متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

علم اعداد

اگر انسانها را مجموعه ای از اعداد و ارقام و نام ها ، صفات خاص بدانیم ، و این خاصیت ها را درون یک مجموعه گردآوری کنیم در میابیم که داری هویتی منحصر به فرد و به شخصه خیلی عالی هستیم و بسیار جالب است که این این هویتهایی که درون یک مجموعه گردآوری شده بین هیچ دونفری یکسان نیست ، حتی بین دوقلوها....
دانش بشری از ابتدا همواره می خواسته که کدهای انسانی و روحی را باز کند و در این راه کار بسیار نیز انجام داده ، دانشمندان بزرگی این راه خدمت کرده اند و بسیاری در این راه نیز کشته شده اند.
این را مطمئن باشید که خداوند بی خود و بی جهت ما را خلق نکرده و برنامه بسیار دقیقی از پیدایش انسان طرح کرده 
انسان باید به آگاهی برسد و از آگاهی به خرد و از خرد به خودشناسی و از آن به خدا شناسی و سپس به رستگاری برسد ، وقتی عمل خوب و اندیشه عالی و خرد متعالی داشته باشیم حتما به اوج رهبانیت خود خواهیم رسید و می توانیم خود را در منتها درجه ی انسانیت ببینیم

به زودی کتاب کامل علم اعداد و تشریح آنها و آموزش ابجد بصورت کامل ارایه می گردد .همچنین م یتوانید در کلاس های متافیزیک و علوم ماورایی و شناخت روح ثبت نام کنید ......
آدرس ایمیل جهت ثبت نام :
Mostafa30@gmail.com
شماره تلفن و تلگرام:
09176046145

آتش درون

آگاهی-عشق-آرامش

به اندوه خود لبخند بزن!

حتی باوجود همه ی سختی های زندگی, باز باید توان آن را داشته باشیم که (( لبخند )) 

را از لبانمان دور نکنیم. یکی از دوستانم پرسید: (( چگونه می توانم لبخند بزنم, 

درحالی که وجودم آکنده ازاندوه است؟! )) به او گفتم : 

(( به اندوه خود لبخند بزن; زیرا ما از اندوه مان بزرگ تریم .))

انسان به تلویزیونی می ماند که هزاران شبکه دارد. اگر شبکه ی (( بصیرت )) را روشن کنیم, روشن  می شویم. اگر شبکه ی (( اندوه )) را روشن کنیم, اندوه می شویم.

اگر شبکه ی (( لبخند ))را روشن کنیم , لبخند می شویم. ما نباید تنها یکی از شبکه های وجودمان را تماشا کنیم . ما بذر همه ی استعدادهای خارق العاده را  درخود داریم, فقط باید همت کنیم و آنها را به فعلیت برسانیم. ما باید ارباب وجود خویشتن خویش شویم.


وقتی بربال های آرامش قرار می گیریم , نفس می کشیم, با خودآگاهی ژرف لبخند می زنیم, تازه خودمان شده ایم و بر خویش حاکمیت پیدا کرده ایم.

آری ! با بصیرت و عشق ,  با لبخند , با تنفسی ژرف, با غنودن بر بال های آرامش است که می توان دنیا را زیباتر و بهتر ساخت.

(( مراقبه )) تنها راه خلوت کردن با خویشتن حقیقی خویش است; (( مراقبه )) , مارا با خودمان مانوس می سازد و مارابه خودمان باز می گرداند. البته, مصرف زدگی موجب شده است ما از حقیقت خویش دور شویم; بنابراین, به دلیل میل به داشتن و بیشتر داشتن, تامل درباره ی حقیقت خویشتن بسیار دشوار شده است; باید سدها را شناخت و از آنها گذشت.مراقبه, تنفس و لبخند, راهی است به رهایی از این بندها و گذشتن از موانع. در مراقبه, ما به خودمان باز می گردیم تا ببینیم چه حوادثی در اقلیم درون ما رخ می دهید. مراقبه, آگاهی از اوضاع و احوال درون خویشتن است. 

دانستن آنچه که در ما رخ می دهد , بسیار پر اهمیت است.


کودکان نیلگون و فراتر

ما در نیمه راه روند تغییری تکاملی هستیم. این تغییر تکاملی بوسیله فرزندان عصر جدید راهبری و هدایت می شود. اولین فرزندان این عصر جدید همانا «کودکان نیلگون» (Indigo Children) نامیده می شوند. چرا که درهای هوشیاری کیهانی همیشه بروی آنان گشوده و در دسترس آنان است. آنها پلی بسوی آینده بشریت هستند ، و ما با حمایت و گرامی داشتن این انرژی نو که آنان و دیگر کودکان نسلهای آینده عصر جدید خواهند آورد ، نه تنها اجازه پدیدار شدن تغییرات در خود را می دهیم بلکه به آنان نیز امکان راهنمایی ما به پیشرفت جوامع ، نوع و نژاد و جهان ما داده خواهد شد. 

تا همین اواخر و در مسیر تکامل ما ، انسان بعنوان گونه ای از موجودات زنده ، در جستجویی بس طولانی برای یافتن عرفان در خارج از وجود خود بود. بسیاری از علوم و دانشهای باستانی ارتباطات الهی وارستگان و فرزانگان بواسطه ظهور علم فیزیک بشیوه نیوتونی ناپدید شد (یادآوری: نیوتون همان فیزیکدان معروف است که قوه جاذبه زمین را با فرو افتادن سیبی از درختی کشف کرد). تلاش انسان بمنظور کنترل و جداسازی از طریق مذاهب ، جنسیت ، نژاد و زبان ، بخش اعظم DNA را غیر فعال نمود. حتی شمایی که هم اینک در حال خواندن این نوشتار هستید ، اگر تحت نفوذ فیزیک و درمان مدرن زندگی و رشد نموده اید ، ایده اینکه DNA مرتبط است با روح و ضعف بسیار موجود در همبستگی به بعدهای متفاوت طبیعت ، باحتمال قوی چندان با آن موافق نخواهید بود. 

 

ولی این امر نه تنها حقیقتی است درباره DNA ، بلکه یکی از کشفیات بسیار بزرگ علم است که نه توضیح کافی درباره آن داده شده و نه تحقیقات وسیعتری صورت گرفته. 

این بخش «غیر فعال» موجب شده که ساختار بیولوژیکی انسانها تغییرات (منفی) اساسی کند ، و درنتیجه نسلهایی که 

با این تغییرات بدنیا آمده اند ،حاملین دایمی آنها شدند.

 انسانها بیش از این روی ارتباط مغز  بدن  روح متمرکزنشده و مظاهر فیزیکی و عینی

این ارتباط بتدریج کاهش یافته ، ناپدید شدند. در نتیجه ، بسیاری از مردم زمین باید روی این نقصان خود کار کرده ، آگاهانه به این ارتباط دسترسی یافته و بخش غیر فعال DNA خود را فعال نمایند. همه اینها در شرف تغییرند. در حقیقت مدتی است که این روند تغییرات در جریان است. 

 ما اینک در نیمه راه روند تغییری تکاملی هستیم. این تغییر تکاملی بوسیله فرزندان «عصر جدید» راهبری می شود. این فرزندان بیشتر و بیشتر با حفظ دانش اینکه  که هستند و چه هستند به جهان فیزیکی ما گام می نهند ، می دانند برای چه به اینجا آمده اند و DNA کاملا»فعالی با توان میان-بعدی دارند. این کودکان دارای سیستم واقعی بیولوژیکی ارتباط با الوهیت هستند. 

 احتمالا» تا حالا شما زمزمه هایی درباره اولین نسل این انسانهای جدید را که کودکان نیلگون (Indigo Children) خوانده می شوند شنیده اید. هرچند این کودکان در نقاط مختلف زمین از سالهای دهه ۱۹۵۰ به آهستگی چشم به جهان گشوده اند ، ولی جوامع از وجود آنها تا سالهای دهه ۱۹۷۰آگاهی نداشتند. اولین موج بزرگ این نوع جدید انسان در سالهای دهه ۱۹۸۰ بدنیا آمدند. بسیاری از این کودکان مصمم به آمدن به این جهان فیزیکی در این برهه از زمان و از طریق والدینی که در سالهای دهه۱۹۶۰ در هوشیاری آنان تغییرات مثبتی حاصل آمده ، شدند.  

کودکان نیلگون «جنگاوران و پیشگامان» عصر جدیدند. آنها پلی بسوی سطوح آینده انسانهایند. کودکان نیلگون حامل ارتعاشات جدید انرژی هستند که شروع به ایجاد تغییرات ژرف در بشریت نموده ، چون درهای هوشیاری کیهانی همیشه بروی آنها گشوده و قابل دسترسی است. آنها به همراهی نسلهای متفاوتی که در آینده خواهند آمد ، در حال تغییر هوشیاری انسانهایند. 

 

کودکان نیلگون شروع به جلب توجه کرده اند ، بواسطه ارتباط مستحکم بیولوژیکی خود با «روح» و بهمراه این حقیقت که هیچ اطلاع (یا توجهی) باینکه چه چیز «ممکن» و چه چیز «غیر ممکن» است ، ندارند آنها را در شرایطی قرار داده که در ساختار موجود جوامع جای نمی گیرند. محدودیتی در میزان درک آنها نبوده و نمی توان آنها را وادار به مطابقت (با استانداردهای موجود) نمود. آنها برای این نیامده اند که باورهای موجود انسانها را جذب کنند ، بلکه آمده اند که باورهای تازه ای برای خود و نوع بشر بنا کنند. 

کودکان نیلگون بواسطه ارتباط و اراده ژرف روحی خود ، چنین بنظر می رسند که دارای توانمندیهای غیرعادی اعم از بصیرت و فراست بسیار قوی تا قابلیتهای احساسی فوق العاده هستند. کودکان نیلگون هرچند در قالب جسم فیزیکی ولی دارای توان و کیفیت اثیری هستند. در واقع این کودکان بدون دانستن مفهوم ممکن و غیرممکن ، ما را به فراتر از مرزهای باورهای ممکن خودمان رهنمون شده ، همه الگوها و موانع کهنه موجود در جوامع ما را فرو خواهند ریخت. 

از آنجاییکه کودکان نیلگون بمنظور تسهیل در تغییرات آمده اند ، طی سالها توجه دیگران را بدین نحو جلب کرده اند که سرپرستی آنها برای والدینشان امری بسیار مشکل است.

 کودکان نیلگون (همچون دیگر نسلهای پس از آنها) برای یافتن پاسخ به بزرگترهای خود رجوع نمی کنند. آنها ترجیح می دهند پاسخها را در درون خود یافته «راه مشکل» را خود فرا گیرند. بسیاری از بزرگسالان انتظار احترام از کودک نیلگون بواسطه سن بالا و تجربیات وافر زندگی خود دارند ، ولی سن بالا در مغز کودکان نیلگون صلاحیت ویژه ای بشمار نمی رود. آنها مشکلات عدیده ای با مقام و مقامات دارند چرا که باور ندارند که جهان باید بدین شیوه باشد ، و بهمین سبب به توصیه های مردمی که در ساختن جهان بشکل موجود دخالت دارند ، گوش فرا نمی دهند. 

کودکان نیلگون وضعیت موجود را باور ندارند. آنان مطابقتی با شدتها نیز ندارند ، نه بواسطه مسایل شخصی یا سرگرمی ، بلکه با هدف تغییر دیدگاه و چشم انداز این جهان. آنها (برخلاف نسلهای صلح جو و عشق آمیز عصر جدید پس از خود) دارای انرژی «جنگاورانه»کسی هستند که بدین جهان پای نهاده بقصد در هم ریختن و نابودی باورها و سیستمهایی که به نفع انسان و انسانیت نیستند. آنها آمده اند با این ایده که بسیاری از مردم مخالف آنان خواهند بود ، ولی اراده موفقیت در فرو پاشی همه جنبه های کهنه و محدود کننده جامعه را نیز با خود دارند.  

هر کسی که تبعیت و فرمانبری را ارج نهد ، کودکان نیلگون را درک نکرده با مخالفت آنان روبرو خواهند شد. کودکان نیلگون معمولا» به رفتارهای انضباطی واکنشی منفی دارند ، چه انضباط (با مفهوم تبعیت و فرمانبرداری) دقیقا» همان چیزی است که آنها حتی پیش از آمدنشان به زندگی زمینی انتظار برخورد با آنرا داشته اند  و بنابراین  انضباط با رفتار جنگجویانه کودک نیلگون روبرو خواهد شد. آنها اغلب زود عصبانی می شوند ، بهمین جهت هرگونه فشاری بر آنها برای تابعیت از محدودیتها باحتمال زیاد با خشم و ستیزه جویی آنان مواجه می شود.  

اگرچه ، بر خلاف آنچه که از کسانی با انرژی جنگاوری می توان انتظار داشت ، آنها سیستمی بسیار حساس دارند ، چون حواس آنان بسی بیش از یک فرد عادی بکار گرفته می شوند. آنها نسبت به برخی محیطها و غذاها نرمش کمتری داشته ، چنین بنظر می رسد که زود بیمار می شوند. کودک نیلگون هرگز تلاش در پیوستن به هیچ گروهی نکرده ، در عوض از دیگران فاصله می گیرند تا زمانیکه روح و شخص همتراز خود را بیابند.  

متاسفانه ، به بسیاری از اعضای اولین موج کودکان نیلگون ، بواسطه واکنشهای متعدد غیرعادی (در جامعه خود) برچسب بیمارهای روانی زده شده ، و بسیاری از آنها تحت تاثیر داروهای شیمیایی از توانمندیهای برجسته خدادادی خود باز مانده اند. مبارزه و تلاش آنها برای بازگشت به موضع تغییر جوامع ما به درجه ای از شدت رسیده و شرایط زندگی را آنچنان برایشان سخت و طاقت فرسا کرده که اندوهنگنانه باید اعتراف نمود که درصد خودکشی در جمع آنان بسیار بالاست. 

 

بسیاری از مردم ، سالهای سال در عجب بودند که چرا نام نیلگون (Indigo) بر آنها نهاده شده. دلیل آن اینست که انرژی نوی که آنان حامل آنند به شیوه ای انتشار می یابد که نور ساطع شده در مقابل طول موج این انرژی موجب می شود که چشم انسان (حساس) طیف الکترومنیتیک حاصل از آنرا با طول موجی بین nm ۴۲۰و ۴۵۰ nm به بیند  به عبارتی برنگی که نیلی (Indigo) نامیده می شود. 

 

اینک که کودکان نیلگون جاده را صاف کرده اند ، کودکانی حتی با ارتعاشات انرژیکی جدیدتر و مترقی تر بدنیا آمده و این روند همچنان ادامه دارد. آنها هنوز بسیار جوانند ، بنابراین ما هم هنوز نتایج همه جانبه اهداف آنها را احساس و تجربه نکرده ایم. شما ممکن است آنها را به عناوینی چون کودکان کریستال (Crystal Children) و کودکان رنگین کمان (Rainbow Children) بشناسید. اگرچه آنها وجوه اشتراکی در همدلی ، حساسیتهای فوق العاده ، ژرف نگری و ژرف اندیشی ، حس ششم نیرومند ، احساسهای غیرعادی و غیره با کودکان نیلگون دارند ، ولی تفاوتهایی نیز با آنان دارند که شامل ارتعاشات انرژیکی صلح جویانه و حتی انرژی عشق بی قید و شرط الهی و اتحاد است.


هاله آنها نیز بسیار متفاوت با دیگران است. بواسطه این ارتعاشات نو ، هاله آنها بجای اینکه رنگهای فردی و شخصی آنان را بخود گیرد ، بیشتر بگونه ای منشوری است ، یا بشکل کاملا بی رنگ و بازتابنده نوری همرنگ با محیط اطراف خود ، یا همانند منشور که دارای همه طیفهای رنگهای درون خود است (بسیار شبیه رنگین کمان). این کودکان بسیار حساس ، سخنگو و مهربانند. بسیاری از آنان توان باور نکردنی در شفا دادن بیماریها دارند.

 

بسیاری از این کودکان عصر جدید ، حتی بیش از کودکان نیلگون ، دارای مهارتهای موجود اجتماعی که در جامعه از آنها انتظار می رود نیستند ، چرا که چنین رفتارهایی برخلاف اهداف کلی آنهاست. بنابراین به بسیاری از آنان برچسبهای انواع بیماریها از جمله اوتیسم(Autism) به فراوانی زده می شود که معرف چنین کودکانی است. 

 

آنها به اینجا آمده اند تا به جهان ما کمک کنند ، همچنانکه ما در حال تکامل و پیشرفت در ارتعاشات بالاتر ، جایی که عشق و همدلی بجای انتظار ، امری است عادی ، هستیم. آنها کودکانی بشدت روشنفکرند که ژرفنای حقیقت را درک می کنند ، اینکه تفاوتی بین انسان -حیوان  گیاه و مواد معدنی نیست ، اینکه در حقیقت (همه ما زنده ایم) و همه در حکم واحدیم. 

 

سیستم اجتماعی اطراف این کودکان باید بگونه ای باشد که بجای آموزش کمک در جهت تکامل و شکوفایی ایشان باشد. آنها به خشونت واکنش خوبی نشان نخواهند داد ، خشونتی که یا از چیزهایی از قبیل صدای بلند و ناهنجار ، انضباط و برنامه های خشن از پیش طراحی شده ، ظلم و ستم ، عصبانیت ، واکنشهای شدید یا از غذاهای ناسالم. واکنش آنها در قبال همه اینگونه موارد ، بازگشت به درون خود است که در برخی بسرعت می تواند ایجاد بیماری کند. 

 

این کودکان ، صرف نظر از هر نامی که بر آنها نهاده شده ، با توانمندیهای گسترده و DNA فعال چشم به جهان ما گشوده اند ، و عرضه کننده فرصت شگفت آوری برای بقیه اعضای جامعه در حال تکامل هستند. اغلب اوقات و بر مبنای عادت ، جوامع ارتعاشات نو را که نسلهای بعدی با خود می آورند نمی پذیرند. بنابراین بسیاری از مردم قادر به کسب تجربیات شخصی درباره دیدگاههای خود و یا فراتر از آنچه که در حال حاضر اندیشیده می شود که امکان دستیابی به آنها در طول زندگی هست ، نیستند.

 

ولی اگر ما از تلاش برای»جاانداختن آنان در شکل و مدل موجود در درون جامعه خودمان» دست کشیده و در عوض این انرژی نو را که آنان با خود می آورند پذیرفته و حمایت کرده ، اجازه دهیم در جهت تبدیل و تکامل بشریت عمل کند ، آنها ما را به پیشرفت در جامعه ، نوع و نژاد و جهان رهنمون خواهند شد.

7 نشانه باز شدن چشم سوم

همواره درباره قدرتی پنهان درمغز انسان شنیده ایم ، به خصوص قدرتی که در غده ای کوچک در میانه آن یعنی غده «پینه آل» نهفته است. این غده مخروطی شکل با خوردن غذاهای پروسس شده و استفاده از خمیردندان و آب حاوی فلوراید، سخت و آهکی می شود. در باره نحوه از میان بردن سختی این غده و باز کردن مرکز انرژی منطبق با آن، یعنی چاکرای « آجنا » یا چشم سوم که بسیار از آن خواهیم گفت . درحال حاضر بیاید بینیم علائم اصلی یک چشم سوم باز شده و یا درحال باز شدن چیست .

Picture


« فشار میان ابروها » 
احساس یک نبض در میان سر. فشاری که می تواند بسیار شدید و قدرتمند باشد گویی که چیزی واقعا به آن ناحیه فشار می آورد . این موضوع هنگامی که چشم سومتان در حال باز شدن و یا گسترش است، بسیار معمولی و نرمال است .

« تغییر در رژیم غذایی » 
شما درباره غذایی که می خورید آگاه تر شده اید. با اطلاعاتی که بدست آورده اید ، تلاش می کنید از آن غده، سختی زدایی کرده وبه سرزمین شگفتی ها قدم بگذارید. علاوه بر آن حساسیت شما نسبت به سموم افزایش یافته و حالا دیگر می دانید که غذا انرژی است و بدنبال چیزی هستید که واقعا شما را تغذیه و نیرومند کرده و نه اینکه ضعیف تان کند. پس از مدتی می توانید ارتعاش آنچه را می خورید احساس کنید و بدنتان شما را وادارخواهد کرد برخی از مواد را از رژیم غذایی خود حذف کنید. گوارش و تغذیه برای سفر معنوی و برای سلامت فیزیکی و بدن های انرژی تان بسیاراهمیت دارد.

« آن سوی دوگانگی را دیدن » 
این دقیقا کاری است که این چاکرا انجام می دهد ؛ به شما توان دیدن یگانگی در همه چیزرا می دهد . توان دسترسی به وضعیت های بالاتر آگاهی و ابعاد دیگر را می دهد؛ اینکه میان شما و دیگران، میان مشاهده گر و مشاهده شونده ، میان فرد و جمع ، میان خالق و مخلوق ، هیچ تفاوتی نیست . این موضوع در طی مراحلی اتفاق می افتد و معمولا با باز شدن و گسترش چاکرای تاجی همراه است. زمانی که با بدن و تجربه هایتان شناخته می شوید، ناگزیر خود را از بدنهای دیگر جدا حس می کنید. اما وقتی با چیزی نامحسوس تر، با آگاهی که خود زندگی است و به شکل های گوناگون ظهور می یابد، شناخته شوید ، خود را همچون هرکس و هر چیز دیگری تجربه می کنید . می بینید ، حس می کنید و بالاتر از آن « می دانید » که با دیگران یکی هستید و این چیزی بیش از اعتقاد داشتن به آن است.

« تغیر در الگوهای فکری » 
شما بیدار شده اید و فکرکردن مثل سابق، دیگربرایتان کارساز نیست. آغاز می کنید به گونه ای دیگر فکر کردن. روش های قدیمی تفکر، دیگر نمی توانند واقعیت زندگی شما پس از بیداری باشند. شروع می کنید به برنامه ریزی و پاکسازی ذهن تان که می تواند بازتاب زندگی پربارتری باشد. در مراحل اولیه، اجتماع و رسانه ها زیر سوال می روند. سپس شروع می کنید به پرسیدن در باره زندگی و جستجوی پاسخ ها بدون پذیرش کورکورانه آنچه به شما آموخته اند . یک فرایند درونی در جهت تحول ذهنی و برنامه ریزی مجدد آغاز می شود؛ آموزه های کهنه را حذف کرده و آنها را باحقایقی تازه یافته جایگزین می کنید .

« ذهن تان باز شده و گسترش می یابد » 
دقت و تمرکز افزایش می یابد. ذهن روشن می شود. افکارتان دیگرهویت شما را نمی سازند و فقط وسیله ای می شوند برای آفرینش. شما براحتی مفاهیم بسیار پیچیده را درک می کنید ، بخصوص وقتی که با هدایت روح، به حقایق برتر فکر می کنید. ارتباط سریع تر اتفاق می افند به طوری که قبلا هرگز تجربه نکرده بودید . « رابرت مونرو » که برای برون فکنی های ستاره ای اش شهرت دارد ، آن را اینگونه توصیف می کند : « گلوله ای از افکار که در ذهن منفجر می شود ». ارتباط، بدون کلام و توسط بسته های انرژی ارسال شده به ذهن ، برقرار می شود. این اطلاعات انرژتیک درکسری از ثانیه دریافت و ادراک می شوند . اطلاعاتی که اگر نوشته شوند حاوی جمله های فراوانی خواهند بود.

« قدرت های روحی به کار می افتند » 
تله پاتی بسیار معمول و شایع است اما نه آنطور که در فیلم های علمی- تخیلی دیده ایم . روشن بینی ، روشن شنوایی، روشن احساسی ، احساس از راه دور، ادراک فراحسی (ESP ) و مانند آنها . الهامات، دیگر« فقط یک حس » محسوب نمی شوند بلکه وسیله ای هستند برای کار کردن با سطوح بالا تر آگاهی . همزمانی ها پشت سرهم اتفاق می افتند و شما در می یابید که آنها روش ارتباط کائنات با ما هستند.

«می توانید فراسوی هر چیز را ببینید» 
می توانید آن سوی برچسب ها را ببینید. می توانید براحتی همه روش های اجتماع برای برنامه ریزی کردن ما را تشخیص دهید. « حراج » ها عالی هستند اما همچنین به معنای آنند که : « مصرف کنید » . « رای دادن حق شماست» یعنی : « اطاعت کنید و پیرو سیستم باشید » . زمان هایی پیش می آید که اخبار را تماشا می کنید اما نه آنچه گفته می شود ، بلکه آنچه را سعی دارند به شما القا کنند . 
درمی یابید که در هرچیز آموزه ای نهفته است. پرندگان می گویند که می توانید پرواز کنید و رها باشید. ستاره ها عظمت جهان را یادآور می شوند . خورشید می گوید که بدون نور هیچ هستید. درخت می گوید بی آب و خاک و نور نمی توان بسر برد. می آموزید که همه چیز در عالم هستی به هم وابسته و با هم در ارتباط اند. زبان پنهان طبیعت و زندگی را فرا می گیرید. همه چیز زنده تر و آگاه تر می شود ، همه چیز با شما سخن می گوید و ارتباط برقرار می کند، بویژه توسط فرکانس و انرژی .
حالا دیگر می توانید ببینید!

برگرفته از:

http://www.iammysoul.com/blog/7-signs-your-third-eye-is-opened