متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

متافیزیک علمی

نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری» ثبت شده است

چگونه هیپنوتیزم در بدن انجام میگیرد؟

خواب هیپنوز بوسیله هیپنوتیزم ایجاد می‌شود و در حالتی است که ذهن نقاد و پرخاشگر به کنار گذاشته شده و در این شرایط افکار و تلقینات لازم به سوژه داده می‌شود. یعنی آگاهی محدود شده سوژه به کمک هیپنوتیزم کننده اظهار می‌شود.در این حالت است که ضمیر آگاه موقت به کنار می رود و ضمیر نا خودآگاه به میان می آید و در موراد تلقینی عمیق تر ضمیر ابر آگاه هم به این میدان کشیده می شود ..


حالات جسمانی سوژه

در حالت هیپنوز قبل از همه چشم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پس تمام عضلات شکل بی‌حال شده و موج سستی و بی‌حالی تمام وجود سوژه را فرا می‌گیرد. این سستی گاهی به حدی است که بازوها مانند سرب سنگین می‌شوند و وقتی آنها را بلند کنیم هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دهند و اگر رها کنیم، چون قطعه‌ای چوب به طرف پایین سقوط می‌کند. در این حالت عامل باید محیط را برای احتمال و افتادن سوژه آماده کرده باشد.
در حالت هیپنوز تمام بدن به حالت سستی و خواب رفتگی قرار گرفته و بیهوشی و بی‌حسی تمام قسمت‌های بدن را کلی یا جزیی در بر می‌گیرد. در حالت خواب عمیق ، انسان به بازگشت کامل سن ذهنی می‌رسد. ضمن اینکه حالتهای دیگری همچون بیهوشی ، بی‌حسی کامل ، فراموشی جزئی و موقت ، درگیری با توهم و خیالات مثبت و منفی همچنین انتقال کامل احساس به مکانی دور (تخلیه قالب) در او پیدا می‌شود.



حالت خواب افراد مقاوم

برای خواب کردن کسانی که در مقابل عمل هیپنوتیزم از خود مقاومت نشان می‌دهند، می‌توان از تکنیک‌های ریزتری استفاده نمود که این تکنیک ها در صورتی که فرد مستعد انجام هیپنوز باشد به راحتی روی فرد اثر می گذارد و فرد سریع به هیپنوز وارد می شود.

آیا حالت هیپنوز تمرین پذیر است؟

هرگاه فردی را چند بار برای مدت طولانی به خواب هیپنوز برده شود، اعصاب او به این خواب عادت کرده و در دفعات بعد زودتر به خواب خواهد رفت. ولی تلقینات عامل کمتر در او اثر می‌گذارد. برای همین اگر خواب کردن برای درمان باشد، باید بیمار را دیرتر و با فاصله زمانی زیاد خواب هیپنوز قرار داد.
یعنی در این حالن فرد کاملا شرطی می شود و به راحتی به حالت ترانس وارد می شود و در یک وضعیت عالی قرار می گیرد.نکته ای که می بایست در این حالت دقت شود این است که فرد به خلسه منفی نرود و دچار هیپنوتیزم منفی نگردد که این کار توسط فرد هیپنوتیزور به راحتی می شود کنترل گردد.


تفاوت خواب هیپنوز و خواب طبیعی

خواب هیپنوتیزم اگر چه به خواب عادی شباهت دارد، با این حال بسیار از آن متفاوت است. در خواب هیپنوز ، معمول یا هیپنوتیزم شونده  هم خواب است و هم بیدار ، هم بطور مستقل فکر می‌کند و هم تحت تاثیر تلقینات عامل قرار دارد. با این حال باید این تصور غلط را از میان برداشته که فرد در هیپنوتیزم کاملا بی اختیار می گردد که این موضوع اصلا درست نیست و هر چه برابر با تفکرات و اخلاقیات فرد نباشه با واکنش سریع هیپنوتیزم شونده روبرو می شود و فرد به راحتی از حالت هیپنوز خارج می گردد.
 خب در خواب معمولی چنین نیست. اما بدانید که برخی از سوژه‌ها که به راحتی بیدار نمی‌شوند، احتمال دارد خوابشان عمیق شده و از مرحله خواب مصنوعی به خواب طبیعی وارد شده‌اند و لذا از بیدار نشدن سوژه نگران نباشید.
البته برخی افراد ممکن است بخواهند آزار بدهند و عمدا از خواب بیدار نشوند.طبق تجربه ی شخصی خودم این افراد را رها کنید خود به خود خسته می شوند و مجبور می شوند که از این حالت تقلب در بیایند.


نکات آموزنده از حالت هیپنوز
در حالت هیپنوز قابلیت تمرکز و هدایت بسیار زیادی پدیدار می‌شود.
هر چه حالت هیپنوز عمیق‌تر ایجاد شود، القا پذیری سوژه بیشتر خواهد بود. برای همین برای درمان بیماریهای عمیق روحی، عامل باید بتواند با بهره گیری از مهارت‌های خود ، بیمار را به خواب خیلی عمیق برده و بیماری وی را کشف و درمان نماید.
توجه و تمرکز سوژه به اعمال و تلقینات عامل ، موجب کرختی تدریجی اعصاب سوژه شده و او را به خوابی عمیق می‌برد.

ایمان و اعتقاد به فن هیپنوتیزم و همچنین اشتیاق سوژه برای خواب رفتن ، باعث تسریع در خواب رفتن سوژه می‌شود.

هرگاه میل شخص برای هیپنوتیزم شدن از طریق ضمیر ناخودآگاه او سر چشمه گرفته باشد، زودتر و بهتر به خواب خواهد رفت ولی اگر از ضمیر خودآگاه سوژه ناشی شود، تشویق و اضطراب در وی بیشتر می‌شود. برای همین ، هیپنوتیزم کردن افراد تحصیل کرده ، مشکل‌تر از افراد کم سواد می باشد ولی در هر صورت می بایست تفکرات و ذهنیات فرد را در یک مسیر قرار داد.........


آموزش هیپنوتیزم و دوره های کالبد های ماورایی و چاکرا و درمان های متافیزیکی 
جهت ثبت نام می توانید شماره تلفن خود و یا آدرس ایمیل خود را در بخش نظرات ارسال کنید تا با شما تماس گرفته شود .............

هیپنو آنالیز

 گروه کثیری از درمانگرانی که به وسیله هیپنوتراپی درمان می کنند روانکاو بوده و به تئوری های روانکاری پای بند هستند اینان تکنیک ها و کاربردهای درمانی هیپنوتیزم را با تئوری های روانکاری در آمیخته و براساس ارتباطی که بین این دو برقرار ساخته اند به روان درمانی می پردازند. هیپنوتراپیست ها روانکاو در این مورد اتفاق نظر دارند که آنالیز به وسیله هیپنوتیزم، نوعی صرفه جوئی در زمان و عدم اتلاف وقت است و این تسریع در حالی است که از نظر کیفی غالباً و نه همیشه ، نتیجه بهتری به دست می آید. در هیپنوآنالیز برخی از عوامل مخل که صرف انرژی زیادی از جانب درمانگر را می طلبند، تأثیر خود را از دست می دهند.
 به عنوان مثال در جریان روانکاوی، نگاه ، حرکات و حالات چهره ، حرکات دست و پا و حرکات بدنی ، تن صدای روان درمانگر و بار عاطفی که فرد مراجع از آن استنباط می کند موجب جلب توجه او می شود و تمامی اینها در جای خود بر جریان روانکاری موثر واقع می شوند و تداعی های نامربوط با جریان روانکاری را موجب می شود. لازم به تذکر است مواردی وجود دارند که هیپنوآنالیز آنها ، نتیجه ندارد و در این صورت فقط شیوه های سنتی و کلاسیک روانکاوی می تواند مفید واقع شود. علاوه بر این مسئله ای باعث می شود آنالیز در شکل کلاسیک و سنتی خود پر ثمرتر باشد. و آن مقاومتی است که فرد تحت هیپنوز از خود نشان می دهد و به طور خودآگاه و ناخودآگاه یک سیستم درونی برای حفاظت و سانسور می گمارد که در مواردی نیز با حساسیت بسیار زیاد و با سؤظن عمل می کند.

Related image
اما روانکاوی نیز عاری از برخی پیامدهای منفی ناخواسته نیست مهمتر از همه زمانی است که روانکاو حرکتی کند که بیمار آن را به خستگی ، عصبی بودن ، بیزاری، و وجود احساسات دیگر در روانکاو نسبت دهد. در چنین پنداشتها و برخوردهائی است که سوء تفاهم ها مشکلاتی بوجود می آورند و جریان روان درمانی را کند یا به کلی مسدود می سازند، پس ، از امتیازات هیپنوآنالیز این است که برخی از عوامل مخل محیطی در جریان روانکاوی وجود ندارند و یا به میزان اندکی در جریان طبیعی آنالیز دخالت می کنند. آنالیز سنتی نیز برخی جنبه های منفی هیپوآنالیز را که نمونه ای از آن ذکر شد ندارد.
از دیدگاهی آنچه که یک بیمار اضطرابی و نوروتیک را قبل از هر چیز وامانده ساخته و به تدریج به زانو در می آورد و او را از درک و تحلیل علل و ارتباط های شکل دهنده مشکل او باز می دارد رویاروئی و مواجهه او با کلیت مشکل است. فرد توان مواجه با اجزاء مشکل را از دست می دهد و واکنش اضطرابی خود را به عنوان مشکل قلمداد می کند حال آنکه واکنش اضطرابی و نوروتیک(
اختلال های روان رنجور)، خود معلول انگیزه و محرکی دیگر است.
بیماران اضطرابی عموماً در تلاش برای رهائی از مشکل، خود را معطوف واکنش می سازند. به عنوان مثال فرد پانیک (حمله های وحشت و یا ترس است)
مستقیماً به واکنش ترس خود در یک موقعیت معطوف می شود بی آنکه بتواند و فرصت تجزیه علت ( یا علل) بروز چنین واکنشی را داشته باشد. به عبارت ساده تر پی آمدهای رفتاری اضطراب چنان فرد را سردرگم می کنند که او در همان سطح باقی می ماند و نمی تواند از آن فراتر رفته به علت ها و معلول ها و جزئیات او بپردازد.
هیپنوآنالیز، که در واقع ترکیبی از روانکاری و هیپنوتیزم است وسیله ای است که درمانگر می تواند با توسل به آن محرک ها ناخودآگاه واکنش های اضطرابی و نوروتیک را کشف نماید. در موارد بسیاری، و به ویژه در شکل ابتدائی اختلالات اضطرابی ، زمانی که محرک های واکنش های نوروتیک به درستی کشف و برای بیمار تفسیر می شوند، مشکل از بین می رود. به همین جهت می گوئیم تبیین، توصیف وتفسیر خوب ، جزء اساسی از یک روان درمانی موفقیت آمیز است.
بزرگ ترین کارائی هیپنوآنالیز ، کشف و شناسائی مکانیسم های دفاعی مورد استفاده فرد و استفاده از آنها در امر تفسیر است.


Related image
برای کشف مکانیسم های دفاعی مورد استفاده فرد و نیز هر نوع ریشه یابی ، رجعت دادن فرد به گذشته ضرورت دارد و اساساً پسیکو آنالیز ( روان درمانی )متکی به تجارب عملی و هیجانی و حسی فرد است. در کنکاش گذشتة هر فرد مطالب و نکاتی وجود خواهند داشت که به راحتی آنها را ابراز نخواهند کرد و در اینجا نقاط کور در آنالیز به وجود می آیند. (غالباً این نقاط کور با مکانیسم های دفاعی مربوط هستند) درمانگر مجبور می شود به استنباط متوسل شود یا قسمتی از تجارب گذشته فرد را به صورت نقطه چین در نظر بگیرد. درمانگر درتحلیل خویش در می یابد که تصویر دارای نقصی است و تکه ای از آن تار و مبهم به نظر می آید این مسئله هم در روانکاوی و هم در هیپنوآنالیز پیش می آید در روانکاوی کوتاهترین راه ، بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد یعنی درمانگر از بیمار می خواهد چیزی را از قلم نیندازد و با او در مورد اهمیت این موضوع به شرح می پردازد.
بر طبق تجربه شخصی خودم تناسخ درمانی روش فوق العاده ای برای درمان این بیماری می باشد.
در هیپنوآنالیز اصرار و پافشاری در مواجهه با چنین مواردی، کمتر از آنالیز در روانکاوی نتیجه می دهد. در هیپنوآنالیز با اصرار درمانگر ، بیمار عموماً بر مقاومت خود می افزاید و حتی آن را ضرورتی می شمرد چرا که حالت هیپنوتیزم در او نوعی حالت هشدار و نگرانی بر می انگیزد که مبادا آنچه را که «نباید» ، تحت هیپنوتیزم بر زبان آورد و خود را به مخاطره اندازد. در هیپنوآنالیز فرد تردید دارد که اگر آن واقعه یا نکته مستتر را باز گوید آیا به ارادة خود چنین کرده است و یا تحت خواست هیپنوتیست و علیرغم اراده اش . اما در آنالیز روانکاوی فرد استدلال دگرگونه ای دارد به این ترتیب که خود را کاملاً هشیار می داند و بنابراین ترغیب درمانگر برای بازگوئی قسمت های سانسور شده با مقاومت نوع مذکور که در هیپنوآنالیز به چشم می خورد، روبرو نمی شود.
وقتی هدف از آنالیز کمک به فرد در ریشه یابی است و بدون بازگوئی در حالت هیپنوز این ریشه یابی می تواند صورت گیرد چه ضرورتی به بازگوئی ( از زبان بیمار رجعت داده شده ) وجود دارد. من شخصاً وقتی به این نتیجه برسم که فرد در جریان یک کاووش ذهنی و رجعت خوب ، قادر به مشاهدة جزء به جزء مشکل و دینامیسم( هریک از نظریه های فلسفی که پدیده های مادی جهان را حاصل عمل نیروهای گوناگون می داند.)

Image result for ‫هیپنو آنالیز‬‎

 آن است هیچ علاقه ای به بازگوئی آن توسط فرد تحت درمان نشان نمی دهم. و در نهایت امر صرفاً از او می خواهم آنچه را که در مورد مشکل خود کشف کرده است جمع بندی نماید. آنگاه به او القا می کنم که تمامی آن را به طور کامل به یاد خواهد داشت و بعد از خلسه بازگو خواهد کرد. به این ترتیب او در حالت هشیاری در مورد آنچه که در مورد گذشته خود ( در نتیجة رجعت) دستگیرش شده است صحبت می کند بدون دل شوره تحت هیپنوتیزم سخن گفتن . نکاتی که ضرورتاً باید مورد اشاره قرار گیرند اینها هستند:
۱- در مواردی بازگوئی در جریان آنالیز ضرورت می یابد یعنی لازم می آید فرد بیمار آنچه را که درجریان رجعت و معطوف شدن به واقعه یا دوره ای خاص مرور می کند، بیان نماید.
۲- نتیجه گیری شخص بیمار و کشف او در مورد مشکل، درست و بی نقص تلقی نمی شود و لازم است درمانگر صحت آنها را با آنچه که خود بدست آورده محک بزند و یا هیپنوآنالیز را ادامه دهد تا نتایج مؤید یکدیگر باشند.