متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

متافیزیک علمی

نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری» ثبت شده است

#درخت زندگی بخش سوم

 باور دیگر این که تمام وقایع و اتفاقات پیرامون درخت گردو در اندام و پیکره درخت ثبت می‌شود . جالب‌ترین اندیشه راجع به آن، واسطه قرار دادن درخت گردو در برخی امور از جمله امر ازدواج است.
 از درخت گردو به عنوان خرد مکتوم، باروری، طول عمر و مظهر پایداری به هنگام بداقبالی یاد شده است.
 انگور: انگور در اساطیر ایرانی مظهری برای خون انسان که نیروی اصلی حیات است، شمرده می‌شدهمچنین درخت انگور در اسطوره‌ها نماد خرد استیک شاخه درخت انگور نماد ایزدان، کشاورزی، باروری و مظهر زندگی و بی‌مرگی است
در مهرآوه‌های آیین میترایی، یکی از نقوش مورد استفاده خوشه‌های انگور وانار است

 بید: در نمادشناسی سنتی درخت بید افسون شده و برای ایزد بانوی ماه مقدس است
بیدمجنون نماد و نشانه سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است
بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه را نشان می‌دهد
رخت سبزبید نماد بی‌مرگی، جاودانگی، نیروی حیات، جوانی و نیروی زاد و ولد به شمار می‌آید.
انار: در بعضی از نواحی آسیای باستان درخت انار گاهی با عنوان خدای جوان در حال مرگ به نام ریمون rimmon نامیده شده است؛چنانچه تازیان نیز به انار، رمان می‌گویند
در داستان‌های اساطیری میوه انار سمبل زایش، ثروت، عشق و تولید نسل شناخته شده است


درخت کیهانی :


 جهان شناسی باستانی از درخت کیهانی عظیم سخن می‌گوید که از محور عالم mundi axis رشد کرده ، به تمامی اقطار هستی وارد و سبب اتصال زمین و آسمان می‌گردد. این درختِ جهانی ، غول آسا، و سترگ در لای لای هستی رسوخ کرده است.
 اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌ای از حیات جاویدان از تمدن سومریان به بعد رایج شد. سومریان روزگاری ساکن سرزمین کنونی عراق و شمال خلیج فارس بودند. آنها در حدود 4500 سال قبل از میلاد اولین تمدن درخشان بشری را پایه گذاری کردند. در کیهان‌شناسی سومریان، در مرکز عالم تک درختی قرار داشت که هم نگهدارنده عالم و هم منشأ سایر درختان و میوه‌ها و حتی حیوانات بود. این درخت در کهن‌ترین تصویرش بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش آن است
درخت کیهانی اغلب در قله کوهستانی و یا در رأس ستونی قرار دارد. گاهی به این صورت تصویر شده است که شاخه‌هایش تقسیم می‌شوند و به هم اتصال می‌یابند. یا اینکه دو تنه و یک ریشه دارد و شاخه‌ها به هم متصل‌اند.
بر اساس اساطیر ، درخت کیهانی که رابطه تنگاتنگی با درخت زندگی دارد و در برخی متون یکی انگاشته می‌شوند ریشه‌اش در دنیای زیرین، تنه‌اش در عالم آدمیان و شاخ و برگهایش در آسمان ها، قرار دارد. این درخت، واسط و سببی در تماس آدمیان و خدایان شمرده می‌شود.
بورستین در کتابش  آورده است:
یکی از جالب‌ترین و جامع‌ترین نقشجات اولیه جهان«جهان ـ درخت» است. در اشعار ودا آمده است که چون درخت کوچکی ضمن بالیدن می‌تواند سنگی را بلند کند پس به یقین درختی باندازه کافی بزرگ و تنومند، توانائی نگاه داشتن عرش را دارد. از اینجا تصور درخت زندگی و درخت معرفت شبیه درختهای باغ عدن بوجود آمد ، و مردمان زیادی دارای درخت مخصوص به خود شدند.
 مهمترین متن مذهبی که در آن از درخت زندگی سخن رفته است، تورات است.

 بر اساس آموزه‌های تورات، درخت زندگی و درخت شناخت خوب و بد، دو درخت روئیده در باغ عدن(بهشت) هستند
 باغ عدن نخستین جایگاهی بود از نظر تورات که خداوند خدا پس از آفرینش نخستین زوج بشری یعنی آدم و حوا آنها را در آنجا مسکن داد. مهمترین مشخصه این درختان آن است که خورنده آن از امتیاز عمر جاویدان برخوردار می‌گردد.
 در عرفان یهودی (کابالا) درخت زندگی نشئه گاه و محل تجلی ده عالم است.
این عوالم که به سفیروت [5
]sefirot معروفند، عبارتند از :
کِثِر Kether(تاج)
چُک  ماح Chokmah
بیناح Binah
چِسِد یا تسادیک Tzadik
هاد Hod
گبوراح geburah
نت زاچ Netzach
تیفارث Tifareth
یِسود Yesod
ملکوثMalkuth
در برخی از نقشه ها عالم دیگری نیز تصویر گردیده که دات 
Da'at نامیده میشود.

درخت کیهانی در آثار  کلاسیک و شمایل نگاره‌های برجای مانده اکثر تمدنهای باستان به چشم می‌خورد. نماد این درخت، جنبه مقدس و الهی یافته بود، از اینرو مهمترین مکان نگهداری آن اماکن و معابد مقدس بوداز نظر دو بوکور درخت کیهانی رمز آفرینش است. که الگوی خلقتی را ارائه می‌دهد. وی معتقد است حتی  کاج نوئل tule  tree  که مسیحیان در کریسمس تزیین می‌کنند، نمادی از همین درخت کیهانی است و آئینی است که اشاره به گذشته‌های دور دارد 

«درخت در کهن‌ترین تصویرش ، بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکریست که رمز کیهان و آفرینش کیهان است. نوک این درخت، تمام سقف آسمان را پوشانده است؛ ریشه‌هایش در سراسر زمین دویده‏اند؛ شاخه‌های پهن و ستبرش در پهنه جهان گسترده‏اند و قلبش، جایگاه آتش آذرخش است. خورشید و ماه و ستارگان در میان شاخ و برگ های این درخت، همچون میوه‌های تابناک، می‌درخشند. کاج بن عید نوئل، درختی کیهانی است.
همانگونه که دوبوکور خاطر نشان کرده است، از قدیمی‌ترین متون بدست آمده در باره درخت کیهانی، متنی سومری مربوط به 3000 تا 4000 سال قبل از میلاد مسیح است.
  بر اساس اطلاعات بدست آمده از این متنهای باستانی  ،  شاخ و برگ های این درخت محل زندگی زیکوم
zikum الهه آسمان است. در حالیکه تنه‌اش محل زندگی الهه زمین، داوکینا Dav-Kina و فرزندش تموز tamuz بوده.

داوکینا همسر هُ آ HEA بوده  گمان برده می‌شود که معنای نام  او «بزرگ بانو» باشد. 

  چنین تصویری در تمام تمدنهای  بین النهرین باستان وجود داشت. درخت مقدس همچنین محل زندگیِ شیطانی مادینه بنام «لیلیت»  یا «بانوی شب»  بودکه ملکه جهان زیرین پنداشته می‌شد.  سمبل این شیطان مادینه، جغد یا پرنده خرابه نشین بود.سومریان گمان میبردند این درخت در وسط جهان قرار دارد. در جایی نزدیک به شهر باستانی اریدو eridu در کنار رود فرات که از نظر ایشان مرکز جهان بود.

 خدایی دوجنسی بنام  اِ آ   EA   هم مامور محافظت از این درخت بود.

 در اساطیر چینی از درخت جیان مو  jian mu سخن گفته شده است. اعتقاد بر این است که این درخت همان درخت زندگی و درخت کیهانی باشد. هشت شاخه این درخت، هشت طبقه آسمان است . نشان‌ها و اختصاصات این درخت،  همانند درخت کیهانیست.
 «زیگورات(معبد) های کهن، برج بابل، مناره نیایش گاه‌ها و سرانجام کاج نوئل همه و همه نمادی از درخت کیهانی است.
در فرهنگ ترک درخت حیات از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است . درخت حیات که ازسوی اقوام مختلف ترک به اشکال مختلف مورد استفاده قرارگرفته است. گاهی با درخت آلش و گاهی با درخت بلوط و گاهی نیز با درخت سرو نمایش داده شده است . در افسانه توریش پادشاه معروف اویغورهادرخت زایندگی را بیان می‌دارد . درختی که در این افسانه از آن نام برده می‌شود درختی شبیه درخت سرو است که برگهای خود را حتی در فصل زمستان نیز نمی‌ریزد.در افسانه‌های آلتای از یک درخت غول آسای کاج که سر به فلک کشیده و برروی آن بای اولگن خدای مورد پرستش مردمان آن منطقه نشسته، سخن بمیان می‌آیداین درخت که به درخت آسمان معروف است
۹ شاخه دارد . در افسانه‌های برخی اقوام تاتار که درسیبری زندگی کردند از یک نوع درخت آلش مقدس با هفت شاخه که تا آسمانها سر به فلک کشیده‏اند یاد شده است . سلجوقیان نیز به اشکال مختلف از این نقش استفاده کردند. مابین نحوه استفاده سلجوقیان و شمانهای سیبری و آسیای مرکزی از درخت حیات تشابهاتی وجود دارد.


#درخت زندگی بخش دوم

در تمام ادیان باستانی رسم بر این بود تا برای سپاسگزاری از نعمت‌های خدا محصول خود را که انگور، انجیر، انار و زیتون بود به معابد ببرند و پس از نیایش خدایانی که مظهر درخت و گیاه بوده‌اند بین مردم تقسیم کنندباقیمانده این رسم هنوزهم بین کلیمی‌ها و ارامنه وجود دارد و با تغییراتی از اعیاد آنها به شمار می‌آید.
 مراسم تبرک انگور در قدیم در تاکستان‌ها انجام می‌شد و پس از تبرک این میوه سهمی ‌هم به پرندگان اختصاص می‌یافت.  یونانیان باستان بیشتر درختان را منسوب به خدایان می‌دانستند و صدای به هم‌خوردن برگ‌های درخت بلوط را در معبد دودونا نشانه زئوس خدای خدایان در معبد تصور می‌کردنددر میان آنان برخی درختان آنچنان مقدس بودند که گاه هدایایی از مردم عامی ‌دریافت می‌کردند.
 همچنین آنها معتقد بودند وقتی خداوند می‌خواهد به کسی محبت کند یا خود را به صورت درخت ظاهر می‌کند یا او را به شکل درخت تغییر می‌دهددر باور برخی ایرانیان نیز چنین اعتقادی وجود داردکه بعضی درختان را مظهر انسان‌های نیکوکار می‌دانندکه پس از مرگ به درخت تبدیل شده‌اند تا زندگی جاوید بیابند.در فرهنگ کهن ایرانی  هر آنچه داده خداست، پاک و دوست داشتنی است و درختان به عنوان یکی از نماد‌های ظهور اراده خداوند یکتا بر روی زمین و به منزله یکی از بخشش‌های خدایی از تقدس و ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند

در باور ایرانیان درختان نشانه‌ای از زندگی، آفرینندگی و باروری به شمار می‌آمده‌اند و گاه هنگام خشکسالی به عنوان نماد پایداری در مقابل دیو بدیمن قحطی از آنها یاد می‌شده است.همواره ارزش درخت در ایران چنان بوده که اگر کسی تک درختی را می‌شکسته مجبور بوده به جرم این گناه مبلغی بپردازد یا چند درخت بکارد.در متن کوتاهی به زبان پهلوی آمده است هرگاه کسی گیاهی را بر خلاف قاعده درست آن بشکند یا حتی کوچک‌ترین آسیبی برساند و این آسیب را جبران نکند؛ هنگامی‌که از این جهان درگذرد، صورت معنوی همه گیاهان به بلندای بالای مردی درپیش او می‌ایستد و او را به بهشت راه نمی‌دهد.
این اشاره‌ای است کوتاه و کلی به باورهای ایرانیان که از دیرباز نسبت به گیاهان و طبیعت داشته‌اندهمین مفهوم را می‌توان در نوشته‌های بسیار دیگری یافت که هرگونه آسیب رساندن به طبیعت و گیاهان و درختان را گناه به شمار آورده است.  ایرانیان باستان به فرشته‌ای معتقد بودند به نام هورز که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم وی می‌شد.
در آیین میتراییسم درهنگام نیایش، غذا خوردن و نیز برپایی مراسم مختلف، دسته‌های کوچک گیاهان یا درختان مقدس را به نشانه برکت در دست می‌گرفتند. زرتشتیان هنوز هم در مراسم و جشن‌های خود شاخه‌های درختان مقدس را در دست می‌گیرند.
از جمله مراسم مربوط به در گذشتگان که به هنگام نیایش و طلب آمرزش برای متوفی، موبد شاخه‌های درخت مورد، سرو، کاج و یا شمشاد در دست می‌گیرد.در یسنا بر اهمیت سبز نگه داشتن جهان تأکید شده است و بنا بر قانون «اشا» آدمیان را ملزم دانسته تا جهان را سبز و آباد نگه دارنددر اوستا آسیب رساندن و قطع کردن درختان گناهی نابخشودنی شمرده شده است که پیشامدی ناگوار را برای شخص  یا نزدیکانش در پی خواهد داشت
هنوز هم در باور بعضی ایرانیان قطع درختان سبز بویژه در فصل بهار و تابستان گناهی بسیار بزرگ و شوم تلقی می‌شود، به همین دلیل برخی قطع درخت را به فصل سرما موکول می‌کنند.ایرانیان حتی در برپایی جشن‌های آتش از جمله جشن سده از شاخه‌های خشکیده درختان بویژه درختان مقدس استفاده می‌کردند و چون باور داشتندکه نیروی باروری، حیات و  برکت روح مقدس در آن درختان سرایت کرده است، خاکستر جشن را در کشتزارها می‌پاشیدند تا سبب باروری و برکت محصول شود.
 در فرهنگ ایرانی زرتشتی، امشاسپند امر داد به عنوان فرشته جاودانگی و بی‌مرگی در عالم جسمانی، نگهبانی نباتات و روییدنی‌ها را به عهده دارد

در یکی از نیایش‌های زرتشتیان آمده است:

ما امرتات امشاسپند را می‌ستاییم. ما مزارع و گله‌ها را ستایش می‌کنیم. ما درخت گائوکرنا را که محکم‌تر از همه درختان و آفریده اهورامزداست می‌ستاییم.

 درخت گائوکرنا درخت اسطوره‌ای ایرانی است.با این اعتقاد که حاوی تخم و بذر تمامی‌ روییدنی‌ها شناخته شده است.
 امرتات برمزارع وکشتزارها و گله‌ها حکومت می‌کند. چون او سبب رویش نباتات و میوه گیاهان است و نگهداری از درخت کائوکرنا که خود شاه گیاهان است و ابدیت و بقا می‌بخشد، به عهده اوست.
درخت هوم در آموزه‌های دینی موبدان ساسانی با دانش و خرد مترادف است و معنای آن درخت مقدس است که با مفهوم درخت زندگی و معرفت که میراث بین‌النهرین برای ایرانیان بود ترکیب شده و به درخت دانش که میوه‌اش خرد است تبدیل شده است.
در بند (9 - 20 - 19 - 22 - 23) یسنا در معرفی این گیاه آمده است: این گیاه یا شیره آن دورکننده مرگ، ارزانی دهنده فرزند به زنان و شوهر به دوشیزگان است.
در اسلام پرستش هر گونه درخت، اصنام، توتم و هر نوع اعمال و پندارهای خرافی منع شده است. دین اسلام عقیده دارد که اسلام علم وعقل برای شناخت حقیقت زندگی و پرهیز از جهالت و گمراهی و دوری از افکار رویایی ساحری و جادویی است
در عین حال، اسلام و تمام ادیان و اخلاق انسانیت به تمام پدیده‌های مفید و تمام آفریده‌های خداوند به چشم پدیده‌ای قابل تأمل، محترم و حتی آیه و وسیله‌ای برای شناخت خداوند و نزدیکی به حق تعالی می‌نگرد و با این دیدگاه شگفتی‌های آفرینش، مخلوقات خداوند هستند و عناصر و پدیده‌های طبیعی در این دین رنگ و بوی روحانی و الهی به خود گرفته‌اند.
 خداوند در قرآن از بسیاری از درختان یاد می‌کند و آنها را نماد قدرت خداوندی  و نشانه‌ای برای تدّبر و تنبه آدمیان معرفی کرده است.
 در فرهنگ اسلامی‌ درخت نماد زندگی، معرفت و نعمت الهی است که در قرآن نیز از آن یاد شده است
 در سوره انعام آمده است: اوست خدایی که از آسمان باران فرو بارد تا هر نبات در آن برویانیم و سبزه‌ها را از زمین برون آریم و در آن سبزه‌ها دانه‌هایی که روی هم چیده شده پدید آریم  و از نخل خوشه‌هایی پیوسته به هم برانگیزیم و نیز بستان‌هایی از تاک‌ها، زیتون و انار  که برخی مشابه و برخی نامشابه‌هم‌اند، خلق کنیمبه میوه‌هایش آن گاه که پدید می‌آیند و آن گاه که می‌رسند بنگرید که در آنها عبرت‌هاست برای آنان که ایمان می‌آورند. (انعام/99)
 همچنین در سوره تین چنین آمده است: والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم: سوگند به انجیر و زیتون، سوگند به طور مبارک، سوگند به این شهر امن که ما آدمی‌را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم. (تین:4 1)
 درخت زیتون که نامش در قرآن 6 مرتبه آمده است، لقب شجره مبارک را از خدا در کتاب مقدس قرآن دریافت کرده است.  


نیروی اصلی حیات‌

 نخل: درخت نخل به عنوان یک منبع غذایی مهم در بین‌النهرین و یکی از چند درخت مراسم باروری این منطقه بوده است.
در مصر نماد افزایش محصولات و به طور کلی همراه پاپیروس علامت‌های اشرافی مصر علیا و سفلی را تشکیل می‌داده است؛
 همچنین درمصر درخت تقویم هم به شمار می‌رفته است زیرا هرماه شاخه‌ای به آن اضافه می‌شود.
در نواحی جنوبی ایران برای نخل زندگی بین انسان و گیاه قایلند.  درخت خرما یا نخل که حاصل مناطق گرمسیری است، همیشه مورد احترام مردم این نواحی بوده است تا آن جا که مانند انسان در شمارش آن از واحد نفر استفاده می‌کنند.
 سدر: مردم جنوب ایران درخت سدر یا کنار را به نام پیر کنار می‌خوانند.  پیر یک شخصیت مقدس است که ریشه مانوی دارد و با کلمه پدر هم‌ریشه است.

در بوشهر درختان کناری به نام‌های پیر خضر هنوز هم به همان شیوه عصر جادو پرستیده می‌شوند و مردم به زیارت آنها رفته از آنان کمک می‌طلبند.
در گذشته سدر را بر بدن می‌مالیدند به این اعتقاد که امراض را از میان می‌برد. درخت سدر در کتاب‌ها به نام‌های کنار، سدر منبل داوود و سنجد خوانده شده است.      
درخت گردو: بررسی برخی باورها نسبت به درختان از جمله درخت گردو بیانگر تلقی شخصیت‌پنداری نسبت به این درخت بویژه نسبت به نوع کهنسال آن است؛ برخی معتقدند شب‌ها نباید زیر درختان گردو عبور کرد یا این که زنان را نباید تنها در شب برای آوردن آب به چشمه‌هایی که زیر درخت گردو است، فرستاد  همچنین این اعتقاد وجود دارد که درخت گردو درختی سرکش و مغرور است بنابراین  برای بالا رفتن از آن باید از افراد ماهر استفاده کرد..