متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متافیزیک» ثبت شده است

روشن بینی

روشن‌بینی به معنی واضح دیدن و به مفهوم قوه ذهنی و بصیرت فوق‌طبیعی، قدرت درک و مشاهده اشیا و افرادی است که نمی‌توان با کمک حواس عادی آنها را تشخیص داد. و به‌طورکلی دو نوع روشن‌بینی وجود دارد: نوع اول ارادی که با یک زندگی پاک و سالم امکان رشد می‌یابد و با آموزش می‌توان به شکلی موثر و مفید مورد استفاده قرار گیرد. نوع دوم غیرارادی است که گاه می‌تواند خطرناک باشد. زیرا شخص با هستی و ذات‌های دیگر ملاقات می‌کند و جهان‌های دیگر را می‌بیند و می‌تواند تجارب روحی انسان را قبل از تولد و پس از مرگ و در جهان‌های نادیدنی ببیند. یک روشن‌بین قادر است چیزهایی مثل ارواح را که با چشم ظاهر نمی‌توان دید و دارای فرکانس بالاتری هستند، را ببیند. البته باید متذکر شد که هر روشن‌بینی با هر نوع سطح آگاهی قادر به دیدن تمامی انواع ارواح نیست و تنها قادر است ارواحی که از نظر آگاهی با آنها هماهنگ است را ببیند.





یکی از شاخه‌های روشن‌بینی که در مورد مشاهده گذشته، حال و آینده است «سایکومتری» نام دارد. در این نوع روشن‌بینی، اغلب روشن‌بینان اتفاقات و حوادث بد و غم‌انگیز را مشاهده می‌کنند، مثل دیدن یک سانحه هوایی، دلیل آن این است که روشن‌بینان عموماً در سطح آگاهی پایینی قرار دارند و از آنجایی که اتفاقات ناگوار هم از لحاظ ارتعاشی و انرژی در سطح منفی و پایین‌تر آگاهی اتفاق می‌افتند به‌وفور این‌گونه وقایع را درک می‌کنند. شخص روشن‌بین می‌تواند از طریق لمس شی‌ای به تاریخچه آن شی و افرادی که آن را لمس کرده‌اند. پی ببرد و از گذشته، حال و آینده مالک آن مطلع شود.
در روشن‌بینی به‌طورکلی دو شاخه اصلی وجود دارد یکی فیزیکی و دیگری غیرفیزیکی. تا به‌حال برایتان اتفاق افتاده که از گوشه چشم‌تان به چیزی نگاه کنید و وقتی صورت‌تان را برگردانید چیزی نیابید. شاید این را خیالات و تصورات خود بپندارید اما باید گفت که قسمت‌های بیرونی چشم حساس‌تر از قسمت‌های مرکزی آن هستند. مشاهده در روشن‌بینی فیزیکی به همین شکل است. روشن‌بینی به‌صورت غیرفیزیکی به معنی دیدن تصاویری در چشم ذهنی و با پلک‌های بسته می‌باشد. برای بیدارسازی این قابلیت‌ها، نیاز به صبوری، تمرین و ممارست و زمان است...


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 




قدرت ضمیر نا خود آگاه

 

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاه‌تان به چه صورت کار می‌کند و از خود واکنش نشان می‌دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشید که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست. «هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می‌خواهید، دیر نیست. 

● جرج الیوت
مغز انسان به دو قسمت تقسیم می‌گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از ۱۰۰درصد ذهن خودآگاه خود استفاده می‌کنند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ‌تر و نیرومندتر عمل می‌کند و در حدود ۹۰درصد دیگر از واکنش‌های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می‌دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟


 ● عملکرد ضمیر ناخودآگاه
 ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می‌دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه‌مان احساس می‌کنیم، تمام چیزهایی را که می‌بینیم، می‌شنویم، حس می‌کنیم، می‌چشیم و بو می‌کنیم برای تحلیل و بررسی‌های آتی به ذهن فرستاده می‌شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهند شد. در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می‌شود.  فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می‌آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می‌فرستد.
 همه خاطرات گذشته را به یاد شما می‌آورد و به شما آموزش می‌دهد که چگونه می‌توانید با در نظر گرفتن همه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.
 یک نمونه مناسب که می‌توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد، در ذهن شما حک می‌شود که کتری داغ بوده و می‌تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه می‌دادیم. ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش‌های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می‌توانید راه بروید، تنفس کنید،قلب‌تان ضربان خود را داشته باشد و ... همه این وقایع در ذهن فرد ثبت می‌شود. لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت ۲۴ساعته در حال فعالیت است، یکسره و بدون توقف و استراحت. یکی دیگر از نمونه‌های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. 
 زمانی که شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی‌کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی‌دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک انجام می شوند، شما فقط رانندگی می‌کنید.
 نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخودآگاه وجود دارد، این است که ما را قادر می‌سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می‌توانید ذهن خود را طوری برنامه‌ریزی کـنید کــه ســبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی شود.



همه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خودآگاه درک می‌شوند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می‌شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخودآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت‌ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی‌شود.
برای ضمیر ناخودآگاه فرد ،محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد. 
 یکی از بهترین تکنیک‌هایی که از طریق آن مــی‌توانید ضمــیر ناخـــودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. 
 این کار به شما کمک می‌کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را می‌خواهید. به این منظور می‌باید تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. 
 این تجسم، هم شامل احساسات شما می‌شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت، همچنین می‌تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می‌کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کامل تحت کنترل خود در آورید.
 به هر چیزی که فکر می‌کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخودآگاه فرستاده می‌شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آن را به عنوان یک حقیقت می‌پذیرد. 
 هیچ گاه به خودتان نگویید که: «من شکست می‌خورم»، «توانایی انجام این کار را ندارم»، و یا «قابلیت انجام چنین کاری را ندارم»؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آن را باور کرده و به عنوان یک حقیقت آن را می‌پذیرد. 
 باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، سلامت و عشق فکر کند. با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه و هر چیز دیگری که فکرش را بکنید، به زندگی خود وارد کنید. می‌توانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها را حس کرده و لذت ببرید. ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاه‌مان وجود دارد، پا به دنیا می‌گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می‌توانیم بیشترین حد از آن استفاده کنیم. اگر تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می‌توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.

اسم شما چه رنگی است ؟




آیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا انسانها همانند رنگها تغییر میکنند و این تغییرات تا چه 

اندازه شبیه یکدیگرند؟روانشناسان معتقدند که همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و تاثیر 

محیطی ما بیشتر تابعی از تاثیرات رنگهاست.بسیاری از این روانشناسان نیز بر این باورند که علاوه بر 

تاثیر پذیری از رنگها،برای نام هر فرد نیز رنگ مخصوصی وجود دارد که می تواند بر زندگی او تاثیر 

بگذارد.شما بیشتر با کدام رنگ آشنا هستید؟اکنون رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف را کنار یکدیگر 

قرار دهید و به نتیجه مطلوب برسید. 

قرمز:1 ش،س،ج،الف 

نارنجی:2 ت،ث،ک،ب 

زرد:3 ی،ل،ص،ض 

سبز:4 و،م،د،ژ 

آبی:5 چ،ن،ط،ظ 

نیلی:6 ح،خ،ف 

بنفش:7 ع،پ،غ 

صورتی:8 ز،ق،ه 

طلایی:9 ر،ذ،گ

برای رسیدن به نتیجه مطلوب،ابتدا اسم و فامیل را کنار هم قرار می دهیم،

مثلا مصطفی نظری 

نتیجه ابجد اسم و فامیل می شه عدد 1389

خب این عدد را باید ساده کرد به روش زیر:

21=1+3+8+9=1389

عدد 21 را هم باید ساده کرد 

3=2+1

 عدد 3 رنگ زرد هست 

توضیحات مخصوص هر رنگ و عدد 


Image result for ‫رنگ اسم‬‎


رنگ آبی: 

به احتمال قوی دیگران شما را شخصیتی بدون تعارف و بدون تشریفات می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان بسیار جالب توجهید.عاشق آزادی هستید و برایتان این واژه مقدس و با ارزش است.بنابراین هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود.اگر این همه دنبال تنوع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و از اینکه در هر تجربه ای درسی بزرگ نهفته است ،زندگی را به نسبت دیگران بسیار لذتبخش می بینید،هر چند مشکلات آن زیاد باشد. 

روحیه سرکشتان باعث میشود کمتر در یک جا بند شوید و بتوانید با یک جا ماندن برای خود شهرتی بهم بزنید.شما در هر محیطی که قدم بگذارید،میتوانید صلح و آرامش را در آنجا برقرار کنید.اما گاهی که احساس منفی دارید،بسیار تنبل میشوید و دلتان نمی خواهد انرژی فراوانتان را در مسیری درست به مصرف برسانید.در چنین حالتی احتیاج به مکانی خلوت دارید تا تعادل روحی-روانی خود را دوباره به دست آورید. 



رنگ صورتی: 

دارای قدرت جسمی بالایی هستید و به خاطر اراده ای که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.با مسئولیتها به راحتی کنار می آیید و میتوانید دیگران را در مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی قوی و عمیق هستید و برای رسیدن به اهدافتان عشق به همنوع در شما آنچنان زیاد است که تصور میکنید بجز خدمت به بشریت مسئولیت دیگری ندارید،اما در عین حال صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.در مقام یک رئیس میتوانید موفقیت های بزرگی به دست آورید.گاهی اوقات برای رسیدن به اهداف خود،حتی سلامتی خودتان را نیز فراموش میکنید. 


رنگ زرد: 

بسیار تیزهوش،خوشبین و فعال هستید و هرگز در ابراز آنچه که می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،داشتن قوه ابتکار و مستعد بودن در تمامی زمینه ها،روابط عمومی خوبی دارید و همیشه دور و برتان پر از دوستان متنوع است.با وجودی که روحیه بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نمی کنید،مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.شاید تنها ایراد شما ،قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق میکند تا بتوانید مسیر زندگیتان را مشخص کنید.از طرف دیگر اگر نتوانید از انرژی خود در مسیر درستی استفاده کنید،در آخر خواهید دید که بیشتر اهدافی را که شروع کرده اید،ناتمام گذاشته اید.باید تمرکز خود را تقویت کرده و به مقصود برسید. 



رنگ قرمز: 

گاه جاه طلب هستید وبرای رسیدن به اهداف خوداهمیتی نمی دهید که دیگران نیز فدا شوند.قرمز،رنگ نیروی زندگی،حیات و جسارت است.همیشه سعی میکنید که روی صحنه به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.با اینکه بسیار خونگرم هستید،به سادگی تحریک میشوید و ممکن است حتی در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای،اخمهایتان در هم برود و در لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده زیادتان در جهت مثبت استفاده کنید تا باعث افسردگی تان نشود.گاهی نیز به سرعت،صبر و حوصله خودتان را از دست میدهید و به دیگران زور می گویید.اما یادتان نرود که هر کسی روش بخصوصی برای پیشرفت در زندگی دارد و آنچه را که فکر میکنید برای شما مناسب است.شاید برای دیگران کاملا مضر باشد. 


رنگ نیلی: 

زندگی شما به زندگی انسانهای عارف شباهت دارد و مردمی که با آنها سر و کار دارید،بیشتر نزد شما به گناهانشان اعتراف میکنند.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،میتوانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید.به غیر از روحیه و شخصیت نوع دوستی که دارید،از یک حس ششم بسیار قوی نیز برخوردارید که این خود باعث میشود به راحتی از مشکلات مردم باخبر شوید.بسیار سخاوتمند و با قدرت هستید.عاشق زندگی و خانواده هستید و تنها وقتی از خودتان راضی میشوید که بتوانید عشق و علاقه تان را به دیگران ببخشید.بسیار عادل هستید و با کمترین بی عدالتی در مورد دیگران آزرده خاطر میشوید.بیشتر دوستان برای طلب کمک به شما روی می آورند. 



رنگ بنفش: 

عاشق کند و کاو و جستجو برای رسیدن به هر پدیده ای هستیدو شاید هم به این دلیل عشق به علوم نا آشنا در شما به حد کافی وجود دارد و همین مساله باعث میشود به رشته هایی نظیر یوگا و «تی ام» روی بیاورید.هیچ اتفاقی را به راحتی نمی پذیرید،مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کنید.اعتقاد دارید که به هر چه نیازمندید،در درون شما وجود دارد و در حل مشکلات سعی میکنید راه حل را در روح و درون خود بجویید.در رابطه با شرایط زندگیتان بسیار حساس هستید و در واقع ذهن شما می تواند مثل یک گیرنده فعالیت کند.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن با دیگران،یکی از مشکلات بزرگ شما به شمار میرود. 


رنگ طلایی: 

هر چیزی فقط حد بالایش میتواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر ،رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که بندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود،ولی شیفته تان نشود.دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.کم اتفاق می افتد که افسرده شوید،زیرا به هر چیزی با خوشبینی زیاد نگاه میکنید.میتوانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران منتقل کنید.در هر فعالیت گروهی ،به راحتی مورد توجه قرار میگیرید و مثل یک جادوگر افسانه ای می توانید شرایط منفی را به بهترین موقعیت تبدیل کنید. 


رنگ سبز: 

برایتان خیلی مهم است که برای خودتان برنامه روزانه تعیین کنید و نظم و انضباط برای شما اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدی نزد شما می آیند و شما عاشق کمک به آنها و حل مشکلاتشان هستید.تکامل شخصیت برایتان ارزش بسیار زیادی دارد و برای گسترده تر ساختن افق دانش خود،هرگز از آموختن باز نمی مانید.تغییر و تحول را بر نمی تابید و ترجیح می دهید روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.باید سعی کنید همزمان با زندگی و تازگی های آن حرکت کنید،احترام به آداب و رسوم گذشته بسیار با ارزش است،ولی با آنها زندگی کردن رکود ذهنی به دنبال خواهد داشت. 


Image result for ‫رنگ اسم‬‎


رنگ نارنجی: 

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب همه باشید.نشاطی که از خود نشان میدهید آرزوی قلبی خیلی هاست.اغلب تجربیات زندگیتان رنگ عاطفی دارد.شخصیتی بسیار جذاب و دوست داشتنی دارید و متاسفانه گاهی اوقات بیش از اندازه غلو میکنید و بین احساس و عقل در میمانید.سعی کنید کمتر تحت تاثیر دیگران قرار بگیرید.حتما نتیجه کار نباید رضایتبخش باشد.مکنونات قلبی خود را ابراز کنید و مطمئن باشید بر قلبها خواهید نشست.

روان‌شناسی لحظات نزدیک به مرگ


دکتر «مورس» در کتاب «ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن» چنین نوشته است:

شگفتی‌های روان‌شناسی
در عصر حاضر، هم انواع تصادفات شدید و مرگ‌بار زیاد شده و هم آمار سکته‌های قلبی و مغزی افزایش یافته‌است. در این شرایط، عده‌ی زیادی از افراد آن‌چنان دچار  شکستگی‌های متعدد استخوانی، خون‌ریزی‌های شدید، له‌شدن عضلات و... می‌شوند  که از نقطه‌نظر اطرافیان و حتی پزشکان، نزدیک به مرگ تصور می‌شوند و گاه این افراد دچار ایست قلبی و مغزی هم می‌گردند و در سطح جهانی، بیماران یا مصدومان در شرایط ایست قلبی و تنفسی، مرده تصور شده و با معاینه‌ی پزشک و صدور جواز دفن به سردخانه منتقل می‌شوند اما در این شرایط هم تعدادی از این افراد، هوشیار و زنده می‌شوند و گاه تا سال‌ها زندگی می‌کنند. 

عده‌ای از بیمارانی که با ایستادن حرکات قلب و تنفس، مرده تصور می‌شوند، با شوک الکتریکی، ماساژ قلبی یا تزریق برخی داروها، دوباره به زندگی برمی‌گردند. عده‌ی قابل ملاحظه‌ای از این افراد که پس از مرگ ظاهری، دوباره به زندگی برگشته‌‌اند، از رؤیت‌ها و شهودهای شگفت‌انگیزی صحبت می‌کنند. 
«دکتر ملوین مورس»، یکی از پژوهشگران برجسته در این‌زمینه و استاد دانشگاه «سیاتل» در واشنگتن، علاوه‌بر نوشتن چندین مقاله‌ی پزشکی و تخصصی در مجلات پزشکی معتبری همچون «لانست»، کتاب‌هایی نیز در مورد پژوهش بر روی پرونده‌های پزشکی صدها کودک یا نوجوان کوچک‌تر از 12ساله تألیف کرده که این افراد، لحظات نزدیک به مرگ یا حتی دقایقی کوتاه پس از ایست قلبی و تنفسی را تجربه کرده بودند. انتخاب هوشمندانه‌ی کودکان و نوجوانان برای این‌کار تحقیقاتی، به این دلیل است که این گروه‌های سنی، نه اطلاعات یا نگرانی‌های خاصی از مرگ دارند و نه در این‌زمینه، مطالب زیادی از دیگران شنیده یا مطالعه کرده‌اند.

اشاره‌ای به مجموعه‌ی ادراکات لحظات نزدیک به مرگ

دکتر «مورس» در کتاب «ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن»  چنین نوشته است: 

- احساس مرده‌بودن: زمانی که فرد به این احـساس می‌رسد، دیگر نه فــرزند کسی‌ست و نه هــمسر کسی. 

- احساس آرامش و بی‌دردی: به‌ویژه پس از تــصادفات بـسیار شدید جــاده‌ای یا دردهای بسیار شدید سکته‌‌های قلبی، در شرایطی که فرد در این زمان سر و صدای اطرافیان را می‌شنود، اما این صداها برای او بی‌معنی و بی‌مفهوم هستند. 

- احساس خروج روح از بدن: در فرد، این احساس پدیدمی‌آید که گویی روح، روان یا آگاهی او، از بدنش خارج شده و کالبد خود را در شرایطی که پـزشکان و پرستاران برای برگشتن او به زنـدگی فــعالیت می‌کنند، مشاهده می‌کند و اگر  فوت در منزل باشد، از بالا به افراد خانواده می‌نگرد که گریان و برآشفته هستند، درحالی‌که او درنهایت آرامش و با تعجب و شگفتی، به کار آنان نگاه می‌کند. 

- تجربه‌ی تونلِ مرگ: در لحظاتی که روان یا آگاهی بر بالای جسم به حالت مـواج و بـی‌وزنــی قرارگرفته، فرد احساس می‌کند از طریق یک تونل، به‌سرعت و باقدرت به بالا کشیده شده یا هم‌چون جاروبرقی مکیده می‌شود. 

- مشاهده‌ی کالبدهای ساخته‌شده از نور: فرد در زمان حرکت سریــع در تــونل مـرگ، انسان‌هایی را در اطراف مشاهده می‌کند که مانند مجسمه‌های بلورین، تمام وجودشان از نور ساخته شده و یا نور  را به اطراف منتشر می‌سازند. او مرتب احساس می‌کند که آن‌ انسان‌های بلورین، شفاف و نورانی، افرادی هستند که او را به‌شدت و عاشقانه دوست‌دارند. 

- دیدن یک وجود مقدس و منور: پس از عبور از تونل، فرد از یک دروازه‌ی بسیار پرنور به یک باغ بزرگ مملو از گل می‌رسد و در این مکان، یک کالبد نــورانی به او نزدیک شده و پـس از مـحبت و عنــایت، به او می‌گوید که کارهای ناتمام زیادی‌ست که باید به‌خاطر انجام آن‌ها برگردد. 

- بازبینی مجدد تمام سال‌های زندگی: به‌وسیله‌ی آن وجود نورانی یا به‌صورت خودبه‌خود، مانند یک فیلم سینمایی، در چند لحظه تمام وقایع مهم زندگی، در برابر دیدگانش عبورمی‌کند. 

- تنبلی یا عدم تمایل به بازگشت به زندگی: در آن باغ پرگل و فضای آکنده از محبت، عشق و عنایت، فرد، دیگر تمایلی برای برگشت به زندگی ندارد، هرچند آن کالبد نورانی به او اصرار می‌کند که کارهای زیادی‌ست که باید انجام شود. 

- تحولات شخصیتی و رفتاری: افرادی که از آن دروازه‌ی بسیار نورانی به باغی پرگل وارد می‌شوند، تحولات روحی و رفتاری بسیار زیادی پیدا  می‌کنند و درکل، انسان‌های خیلی بهتری می‌شوند.

حس ششم

تحقیقات جدید در زمینه کارکرد مغز نشان می دهد بخشی از مغز انسان همچون حس ششم فعالیت می کند و قادر است به طور ناخودآگاه خطرات اطراف را تشخیص دهد.

محققان دریافتند ؛بخشی از قشر جلویی مغز موسوم به ACC قادر است ریزترین تغییرات در محیط اطراف انسان را تشخیص دهد و انسان را نسبت به خطری که وی را تهدید می کند، آگاه سازد.
بخش ACC بدون اینکه خود انسان آگاه باشد، اطلاعات و تغییرات محیط اطراف را به دقت در نظر دارد و کوچکترین تغییرات را تشخیص می دهد و به انسان خبر می دهد.
محققان با توجه به نحوه فعالیت این بخش، آن را نوعی حس ششم خوانده اند که در مغز قرار دارد.
مطالعات پیشین نشان می دادند که به هنگام تصمیم گیریهای دشوار و یا پس از اینکه انسان اشتباهی مرتکب می شود، فعالیت بخش ACC که در جلوی مغز قرار دارد، افزایش می یابد.
اما مطالعات جدید نشان می دهد ACC همانند یک سیستم هشدار دهنده اولیه فعالیت می کند و می تواند قبل از اینکه رفتار افراد به نتیجه منفی ای منجر شود، به آنان نسبت به اشتباهی که در راه است، هشدار دهد. در نتیجه افراد می توانند با هوشیاری بیشتر از بروز یک تصمیم یا فعالیت اشتباه جلوگیری کنند.


آتش درون
البته برخی معتقدند قدرتهای روحی و ادراکات فراحسی نیز یکی از ده پدیده ای است که در حال حاضر توجیه علمی ندارد. خیلی ها اعتقاد دارند که الهام و پیش آگاهی دل نوعی قدرت روحی است. منظور ما دست یافتن به دانشی مرموز و یا ویژه در مورد جهان و یا آینده است. محققان افرادیرا که مدعی داشتن قدرتهای روحی هستند مورد آزمایش قرار داده اند. اما نتایج به دست آمده تحت شرایط علمی کنترل شده تا کنون منفی و مبهم بوده است. برخی استدلال کرده اند که قدرتهای روحی را نمیتوان در بوته آزمایشات علمی قرار داد و یا اینکه این قدرتها در حضور افراد ناباور و یا دانشمند کاهش مییابد. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد، علم در وضعیت کنونی، هرگز قادر به اثبات و یا نفی وجود قدرتهای روحی نخواهد بود.
البته در رشته روانشناسی از سال 1951 با آزمایشات دکتر راین، گرایش یا شاخه جدیدی در برخی از دانشگاه ها دایر شد تحت عنوان فرا روانشناسی Para Psychology که به بررسی علمی دیده های غیر متعارف روان شناختی، تحت عنوان ادراکات فوق حسی( Extra Sensory Perception ) یا مخفف ESP میپردازد. این پدیده ها در دو طبقه زیر تقسیم می شوند :


الف: تله پاتی( Telepathy) فکر خوانی و انتقال فکر به دیگران 

ب: روشن بینی یا غیبگویی (Clairvoyance ) : دیدن یا ادراک اشیاء و رویدادها بدون دیدن آنها مثل اینکه شخص تعداد و نوع شکل های هندسی داخل یک پاکت مهر و موم شده را بگوید، یا از راه دور اطلاعاتی درباره وضع و افراد خانه شخصی دیگری بدهد. 

ج: پیشگویی و آینده بینی ( Precognition) : ادراک و حس کردن اتفاقات در آینده

-2 حرکت روانی اشیاء( Psychokinesis ) :

حرکت روانی و اثر گذاری از راه دور به روی اشیاء ( Psychokinesis ) در مورد تاثیر گذاری ذهن بر ماده و امواج و انرژی ساطع شده از مغز، دستها یا اندام های دیگر و به حرکت در آوردن اشیاء گزارشات متعددی دریافت شده است. به طور نمونه خانم نی نل کولاگیتا در روسیه بارها در مقابل چشم های افراد و محققان توانسته است به کمک امواج و انرژی دستهای خود، از فاصله جعبه های کبریت را جابه جا کند و اشیا را به حرکت در آورد و یا آزمایشات بسیاری به روی کامنسکی و نیکلایف در روسیه انجام شده است این افراد دارای قدرت فوق روانی، توانسته اند با انرژی و امواج خود لامپی را روشن و خاموش کنند و یا فرد مقابل را دچار گیجی و سردرد نمایند..



رموز موفقیت بخش اول

این متن بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت کرده ام. امیدوارم که برای شما و من مؤثر واقع شود!

6 دقیقه وقت دارید:

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است .

این پیام را نگه ندارید .

یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .

چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .

پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟

چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .

شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

نوزده- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.

جهت آموزش متافیزیک و علوم روحی و علوم غریبه با راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید .



انرژی در مکان های مقدس


در سراسر تاریخ، مناطق خاصی به عنوان راهنما، خصوصاً به سوی حالاتی از آگاهی به ثبت رسیده است. معمولاً این مناطق دارای خصوصیات بسیار ویژه‌ٔ طبیعی‌اند. مثلاً اینکه همیشه به طرزی وصف‌ناپذیر زیبا هستند. این مکان‌ها ممکن است آبشار یا جنگل‌های وسیع و سرسبز با درختان سر به فلک کشیده و یا ممکن است از ویرانه‌های باستانی تشکیل شده باشد. اغلب ما با محل‌های مشهور و اسرارآمیزی چون ستون‌های سنگی در انگلستان، اهرام بزرگ مصر، ماچو پیکچو، گراند کانیون Grand canyon (دره‌ٔ عمیق رود کلرادو در شمال غربی آریزونا)، آشنا هستیم. آنچه که به این مکان‌ها ویژگی عرفانی می‌بخشد وجود کانال‌های انرژی است. در واقع کانال انرژی با جریان‌های انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی می‌بخشد. اما این طور نیست که کانال‌های انرژی فقط در مکان‌های مشهور باشند. آنها در همه‌جا وجود دارند. ممکن است این کانال‌ها از میان شهرتان و یا حتی حیاط خانه‌تان بگذرند.
کانال انرژی چیست؟
کانال انرژی، مکانی با نیرو و انرژی متمرکز است که در هماهنگی با آگاهی انسان عمل می‌کند. انرژی الکتریکی، مغناطیسی و معنوی در نقطه‌ای بر سطح زمین کانونی شده و میدان الکتریکی، شما را به میدان زمین و کل کیهان متصل می‌کند. این جریان‌های انرژی ممکن است قوی باشند همانند انرژی‌های عظیم مکان‌های مقدس و یا ضعیف باشند همانند جریانی که ممکن است در پارک محل سکونت شما جاری باشد.
جریان‌های انرژی مذکر و مؤنث باعث ایجاد حس‌های متفاوتی می‌شوند. کانال‌های انرژی مذکر، در تفکر متمرکز و تصمیم‌گیری به شخص کمک می‌کند. کانال‌های انرژی مؤنث، روح و ذهن را آرامش بخشیده و به شما کمک می‌کند تا پیام‌ها را از دنیای بیرونی و از جهان درون، دریافت کنید.
یک کانال انرژی به این صورت به وجود می‌اید که انرژی ذاتی زمین و ضربان آن، در اتصال با کیهان قرار گرفته و متمرکز می‌گردد. این انرژی طبیعی و لایزال در بسیاری از مکان‌ها به چشم می‌خورد، از کریستال‌های طبیعی گرفته تا نیروی حیاتی حیوانات و گیاهان. مثلاً انرژی‌های شخصی ما می‌توانند با هماهنگی با محیط اطراف، منجر به ایجاد یک جریان انرژی شود و اینگونه است که مثلاً در پارک نزدیک منزل شما یک کانال انرژی شکل می‌گیرد. همهٔ پارک‌ها حاوی جریان‌های انرژی نیستند اما آنهائی که به علت زیبائی طبیعی مورد حفاظت قرار گرفته‌اند، احتمالاً چنین جریان‌هائی را در دل خود دارند. ممکن است نیروی ذاتی چنین مکان‌هائی با احساسات مردمی که در آنجا گرد هم آمدند و برای نخستین بار به ویژگی مکان پی برده و به حفاظت آن همت گماشتند بر هم تأثیر گذاشته باشند.
مکان ایجاد و رشد تمدن‌ها و فرهنگ‌های گذشته نیز حاوی جریان‌های انرژی است. انرژی‌های شخصی و گروهی نیز می‌توانند با زمین و آسمان اثری متقابل داشته و منجر به ایجاد مکان‌های حاوی انرژی شوند. منطقهٔ موسوم به تپه خرس در داکوتای جنوبی که سرخپوست‌ها سال‌ها مراسم آئینی خود را در آنجا برگزار می‌کردند یکی از این نقاط است. در اصل، خود آن کوه از تقدس بالائی برخوردار نبوده بلکه انرژی انسان‌ها به آنجا تقدس بخشیده است. ما به شیوه‌ای خلاق با انرژی‌های اطراف خود تأثیر متقابل داریم و به این ترتیب، هم از محیط، انرژی می‌گیریم و هم به آن انرژی می‌بخشیم. مکان مورد علاقه شما در باغ یا جنگل، به واسطهٔ انرژی که شما به آن می‌دهید می‌تواند به یک کانال انرژی، مبدل گردد.
لحظهٔ وقوع حوادث دارای انرژی هستند. قتل و یا اندوه شدید می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک کانال انرژی منفی شود.
یافتن یک کانال انرژی
یافتن یک جریان انرژی، بسته به میزان آگاهی و گیرندگی شما و همین‌طور بسته به نوع انرژی کانال مزبور، می‌تواند آسان یا دشوار باشد. به مکانی که همواره برایتان معنی خاصی داشته و یا در آنجا احساس خوبی به شما دست می‌دهد بروید. بهتر است زمانی را انتخاب کنید که خلوت‌تر باشد به این ترتیب بدون مزاحمت دیگران می‌توانید تمرکز کرده و آرامش بگیرید. زمانی به آنجا بروید که فشار هیجانی زیادی نداشته باشید.
بهترین زمان برای یافتن جریان‌های انرژی، هنگام غروب یا سپیده دم است. همچنین هنگامی که زمین در مه فرو می‌رود (یعنی دریا و خشکی به هم می‌پیوندند) و هنگام اعتدالین (شروع یک فصل و اتمام فصل دیگر که فصل‌ها به هم می‌پیوندند) در این زمان‌های گذرا، جدائی ما بین جهان‌ها محو می‌گردد. سلت‌های (celtانسان‌های پیش از تاریخ که در غرب اروپا زندگی می‌کردند) باستان بر این امر واقف بوده و این زمان‌ها را زمان‌های اقتدار می‌نامیدند.
متأسفانه، نیروی یک جریان انرژی، انرژی‌های ناخوانده را هم به سوی خود جذب می‌کند. در واقع آنها هم احتمالاً به دلیلی مشابه دلیل شما به آن امکان جذب می‌شوند.
بهتر است با یک همراه به مکان مزبور بروید، همراهی که در حضورش بتوانید انرژی‌های آنجا را حس کرده و ضمناً باعث

پریشانی حواس شما نگردد.

پس از آنکه مکانی را که احتمال می‌دهید حاوی یک کانال انرژی باشد یافتید، به ذهنتان اجازه دهید که آرام گیرد تا بتواند انرژی محیط را جذب کند. به صدای باد، تکان خوردن برگ‌ها یا صدای پرندگان گوش بسپارید. گویا چیزی می‌خواهد با شما ارتباط برقرار کند. به شاخهٔ درختان بنگرید که آسمان را لمس می‌کنند. ذهنتان را آرام کنید. اندیشهٔ کارهای روزمره زندگی را به کناری بگذارید. با خالی کردن خود از چنین همهمه‌هائی می‌توانید آنچه که رنجتان می‌دهد را بیابید.
تصور کنید که از خودتان بیرون رفته‌اید، به درون زمین، تصور کنید که بالا می‌روید و با کیهان یکی می‌شوید. چه حسی دارید؟ اگر جریان انرژی در آن مکان وجود داشته باشد، حسی در درونتان جاری خواهد شد، احساس آرامش یا شگفتی. اولین چیزی که به نظرتان خواهد رسید، بالا رفتن سطح انرژی جهان است؛ چه آسمان زنده‌ای! گلبرگ‌های بنفشه چه لطیفند! چه علف‌های سبزی! حس می‌کنید انرژی زمین از درونتان بالا می‌رود و ذهنتان گشوده می‌گردد. اگر جریان انرژی مذکری یافته باشید واژه‌ها، جمله‌ها، اندیشه‌ها و افکار از درونتان همانند آب چشمه بیرون می‌زند. اگر جریان انرژی، مؤنث باشد احساس گشایش، باروری و یکپارچگی خواهید داشت و اگر چنانچه انرژی‌های مذکر و مؤنث هر دو شما را احاطه کرده باشند، ترکیبی از آثار آن دو در شما القاء خواهد شد.
این تمرین را در مکان‌های مختلف انجان دهید، پارک کنار خانه‌تان، محل عبادت یا حیاط منزل. بعضی اشخاص به این طریق یک یا دو جریان انرژی را در منزل خود یافته‌اند. اگر در منزل تازه‌سازی زندگی می‌کنید، جریان انرژی احتمالاً صرفاً از شما ناشی شده است، از نیرو و انرژی شخصی شما. اما اگر در خانه‌ای قدیمی به سر می‌برید جریان انرژی احتمالاً از ساکنین قبلی خانه ناشی شده است. گاهی اوقات ممکن است از وجود بعضی چیزها در آنجا آگاه شوید. حتی ممکن است یک روح کشف کنید!
البته به هیچ یک از کارهای گفته شده نیازی نیست. بدون هیچ آگاهی قبلی، ناگهان جریان انرژی به درون شما وارد می‌شود. در حالیکه مشغول انجام دادن کار خود هستید، ناگهان احساسات و اندیشه‌هائی در شما القاء می‌گردد که گوئی از همه سو به سوی شما روانند.
جریان انرژی مورد علاقه خود را پیدا کنید
شما هرگاه پاسخ پرسشی را نمی‌دانید به دامان طبیعت بروید و به یک درخت بلوط پیر تکیه کنید. درختان چیزهای زیادی برای گفتن دارند اما به شرط آنکه به دقت به آنها گوش بسپارید چرا که درختان به آرامی سخن می‌گویند. چون ریشه‌هایشان در اعماق زمین فرو رفته و شاخه‌هایشان به آسمان می‌رسد. آنها شما را به یاد انرژی نهفته در وجود خودتان می‌اندازند.
مکان‌های مقدس مشهور پر از کانال‌های انرژی به مقدار فراوان هستند. اما برای تجربهٔ نیروی یک جریان انرژی، منتظر رفتن به چنین مکان‌هائی نباشید. این کانال‌ها در بسیاری از مکان‌ها وجود دارند. پس از مختصر تمرینی می‌توانید آنها را به راحتی تشخیص دهید.
نقاط بسیاری در روی زمین، کانون‌های تمرکز نیرو و انرژی هستید. آنها را فرا بخوانید تا بیابید و شاید هم آنها را شما را بیابند!