متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

ضمیر ناخودآگاه

برونفکنی آموزش برونفکنی مصطفی نظری عرفان متا روهان

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

چشم سوم - آموزش باز کردن چشم سوم - متافیزیک- استاد نظری -

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

علوم روحی و موفقیت

متافیزیک هارا نظری اموزش ماورا عرفان متا

@erfanmeta

عناصر 5 عنصر استاد مصطفی نظری متافیزیک آموزش متافیزیک

عرفان متا erfanmeta استاد نظری مصطفی نظری متافیزیک

آموزشمتافیزیک ماورا آموزش ماورا استاد نظری

انرژی روانی کلام درمانی متافیزیک علوم ماورایی مصطفی نظری عرفان متا

مدی تیشن آموزش مدی تیشن متافیزیک استاد مصطفی نظری

خود برتر خردمندی متافیزیک استاد مصطفی نظری آموزش متافیزیک

نویسندگان

۱۵۰ مطلب توسط «مصطفی نظری» ثبت شده است

هارا چیست

بخش اول
"وقتی کاری برای انجام دادن ندارید، در سکوت بنشینید و به نقطه درون خود، پنج سانت پایین‌تر از ناف بروید و همانجا بمانید. آگاه شدن از این نقطه به شما کمک زیادی میکند. هرچه بیشتر در این نقطه بمانید بهتر است. ماندن در این نقطه باعث ایجاد تمرکز زیادی در زندگی شما می شود. فقط باید به این نقطه خیره شوید تا شروع به کار کند. بعد از مدتی احساس خواهید کرد که تمام زندگی دور این نقطه میچرخد. زندگی از هارا شروع می شود و در هارا خاتمه پیدا می‌کند. هارا نقطه‌ای است که در آن به تعادل زندگی میرسیم. بنابراین وقتی آگاهی روی هارا متمرکز میشود، تغییرات زیادی در زندگی شروع می شوند. مثلا فکر کردن کمتر می شود چون انرژی در اینجا متمرکز میشود. تمرکز روی هارا باعث ایجاد نظمی در زندگی شما میشود که با زور و فشار نیست. 

عکس ‏‎Rouhan Rouhan‎‏

اوشو می گوید:
هرچه آگاهی شما نسبت به هارا بیشتر می شود، کمتر از مرگ و زندگی می‌ترسید. چون این دو از هارا شروع می شوند. وقتی برای زندگی با هارا تنظیم شدید، زندگی‌تان امیدوارانه می شود. امید از این نقطه ایجاد می شود. فکر کمتر، سکوت بیشتر، کنترل کمتر، نظم بیشتر در زندگی و در نهایت امیدواری بسیار و ارتباط قوی با زمین و ریشه دار شدن بیشتر."
هارا کلمه‌ای ژاپنی است. در زبان ژاپنی، هارا به نقطه‌ای در بدن اشاره می,کند که حدود پنج سانت پایین ناف قرار دارد. در این نگرش، هارا مرکز ورود انرژی حیاتی یا همان کی به بدن است. برای هارا نام‌های متعددی گفته شده است: تان- تین، دان- تین، چی- چونگ، دریای کی و در برخی موارد اشتباهاً چاکرای دوم.
در بسیاری از تعالیم روحانی شرقی تاکید و تمرکز روی هارا بسیار با اهمیت است. تمرکز روی هارا راهی برای برگشتن به اصل و حضور در بدن‌ فیزیکی است. معنی عبارت تان تین بخوبی این نکته را نشان می دهد: تان یعنی داروی نامیرایی و تین یعنی حوزه. بنابراین در این تعریف هارا، حوزه اکسیر زندگانی است. هارا، مرکز وجود ماست، نقطه سلامتی، انرژی حیاتی و نیرو.
در بدن انسان، هارا مرکز و ریشه است. همانطوری که یک گیاه بدون داشتن ریشه قدرتمند و عمیق نمی‌تواند خود را در زمین، مستحکم نگهدارد، انسانها نیز بدون داشتن ارتباط عمیق با این نقطه به نوعی در زندگی خود گم هستند. اگر دقت کنید هارا دقیقا نزدیک ناف است. ناف نقطه اصلی ورود انرژی و تغذیه در دوران رشد جنینی است. بعد از تولد جنین هارا جای ناف را میگیرد. اگر دقت کنید بچه های کوچک شکم کاملا رها و آزاد دارند و نفس کشیدن آنها نیز کاملا شکمی است. این شکل طبیعی بدن است. نقطه مقابل آن، نگرش غربی ها به فرم بدن است. در فرهنگ غرب، نشانه سلامت است این است که شکم، داخل و سینه جلو باشد بعلاوه قدرت و نیرو در بازوها، دستان و ذهن جای دارد. این امر در دید شرقی برعکس است. در نگرش دنیای شرق قدرت واقعی در هارا جای دارد. برای همین در مورد کار کردن و تقویت هارا تعالیم فراوانی وجود دارد. در تمام ورزشهای رزمی شرق آنچه مهم است توجه داشتن به هارا است و ضربه موثر برای از پای در آوردن حریف انرژی خود را از هارا دریافت می کند. شاید واژه هاراکیری را شنیده باشید. سامورایی ها برای خودکشی هارا کیری می کردند. واژه کیری در زبان ژاپنی به معنی بریدن و قطع کردن است. در هاراکیری، سامورایی خنجر را در هارا وارد کرده و آنرا قطع میکرد.
با تمرکز روی هارا، ارتباط بین بدن (هارا)، احساس (چاکرای قلب) و فکر(ذهن) برقرار می شود. در میان صوفی ها برای بیان جدایی از هارا واژه "دوری" به کار میرود. جالب است که این لفظ در برخی کتابهای غربی نیز آورده شده. در اینجا، دوری به معنی جدا شدن از اصل و خانه است.

در کانال تلگرام عرفان متا همراهمان باشید............

https://t.me/Erfanmeta

جهت آموزش متافیزیک با تلگرام 
گروه عرفان متا تماس بگیرید ........


ضمیر ناخودآگاه

هر فرد در ذات وجودی خویش دارای دو آگاهی کاملا متمایز نسبت به یکدیگر می باشد که به آنها ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه می گویند.

ضمیر آگاه مربوط به دانستنی های زمان حیات هر فردی می شود و آنچه را که افراد از علوم و تجارب زندگی می شناسند و بیاد دارند , تمامی آنها در این ضمیر جای دارند و هر کس برای گذرانیدن امور روزمره خود, از وجود این ضمیر استفاده می کنند و با یادآوری فوری و آنی مطالب این ضمیر , تصمیم می گیرد , اجرا می کند , حرف می زند و در نتیجه , حرکات و زندگی را بگونه ای می گذراند.
ضمیر ناخودآگاه , به صورت مرکزی است که تمامی آگاهی های زمان گذشته را بتدریج در خود جمع آوری کرده است و در اصل محفوظات این ضمیر , به کارهای روزمره اشخاص ارتباط چندانی ندارد (مگر کسی بنا به دلائلی بخواهد به آنها دست یابد ) . در این مبحث سعی شده است تا اعمال عمده و کارهای ضمیر باطن , تا حد مورد نیاز و شناخت افراد شرح داده شود.

نتیجه تصویری برای ‪Unconscious metaphysics‬‏

همانگونه که می دانیم برخی از بیماری و دردهای جسمانی افراد , بایستی توسط پزشک و با مصرف دارو معالجه شوند , ولی درمان بیماری هائی که بدوا ریشه در عوامل فیزیک جسم مادی ندارند و از قدرت های روحی بخصوصی ناشی می شوند , عمدتا مداوای آنها از طریق قدرت های روحی و ضمیر ناخودآگاه خود شخص قابل درمان است . یعنی ضمیرناخودآگاه , نقش پزشک معالج را برای معالجه این قبیل امراض خارج از وجود جسم مادی و فیزیکی عهده دار می شود , لذا اگر کسی مهارت لازم را در کاوش ضمیر ناخودآگاه (خود و دیگران ) به دست آورد , آنگاه می تواند نسبت به معالجه خود و دیگران , از بیماری های روحی و روانی و عصبی , که اغلب آنها باعث دردهای عضوی جسم مادی نیز می شوند , اقدام نماید.
یکی از علل عمده بهبودی برخی از از بیماری های روانی افراد در این است که بتوانیم آنها را بگونه ای از ضمیر ناخودآگاه , یعنی از محلی که پنهان هستند خارج سازیم و سپس در معرض شناخت ضمیر آگاه و قضاوت های عقل قرار دهیم , تا رفته رفته , با سرپرستی و نظارت مستقیم عقل , آن ناراحتی یا عقده ایجاد شده , به سطح آگاهی آید و پس از شناخته شدن مداوا شود.
وقتی از ضمیر ناخودآگاه خواسته شود تا محفوظات نامطلوب و ناراحت کننده ای را که در خود دارد , طی شرایطی خاص , به ضمیر آگاه انتقال دهد , ضمیر آگاه از طریق استدلال های عقلی و با روشی منطقی , آنها را از بین می برد و بجای آن , خاطرات مطلوب (مربوط به زمان برطرف شدن علل آن ناراحتی ) را جایگزین در بایگانی عقلی می نماید.
دست یابی به ضمیر ناخودآگاه کار بسیار ساده ای نیست , ولی اگر نسبت به شناخت و دسترسی به آن از نظر علمی و عملی توجه داشته باشیم , می بینیم که کار دشواری هم نیست و ما می توانیم به وجود آن آگاهی پیدا کنیم . مثلا گاهی اتفاق می افتد که بدون وجود هیچ علتی , فردی بی حوصله است و خود شخص علت این بی حوصلگی بوجود آمده را نمی داند , در این زمان است که ضمیر ناخودآگاه , وجود خود را به گونه ای در ذات خود می نمایاند . یعنی حالتی را در شخص بوجود می آورد که شبیه به حالت آن زمانی است که برای فرد بی حوصلگی و ناراحتی بوجود آمده بود و اگنون نیز ضمیر ناخودآگاه همان حالت را در آگاهی وی تداعی می کند و ضمیر آگاه با نیروی درونی خویش , به معنی همان بی حوصلگی قبلی , به ستیز آن حالت بوجود آمده بر می خیزد .


در این راستا گاهی هم عکس بی حوصلگی , یعنی شادی بی مورد به شخص دست می دهد که این مورد هم مربوط به ضمیر ناخودآگاه می باشد و از ضمیر ناخودآگاه خاطره مطلبی شاد از گذشته , به دلیل مشاهده اتفاق مشابهی , به صطح ضمیر آگاه آمده است و در این زمان آن وضع در وی به وجود آمده است.
افرادی که همیشه روی جنبه های منفی مسائل تکیه دارند , مرتبا ناخودآگاه خود را با منفی ها انباشته می کنند , لذا هرگاه حالت تداعی مطلبی از گذشته ها به آنها دست دهد , از نظر ظاهری آن افراد حالتی اندوه گین پیدا می کنند و برخلاف کسانی که همیشه جنبه های مثبت مسائل را در نظر می گیرند و به عبارت دیگر , جنبه های مثبت را به ناخودآگاه خویش روانه می کنند , بهنگام تداعی آن موضوع گذشته , بطور ناخواسته شاد و خوشحال می شوند.
البته در هر دوی این حالت ها و در اکثریت قریب به اتفاق مواقع , شخص از دلیل بوجود آمدن این حالت ها بی اطلاع است . شخص مثبت اندیش یا فردی که سعی می کند از هر رویدادی جنبه مثبت آن را ببیند , فرد خوشبختی است , گو این که ممکن است خود وی آن طوری که باید و شاید احساس نکند.
ضمیر ناخودآگاه را بعضی از دانشمندان علوم روحی جدید به عنوان پزشک خصوصی و قدرتمند جهت درمان و معالجه فرد می دانند ( جسمی و روحی و روانی ).
اگر به این پزشک درون , در استمرار زندگی غذاهایی مانند درستی , خوبی , پاکی , و امثالهم را بخورانیم , او نیز ما را با خوشبختی , شادی استغنای طبع و سرزندگی و موفقیت های بیکرانی قرین خواهد ساخت و اگر او را با بداندیشی , سوء ظن و بدبینی , حسادت , دروغ گویی , طمع و زیاده طلبی , تنفر و تکبر , جاه طلبی و غرور و ... تغذیه نمائیم , عکس العمل آن موجب به وجود آمدن ناراحتی روحی و روانی و پیچیده و سخت شدن زندگی و نهایتا ناراحتی های فراوانی خواهد بود.
یکی از ساده ترین روش های خوراک دهی به این ضمیر زنده و فعال این است , هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید افکار و امواج مثبت و سازنده ای را به ذهن خود روانه کنید , فرضا با خود بگوئید ((امروز روز شاد و موفقیت آمیزی خواهم داشت و سعی خواهم کرد مثبت فکر کنم و مثبت عمل نمایم و از راه راست منحرف نشوم و ... ) زمانی که چنین مطالبی را به ذهن خود تلقین و بازگو نمودید آنگاه در دراز مدت اثرات بسیار مطلوبی در ضمیر شما بجا خواهد ماند.
برای تقویت ضمیر ناخودآگاه و نیروهای نهان , باید تمام افکار پلید و منفی و یاس آور را از وجود خود دور سازید , زیرا هر نوع بد اندیشی , پس از مدتی به صورت باور در می آید و بعد از چندی تحویل ضمیر پنهان می شود و به صورت عقده های گوناگون جلوه گر می شوند و کم کم در افراد زمینه ایجاد بیماری های روحی و روانی , که همان جهنم درون است فراهم می آید.
زندگانی آینده بازتاب باورهای گذشته ما و باورها نیز نتیجه و مجموعه ای از اندیشه های خود ما هستند . حال این اندیشه ها می توانند مثبت یا منفی باشند و ثمر آن نیز در شروع ادامه حیات , به همان منوال , مثبت یا منفی خواهد بود.
در بازسازی های روحی , علت هر یک از عقده ها یا ترس ها را طی شرایط خاصی می توان از ضمیر ناخودآگاه پرسید (در خواب مصنوعی ) و سپس آن را از وجود خود برطرف نمود.
پس از غلبه بر ترس های مختلف , باید هر روز چند بار به خود تلقین نمود که ((من از قدرت های نهان خود باخبرم و از هیچ عاملی وحشت ندارم )). این نوع تلقین ها باید تا موقعی که آن عقده یا ترس بخصوص , از وجود فردی به طور کامل برطرف نشده است , ادامه پیدا کند , چون مطالبی را که ما روزانه روانه ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم , پس از مدتی تمام آنها در ضمیر ناخودآگاه بایگانی می گردند و آن ناراحتی یا عقده را می پوشانند و خنثی می نمایند.
بدبینی معمولا در اثر برخورد با اندیشه و رفتارهای بد دیگران , مثل دروغگویی , بدقولی , تقلب , سوء نیت و ... در شخص بوجود می آید و نسبت به آمادگی های روحی و روانی هر فردی که با درجه هایی ضعیف یا قوی , جزو شناخت های او شده اند , در ضمیر باطن وی نقش می بندند , به طوری که آن فرد پس از مدتی به همه چیز با نظر مشکوک و بدبینی می نگرد.
شکایت نکردن از رویدادها و وقایعی که در زندگی افراد , به طور ناخواسته رخ می دهند و توجیه کردن آنها , با روشی مثبت بینانه , اثری ثمربخش در حالت روحی و روانی اشخاص از خود بجای می گذارند و تکرار این خوشبینی ها باعث افزایش درجه صبر و بردباری و در نتیجه بالا رفتن درجه ایمان شخص می شود.


کسانی که قصد دارند بیماری های صعب العلاج خود را با نیروهای درونی خویش معالجه کنند , حتما باید از ایمان والای خود بهره گیرند البته ایمانی که با شناخت حقایق حیات و تمرین و تکرارهای صحیح و آموزنده علم روح و روان و خداشناسی تقویت یافته است , زیرا بسیاری از بیماری های جسمی افراد , از روح و روان نشات می گیرند و به توسط همان قدرت ها نیز بهبود می یابند . اندیشه و تفکر مثبت و سازنده , پایه و اساس قدرت روحی و درجه تعالی فرد را تشکیل می دهد و هر نیازی که از روی خواست قلبی باشد , ضمیر باطن آن را به انجام می رساند.
تاثیرات دعا هم یکی دیگر از واقعیات زندگی است , زیرا وقتی شخصی از عمق وجودش , خواستار سعادت برای فرد دیگری می شود , در واقع اندیشه و تفکر مثبت خود را با اراده ای قوی و ایمانی قدرتمند در این راستا بکار گرفته است.
خیر خواهی برای دیگران از عواملی است که بر درجه مثبت بینی شخص و در نهایت تسریع در کسب درجه تکاملی بالاتر وی می افزاید . طبیعی است , کسی که برای دیگران بد می خواهد یا نفرین می کند , مرتبا در وجود خویش نیروهای منفی را تقویت می کند , زیرا بداندیشیدن برای دیگران و بد خواستن , بازتابی نادرست در ضمیر باطن افراد دارد و باعث تقویت بدخواهی در فرد نیز می گردد.
در هنگام خواب روح به همراه جسم اثیری برای گرفتن انرژی به عوالم روحی سفر می کند , ضمیر ناخودآگاه هم به همراه او است . گاه اتفاق می افتد که بنا به بعضی دلائل خاص روحی , ضمیر آگاه نیز همراه آن می شود و این موقعی است که فرد قسمت هائی از آنچه را که روح و ضمیر ناخودآگاه دیده اند را می بیند و آن مطالب و رویا ها بیاد فرد می ماند . اگر شخصی را به مدت چند روز از خوابیدن منع نمائید , به طوری که روح نتواند برای کسب انرژی و تقویت سیالات حیاتی به عوالم روحی سفر کند , کمکم فرد دچار حالت عصبی می شود و ادامه این کار موجب نوعی جنون خفیف یا دیوانگی می گردد و اگر این عمل ادامه یابد , بی خوابی موجب مرگ او خواهد شد.
اگر روح بتواند در محل کسب انرژی حیاتی به اندازه کافی توقف نماید و انرژی لازم را کسب نماید , حالت شخص طبیعی خواهد بود . در غیر اینصورت , به نسبتی که انرژی کمتری کسب کرده است , درجه بیماری عصبی و جنون شخص , بیشتر خواهد شد و سپس حالت عصیانگری به فرد دست می دهد که روح به علت فشارهای زیاد , تعدادی از ریسمان های نقره ای را از جسم مادی جدا می کند و گاه حالت ناراحتی های روحی وی به جایی می رسد که تمام ریسمان ها را قطع می نماید و در این موقع مرگ در اثر بی خوابی حادث می شود.
زمانی که ریسمان های نقره ای از جسم جدا می شوند , روح قادر است به قسمت های بالاتری از عالم اثیر روحی , جهت کسب انرژی صعود کند و در این موقع هرچه روح از جسم فاصله بیشتری بگیرد , به همان نسبت هم حالت جنون بیشتری به شخص دست می دهد که در نهایت کار به مرگ منتهی می شود.
بی حسی ذهنی یا فراموش کردن برخی از مطالبی که در بعضی مواقع مورد احتیاج شخص می باشند و آن فرد نمی تواند مطلب را به یاد آورد و ما آن را به ضعف حافظه تعبیر می کنیم , یکی دیگر از نارسائی های ذهنی اشخاص است که با بکار گرفتن روش های تلقین و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه , مانند خود صحبتی و ... , به مرور از بین می رود . البته با بکار بردن جملات مثبت تلقینی , در کوتاه مدتی , قدرت حافظه از دست داده خود را باز خواهید یافت.

در کانال تلگرام عرفان متا همراهمان باشید............

https://t.me/Erfanmeta

جهت آموزش متافیزیک با تلگرام 
گروه عرفان متا تماس بگیرید ........

جایگاه پنج عنصر در بدن

انسان جهان کوچک است و 5 عنصر اولیة موجود در ماده، در درون هر فرد نیز وجود دارد:

اتر: فضاهایی در بدن مانند حفرة دهان، بینی و مجاری تنفسی، نمایانگر عنصر اتر یا فضاهای خالی هستند.

هوا: هوا در بدن انسان به شکل حرکات عمدة عضلات قلب و انقباض و انبساط ریه ها ظاهر می گردد.

آتش: آتش در بدن، همان عامل سوخت و ساز (متابولیسم) است.

آتش در سیستم گوارش عمل می کند. به علاوه آتش، شبکیة چشم را که درک کنندة نور است، به حرکت می اندازد.

آب: آب در بدن به شکل شیره های مترشحة گوارشى و غدد بزاقی در غشاى مخاطی و در پلاسما ظاهر می شود. آب در بدن اهمیتحیاتی دارد.

خاک: خاک در بدن، همان عامل ایجاد ساخت های جامد شامل: استخوان ها، غضروف ها، ناخن ها، عضلات، تاندون ها، پوست و مو است.

هر کدام از عناصر پنج گانه به صورت 5 حس و 5 عملکرد فیزیولوژی در بدن ظاهر می گردند:

اتر با حس شنوایی ارتباط دارد. ارگان حسی مرتبط با اتر، گوش است. عمل این ارگان نطق است. ارگان های مرتبط با عمل نطق، زبان، طناب های صوتی و  دهان است.

هوا با حس لامسه ارتباط دارد. ارگان حسی مرتبط با هوا، پوست است. عمل این ارگان نگه داشتن و گرفتن است. ارگان مرتبط با عمل نگه داشتن، دست  هاست.

آتش با حس بینایی ارتباط دارد. ارگان حسی مرتبط با آتش، چشم است. عمل این ارگان راه رفتن است و ارگان مرتبط با این عمل، پاهاست.

آب با حس چشائی مرتبط است. ارگان حسی مرتبط با آب، زبان است. عمل این ارگان زاد و ولد است و ارگان مرتبط با عمل زاد و ولد، دستگاه تناسلی  است.

خاک با حس بویائی مرتبط است. ارگان حسی مرتبط با خاک، بینی است. عمل این ارگان دفع کردن است. ارگان مرتبط با عمل دفع، مقعد است.


برگرفته از :
ayur-veda


یک کلام مهم ، 
قدر دان و سپاسگزار اساتید خود در هر حالی و در هر کجا باشید .............


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 



کانال علوم ماورایی عرفان متا:

https://t.me/Erfanmeta


کانال تلگرام عرفان متا


در کانال تلگرام گروه عرفان متا ما را همراهی کنید .............


https://t.me/Erfanmeta

اُرب (Orb)


اُرب در دیکشنری به عنوان یک جسم کروی شکل و گوی مانند تعریف شده است. با آمدن دوربینهای دیجیتالی به بازار، افراد بسیاری متوجه دوایری نورانی در عکسهایشان شدند. تفاوت عمده ی دوربین دیجیتالی با یک دوربین معمولی این است که دوربین دیجیتالی، فیلم ندارد و در عوض سنسوری دارد که نور را تبدیل به بارهای الکتریکی می کند. افراد شکاک معتقدند این اوربهای درخشان ناشی از ذرات گرد و غبار، آب و یا نقصی در دوربین هستند. در مقابل، آنهایی که شخصاً اوربها را تجربه کرده و مورد تحقیق قرار داده اند، اعتقاد دیگری دارند.
اوربها، شکل و اندازه و رنگهای متفاوتی دارند. اما در بیشتر تصاویر، به رنگ سفید درخشان ظاهر می شوند. آنها در همه جا قابل مشاهده و عکسبرداری هستند. اوربها همچنین، نسبت به احساسات افراد واکنش نشان می دهند و زمانیکه شخصی در حال تجربه ی سطح هشیاری از عشق، شادی و خلسه است، شمار بسیار زیادی از آنها ظاهر می شوند.

اورب ها ممکن است برای ما تازگی داشته باشند اما مردمان بومی دنیا همیشه آنها را به عنوان ارواح طبیعت، نیاکان، استادان بلندمرتبه و موجودات نورانی فرابعدی در واقعیت سه بعدی ما می دانسته اند.
هیچ پاسخ مسلمی به این پرسش که اورب ها چه هستند وجود ندارد. برخی بر این باورند که آنها موجوداتی فرابعدی یا شکلی از انرژی روحانی بوده که در بعدهای مختلف سفر می کنند و عمدتاً توسط چشمهای غیرمسلح غیرقابل رؤیت اند اما برخی افراد مستعد و همچنین دوربین های دیجیتالی در سراسر این سیاره، حاکی از وجود آنها هستند.
یک باور رایج این است که اورب ها، ارواح، فرشته ها، روح افراد فوت شده یا پری هایی هستند که مراقب ما بوده و به طرقی نامحسوس که در آگاهی هشیار و نیمه هشیار ما دریافت می شوند، ما را راهنمایی می کنند. استادان چی کونگ اوربها را گویهای انرژی ای می دانند که قادر به برقراری ارتباط و شفادهی هستند.

                                                                   ارب ها و فرشته ها
بریونی دختر کوچکی که با فرشته ی نگهبانش در ارتباط است می گوید:

 فرشته ی نگهبان من ردی، در مورد فرشتگان حباب  شکل به من گفته است. فرشتگان حباب شکل، گوی های کوچکی هستند که درون آنها تصاویری از فرشتگان وجود دارد. آنها به افرادی که نیاز به انرژی دارند کمک می کنند. من می گویم «انرژی گوی فرشته»، دو بار دست هایم را به هم می زنم و بعد حباب هایی در رنگهای مختلف ظاهر می شوند. فرشته ها می دانند که حباب های چه رنگی را بفرستند. فرشته ها حباب ها را در الماسی نامرئی در سرم می گذارند و بعد آن الماس می گوید که حباب های فرشته را برای چه کسانی بفرستم، یا بعضی اوقات مادرم از من می خواهد که آنها را برای کسی بفرستم. وقتی حبابها را برای شخصی می فرستم، ابتدا در اطراف شکم می نشینند و بعد در سراسر بدن آنها پراکنده می شوند.»
داینا کوپر یک درمانگر، شفادهنده و نویسنده ی چندین کتاب و سی دی های مدیتیشن و … می باشد. طی بحرانی که چندین سال پیش در زندگیش به وجود آمد، توسط یک موجود آسمانی به سفر درونی شگفت انگیزی برده شد. از آن زمان به بعد، این راهنمایان روحانی به آموزش او پرداختند تا مدتی بعد که قادر شد آنها را ببیند. او می گوید :من و دوستم پیامی دریافت کردیم مبنی بر این که باید کتابی در مورد اورب ها بنویسیم. ما چیزی در مورد آنها نمی دانستیم و راهنمایان گفتند که آموزشهای لازم را به ما خواهند داد. فرشته ها گفتند از مدتها پیش آنها گفته بودند که نشان و مدرکی فیزیکی دال بر وجودشان به ما خواهند داد و حالا این کار را به شکل ارب ها انجام داده اند. آنها اندیشه ی خلق دوربینهای دیجیتالی در فرکانسی که قادر به دیدن قلمروی فرشته ها باشد را در چند متخصص تکنولوژی به وجود آوردند. فرشته ها می توانند ارتعاشات خود را پایین آورده و کالبد نورانی خود را به شکل دوایری در عکسها درآورند. آنها پس از آنکه عکسبرداری شدند حامل نور و پیامهایی هستند. فرشته ها به من آموخته اند در عکسهایی که افراد بسیاری برای من می فرستند، آنها و پیامشان را تفسیر کنم. آنها در رشد و توسعه ی چاکراهای دوازده گانه ی عروج به ما کمک می کنند. تماشای اورب ها می تواند زندگی شما را متحول کرده و شما را به روی روشن ضمیری و صعود بگشاید.»


روح در قالب اورب


Robert Grant در کتابش، داستان زنی به نام Jan Manette را نقل می کند که تجربه ی اسرارآمیزی در رابطه با واقعه ی 11،سپتامبر داشته است :
«جین دو هفته بود که شغل جدیدی به عنوان مشاور پنتاگون گرفته بود و صبح آن روز سرنوشت ساز، به دلیلی غیرعادی و عجیب، صدای زنگ ساعتش را نشنید و باعث شد دیرش شود. او دلهره گرفته بود چون این شغل را تازه به دست آورده بود. سر وقت نبودن بزرگترین عاملی بود که او را از کوره به در می برد چون همیشه به خودش به عنوان فردی وقت شناس افتخار می کرد. اما این اتفاق او را گیج کرده بود چون همیشه پیش از به صدا درآمدن زنگ از خواب بیدار می شد.
همانطور که در تلاش برای عبور از ترافیک بود، وقتی بالاخره ساختمان پنتاگون را دید آسوده شد. اما بلافاصله از دیدن یک توده ی ابرمانند عظیم، سیاه رنگ و بیضی شکل بر بالای ساختمان دچار ترس و دلهره شد. او می دانست که آن چیز به خاطر شکلش، ابر یا دود نیست. بیضی شکل، متقارن و کاملاً بی حرکت بود و تماشای آن باعث می شد احساس ترس و هراس کند، بیش از هرچیز، به نظر می رسید چیزی شوم و شیطانی بود. عجیب تر آنکه، در بالای این توده ی سیاه، یک توده ی سفید درخشان بود که تصویری شبیه نماد چینی یین- یانگ به وجود آورده بود. چیزی که جین قبل از برخورد هواپیما به پنتاگون دید، عجیب ترین و غیرقابل وصف ترین چیزی بود تا به حال دیده ام.
طی 1 دقیقه ای که این توده ی سیاه را مشاهده کرد، دید که هواپیمایی پر از افرادی بی گناه مستقیم به طرف پنتاگون می رود. پیش از برخورد هواپیما، او احساس کرد که گویی همه چیز حرکتی آهسته پیدا کرده است، انگار در حال تماشای فیلمی با حرکت آهسته بود. هواپیما هنوز از ساختمان دور بود که ناگهان اوربهای نورانی کروی شکلی را دید که از هواپیما به بالا می رفتند. تعداد بسیاری از آنها از هواپیما بیرون آمدند، و سپس صدها عدد از آنها از سقف ساختمان بالا آمدند. همه چیز با حرکت آهسته بود به غیر از این نورهای کروی. بعد آنها به شکلی مارپیچی به سمت بالا حرکت کردند- همه ی آنها با هم- از آن توده ی تاریک و تیره بالا رفتند و داخل توده ی سفید رنگ محو شدند.
طی یک آگاهی آنی، او مطمئن شد که آن اوربهای نور، ارواح کسانی بودند که قرار بود در این حمله ی ترو ریستی بمیرند. او گفت که می دانست ارواح آنها پیش از برخورد هواپیما، از بدنشان خارج شده بودند.
جین با سایر مشاهده کنندگان این حمله صحبت کرد و به نظر می رسد هیچ فرد دیگری این تجربه را نداشته است. او معتقد است که دلیلی روحانی برای این تجربه وجود دارد و آن روز، آغاز زندگی معنوی او بود…»



 ارب ها و تجربه مرگ تقریبی
بسیاری از روایتهای مرگ تقریبی، نوعی مواجه با اربها را شرح داده اند. این نوع ارب ها اغلب یک نمود کروی شکل از ارواح هستند. توصیف اورب ها در تجربه های مرگ تقریبی : 
قرمز و زرد؛ به اندازه ی یک توپ بزرگ با نور ارغوانی؛ گویهای کوچک نور؛  پنج گوی نور با رنگهای مختلف مثل سایه روشنهای گلبرگهای رز، آبی، صورتی و فامهای تیره تر قرمز و نارنجی؛ میلیونها اورب که به مخلوقات روی سیارات ملحق شده مانند زنبورهایی از یک گل به گل دیگر پرواز می کنند؛ یک کره ی تابان، چشمک زن و شفاف؛ پرواز میلیونها گوی نور در اطراف و ورود و خروج از یک موجود بزرگتر در مرکز؛ یک گوی عظیم نور که مسیح و فرشتگان به آن تبدیل شدند؛ کره ای با بعدهایی بی شمار با مرکزی سرشار از نور، منزه ترین مخلوقات خداوند.


  ارب ها و یوفو
اوربها در پدیده های مرتبط با یوفو نیز دیده می شوند. موارد زیر، چندی از این روایات هستند :
  Brian Krebs : «بدنم را زیر پایم می دیدم. به یاد دارم که یک ارب درخشان، مهربان و دوست داشتنی را بالای سرم می دیدم… آن ارب عشق و درکی تابان بود. برای من بیگانه نبود. پهناور و کامل و نیرویی که ساطع می کرد عشق بود… سپس در مقابل دوازده موجودی بودم که دانش بالایی داشتند. در یک ردیف ایستاده بودند. هیچ نشانی از قضاوت یا احساس قدرت در آنها نبود اما درونشان نیرومند و قوی بود. آنها بلندتر از من به نظر می رسیدند و رداهایی نقره ای سفید پوشیده بودند. پوستی سفید، سرها و چشمهای بزرگی داشتند. به یاد ندارم که دهان داشته باشند. بالای آنها روحی بود. شبیه یک ستاره آنطور که ما از روی زمین می بینیم اما اندازه اش همانند اندازه ی سر آن موجودات بود.»


 Betty Andreasson : «سه ارشد دیگر در یک دایره ایستادند و همگی شروع کردند به ادای موزون و مکرر «اوه (Oh)». سه پرتو نور دیگر ظاهر شدند و تشکیل یک ستاره ی شش پر کامل را دادند. یک حلقه ی بزرگتر نور، دور سر ارشدها شکل گرفت. سپس این حلقه ی نور به سمت بالا حرکت کرد، کوچک شد و به اندازه ی پیشینش مانند حلقه ای در مرکز درآمد، به پایین شناور شد و به آن متصل شد، و تشکیل یک شی کروی چرخان را داد که نهایتاً فشرده و اندازه ی یک ارب بزرگ با نوری ارغوانی شد… ارشدها، نامی است که بتی به این موجودات داده است. در فرصتی پیش از این، که از آنها پرسیده بود آنها که هستند، پاسخ داده بودند » نمایندگان ویژه ی Oh، حاکمان حلقه ها، چرخه ها و ارب ها» هستند. بعد از خلق این ارب سحرآمیز، بتی از یکی از ارشدها پرسید :» Oh چه کسی است؟» پاسخ داد که اوه «حضور درونی، برونی، ابدی» است.
 گوی های مشابهی اطراف حلقه های کشتزار دیده شده اند، و برخی معتقدند بعضی از اورب ها موجوداتی فرازمینی یا دلیلی بر ارتباط با یوفوها (اشیا پرنده ناشناخته) می باشند. جیمز گیلیلند (James Gilliland) فردی است که ارتباطی فرازمینی/یوفو دارد و در شهر کوچکی در Trout Lake واشنگتن واقع در Mt.Adamsزندگی می کند که مرکز بیشترین ارتباطات مبهوت کننده ی فرازمینی/اوربها/یوفو است که امروزه در سیاره ی ما رخ می دهند .

به تصاویر سایت زیر دقت کنید:

(تصاویر : http://www.eceti.org/Eceti.UFOPhotographs.html). 


رویدادی بی سابقه در این شهر در حال وقوع است که قادرست سرنوشت نوع بشر و زمین را تغییر دهد. 

(برای اطلاعات بیشتر : http://www.eceti.org). 

تعداد بیشماری از اوربهایی که طی کنفرانسهای برگزارشده در عکسها ظاهر می شوند و همچنین فیلمهایی که اوربها، یوفوها و اشیاء پرنده میله شکل را نشان می دهند، شواهدی هستند برای شکاکان تا به فکر فرو روند.
در اواخر دهه ی 1990 چندی از محققان و علاقه مندان پدیده ی حلقه های کشتزار قطعه فیلمی از روند به وجود آمدن این حلقه ها ضبط کردند. آنچه آنها مشاهده و فیلمبرداری کردند نشان می دهد که دو گوی نورانی در بالای یک زمین کشاورزی عموماً هنگام شب ظاهر شدند، به سرعت به شکلی دایره وار شروع به حرکت کرده و موجب شدند در عرض 6-12 ثانیه، محصولات آن زمین خم شده و یک طرح کامل تشکیل شود. سپس این گویهای نورانی به سرعت در آسمان ناپدید شدند. این اتفاق بارها ضبط شده است. بعضی از این فیلم ها در ایالات متحده و بریتانیا آزمایش و صحت و اعتبار آنها تأیید شد.


دوستان در کانال تلگرام عرفان متا ما را همراهی کنید:....................


https://t.me/Erfanmeta

منابع

 psychedelicadventure.blogspot.com

 angelscribe.com/children.html

– dianacooper.com

 near-death.com

ماورا



به کانال ما در تلگرام بپیوندید...................

https://t.me/Erfanmeta

دایره های چرخه های زندگی

ماندالا MANDALAو یانترا YANTRA

ماندالا در لغت به معنای دایره است .

در مذاهب (عرفان اسلامی ) کابالاه (عرفان یهود ) هندوئیسم وبخصوص  بودائیسم حتی در مسیحیت و آئین زرتشت (فره ایزدی ) در رقص های سماء درویشان در مراسم مذهبی سرخ پوستان و سیاه پوستان اصیل در پنجره های رنگین معابد و کلیساها ی قرون وسطی ، و .... این طرح های دایره ای بوضوح به چشم میخورد . گرد نشستن سرخ پوستان یا مایاها و مغولها و حتی چادر مغولی ( یورت ) (YURT) نشانی از دایره یا ماندالا است .

ماندالا یا دایره سمبل گردش فلکی ، گردش چهار فصل سال ، حرکت کرات ، گردش ذرات اتم ، نمایش نمادین جهان اکبر و جهان اصغر و غیره است .

جهان اکبر کائنات و جهان اصغر انسان .

بعضی از ماندالا ها طرحی ساده است اما در طرح های ماندالائی تبتی دوایر بصورتهای بسیار پیچیده ای نشان داده شده است . تعداد زیادی از ماندالاها را میتوانید در سر فصل یادداشت ها مشاهده نمائید .

یانگ میگوید : دایره نمادی از کلیت و تمامیت وجود است ، فردیت بطور کلی منعکس کننده (( مونا د)) یا دایره است . نماد قدرت دایره است ، دایره همچنین نماد جمع از فرد نیز هست 

در چرخشهای مذهبی ، گردش افراد با اتصال دست بهم بصورت دایره نماد ما شدن از من است .

گروهی بر این عقیده اند که ماندالا تجسم ظاهری و نمایانگر نیروهای کیهانی است .

زمانیکه در ماندالا خطوطی و سطوح هندسی دیگر وارد شود ( تا به باور بعضی از فرقه ها ی مذهبی مثل فرقه کالی ، ارتباط بین کائنات و فرد و استاد و شاگرد و مریدان برقرار شده و خلاقیت و دانش استا د و استادان قبل از او به مریدان وشاگردان انتقال یابد ) این تصاویر یا طرح ها ی تغییر یافته را ((یانترا))

 ( YANTRA)نامیده اند . ماندالا و یانترا و هرچه که باشد ، در مدی تیشن هائی که کشف و شهود مبنای آن است از ماندالا یا مانتراها برای تمرکز استفاده میشود .

آنچه که به ذهن ورزی و خود هیپنوتیزم مربوط میشود ، استفاده از ماندالا یا یانترا ، روشی برای تقویت قدرت تصور ذهنی ، ذهن ورز است .

بدین طریق که ذهن ورز در جلسات متعدد در مراحل اولیه یک ماندالای ساده را انتخاب کرده و مدتی به تمام جزئیات آن بدقت و با هوشیاری مینگرد و سعی میکند همه جزئیات تصویر و شکل کلی آنرا بخاطر بسپارد ( این حرکت تصور عینی است ) سپس چشمان خود را بسته با تفکر بر روی جزئیات  تصویرماندالا و کلیت آن سعی در بخاطر آ