متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

دیگر سوی هستی

 

دیگر سوی هستی

The Cosmic other side

 زندگی هیچ گاه پایان نمی یابد ، هر چه اکنون در حال زندگی کردن است ، همواره می زیسته و خواهد زیست ، پس در هیچ سیاره و نقطه ای نیست که سکنه ای داشته باشد و پایانی وجو داشته باشد ، هیچ چیزی پایان ندارد.

دلیل این که این مبحث را بزرگان و علمای روحی می گویند این است که خداوند خود وعده داده که در دیگر سو همه چیز ابدی می باشد .

هر چه سیارات مسکونی از لحاظ معنوی پیشرفته تر باشند و فاصله شان با یکدیگر کمتر باشد ،  مخصوصا هنگامی که محیط شان دیگر امکان زندگی را برایشان میسر نسازد ، دیگر سوی آنها کم کم با دیگر سوی بزرگ بی نهایت جهان ادغام می شود .


مثلا اگر زمین هم اکنون نابود شود ما و دیگر سوی ما به به ارواحی می پیوندیم که چرخه طبیعی سیاره شان کامل شده است ، و همان زندگی سعادتمندانه و مقدسی را دارند که در ورای سیاره ها در انتظار ما هست .جایی که منزلگاه کیهانی ما در پس منزلگاهایی دیگر در حال توسعه روز افزون است .

دیگر سوی کیهانی نیز همانقدر شبیه جهان است که دیگر سوی ما به زمین شباهت دارد .ساکنان آن ارواح تجسم یافته و ارواح راهنما و پیام آوران سیارات متروکه از تمام کهکشان ها هستند.

آنجا گروه فرشتگان مخصوص به خود و شوراهایی مخصوص خود دارند.ساکنان دیگر سوی کیهانی پیشرو ترین افراد کائنات هستند و روزی اگر همچنان در جهت غیر قابل سکونت کردن زمین تلاش کنیم در حدود صد سال دیگر ما نیز در میان این ساکنان خواهیم بود 

سانسکارا چیست

سانسکارا چیست و چگونه آن را از بین ببریم...

این کلمات را از زندگی خود حذف کنید:

نمی توانم....

نمی شود...

می ترسم....

ندارم....

ذهن خود را تحت کنترل درآورید.

فرمولی ساده برای کنترل ذهن:

عدم توجه به مورد ناخوشایند + توجه به موضوع دلخواه = کنترل ذهن

سانسکارا (افکار مزاحم)

سانسکارا افکار و عادت های مزاحم و بیگانه ای هستند که بر طبق خاطرات، الگوهای گذشته و وقایع ناخوشایند شکل می گیرند، همچنین تأثیرپذیری از عادات و رفتارهای سایرین، مولد به وجود آمدن این افکار می شوند و بسیاری از عادت های منفی را در ذهن به وجود می آورند. این عادت ها طرز تفکر، اخلاق و رفتار ما را تحت تأثیر قرار می دهند و آموزه های غیراخلاقی و تنش های اجتماعی و فردی را به ظهور می رسانند که دارای فرآیندهای نامطلوبی است.

سانسکارا عامل ترس، فساد اخلاقی، شک، کینه و نفسانیات است و کانون خانوادگی را متزلزل می سازد و روابط اجتماعی را به قهقرا می کشاند، عامل اصلی گناه و تخریب های ذهنی و به وجودآورنده افسردگی و استرس است و حقیقتاً عملکردی مانند سرطان دارد که تمامی ذهن و اندیشه فرد را می بلعد. سانسکارا عامل اصلی ناهنجاری ها و موارد ناخوشایند است و پدیده هائی چون خودکشی، اعتیاد، طلاق و سایر معضلات زندگی خانوادگی و اجتماعی می آفریند و فرد را به گوشه نشینی و افسردگی وا می دارد و چون یک قربانی او را به انجماد فکری و در نهایت به تباهی و تاریکی می کشاند.

شناسائی سانسکارا

ابتدائی ترین رفتار و تصور منفی خود را نسبت به خود و سایرین شناسائی کنید. به دنبال علت ها باشید و از خود سؤال کنید: چرا و به چه علت من نمی توانم با آقای X یا خانم Y ارتباط برقرار کنم؟ چرا نمی توانم در کارم پیشرفت مناسبی داشته باشم؟ چرا رفتار مناسبی با خانواده ام ندارم؟ چرا خانواده و دوستانم به من بی توجه اند؟

همیشه این سه اصل را به خاطر بسپارید:

۱) ابراز هر ایده و نظری از جانب دیگران نسبت به ما تنها نشان دهنده وضعیت درونی خود آنها است. به این معنا که اگر شخصی شما را نادیده می گیرد و به شما توجهی نمی کند مشکل اصلی از خود او است نه شما، بنابراین از او تأثیر نگیرید و بر علیه وی اقدامی نکنید. تصورات منفی دیگران را (با رفتارتان) به خودشان انعکاس ندهید. چون اگر چنین کنید در واقع خودتان را در تأثیرات منفی دیگران شرکت کرده اید.

۲) علت دوم بی توجهی دیگران نسبت به شما، ناشی از بی توجهی شما، نسبت به آنها است. باید در نظر بگیرید که شما دارای یک مدار شخصی و فردی کامل هستید و خانواده، کار، تحصیل و اقتصاد در این مدار با شما همراهند پس فردیت خود را حفظ کنید و طبعی سازگار در مقابل ناملایمات داشته باشید، آنها را مورد بررسی قرار دهید و توجه لازم را مبذول دارید.

۳) بعد از اینکه علت رفتارهای ناخوشایند یا تصورات منفی را شناسائی کردید. باید بر مبنای این دو اصل، آن را کنترل کنید. از خود بپرسید: آیا من به آنها بی توجه بوده ام؟ یا دیگران نسبت به من بی توجه بوده اند؟ بعد از شناسائی علت ها، شما با سانسکارای ذهنی خود آشنا می شوید و درمی یابید که آنها (زودرنجی، عدم اعتماد، شک، خشم، نفسانیات و ...) ریشه در گذشته دارند.

قوانین فکر و سانسکارا

(افکار مزاحم)

اولین قانون:

شما به هر چیزی فکر کنید تأثیرات آن را به وجود خود راه می دهید.

دومین قانون:

شما به هر مکانی که فکر کنید در آنجا حضور می یابید.

سومین قانون:

در زمان انجام هر کاری فقط به همان کار فکر کنید و در محل کار تنها به محیط کاری و مسئولیتی که بر عهده دارید فکر کنید.

در خانه تنها به همسر، فرزند، والدین و امورات مربوط به آنها توجه داشته باشید.

در مهمانی تنها به لحظات خوش و مهمان ها توجه کنید. در مسافرت، در تحصیل، در خرید و ...

چهارمین قانون

هرگاه افکارتان آشفته شد توجه و حواستان را به سوی یک علاقه مندی با یک حس خوب متمرکز کنید و در کل:

فیلم مورد علاقه ات را نگاه کن

ورزش مناسبی را که دوست داری انجام بده

با دوست و همدمی صحبت کن

به آنچه علاقه داری بپرداز.

به طور کلی ما انسان ها دارای نکات مثبت و جنبه های منفی و ضعف هستیم. وجود این ضعف ها باعث بیداری سانسکارا می شود و ما را به سوی یک حرکت یا اقدام نامناسب سوق می دهند. هر زمان این تصورات در ذهن ما فعال شدند باید سریعاً از اثرات و تأثیرات آن یا هر نوع احساس ناخوشایندی که خاطرات منفی را احیاء می کند باخبر شویم و به طور مقطعی سکوت اختیار کنیم سپس تمامی تصورات منفی را از ذهن خود خارج کرده و علاقه مندی و نوآوری را جایگزین آن نمائیم و در کل نوعی تغییرات مثبتی را در زندگی خود ایجاد نمائیم.

منبع :آفتاب

یوفولوژی

 یوفولوژی علم شناخت بشقاب پرنده ها می باشد. و یوفولوژیست ها کسانی هستند که بر روی این موضوع  به تحقیق می پردازند. و حوادث مختلف را تجزیه و تحلیل می کنند. یوفولوژیست ها از اقشار مختلف مردم  هستند.از دانشمندان گرفته تا  مردم عادی که به این موضوع علاقه مند هستند. در اینجا  اشاره میکنم  که 61 % از دانشمندان وجود بشقاب پرنده ها را تایید نموده اند.  یعنی شما دوست عزیزی که مشغول خواندن این کتاب می باشید نیزجز یوفولوژیست ها محسوب میشوید.

موضوعاتی که یوفولوژیست ها بر روی آنها مشغول به تحقیق می باشند ؟

1. رویت بشقاب پرنده ها : تا بحال بیش از چهار میلیون گزارش ( اعم از موثق یا غیر موثق- رسمی یا غیر   رسمی ) از سرتاسر جهان در مورد مشاهده اشیای پرنده و درخشنده ی عجیبی که مانورهای بسیار اعجاب  انگیزی انجام می دهند.به ثبت رسیده است. بیشتر این اشیا به علت مدور بودن به بشقاب پرنده معروفند. و  بیشتر دانشمندان و مردم بر این باورند که آن ها تحت هدایت هوشمندانه ای موجوداتی غیر انسان هستند که سال هاست کره زمین را مورد بازدید قرار داده اند.

 

 2. دوایر گندم ( Crop Circle ) :  منظور از دوایر گندم ، اشکال پیچیده و منظم هندسی است که در

  مقیاس های بزرگ و در مزارع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود می آیند.این اشکال بصورت دایره های  کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند.بوجود می آیند. که اگر از بالا و فاصله ای زیاد به آنها  بنگریم.شکل های بسیار عظیم و پیچیده و زیبایی هندسی رامیبینیم. در زیر چند مورد از این دوایر گندم را  می بینید :

این اشکال آنچنان پیچیده اند که کشیدن آنها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است.حال آنکه این

 اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم آنهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود می آیند. دانشمندان عقیده دارند.که موجودات فضایی با این کارشان سعی در انتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند. مهمترین واقعه مربوط به دوایر گندم ، در سال 1990 روی داد. که عکس زیر مربوط به این حادثه میباشد. در طی کمتر از یک شب شکل هندسی در ابعاد باور نکردنی بر روی مزرعه گندم نقش بسته.

 

در مورد این نوع وقایع می توانم ذکر کنم که  بعضی معتقدند که ایجاد این اشکال توسط وزش بادها

 است.ولی کافی است که شکل گندم ها را در عکس های زیر با هم مقایسه کنید.تا دریابید که وزش باد قدرت شکستن خوشه های گندم از هم را ندارد. ( در ضمن قابل ذکر است که در شبی که این اتفاق افتاده آسمان صاف بوده و باد شدیدی نمی وزیده )

 

3 . ربودن انسان ها : همه ساله در اقصی نقاط جهان گزارشاتی مبنی بر ربوده شدن انسان ها طی مدت زمانی مشخص و سپس پیدا شدن آن ها در منطقه ای دیگر منتشر می شود.گمشدگان اکثرا فراموش میکنند  که چه اتفاقی برای آنها افتاده است.( حافظه شان پاک شده است ) اما تمامی آنها در حین هیپنوتیزم و خواب  مغناطیسی به یاد می آورند که چه بر سرشان آمده جالب اینجاست که با توجه به فاصله ی زیاد ربوده شدگان  از همدیگر(( از قاره های مختلف و نژادهای مختلف )) همه آنها یک چیز را یا چیز های شبیه به هم تعریف  می کنند: موجوداتی کوچک و مهربان با توانایی تله پاتی با چشمانی مورب و سر بزرگ روی آنها آزمایشاتی  انجام می دهند…

  4.ربودن حیوانات : گزارشات جالب در مورد چگونگی ربوده شدن حیوانات و یافت شدن جسد آنها در حالی که علایمی روی بدنشان است که نشاندهنده ی آزمایشات مخصوص و عجیب با تکنولوژی بسیار بالامیباشد.گاهی هم فلزاتی در بدن آنها یافت میشود.که در کره ای زمینی یافت نمی شوند. و نیز جسدشان دارای   تشعشعات رادیو اکتیو است.در همین مورد یک گزارش وجود دارد ( البته موثق بودن آن مورد تایید نیست )  که در روستایی در آرژانتین ، صبح هنگام وقتی که مردم روستا برای شروع کار به مزارع خود رفتند.با  صحنه ای عجیب برخورد کردند. تمامی گوسفندهای روستا مرده بودند. قسمت عجیب واقعه اینجاست که در بدن هر گوسفندی چند سوراخ وجود داشت ( نزدیک گوش ها ) و خون بدن تمامی گوسفند ها مکیده شده  بود….

 5. کتب باستانی و معماهای تمدنهای باستانی و آثار شگفت انگیزشان مثل اهرام مصر –خطوط نازکا- و  افسانه های بسیار جالب ( با نکات ظریف علمی ) در مورد خدایان باستان ….. 

در همین مورد به یک نکته جالب اشاره میکنم. و آنهم این که همانطور که میدانید میگویند که پیشینیان  

معتقد بودند که زمین مرکز جهان است و بقیه ستارگان و سیاره ها  به دور آن مشغول گردش هستند. در کتیبه هایی که در باستانشناسی یافت شده تصاویری مربوط به 2500 سال ، قبل از میلاد مسیح می باشد. و 4500 سال قدمت دارد.در روی کتیبه شما میتوانید به وضوح ببینید که خورشید در وسط است و بقیه سیارات به  دور آن مشغول  گردش هستند.

 6. اظهارات دانشمندان معتبر- فضانوردان – خلبا نان – سیاسیون مبنی بر مشاهده و همکاری بعضی از

 فرازمینی ها با انسان ها و همچنین ادعای بعضی افراد در مورد ارتباط با فرازمینی ها و ارائه مدارک جالب  توسط آنها… که نمونه بارز آنها بیلی مایر است .

7. بررسی حوادث مربوط به سقوط یوفوها و تاثیر آن ها بر پیشرفت علوم انسانی و پایگاه های سری در  آمریکا برای تحقیق روی یوفوهای ساقط شده – حادثه ی روزول (منطقه 51)

موارد هفت گانه گفته شده از موضوعاتی است که معمولا یوفولوژیست ها بر روی آنها به کار و تحقیق می  پردازند

بر گرفته از :ufolove.wordpress.com

ارواح پاک و متعالی

اینها ارواحی هستند که در مراحل حیات زمینی به آخرین مرتبه کمال رسیده و از هر نقص مبرا میباشند ماده کوچیکترین تاثیری در روح آنان نداشته لذا آنها در نتیجه رسیدن به این اوج کمال به خداوند نزدیکتر شده اند.

هیچکدام از انسانهای زمینی نمی توانند با آنها ارتباط بگیرند مگر اینکه دارای فضائل و کمال نفسانی زیاد باشند و دلهایشان از هر ناپاکی و تعلق به ماده پاک و منزه باشد. پس از این مطالب چنین نتیجه می گیریم که شخص ارتباط گیرنده با ارواح نباید به همه پیام هائیکه از جانب ارواح میرسد تسلیم شود و به نصیحت آنها معتقد باشد بلکه باید آن پیامها را با روشنائی عقل خود بسنجد تا بتواند  درست آنها را تشخیص دهد. در آغاز پیدایش علم روحی جدید اغلب علمائی که در این باره تحقیقات میکرند اعتقادات مادی داشتند به حقایق ماوراء ماده معتقد نبودند.
اما بعد از آنکه  ظواهر روحی آنها را قانع نمود، نه تنها عقیده شان عوض شد بلکه تصور کردند که برای همه ارواح فضل و امتیازی هست و باید بدون شک تابع آراء ارواح شد، در صورتیکه خود این عمل یک نوع گمراهی است زیرا ساکنان عالم غیب ( جهان ارواح ) همان کسانی بوده اند که در روی زمین زندگی میکردند. مرگ در آنها فقط تغییرات فیزیولوژی بوجود آورده اما در علم و فضل و کمال آنها اثر مگذاشته ( یعنی آنها را زیادتر نکرده است ).


بلکه همان کسی که در این جا عالم بوده آنجا هم عالم مانده آدم متوحش متوحش مانده شاعر شعر مانده مکار _ مکار _ حیله گر محیل و نظایر اینها. پس باید فقط به آن پیامهای ارواح اعتماد شود که دارای افکار بلند و معانی عمیق و حقایق بدیع هستند. دانشمند، بوفون سخنی در این باره دارد که گفته: نوشته هر کس خودش است و ما اگر بخواهیم کسی را خوب بشناسیم باید در نوشته های او تعمق و دقت کنیم بنابر این بهترین طریق برای شناخت صفات هر روح سخنان و گفته های اوست که بوسیله مدیوم القائی یا کتابت مستقیم برای زنده ها بیان میکند.

کسی که میخواهد در امور روحی آزمایش بکند یه محض اینکه روحی با علائمی حضور خود را اعلام داشت لازم است اول نام و لقب او را بپرسد و تعداد سالهایی را که در زمین زندگی میکرده سوال کند و مکانهایی را که در آنجا بوده یا مسافرت کرده بپرسد.

یکی دیگر از عوامل تحقیق درباره روح و شناخت واقعی او سوال از کسانی که آن روح را در حال حیات می شناختند میباشد. چون این تحقیقات میزان شخصیت شخصیت و معلومات آن روح را نشان میدهد، آن وقت نسبت دادن آن پیام القائی به آن روح آسان تر میگردد.

چون همانطوری که قبلاً هم گفته شد اغلب ارواح سفلی در معرفی خود از نامهای بزرگان و اشخاص معروف مانند، سقراط _ ابن سینا _ افلاطون و غیره استفاده میکنند. ولی مطالب بی ارزش میگویند یا چیزهایی را میگویند که حتی شاگردان مدرسه ابتدائی از گفتن آنها شرم دارند.

پس باید کاملاً محتاط باشید هر نامی را که روح گفت تصدیق نکنید، ضمناً بهترین وسیله برای تائید صحت روح ارتباط گیرنده اینست که مدیوم به او بگوید: قسم بخور بنام خداوند که تو حقاً روح فلانی هستی؟! اغلب ارواح جرأت پیدا نمی کنند این قسم دروغ را بخورند یا اینکه قبل از نوشتن سوگند قلم را می شکنند  و جرأت نمی کنند نام خداوند را به دروغ قسم بخورند. مگر اینکه آن روح یک روح ریاکار و متظاهر فرو رفته در شر و فساد باشد، چنان چه روح قسم دروغ عم خورد یکی دیگر از دلایل صحت شخصیت روح شبیه بودن خط و امضای او به خط و امضائی است که در زمان حیاتش می نوشته.

ممکن است بعضی اعتراض کنندگان بگویند: برای روح مزور و حیله گر سخت نیست امضاء را هم جعل کند همچنان لهجه انشاء را تغییر بدهد، بلی این اعتراض درست است زیرا در عمل مشاهده شده که روح این کار را هم میکنند. چنانچه روحی خود را حضرت مسیح معرفی کرد و در پیام خود این کلمه را تکرار میکرد: من بطور قطع مسیح هستم و این سخنان را برای شما میگویم ولی همین روح نتوانست سخافت معانی و پائین بودن افکارش را پنهان کند.

بلی طرز تلفظ و لهجه را می توان تقلید کرد اما تقلید فکر امکان ندارد. چون شخصی جاهل نمی تواند با تزویر خود را عالم نشان دهد یا شخص پست خویش را با فضیلت. پس لازم است مدیوم باهوش و آگاه حق را از باطل تشخیص بدهد فریفته نامهای بزرگ نباشد.