متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

برون­فکنی کالبد اختری

ASTRAL PROJECTION

این عنوان نوعی نامگزاری تفسیر دگرگونه از احساس خروج روح از بدن (OBE) است که در آن استنباط 

می­شود ساختاری به نام کالبد اختری از مجموعه دیگری به نام کالبد مادی جدا یا خارج می­شود 

و می­تواند در محیط خارج به سیر و سفر بپردازد. خروج کالبد اختری (یا کوکبی) و سفر آن از این

 مضمون حکایت می­کند که در بدن یک کالبد بسیار شفاف و نیمه مادی (در حد غیرمادی) به

 نام کالبد اختری (کوکبی یا ستاره­ای) هم وجود دارد که می­تواند مانند شبح از کالبد مادی جدا 

   یا خارج شود و در فضای بین ستارگان سفر کند.

اعتقاد به سفر کالبد اختری از باورهای آئینی ریشه می­گیرد که براساس بسیاری از آنها پس از مرگ، روح از بدن جدا و به آسمان­ها پرواز می­کند. آنچه که در این جریان اتفاق می­افتد، براساس نوع باور فرد می­تواند یک خروج روح از بدن و یا یک خروج کالبد اختری از جسم مادی و صعود این ساختار ظریف و سبک به آسمان­ها تلقی شود. در این قسمت­ها احساس خروج از بدن، برون­فکنی یا خروج کالبد کوکبی و ادراکات لحظات نزدیک به مرگ تشابهات یا عناصر یکسان زیادی پیدا می­کنند.

 این پدیده­ها یا قسمت­هائی از آنها ممکن است در شرایط خواب، رویا، بیداری عادی، در بیماری­­های مزمن، در اتاق عمل جراحی، همراه با مصرف برخی از داروها و مواد توهم­زا، در شرایط احساس بختک یا فلج خواب و بالاخره در حالت خود هیپنوتیزم طولانی و مدیتیشن احساس شوند.در برخی از موارد بر اثر کنجکاوی، و یا بر اثر اشتغال به کارهائی که با توجه به باورهای آئینی لازم به نظر نمی­رسند و یا در جریان انجام برخی از مراسم و مناسک روحی، ممکن است فرد به ادراکاتی برسد که در طی آنها احساس کند که به «عوالم بالاتر» سفر کرده و یا به شرح و تعبیرهای دیگری متوسل شود که ما به همه آنها احساس خروج از بدن می­گوئیم. در بسیاری از موارد سوژه ممکن است به این احساس برسد که از بالا و فضا به کالبد خودش که در پائین بی­حرکت قرار گرفته نگاه می­کند. گاه فرد ممکن است شبح یا ظهوری مشابه خودش را در خارج از بدن خودش مشاهده کند که در منابع و کتاب­های روان­شناسی و فراروان­شناسی آلمانی با اصطلاح DOPPEL GANGER  به آن اشاره می­شود که  تقریباً معادل با واژه رؤیت همزاد یا دیدن مضاعف است. در برخی از گزارش­های جذاب و هیجان­ انگیز اظهار شده که در یک زمان خاص، فردی در دو محل دور از هم دیده شده است. در سال­های دهه 1960 و 1970 گزارش­های متعدد و متنوعی منتشر شده که در آنها اظهار شده در آمارگیری از گروه­های مختلف انسانی، بین 8% تا 50% [در گروه­هائی خاص] اعلام کرده­اند که یکی از انواع تجربیات فوق را داشته­ اند. از آنجا که طبیعت و خصلت تمام این موارد براساس گفته­های مصاحبه شونده ثبت شده­ اند، نمی­توان در مورد «کالبد اختری» و «عوالم بالاتری» که آنان اظهار می­کنند که به آنها سفر کرده ­اند، اطلاعات دقیق­تری کسب کرد. در بسیاری از موارد، غیر از مطالب شفاهی چیز دیگری وجود ندارد که از این گفته­ ها حمایت کنند.

 

منابع و مآخذ باورها

این نوع از مطالب به وفور با شرح و بسط­های مفصل و مهیج در کتاب­ها و مقالات جامعه­ شناسی، قوم­شناسی، مردم­شناسی و بالاخره کتاب­ها و گزارش­های ساحری و شمن­گرائی[1] مشاهده می­شوند. حتی در کتاب­های  کلاسیک فلسفی، در اسطوره ­ها و متون آئینی هم به صورت­های متفاوت به این مضمون اشاره شده است.


فلسفه غربی و شاخه­ های آن

در فلسفه و عرفان کلاسیک در قرون وسطی و مکاتب هرمنتیک یا تفسیری، و در سال­های بعد در فلسفه­ های جدیدتر به صورت نسبتاً مشابهی برای کالبد انسان سه قسمت زیر تصور می­شود:

* کالبد مادی یا کالبد تشریحی

* روح که ساختاری غیرمادی، ناشناخته و رمزآلود دارد.

* کالبد اختری که یک حالت بینابینی میان دو قسمت فوق را دارد. به باور عرفا و فلاسفه غربی، روح زادگاهی بهشتی و نورانی دارد و جسم منشاء و زادگاهی خاکی و زمینی را دارا می­باشد و کالبد کوکبی یا اختری ساختاری بین نور و ماده را دارا می­باشد. به باور آنان جهان نورانی که بین پردیس یا بهشت و زمین قرار گرفته، از انبوهی از سیارات و ستاره­ها تشکیل شده­اند که در آنها اجتماعات عظیمی از فرشتگان، اهریمنان و ارواح ساکن هستند.

کالبدهای شفاف یا ارواح آسمانی با ستارگان یا کوکب­های آسمانی که به آنها مربوط می­شود، فضاهای عظیمی را در کائنات تشکیل می­دهند که بسیار مرموز و پررمز و راز هستند و کالبد کوکبی پس از برون­فکنی از کالبد مادی در این فضا مستقر می­شود. در فلسفه­های افلاطونیان و افلاطونیان جدید، هر فرد یک میکروکوسم[2] یا یک جهان اصغر یا کوچکتر است که در داخل کائنات یا جهان اکبر[3] قرار گرفته است. روح هر فرد شبیه به روح  اکبر یا روح بزرگ است. انبوهی از این فضاها یا آسمان­ها وجود دارند که ارواح آدمیان بسته به میزان درجات و تکاملی که پیدا کرده­اند، در آنها مقیم می­گردند. در پائین این فضاها یا آسمان­ها و در کمترین میزان از عزت، منزلت و اعتبار جهان مادی یا طبیعت قرار گرفته است[4].

برخی از فیلسوفان و متخصصین علوم پوشیده[5] مانند الیفاس لوی[6] به این عقاید بسط و ابعاد بیشتری دادند  و در طرح­ها و اشکالی که رسم می­کردند، این آسمان­ها، کرات یا کوکب­های آسمانی و ارواح مستقر در آنها را به نمایش می­گذاشتند که با مطالب مطرح شده در آن زمان در دانشگاه­ها و محافل علمی اروپا پس از دوران پر از جهل و خرافات قرون وسطی بسیار عجیب و دور از ذهن به چشم می­خوردند. الیفاس لوی در گسترش عقاید فلسفی در این زمینه نقش زیادی داشت و تحت تأثیر او بسیاری از انجمن­های پررمز و راز و از جمله جلسات و دوره­های معروف به ارتباط با ارواح، احضار ارواح و جلسات برون­فکنی کالبد کوکبی در این کشورها شکل گرفتند و به علت جذابیت و عامه­پسندی فراوان به سایر کشورها هم گسترش پیدا کردند.

نقش تورات

برخی از پژوهشگران بر این باورند که در کتاب مقدس تورات عبارات و روایاتی در زمینه برون­فکنی کالبد اختری وجود دارند.

برخی از پژوهشگران نامدار مانند کارینگتون، مولدون، پترسون و ویلیام بر این باورند که کالبد ظریف اختری به کالبد مادی چسبیده و این ارتباط به وسیله­ی یک طناب روحی نقره­ای تأمین می­شود. در یکی از آخرین 
بخش­های کتاب تورات[7]، این مطالب یا عبارات به چشم می­خورند: «پیش از اینکه طناب نقره­ای سست شود و یا روده طلائی ترکیده گردد، و یا سبو در نزدیکی چشمه شکسته شود و یا چرخ چاه در نزدیکی مخزن شکسته گردد.» یک پژوهشگر به نام شرمن[8] معتقد است که مطالب بالا احتمالاً کاملاً به برون­فکنی کالبد اختری مربوط  نیست، بلکه ممکن است یک متافور و استعاره­ای باشد که در آن بدن به یک دستگاه و طناب نقره­ای به یک فنر تشبیه شده است.

در رقعه یا رساله دوم پُل با نام کورین تیانز[9] وضوح بیشتری در مطالب آن به چشم می­خورد و توافق بیشتری در  بین پژوهشگران وجود دارد که آن را به مضمون کالبد اختری مربوط سازند. با وجود پیچیدگی­ها، ابهامات و متن استعاره­ای متون آئینی، این مطالب با وضوح در آن به چشم می­خورند: «من فردی را از دوران انسان کامل 
 می­شناسم. چهارده سال پیش، آیا او در کالبدش بود، من نمی­دانم، شاید هم خارج از بدنش، من نمی­دانم.

خدا می­داند ... این فرد به طبقه سوم از پردیس (باغ آسمانی) برده شد ...» شاید این عبارات زمینه­ساز یکی از متونی[10] شد که در آن در یک سفر خیالی و استعاره­ای گویا فردی دیداری از دوزخ و باغ آسمانی داشته و این مطالب زمینه­ساز تألیف کتاب کمدی الهی تألیف دانته[11] و چند اثر مشابه دیگر[12] گردیده است.

ادبیات عارفانه اسلامی

قسمتی از سیستم یا ساختاری که در اسلام به بحث در زمینه مباحث روحی می­پردازد، صوفیگری یا تصوف نامیده می­شود. افسانه­هائی در مورد برخی از بزرگان یا مشایخ صوفیه وجود دارند که آنان در یک زمان واحد در چند مکان دیده شده­اند. در این زمینه صدها گزارش یا داستان وجود دارند. ضمناً این باور موجود است که صوفیان روح خویش را پاک و شفاف می­سازند و این کار را از طریق تسلیم محض شدن به رضای خداوند به دست می­آورند و خداوند در مقابل قدرت­هائی به آنان می­دهد که قدرت پرواز تنها یکی از آنهاست.[13]

مصر باستان

مضمونی مانند سفر روح پس از خروج از بدن در بسیاری از آئین­ها دیده می­شود. برای مثال، در تعالیم چین باستان این مطلب وجود داشت که ارواح می­توانند این قابلیت را پیدا کنند که مانند پرندگان در هوا و خارج از کالبد مادی خودشان در [کا KA ] پرواز کنند و این پرواز را با پیکر ظریف و شفاف [کالبد اختری] انجام دهند و به ابدیت و جاودانگی بپیوندند.

چین باستان

کیمیاگران یا کاهنان تائوئیست در سیر و سلوک عارفانه خویش کوشش می­کردند که با تنفس­های پرقدرت در جریان مدی­تیشن به منابع عظیمی از انرژی در «مروارید وجود خود» دست پیدا کنند که به آنها قدرت و قابلیت پرواز در آسمان­ها را بدهد.

جیانگ جی ... در حالیکه شکم او مانند طبل متورم می­گردید به تنفس پرداخت و پس از مدتی کوتاه بی­حرکت شد و هنوز خرناسه می­کشید ... پس از مدتی روح ازلی او از تنش خارج گردید و مستقیماً به سالن پذیرائی آسمانی رفت و در آنجا گفت: «ارباب من، من دوباره به درگاه تو آمدم»

... زمانی که توئی ژی در آنجا قدم می­زد، با عده­ای از بزرگان، یک دائوئیست را دید که بر خاک خوابیده و مانند رعد خرناسه می­کشد. در سمت دیگر سالن یک دائوئیست دیگر- کاملاً شبیه او- دیده می­شد که به آرامی تنفس می­کرد و ترانه­های دائوئیستی را می­خواند. تمام بزرگانی که در جمع حضور داشتند با شگفتی اظهار داشتند: «هرچند ظاهراً دو نفر در این فضا وجود دارند و دو نفر متفاوت به نظر می­آیند، ولی قیافه­ها و لباس­های آنها کاملاً شبیه به یکدیگر است. مسلماً او یک وجود آسمانی و مقدس است که می­تواند کالبد خود را به دو قسمت تقسیم کند و در دو نقطه یا چند مکانِ جدا از هم در فضا قرار بگیرد. در این لحظه دائوئیستی که در گوشه­ای از تالار بود به حرکت درآمد و دائوئیست دیگر که بر خاک خوابیده بود از خواب برخاست. این دو در یکدیگر ذوب شدند و تبدیل به یک فرد واحد شدند.»


هندوستان

در متون باستانی هند، مفاهیم مشابهی با مضمون برون­فکنی کالبد اختری به چشم می­خورند. در هندوستان مدرن برخی از دانایان هند مانند سوآمی پراناباندا[14] کارهای معجزه­آسائی را با برون­فکنی انجام می­دهند که  دانشمندان متعددی از جمله پاراماهانا یوگاناندا بر صحت و اصالت وی شهادت داده­اند. فرد دیگری از بزرگان و دانایان قاره کهن که در انجام این کار شهرت دارد، اشو (بهاگوان شری راج نیش)[15] است.

یکی از مشهورترین استادان مباحث و مقولات روحی هندی در جهان که کتاب­های بسیار پرفروشی هم در سطح جهانی تألیف کرده، مِهِر بابا[16] است که به این ترتیب از فواید یا دستاوردهای این مضمون یاد می­کند:

در مراحل پیچیده طی طریق و در آغاز رسیدنِ رهجو به راه، سالک از لحاظ روانی آماده می­شود که خود را به آن نیروهای درونی که مرتبط با کالبد اختری هستند، بسپارد. در این شرایط است که او می­تواند با کالبد اختری خویش، کالبد مادی خود را در خواب یا بیداری ترک کند. سفر کیهانی که به صورت ناخودآگاهانه صورت بگیرد، اهمیت بسیار کمتری از سفرهائی دارد که به صورت آگاهانه و با قصد و اراده صورت می­گیرند[17] در جدایی  آگاهانه کالبد اختری، روح آسمانی (روح الهی) بهتر می­تواند خود را از ارتباط با کالبد مادی جدا احساس کند و پس از آن کالبد مادی خود را هدایت کند. در مدارج بالای تعالی روحی، سالک با همان سرعتی که می­تواند یک شنل را به دوش بگیرد و یا آن را از دوش بردارد، او می­تواند با اراده به برون­فکنی و درون­فکنی کالبد اختری بپردازد. به این ترتیب به سرعت به سیر و سلوک در داخل بدنش (جهان اصغر) و در جهان خارج (جهان اکبر) اقدام کند. این سیر و سلوک­ها به میزان زیاد پیشرفت­های او را ترقی و تعالی می­بخشد که مقدمه­ای برای استقلال و آزادی عمل آگاهی و آگاهانه می­شود. سنت­های یوگیانه هند و سیستم­های چینی- تبتی با انبوه پیچیدگی­ها که یکی از قله­های رفیع آن برون­فکنی کالبد کوکبی و پرواز در آسمان­هاست، با انجام مستمر و طولانی مدی­تیشن صورت می­گیرند و سیر و سلوک­های مرتبط با آن اغلب در متن کانال­های بودائیگری انجام می­شوند. برون­فکنی از طریق تعالیم مدی­تیشن که سیدهی[18] گفته می­شود، آرزوی علاقمندان به یوگا با انبوهی از رنگ و آب­های 
 فرقه­ای است.

در ژاپن

در اساطیر ژاپنی کالبد اختری با نام­های سری ری، ایکی سوداما و ... یکی از ضمائم یا تظاهرات روح است که می­تواند بدن را ترک کند و یا از آن جدا شود. تصور می­شود که اگر فردی به فرد دیگری، دشمنی، کینه و یا حسادت داشته باشد، قسمتی از این ساختار موقتاً از جسمش خارج شده و در برابر فرد متخاصم قرار می­گیرد و به او صدمه زده و یا او را لعن می­کند (چیزی مانند چشم بد یا چشم شیطانی). تصور می­شود در شرایط بیماری­های بسیار سخت و حالت اغماء این قسمت از روح از بدن جدا شده و ممکن است دوباره با اعاده سلامتی به بدن برگردد و یا به مرگ دائمی بیانجامد)

 



[1] - SHAMAN & SHAMANISM

[2] - MICROCOSM

[3] - MACROCOSM

[4] - آنچه که در این متن از قول و باور فیلسوفان غربی اظهار شده، بسیار شبیه به عقاید و باورهای صوفیان و عارفان ایرانی  است. «مترجم»

[5] - OCCULT SCIENCE

[6] - ELIPHAS LEVY

[7] - BOOK OF ECCLESIASTES

[8] - SHERMAN

[9] - CORIN THIANS

[10] - VISIO PAULI

[11] - کمدی الهی اثری معروف در کتاب­های ادبی است که به زبان فارسی هم ترجمه و بارها چاپ شده است. «مترجم»

[12] - در متن اثر به مولفین کتاب­های مشابهی با اسامی ADOMNAN و TNUGDALUS اشاره شده که کتاب ارداویرافنامه در  ادبیات زردشتی دوره ساسانی هم در این محدوده قرار می­گیرد. «مترجم»

[13] - در کتاب تذکره الاولیاء تألیف شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، بررسی، تصحیح، توضیحات و فهارس از دکتر استعلامی، چاپ پنجم زمستان 1366 مطالبی وجود دارد که قسمت­های مرتبط با این موضوع را عیناً در اختیار شما می­گذاریم:

نقل است که هزار مرید از آنِ احمد بن خضرویه پیش بایزید [بسطامی] آمدند، چنان که هر هزار بر آب می­رفتند و در هوا می­پریدند. (صفحه 175، در ذکر بایزید بسطامی)

نقل است که او را گفتند که: «فلان کس بر [روی] آب می­رود». گفت: آن را که خدای- عزّوجلّ- توفیق دهد که مخالفت هوا نکند، بزرگتر از آن بود که در آب و در هوا برود» (صفحه 516، در ذکر ابومحمد مرتعش)

نقل است که روزی مرقع­پوشی از هوا درآمد، پیش شیخ پا بر زمین زد و می­گفت: «جنید وقتم و شبلی وقتم، بایزید وقتم». شیخ برخاست و ... (صفحه 672، در ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی)

نقل است که اگر او را مشکل افتادی، در حال به سرخس رفتی معلق در هوا میان زمین و آسمان ... (صفحه 804، در ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر)

[14] - SWAMI PRANABNANDA

[15] - OSHO (SWAMI PRANABANADA)

[16] - MEHER BABA

[17] - مطالب ظاهراً متنوعی که به نقل از مکاتب، آئین­ها، بزرگان و دانایان ذکر می­شوند با عناوین ساده و روشنی مانند (خلع بدن) که غالباً با مراقبه­های طولانی که صوفیان اظهار می­کردند که با ریاضت  صورت می­گرفتند، در بسیاری از آثار عرفای مسلمان و ایرانی وجود دارند. «مترجم»

[18] - رسیدن به برون­فکنی کالبد اختری و احساس پرواز در آسمان­ها که در فصول دیگر با عنوان (احساس خروج از بدن) به آن اشاره شده، مضمونی علمی و واقعی است که از طریق اشتغال طولانی به مدی­تیشن طولانی یا خود هیپنوتیزم و رسیدن به عمق خلسه مناسب [در طبقه­ بندی 50 پله­ای عمق خلسه]، در پله 18 خود به خود جدائی کالبد اختری از کالبد مادی صورت می­گیرد.


برگرفته از سایت عالی :

http://hypnosiran.com




آموزش متافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:
Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

 Telegram channel :  https://t.me/Erfanmeta



 

کانال های انرژیایی


در سراسر تاریخ، مناطق خاصی به عنوان راهنما، خصوصاً به سوی حالاتی از آگاهی به ثبت رسیده است. معمولاً این مناطق دارای خصوصیات بسیار ویژه‌ٔ طبیعی‌اند. مثلاً اینکه همیشه به طرزی وصف‌ناپذیر زیبا هستند. این مکان‌ها ممکن است آبشار یا جنگل‌های وسیع و سرسبز با درختان سر به فلک کشیده و یا ممکن است از ویرانه‌های باستانی تشکیل شده باشد. اغلب ما با محل‌های مشهور و اسرارآمیزی چون ستون‌های سنگی در انگلستان، اهرام بزرگ مصر، ماچو پیکچو، گراند کانیون Grand canyon (دره‌ٔ عمیق رود کلرادو در شمال غربی آریزونا)، آشنا هستیم. آنچه که به این مکان‌ها ویژگی عرفانی می‌بخشد وجود کانال‌های انرژی است. در واقع کانال انرژی با جریان‌های انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی می‌بخشد. اما این طور نیست که کانال‌های انرژی فقط در مکان‌های مشهور باشند. آنها در همه‌جا وجود دارند. ممکن است این کانال‌ها از میان شهرتان و یا حتی حیاط خانه‌تان بگذرند.
● کانال انرژی چیست؟
 کانال انرژی، مکانی با نیرو و انرژی متمرکز است که در هماهنگی با آگاهی انسان عمل می‌کند. انرژی الکتریکی، مغناطیسی و معنوی در نقطه‌ای بر سطح زمین کانونی شده و میدان الکتریکی، شما را به میدان زمین و کل کیهان متصل می‌کند. این جریان‌های انرژی ممکن است قوی باشند همانند انرژی‌های عظیم مکان‌های مقدس و یا ضعیف باشند همانند جریانی که ممکن است در پارک محل سکونت شما جاری باشد.
 جریان‌های انرژی مذکر و مؤنث باعث ایجاد حس‌های متفاوتی می‌شوند. کانال‌های انرژی مذکر، در تفکر متمرکز و تصمیم‌گیری به شخص کمک می‌کند. کانال‌های انرژی مؤنث، روح و ذهن را آرامش بخشیده و به شما کمک می‌کند تا پیام‌ها را از دنیای بیرونی و از جهان درون، دریافت کنید.
 یک کانال انرژی به این صورت به وجود می‌اید که انرژی ذاتی زمین و ضربان آن، در اتصال با کیهان قرار گرفته و متمرکز می‌گردد. این انرژی طبیعی و لایزال در بسیاری از مکان‌ها به چشم می‌خورد، از کریستال‌های طبیعی گرفته تا نیروی حیاتی حیوانات و گیاهان. مثلاً انرژی‌های شخصی ما می‌توانند با هماهنگی با محیط اطراف، منجر به ایجاد یک جریان انرژی شود و اینگونه است که مثلاً در پارک نزدیک منزل شما یک کانال انرژی شکل می‌گیرد. همهٔ پارک‌ها حاوی جریان‌های انرژی نیستند اما آنهائی که به علت زیبائی طبیعی مورد حفاظت قرار گرفته‌اند، احتمالاً چنین جریان‌هائی را در دل خود دارند. ممکن است نیروی ذاتی چنین مکان‌هائی با احساسات مردمی که در آنجا گرد هم آمدند و برای نخستین بار به ویژگی مکان پی برده و به حفاظت آن همت گماشتند بر هم تأثیر گذاشته باشند.


مکان ایجاد و رشد تمدن‌ها و فرهنگ‌های گذشته نیز حاوی جریان‌های انرژی است. انرژی‌های شخصی و گروهی نیز می‌توانند با زمین و آسمان اثری متقابل داشته و منجر به ایجاد مکان‌های حاوی انرژی شوند. منطقهٔ موسوم به تپه خرس در داکوتای جنوبی که سرخپوست‌ها سال‌ها مراسم آئینی خود را در آنجا برگزار می‌کردند یکی از این نقاط است. در اصل، خود آن کوه از تقدس بالائی برخوردار نبوده بلکه انرژی انسان‌ها به آنجا تقدس بخشیده است. ما به شیوه‌ای خلاق با انرژی‌های اطراف خود تأثیر متقابل داریم و به این ترتیب، هم از محیط، انرژی می‌گیریم و هم به آن انرژی می‌بخشیم. مکان مورد علاقه شما در باغ یا جنگل، به واسطهٔ انرژی که شما به آن می‌دهید می‌تواند به یک کانال انرژی، مبدل گردد.
 لحظهٔ وقوع حوادث دارای انرژی هستند. قتل و یا اندوه شدید می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک کانال انرژی منفی شود.
● یافتن یک کانال انرژی
 یافتن یک جریان انرژی، بسته به میزان آگاهی و گیرندگی شما و همین‌طور بسته به نوع انرژی کانال مزبور، می‌تواند آسان یا دشوار باشد. به مکانی که همواره برایتان معنی خاصی داشته و یا در آنجا احساس خوبی به شما دست می‌دهد بروید. بهتر است زمانی را انتخاب کنید که خلوت‌تر باشد به این ترتیب بدون مزاحمت دیگران می‌توانید تمرکز کرده و آرامش بگیرید. زمانی به آنجا بروید که فشار هیجانی زیادی نداشته باشید.
 بهترین زمان برای یافتن جریان‌های انرژی، هنگام غروب یا سپیده دم است. همچنین هنگامی که زمین در مه فرو می‌رود (یعنی دریا و خشکی به هم می‌پیوندند) و هنگام اعتدالین (شروع یک فصل و اتمام فصل دیگر که فصل‌ها به هم می‌پیوندند) در این زمان‌های گذرا، جدائی ما بین جهان‌ها محو می‌گردد. سلت‌های (celtانسان‌های پیش از تاریخ که در غرب اروپا زندگی می‌کردند) باستان بر این امر واقف بوده و این زمان‌ها را زمان‌های اقتدار می‌نامیدند.
 متأسفانه، نیروی یک جریان انرژی، انرژی‌های ناخوانده را هم به سوی خود جذب می‌کند. در واقع آنها هم احتمالاً به دلیلی مشابه دلیل شما به آن امکان جذب می‌شوند. 
 بهتر است با یک همراه به مکان مزبور بروید، همراهی که در حضورش بتوانید انرژی‌های آنجا را حس کرده و ضمناً باعث پریشانی حواس شما نگردد.
 پس از آنکه مکانی را که احتمال می‌دهید حاوی یک کانال انرژی باشد یافتید، به ذهنتان اجازه دهید که آرام گیرد تا بتواند انرژی محیط را جذب کند. به صدای باد، تکان خوردن برگ‌ها یا صدای پرندگان گوش بسپارید. گویا چیزی می‌خواهد با شما ارتباط برقرار کند. به شاخهٔ درختان بنگرید که آسمان را لمس می‌کنند. ذهنتان را آرام کنید. اندیشهٔ کارهای روزمره زندگی را به کناری بگذارید. با خالی کردن خود از چنین همهمه‌هائی می‌توانید آنچه که رنجتان می‌دهد را بیابید.
 تصور کنید که از خودتان بیرون رفته‌اید، به درون زمین، تصور کنید که بالا می‌روید و با کیهان یکی می‌شوید. چه حسی دارید؟ اگر جریان انرژی در آن مکان وجود داشته باشد، حسی در درونتان جاری خواهد شد، احساس آرامش یا شگفتی. اولین چیزی که به نظرتان خواهد رسید، بالا رفتن سطح انرژی جهان است؛ چه آسمان زنده‌ای! گلبرگ‌های بنفشه چه لطیفند! چه علف‌های سبزی! حس می‌کنید انرژی زمین از درونتان بالا می‌رود و ذهنتان گشوده می‌گردد. اگر جریان انرژی مذکری یافته باشید واژه‌ها، جمله‌ها، اندیشه‌ها و افکار از درونتان همانند آب چشمه بیرون می‌زند. اگر جریان انرژی، مؤنث باشد احساس گشایش، باروری و یکپارچگی خواهید داشت و اگر چنانچه انرژی‌های مذکر و مؤنث هر دو شما را احاطه کرده باشند، ترکیبی از آثار آن دو در شما القاء خواهد شد.
 این تمرین را در مکان‌های مختلف انجان دهید، پارک کنار خانه‌تان، محل عبادت یا حیاط منزل. بعضی اشخاص به این طریق یک یا دو جریان انرژی را در منزل خود یافته‌اند. اگر در منزل تازه‌سازی زندگی می‌کنید، جریان انرژی احتمالاً صرفاً از شما ناشی شده است، از نیرو و انرژی شخصی شما. اما اگر در خانه‌ای قدیمی به سر می‌برید جریان انرژی احتمالاً از ساکنین قبلی خانه ناشی شده است. گاهی اوقات ممکن است از وجود بعضی چیزها در آنجا آگاه شوید. حتی ممکن است یک روح کشف کنید!
 البته به هیچ یک از کارهای گفته شده نیازی نیست. بدون هیچ آگاهی قبلی، ناگهان جریان انرژی به درون شما وارد می‌شود. در حالیکه مشغول انجام دادن کار خود هستید، ناگهان احساسات و اندیشه‌هائی در شما القاء می‌گردد که گوئی از همه سو به سوی شما روانند.


● جریان انرژی مورد علاقه خود را پیدا کنید
 شما هرگاه پاسخ پرسشی را نمی‌دانید به دامان طبیعت بروید و به یک درخت بلوط پیر تکیه کنید. درختان چیزهای زیادی برای گفتن دارند اما به شرط آنکه به دقت به آنها گوش بسپارید چرا که درختان به آرامی سخن می‌گویند. چون ریشه‌هایشان در اعماق زمین فرو رفته و شاخه‌هایشان به آسمان می‌رسد. آنها شما را به یاد انرژی نهفته در وجود خودتان می‌اندازند.
 مکان‌های مقدس مشهور پر از کانال‌های انرژی به مقدار فراوان هستند. اما برای تجربهٔ نیروی یک جریان انرژی، منتظر رفتن به چنین مکان‌هائی نباشید. این کانال‌ها در بسیاری از مکان‌ها وجود دارند. پس از مختصر تمرینی می‌توانید آنها را به راحتی تشخیص دهید.
 نقاط بسیاری در روی زمین، کانون‌های تمرکز نیرو و انرژی هستید. آنها را فرا بخوانید تا بیابید و شاید هم آنها را شما را بیابند!


آموزش متافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه 

جهان ماورا و پیوندگاه

بنا بر گفته های دون خوان- ساحران عهد کهن پس از "دیدن" ماهیت اشیاء چنین تعریفی را از جهان ارائه نمودند:
ماهیت جهان به نخ های تابنده ای شباهت دارد که به سوی بی نهایت و در هر جهت تصور پذیری امتداد یافته است. تارهای فروزانی که آگاه از خویشتن اند به طوریکه درک آن برای ذهن آدمی محال است. آنها پس از آنکه ماهیت جهان را"دیدند"- پیشتر رفته و ماهیت انرژی انسان را "دیدند". آنها آدمی را همچون شکلی درخشان تعریف کردند که به تخم مرغ عظیمی شباهت دارد و آنرا "تخم مرغ فروزان" نامیدند.(تشبیه عالی انسان و هاله انسان ) وقتی ساحران آدمی را "میبینند" شکل فروزان و عظیمی را"میبینند" که غوطه ور است و هنگامیکه حرکت میکند- شیار ژرفی در انرژی زمین ایجاد میکند- درست مثل اینکه شکل فروزان ریشه ای اصلی دارد که در زمین کشیده میشود. (اثرات انرژیایی)

پیوندگاه چیست؟
و اما کشف مهم ساحران عهدکهن: ویژگی قطعی آدمی به عنوان گوی فروزان- نقطه ای گرد با درخشش شدید به اندازه یک توپ تنیس است که همواره در داخل گوی فروزان جای دارد. سطحش بسیار تابنده است و به فاصله 60 سانتی متر(یا درازای یک دست) عقبتر ازسینه شخص در سمت راست کتف چپ قرار دارد.
گوی فروزان بسی بزرگتر ازکالبد آدمی است و خال بسیار درخشنده- قسمتی از این گوی انرژی است و درمکانی هم سطح کتف به اندازه طول یک دست به طرف عقب بدن جای دارد. ساحران عهد کهن پس از آنکه "دیدند" چه می کند- آن را "پیوندگاه" نامیدند.


"پیوندگاه" ما را وادار به درک و مشاهده میکند. ساحران قدیم "دیدند" که مشاهده و درک انسان در آن نقطه درخشان جمع شده است. چون "دیدند" که تمام موجودات زنده چنین نقطه درخشانی دارند- حدس زدند که به طور کلی ادراک بایدبه طرق مناسب در آن نقطه به وقوع بپیوندد.
بدین ترتیب تعریف"پیوندگاه" به این صورت است: "پیوندگاه" خال روشن و درخشانی در گوی فروزان انرژی موجودات زنده است و در اطراف این خال درخشنده- هاله ای تابشی دیده میشود. تابش گوی مانندی که پیوندگاه را احاطه کرده است به فروزندگی تارهایی (تارهای انرژی کیهان) که مستقیما از میان تابش و پیوندگاه میگذرد-شدت میبخشد.
"پیوندگاه" انسان میتواند از نقطه ای که معمولا هست جدا شود. وقتی "پیوندگاه" در جای معمول (عادت شده) خودش است- مشاهده و درک عادی است(یعنی همینطور که معمولا درک و مشاهده میکنیم). ولی وقتی"پیوندگاه" و فضای مدور تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است به نظر میرسد که رفتار غیر عادی انسانها (در آن حالت) معلول این امرباشد که آگاهی آنها متفاوت است. یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا درک ومشاهده میکنند. در نتیجه هر چه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسومش بیشترباشد – در نتیجه رفتار شخص و بدیهی است که نتیجه ادراک و آگاهی اش غیرعادی تر است.


عملکرد "پیوندگاه" طبق توضیح ساحران عهد کهن:

پیوندگاه در انسانها با متمرکز کردن پیرامون تابنده اش بر تارهای انرژی کیهان که مستقیما از درون آن میگذرد- خود به خود و بدون واسطه و برنامه قبلی- آن تارها را در داخل ادراک پیوسته و مداومی از دنیا جمع میکند.
ساحران عهد کهن پس از آنکه "دیدند" تابش در آدمهایی که بیهوش یا در حال مرگند- به شدت کم نور است و در اجساد اصلا وجود ندارد- متقاعد شدند که این تابش "آگاهی" است. در نتیجه به این تابش "هاله آگاهی" میگویند. این هاله تابنده تارهای انرژی آگاه کیهان را که از میان پیوندگاه میگذرند- گرد هم آورده و سبب یکی شدن آنها میشود.

هیچ اثری از "پیوندگاه" در جسم مرده نیست- چون پیوندگاه و تابش اطراف آن نشانه زندگی و آگاهی اند.
نتیجه گریز ناپذیری که ساحران عهد کهن از این امر گرفتند این بود که آگاهی و ادراک با یکدیگرند و به پیوندگاه و هاله تابنده اطراف آن متصل اند.
وقتی پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان میدهد- تجمع نوینی متشکل ازمیلیونها تار فروزان انرژی در آن نقطه برقرار میشود. ساحران قدیم این را"دیدند" و نتیجه گرفتند که چون هر جا که پیوندگاه باشد تابش آگاهی نیزهمواره حضور دارد- مشاهده و درک خود به خود در آنجا گرد می آید و به هرحال به دلیل وضعیت و جای متفاوت پیوندگاه- دنیای منتج از آن نمیتوانددنیای وقایع روزمره باشد.

ساحران قدیم دو نوع تغییر مکان "پیوندگاه" را تشخیص دادند:

1- جا به جائی: تغییر مکان به هر نقطه ای روی (در سطح) یا درون گوی فروزان انرژی .

2- حرکت: تغییر مکان در خارج از فرم گوی فروزان انرژی.

تفاوت بین جابه جائی و حرکت: 

تفاوت میان جابجایی و حرکت- ماهیت ادراکی است که هر یک از تغییر مکانهاجایز میشمارد. از آن رو که جابجایی پیوندگاه- تغییر مکان در درون گوی فروزان است- دنیاهایی که به واسطه آن پدید می آیند هر قدر هم عجیب و غریب-شگفت و باور ناپذیر باشند- هنوز در داخل قلمرو بشری اند. 


""قلمرو بشری- تارهای انرژی است که از میان کل گوی فروزان انرژی انسان میگذرند.""

برعکس- چون حرکتهای پیوندگاه به بیرون رفتن به جایی در خارج از فرم گوی فروزان است- تارهایی از انرژی کیهان را به کار میگیرد که آن سوی قلمرو بشراست. مشاهده و درک این تارها- دنیاهایی پدید می آورد که آن سوی ادراک است.دنیاهایی باور ناپذیر که اثری از پیشینیان بشر در آن نیست.



پرواز جسم

تاریخ پرواز جسم به هزاران سال پیش بر می گردد. در ادبیات کهن مشرق زمین ،روایات و داستان های بسیاری از این تجربه نزد عرفا و اساتید علوم باطنی وجود دارد.

داستان قالیچه حضرت سلیمان که در فضا حرکت می کرد، تمثیل تاریخی در اینن باره است.

درعرفان ایران زمین، گزارش های زیادی از پرواز جسم یا راه رفتن روی آب وجوددارد. در یکی از این روایات که مربوط به « مولوی » عارف و فرزانه بزرگایرانیست، می خوانیم،

روزی مولوی با پیر ، یا مراد خود « شمس » ازمسیری می گذشتند که به رودخانه ای عریض و پر عمق می رسند. شمس به مولوی میگوید باید از عرض رودخانه بگذریم و به آن سوی رودخانه برویم. مولوی میگوید با چی ، اینجا که وسیله ای نداریم.

شمس ، این راز آشنای اندیشناک ، در پاسخ می گوید . تو دست مرا بگیر و ذکر یا «شمس » بگو ما هر دو از روی آب عبور می کنیم.

مولوی نیز که به رسم طریقت علوم باطنی شک به خود راه نمی داد دست استاد بگرفت وذکر بگفت و از روی آب عبور کرد . مقداری از مسافت که طی شد، مولوی دقت نمود که شمس در زیر زبان ذکر یا علی زمزمه می کند.

مولوی نزد خودفکر کرد؛ حتما ذکر استاد قوی تر است و چرا خود نگوید . اما همینکه به تکرار آن ذکر مشغول شد ، یکباره پایش در آب فرو رفت ، استاد دست او بگرفت و گفت : هر کسی با ذکر مخصوص خود پیشرفت می کند ، تو همان “یا شمس” (یکی از سوره های قرآن ) بگو . سپس هر دو از روی آب گذشتند.

در ادبیات عرفانی ، اینگونه تظاهرات انسانی ، “کرامت” نامیده می شود. کرامت ، معادل واژه سانسکریت سیدهی (sidhi) در یوگاست که به معنی قدرت روحانی می باشد.

استادماهاریشی ماهاش یوگی در مبحث سیدهی و کرامت اشاره می کند . در بدن انسان64 مجرای روشن ضمیری (خردمندی) وجود دارد که سیدی ها (کرامات ) از طریق آن کانال ها و مجاری ، خود را آشکار می سازد. مجموعا حدود 70 سیدهی وجود داردکه ما به تمرین پاره ای از آن ها می پردازیم.

بخشی از آن ها سودمندتر از بقیه است . مثل : اقتدار، دوستی، نامرئی شدن ، دانش لایتنها هی و به هوا پری . در ادبیات عرفانی ایران زمین ، رسیدن به هر یک از این قدرت هارا «مقام یا مقامات » می نامند و معتقدند که شخص در هر مر حله به مقامی میرسد که باید از آن گذر کند وگرنه توقف در آن مقام منجر به عدم پیشرفت روحی و تثبیت در آن مقام می شود.

پیرهرات این خردمند و استاد راز نازک ، خواجه عبدالله انصاری سروده ای در این زمینه دارد که قابل تامل و تفکر است.

گر به هوا روی (پری ) مگسی باشی *.*.*. *.*.*.* به روی آب خسی باشی دل بدست آر تاکسی باشی .

بنابر این در این سروده ، هم ، به تجربه پرواز جسم و هوا پری اشاره می شودو هم مهمتر از آن ، کم ارزش شمردن این تجربه و اهمیت ندادن به آن و درنهایت خدمت به مردم را ترجیح بردن .

عبادت بجز خدمت خلق نیست. «سعدی»

پاتاتجلی ، حکیم و فرزانه یوگا که بیش از 3 یا 5 هزار سال پیش برای اولین بارتجارب و راز های یوگا را در یک نوشته به نام «یوگا سوترا » گرد آورده دراین زمینه می گوید:

سیدی ها موانعی در برابر درک واقعی هستند.


بودادر کتاب دیگانی کایا (Dighanikaya) شرح می دهد که چگونه شاگردانش را ازانجام سیدهی باز می داشت . زیرا آن کارها بوسیله غیر بودائیها هم قابل اجرا بود و چرا باید کسی برای اجرا کردن عمل پرواز جسم بودائی شود؟

امروزه در یکی از روش های معروف مدیتیشن موسوم به (T.M) یا تفکر متعادل(trancendental meditition ) که تحت سرپرستی است. از سال 1975 روش پروازجسم علنی و بصورت آکادمیک در آمده و در طول سال های اخیر شاهد پرواز های دست جمعی در برخی از شهرهای دنیا هستیم.

یکی از مسابقاتی که بدین منظور در واشنگتن برگزار گردید شخصی موفق شد بالاترین رکورد پرواز (75 سانتی متر ) را بدست آورد.

این نتیجه در گرو نوعی تمرکز فکر ، درونگری و رسیدن به مرحله خاموشی فکر و حواس می باشد.

وقتی شخصی ، تمرین مدیتیشن یا مراقبه می کند ، در هفته های نخست شاهد تشتت افکار و پرش حواس است اما بتدریج قادر به منترل ذهن و آرام کردن حواس میشود. رسیدن به این حالت و موفقیت در آن ، درونگری و اتحاد ذهنی را فراهم می آورد . لحظه ای که افکار کاملا خاموش می شود و حواس متوقف می گردد وشخص به خلا ء ذهنی می رسد ، این اتفاق بزرگی در زندگی روانی فرد است . دراین حالت یکباره فرد ، هویت و فردیت خود را از دست می دهد و تنها یک احساس غریبی باقی می ماند ، هشیاری بسط یافته و نامحدود . شخص حس می کند در همه جا گسترش یافته و با همه چیز یکی شده . این مرحله در یوگا تحت عنوان صمدی(samadi) یا اتحاد است. وحدت با آگاهی کیهانی (روح کلی ). اما این تجربه اوایل کوتاه و موقت است به همین خاطر ؛ بدان تغییر شکل تدریجی یا کشانیکا(kshanika) یعنی صمدی موقت گویند . اگر این تجربه بطور مستقیم ادامه یابد،مدت تجربه و حضور این اتقاق ، طولانی تر و دائمی تر می شود و صمدی دائمییا نیتیا (nitya) بوجود می آید.

در این حالت ، شخص در هوشیاریهای مختلف و حالت های متنوع زندگی ، حالت وحدت گونه ذهنی را خواهد داشت و دراینجاست که به قولی شاهد و مشهود یکی می شود.

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

در این مرحله ، ذهن دارای انسجام و توان کامل می شود و در چنین شرایطی است که « سیدهی ها » تحقق می یابند.

استاد ماهاریشی ماهاش یوگی می گویند:

« وقتی یگانگی عارفانه بین شاهد و مشهود تحقق یافت و صمدی رخ داد، فرد بر موضوعاتی که تمرکز می دهد قدرت پیدا می کند».

سیدهی ها یا کرامات و یا بعبارت قدرت های روحی ، دو بخش عمده تقسیم می شوند.

1- سیدهی دانش 2- سیدهی قدرت

سیدهی دانش مثل : توانائی های فهم و درک ، روشن بینی اشراق و الهام . سیدهی قدرتمثل ، روی آتش راه رفتن ، حرکت دادن اجسام با قدرت فکر و پرواز جسم است.در یکی از گزارشات تجارب پرواز جسم می خوانیم « وزش یک انرژی در بدن وسبکی باور نکردنی ، انگار مقدار زیادی انرژی در امتداد ستون فقرات جریان یافته و بینش آن را یافته ام که تا سینه و ستون فقرات را مثل یک نور سفیدمشاهده کنم. »

جوزف وید از طریق مصاحبه با پرواز کنندگان دریافت:آنهایی که توفیق پرواز را داشته اند ، می گویند پس از آنکه یکبار بتوان پرواز کرد تکرار آن چندان مشکل نیست ، تا حدی مثل یادگیری شنا کردن.

پرفسور اورم ، جانسون در مورد مراحل تدریجی پرواز می نویسد.



مراحل تدریجی پرواز

مراحل اول: احساس هوشیاری بسط یافته ، انگار شخص در فضا پخش شده است.

مرحله دوم: احساس سبکی (Layhima)

مرحله سوم: احساس حرکت انرژی در امتداد ستون فقرات از پایین به بالا

مرحله چهارم: لرزش بدن یا نفس نفس زدن

مرحله پنجم : جهش قور باغه ای ، شخص غیر قابل کنترل و ناخود آگاه مثل قورباغه این سو و آن سو می پرد (جهش افقی)

مرحله ششم: جهش با کنترل (جهش عمودی ) . شخص در جا می پرد ولی با شدت پایین می آید.

مرحله هفتم : پرواز و توقف کوتاه در فضا و فرود مجدد که با تکرار و ممارست به حرکت در فضا ختم می شود.

یکیاز استادان یوگا مراحل جهش و پرواز جسم را به حرکت و راه رفتن نوزاد تشبیه می کند . همانطور که نوزاد اول چهار دست و پا راه می رود بعد چیزی را میگیرد و راه می رود بعد روی دو پا راه می رود . مراحل پرواز جسم نیز عمدتااینطور است.

نخست بصورت حالت لرزش و تکان های جزیی بدن ،بعد جهش قورباغه ای ، بعد جهش عمودی . نهایت حرکت و توقف در فضا .
تکنیک پرواز جسم

راز و دانش اصلی « پرواز جسم » در یوگا در « کندالینی یوگا» نهفته است.



کندالینی یوگا ؛ دانش مربوط به شناخت انرژی بنیادین انسان وکنترل آن می باشد. در«کندالینی یوگا » اسرار محل تمرکز یافته انرژی و تکنیک های بیداری ایننیروها و نهایتا نحوه استفاده از این نیروها بر ملا می شود. بر این اعتقاد، انرژی بنیادین در پائین ترین قسمت ستون فقرات تقریبا در نزدیکی نشمینگاه تمرکز یافته و بعبارتی همچون ماری که سه دور به دور خرد حلقه زده است خوابیده است.

کحنال در زبان ساسنکریت بمعنای گودال است . و آن محلی بوده است برای نگهداری آتش در قدیم . وقتی شما با تمرینات تمرکز فکر ومدیتیشن توانستید به درون خود راه یابید و بر نقاط داخلی بدن و انرژی نهفته اثر گذار باشید. می توانید این انرژی را فعال نمائید . اگر بخواهیم  برای درک و حس کردن این مطلب مثال قابل لمس بزنیم می توانیم این حالت رابه فعال شدن انرژی و نیروی جنسی تشبیه کنیم : انرژی جنسی هم در ما نهفته وخفته است ولی وقتی به کمک ذهن یا تجربه واقعی آن را تحرک می کنیم ؛ به تدریج حرارت و نیروئی درون ما زنده می شود و ما از آن لذت می بریم . انرژی کندالینی هم وقتی بیدار می شود ، مشابه چنین جنبشی را در انسان بوجود می آورد. زمانیکه انرژی کندالینی فعال می شود بطور عادی در امتداد ستون فقراتبه بالا صعود می کند و شما حرکت آن را احساس می کنید اما این صعود در همه افراد یکسان احساس یا تجربه نمی شود. بعضی ها داغی زیادی در داخل لگن احساس می کنند.

برخی مورمور شدن یا حالات تیک و جنبش های عضلانی پراکنده را تجربه می کنند. عداه ای هم ممکن است این بر ان گسیفتگی ها را نه بصورت جسمانی یلکه بیشتر عاطفی و روانی احساس کنند و دچار تغییرات چاقی یاهیجانی شوند مثلا احساس اینکه می خواهند گریه کنند . خنده کنند ، جیغ بکشند یا شور عشق زیاد را تجربه کنن و این تفاوت ها به عوامل مختلفی بستگی دارد که یکی از آن ها نوع تحریک انرژی و نقاط چاکرای مورد نظر است.

وقتی انرژی فعال می شود و به بالا صعود می کند عموما در مسیر اصلی خود یعنی ازنقطه نشیمنگاه تا سقف سر از 7 نقطه اصلی که حوز ها یا میدان های مخصوصانرژی است می گذرند. این میدان ها یا چرخه ها را در یوگا «چاکرا » گویند.

هر نقطه چاکرا از میان این 7 نقطه ، دارای خصوصیات خاصی است و فعال شدن هر چاکرا خواص خود را باز می نماید.

تمرین کننده «کندالینی یوگا» بعد از اینکه این انرژی را فعال کرد و در مسیرعمودی از پائین به بالا قرار داد باید آن را به تدریج از این چاکراهابگذارند و قتی به این امر موفق گردید می تواند مطمئن گردد برحرکت و هدایت این نیرو کنترل و تسلط یافته است.

در قبل به سیدهی ها یا کراماتاشاره داشتیم و در اینجا باید بگوئیم که ظهور هر سیدهی منوط به تحریک نقاط خاصی است و در واقع ممکن است برای هر سیدهی یک یا بیش از یک نقطه موثرباشد . در کتاب کشفیات روانی پشت پرده آهنین نوشته لین اسکرو در می خوانیم؛ هر که چاکرای آناهات را در قلبش بیدار کند می تواند در هوا راه رود.

در سیدهی یا کرامت پرواز جسم ؛ عموما 3 نقطه یا 3 چاکرا تاکید شده است.

1-مولادها را

2-آناهات

3-آجنا

برای حصول نتیجه باید مدتی مدیتیشن کرد. همزمان تمرینات یوگا ( آساناها ،پراندیاما ) را اجرا نمود و برای بیداری کندالینی تمرینات مخصوصی نظیرباندها ، انقباض و فشار آوردن بر نقاط چاکرا، نهایتا ذکر خوانی مخصوص هرچاکرا را با روشی مشخص اجرا نمود . کم کم شما متوجه جنبش انرژی در بدن خواهید شد . سپس می توانید سراغ تمرینات اختصاصی چاکرا به فرض پرواز جسم بروید یوگا و مدیتیشن می کنید و بعد روی 3 چاکرای مخصوص پرواز عمل می کنید.

در این وضعیت برای کمک می توانید در حالیکه نشسته اید ( در حالت لوتوس یا نیمه لوتوس)

قدری بدن خود را مثل پاندول ساعت به نوسان در آورید و یا قدری خود را از ناحیه کمر یا نشیمنگاه تکان دهید و این تکان ها خوب است با هارمونی درونی واحساس درونی از حرکت هماهنگ گردد. کم کم شما شروع به جهش کردن می کنید ،البته برخی ممکن است قبل از آن شاهد احساس و تجربه تکان های شدید باشند.

مواظب تنفس و قلب خود باشید . احتمال دارد برخی دچار ضربان های شدید شوند برای این منظور خوب است همواره حرکات یوگا را انجام دهید تا بدن شما قوی وآماده باشد. استرس ها و فشارهای هیجانی روزمره را کم کنید.

قدری رژیم غذایی را رعایت نمائید کمتر با صحبت کردن انرژی خود را تلف کنید . تاآنجا که ممکن است روزانه مدیتیشن را انجام دهید . شما نیز خواهید توانست پرش و پرواز جسم داشته باشید.