره می‎شوند. کسانی که دارای توانایی‌هایی مانند بینایی و شنوایی متافیزیکی هستند، این کار را از طریق همین امتیاز چاکرای آجنا یعنی تغییر ماهیت امواج آلفا انجام می‎دهند.
انسان مدرن، دارای تفکری منطقی است و ترجیح می‎دهد زندگی خود را براساس واقعیت‎های علمی پایه‎گذاری کند. امروزه بیشتر، واقعیت‎های علمی مورد پذیرش قرار می‎گیرند و تجربیات علمی ثابت کرده‎اند، بعضی از مردم که تفکر مراقبه‎ای دارند و امواج مغزی آنها به‌طور عمده از نوع آلفاست، می‎توانند وقایع را پیش‎بینی کنند و از وقایع درونی و بیرونی که خارج از دسترس حواس پنج‌گانه است آگاهی داشته باشند. این توانایی‌های روحی که بسیاری از مردم برای کسب آنها تلاش می‎کنند، ابتدایی‎ترین نشانه‎های قدم گذاشتن در مسیر معنویت هستند. اگرچه رهروان واقعی، داشتن این توانایی‌ها را انکار می‎کنند تا مبادا آشکار ساختن توانایی‌هایشان باعث زوال و شکست آنها شود. حقیقت این است که قدرت‎های درونی در همه‌ی ما وجود دارد، ما فقط باید برای بیدار کردن مراکز عالی مغز که با چاکرای آجنا در ارتباط هستند، تمرین کنیم تا بتوانیم راهی به سوی تجربه‎های جدید و روزنه‎ای به سوی نور و روشنایی بگشاییم.
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 



کانال علوم ماورایی عرفان متا:

https://t.me/Erfanmeta





چشم سوم یا غده صنوبری

 

غده صنوبری (همچنین بدن صنوبری، اپیفیسیس سِربِری، اپیفیسیس و یا چشم سوم نامیده میشود) غده ی درون ریز کوچکی است که در مغز مهره داران قرار دارد. این غده ملاتونین (melatonin) تولید میکند، هورمونی که بر روی فرکانسهای الگوی خواب و بیداری و مسئولیت ساعت بیولوژیکی انسان را بر عهده دارد.

غده صنوبری به صورت یک مخروط میوه کاج کوچک است و به همین دلیل به آن غده صنوبری می گویند. غده صنوبری نزدیک به مرکز مغز، بین دو نیمکره سر (نیمکره غربی) در گودی در مرکز تقاطع تالاموس گذاشته شده است. برخلاف بیشتر قسمتهای مغز، غده صنوبری، توسط سیستم مانع (منع) خون از دیگر نقاط بدن جدا نیست. این (غده صنوبری) به رنگ خاکستری مایل به قرمز و به اندازه یک نخود (8 میلیمتر در انسانها) است. و در پشت و زیر شیار مغزی (یا خط نخاعی)، به صورت افقی در اتصال تالاموس، و قسمتی از هیپوتالاموس واقع شده است. روی خط وسط ساختار مغز است و اغلب مواقع در عکسبرداری های اشعه X از جمجمه دیده میشود، که اکثرا آهکی شده اند. فرآیند آهکی شدن جذب فلوراید موجود در آب و خمیر دندان است. این آخرین غده درون ریزی است که کارش در بدن کشف میشود.

موقعیت غده صنوبری در این جای عمیق و غیر قابل دسترس در مغز، به نظر میرساند که این غده اهمیت پنهانی دارد. قبلا قابلیت آن به عنوان یک یک چشم فیزیکی که میتواند ماورای فضا و زمان را ببیند، کشف شده است، و به خرافات و عرفان نسبت داده شد. امروزه آن با چاکرای ششم، که به بیداری و نبوت نسبت داده میشود و موجب افزایش آگاهی روانی میشود، شده است.



چاکرا چرخهای فزاینده یا مخروط انرژی

 

غده صنوبری یا چشم سوم در مرکز هندسی مغز واقع شده است. این به محل هرم بزرگ در وسط سیاره فیزیکی (سیاره زمین) ارتباط پیدا میکند.

تمام چشمان برای دیدن و نماد چشم

 

غده صنوبری بوسیله نور فعال شده، و این غده در ریتمهای زیستی مختلفی از بدن را کنترل میکند.

غده صنوبری به صورت هماهنگ با غده هیپوتالاموس (hypothalamus) که تشنگی، گرسنگی،

 نیازهای جنسی و ساعت زیستی (ساعتی که عملات پیر شدن و گذشت زمان را بر عهده دارد) را بر عهده دارد،

کار میکند. وقتی که بیدار میشود (غده صنوبری فعال میشود)، فشاری در قاعده مغز احساس میشود.

 در حالی که عملکرد فیزیولوژیکی غده صنوبری تا زمان حال ناشناخته باقی مانده است، سنتهای عرفانی و مدارس معنویت و باطن شناسی این قسمت از مغز میانی، که رابط بین دنیای فیزیکی و معنوی، روحانی بوده است را میشناختند. 

به عنوان قویترین و بالاترین منبع انرژی اثیری ethereal energy 

انرژی است که در کالبد انرژی انسان قرار دارد

 بصورت یک هاله ای از انرژی درون انسان قرار میگیرد که در دیگر موجودات با روش عکسبرداری کرلیان قابل مشاهده است  قابل دسترسی برای انسانها، شناخته شده است.

 غده صنوبری همیشه در شروع و ظهور قدرتهای فوق طبیعی بسیار مهم بوده است.

 و توسعه استعداد های خارق العاده روانی،

 همیشه با این ارگان دید فراتر (higher vision)

، از نزدیک در ارتباط بوده اند.

 وقتی که غده صنوبری فعال باشد، چشم سوم به عنوان یک استارگیت 

 stargate ، star+gate دروازه ستاره ای 

، که ماورای فضا و زمان را، در فضا و زمان می بیند

 به منظور فعال کردن چشم سوم، 

باید فرکانسهای فرد را افزایش داد و او را به ادراک و آگاهی بالاتر برد

 (همه چیز آگاهی و درک تجربه ی دریافت شده از طریق چشم زمان یا چشم سوم است). 

مراقبه، یوگای تجسم، و تمام اشکال سفر خارج از بدن، چشم سوم را باز میکند

 و اجازه میدهد که فراتر از فیزیک -جسم و ماده 

ببیند. همانطور که تمرین میکنید، آن را سریعتر،

 بیشتر و بهتر به دست می آورید.

 توانایی های روانی خارق العاده شما و همچنین پیامهای دریافتی در طول زمان رویا و خواب، افزایش مییابند. 

ممکن است که اول بوسیله بستن چشمهای فیزیکی خود شروع کنید، اما همانطور که تمرین میکنید، قادر خواهید بود که چشم سوم خود را با تمرکز و دریافت پیام از طریق چشمان باز فیزیکی خود، باز کنید.

 ارتعاشات سیاره ای ارتعاشاتی از امواج که از هر سیاره متصاعد میشود

افزایش فرکانس به صورت تصاعدی،

 به روح و نفس اجازه میدهد که بسیار آسانتر از گذشته بتواند این کار را انجام دهد. فرکانس ادامه خواهد یافت تا زمانی که آگاهی به اندازه کافی افزایش یابد، تا تکامل در طول چند سال بدست بیاید.

 غده صنوبری بعد از لمس شدن بوسیله نور مرتعش کندالینی،

 مطابق با اندیشه برتر الهی divine 

میشود.

صعود خود را،

 بعد از پاسخ دادن به ارتعاشات حاصل شده از نوری در سر

(light in the head) 

، به سمت مرکز سر، 

شروع میکند. 

نور در قسمت بالای سوتراتما

(sutratma) یا موضوع روح

soul thread 

 که از بالاترین سطح وجود ما میگذرد، وجود دارد 



غده صنوبری یا چشم سوم  در مرکز هندسی مغز واقع شده ، این به محل هرم بزرگ در وسط سیاره فیزیکی  که سیاره زمین هست ارتباط برقرار می کند