متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

تاریخچه تحقیقات روحی توسط دانشمندان


از زمرادیانی که علم و آگاهی در میان مردم رخنه کرد دشمنان کوری نیز به آن حمله کردند و در مقابل افراد زیادی هم در مقابل آن کوته فکران بودند که حتی تا پای جان ایستادند و در علم و آگاهی به پله های بالا رسدند.در علم متافیزیک نیز چنین بوده که افراد توانسته اند با تحقیق به مطالبی دست پیدا کنند که همه دنیا را به فکر فرو برند و متاسفانه در برخی کشورها این دست مایه ها از دانشمندان و آگاهان گرفته شد .در این مبحث جالب در مورد تاریخچه تحقیقات روحی توسط دانشمندان بزرگ از قزن 19  به بعد را گذارده ام تا با آشنایی با این افراد بدانید که چه رنج ها کشیده شده تا این علم به این نقطه برسد.امیدوارم شما هم بتوانید رهروان خوبی برای این افراد باشید.
سال 1855
 در این سال نام " دانیل داگلاس" بعنوان مدیومی با موهبت پدیده های فیزیکی بر سر زبان ها افتاد. این مدیوم توانا توانست تا که انواع و اقسام پدیده های فیزیکی را در جلسات ارتباط با ارواح به نمایش بگذارد. او در تاریخ 1833 در "ادینگبورگ" بدنیا آمد اما بعد از مهاجرت به ایالات متحده بود که پی به توانائی شگرف خود برد. او پس از مراجعت به انگلستان بسیار مورد توجه قرار گرفت و در بسیاری از جلسات روحی حضور فعال نمود.

 در همین سال مدیوم توانای دیگری بنام دکتر "هنری اسلید" وارد عرصه اسپیریتیسم شد . نکته جالب در مورد این مدیوم این بود که یک لوح سنگی را درون جعبه ای قفل شده قرار می دادند و پس از اتمام جلسه و پس از باز نمودن درب جعبه تخته سنگی با نوشته های حک شده بر روی آن مشاهده میشد. برای کسب اطمینان از صحت توانائی این مدیوم آزمایشات فراوانی بر روی وی انجام گرفت و در هر یک از جلسات افراد مختلفی که همگی از منتقدان اسپیریتوالیسم بودند وضعیت وی را کنترل می نمودند و در آخر توانائی وی مورد تائید قرار گرفت و رسماٌ به انجمن مدیوم ها پیوست.
نمی توان قبل از معرفی " الکساندر آکاساکوف" وقایع تاریخی این سال را بپایان رساند. او رایزن و مشاور تزار روسیه و از پیشگامان اسپیریتوالیسم در روسیه بشمار می رود. او شیفته "سوئیدنبورگ" بود و تحقیقات فراوانی در زمینه اسپپیریتیسم و خصوصاٌ "تله پاتی" انجام داد. " آندرو جکسون دیویس" از مشهورترین دانشمندان  علم نوین شناخت ارواح ، در کتب متعدد خود به ملاقات های خویش با این محقق و سطح بالای آگاهی وی اشاره نموده است.

 
سال 1856
 
 در این سال "آلن کاردک" ، یکی از 4 دانشمند بزرگ علم نوین شناخت ارواح کتاب مشهوخود بنام "کتاب ارواح" را منتشر نمود. این کتاب شرحی است بر آشنائی این دانشمند با اسپیریتوالیسم و نتایج حاصله از نخستین تحقیقات وی."کاردک" در طول مدت  فعالیتش در ارتباط با علم نوین شناخت ارواح کتب و مقالات فراوانی را منتشر نمود . در پست های بعدی بطور کامل تری این دانشمند را به شما معرفی خواهم نمود.
"جیمز استوارت پیبلس" یکی دیگر از مشتاقان اسپیریتوالیسم بود که برای پیشرفت و توسعه این علم منشاء خدمات فراوانی گردید. او پس از کسب دانش روحی مسافرت های متعددی در سراسر ایالات متحده و برای معرفی اسپیریتوالیسم ترتیب داد و برای آنکه به هدف خویش رسیده باشد به دور دنیا سفر نمود و جلسات متعدد روحی را در حضور بزرگان و دانشمندان بین المللی برگزار نمود . او چنین ادعا داشت که فرشتگان متعددی همواره در کنار وی حضور دارند و او را در دریافت الهامات یاری نموده و در مقابل پلیدی ها از وی مراقبت می نمایند.
 
سال 1863
 
 در این سال "آندرو جکسون دیویس" که قبلاٌ به نام وی اشاره نموده بودم نخستین "انجمن تبادل اطلاعات روحی" را در شهر نیویورک تاسیس نمود. این شخص که بصورت مادرزادی از موهبت مدیومی برخوردار گشته بود در یکی از تجارب خواب مغناطیسی خود توانست تا که به طبقات بالای جهان روحی سفر نموده و مدتی را در آنجا سپری نماید. او پس از بازگشت از خواب مغناطیسی کتب و مقالات متعددی را در رابطه با زندگی پس از مرگ به رشته تحریر درآورد. در بین محققان روحی از این شخصیت برجسته بعنوان پدر بانیان انجمن های تبادل اطلاعات روحی نام برده و قسمتی از انجمن روحی نیویورک که تا به امروز فعال می باشد را  بصورت موزه به کلیه آثار و مقالات و وسائل تحقیقاتی وی اختصاص داده اند.

در این سال پروفسور "آگوستوس مورگان" از اولین زیست شناسان انگلیسی بود که نسبت به تحقیق در زمینه امکان ارتباط با ارواح و اثبات اینکه اسپیریتیسم چیزی جز شعبده بازی ماهرانه نمی باشد ترغیب گردید. او پس از چند سال تحقیق و آزمایش بر روی مدیوم های روحی صحت مدعای اسپیریتوالیست ها و توانائی مدیوم ها در برقراری ارتباط با ارواح را تائید نمود. او در مقدمه کتاب همسرش تحت عنوان " از ماده تا روح"  اینگونه عنوان نموده است که :
" ما از چند روز قبل از برگزاری جلسات کنترل شدیدی را بر وضعیت محل برگزاری ، مدیوم ها و سایر افرادیکه قرار بود در آن اماکن حضور یابند اعمال می نمودیم تا جای کوچکترین حقه و نیرنگی باقی نماند. باید متذکر بشوم که این کنترل و نظارت توسط افرادی که همچون خود من با نگاهی منفی و بدون ذره ای اعتقاد به امکان برقراری ارتباط با ارواح مردگان و برای اثبات این قضیه که ارتباط با ارواح چیزی جز ترفندی هوشمندانه و ماهرانه نمی باشند صورت می گرفتند اما در نهایت هم ارواح حاضر در جلسات را بطور کاملاٌ واضح مشاهده نموده و صدای آنها را شنیدیم . من کاملاٌ متقاعد شده ام."
 
سال 1865
 
" آلفرد راسل والاس " ، منتقد ، تئوریسین ، انسان شناس ، روزنامه نگار ، جغرافی دان مادی گرای مشهور انگلیسی که تا قبل از این تاریخ بعنوان همکار "چارلز داروین" تحقیقات فراوانی را در تائید گرایشات مادی خویش انجام داده بود بطور ناگهانی در نشریه معروف "تایمز" پرده از تحقیقات چند ساله خود بر روی امکان ارتباط با ارواح برداشت و شجاعانه پس از تائید امکان برقراری ارتباط با ارواح  به اشتباه خود مبنی بر انتقاد غیر منصفانه از اسپیریتوالیسم اعتراف نمود. چنین اعترافی آنهم از شخصیت مشهوری چون "والاس" باعث شد که تلاش محققان روحی برای تاسیس "انجمن ملی محققان روحی" در شهر "دارلینگتون" دو چندان شود که البته مورد موافقت مسئولان قرار نگرفت. همین تلاش در راه تاسیس این انجمن در دورانی که سخن از اسپیریتوالیسم می توانست مشکلات متعددی را برای گوینده آن داشته باشد نشانه ای از پیشرفت و فراگیر شدن این علم می داد.
 
 سال 1866
 
 در این تاریخ نخستین انجمن تبادل اطلاعات روحی در انگلستان در شهر "ناتینگهام" و توسط "جی.هیچکاک" افتتاح گردید تا به مانند مرکز مشابه خود در شهر نیویورک پذیرای محققان روحی و استماع سخنرانی ایشان باشد.
 
سال 1869
 
در این سال یک انجمن منظره ای همراه با یک کمیته متشکل از دانشمندان علوم مختلف جهت تحقیق در ارتباط با اسپیریتوالیسم تشکیل گردید. این کمیته در گزارش نهائی خود  به تائید کامل علم نوین شناخت ارواح تقدام نمود که این گزارش بصورت کتابی در معرض مطالعه عموم قرار گرفت.
 در همین تاریخ یکی از مشهورترین مدیوم های تاریخ یعنی دوشیزه " فلورانس کوک " پس از همکاری با دانشمند بزرگ علم نوین روحی یعنی "سر ویلیام کروکس" موفق شدند تا که به تجسد کامل روح متعلق به "کتی کینگ" اقدام نمایند. اهمیت کار این دو بزرگ علم اسپیریتوالیسم در این بود که روح "کتی کنج" جدا از مدیوم و در فاصله چند متری از وی تجسد یافت. جلسات روحی با حضور " فلورانس کوک " و "سر ویلیامز کروک" چند بار دیگر تکرار شد و توانستند تا که اطلاعات فراوانی را از روح این شخص بدست آورده و ضمناٌ تصاویر متعددی را نیز از این تجسد تهیه نمایند. "سر ویلیام کروکس" پس از انتشار مقالاتی در ارتباط با تحقیقات خود مورد انتقاد و حمله کلامی  دانشمندان قرار گرفت تا جائیکه در نشریه "وقایع علمی" که هر سه ماه یکبار بچاپ می رسید از او بعنوان یک محقق روحی که پایه و مبنای تحقیقاتش بر هجویات استوار می باشند یاد شد. بیشترین حملات در ارتباط با ادعای وی مبنی بر تجسد روح "کتی کنج" بود که اکثر متتقدان شرح تحقیقات وی را یک بزرگ نمائی آشکار می دانستند. همین انتقادات تا پایان عمر "کروکس" را عذاب داد و هرگز نتوانست تا که منتقدان خویش را در ارتباط با آن تجسد تاریخی قانع نماید.  متاسفانه نگارنده این کتاب در ارتباط با تصاویر بدست آمده از تجسد "کتی کنج" نظری غیر از برخی از محققان روحی که امروزه تحقیقات "کروکس" را با دیده تحسین می نگرند  داشته و بدلایل مختلفی آنها را بسیار اغراق گونه و غیر واقعی می دانم. در قسمت "چگونگی تصویر برداری از ارواح ، با ثبت تعدادی از تصاویر مورد ذکر به دلایلی که باعث رد واقعی بودن آنها می باشند اشاره نموده ام . پیروزی منتقدان در برابر تحقیقات "کروکس"  باعث گشت تا که تلاش دوباره محققان روحی در راه تاسیس "انجمن ملی محققان روحی" با شکست مواجه شود.
  
سال 1875
  در این سال "دیوید دوگد" از مشهورترین مدیوم ها وارد عرصه علم نوین شناخت ارواح گردید. مسئله شگفت آور در ارتباط با توانائی این مدیوم در این بود که وی می توانست تا که در اتاقی کاملاٌ تاریک و با سرعت هر چه تمام یک تابلوی رنگ روغن با کیفیت بسیار بالا را نقاشی نماید. تابلوهای با ارزش فراوانی از این مدیوم بدست آمده اما مسئله ای که می تواند برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار باشد نگارش کتاب مشهور" حافظ ، شاهزاده پارسی" است که وی در حالت خلسه و با استفاده از موهبت نگارش مستقیمی خود نگاشته و پس از اتمام منتشر نمود.
 
سال 1882 (شروع فعالیت انجمن تحقیقات روحی)
 
 در این سال "انجمن تحقیقات روحی" تاسیس گردید . نخستین اعضاء که ضمناٌ بانیان این مرکز عبارت بودند از :
 
1- "هنری سدویک" ، بانی اصلی و رئیس انجمن. او سالهای سال از عمر خود را وقف تحقیقات بر روی پدیده های غیر طبیعی نمود و در این راه از مدیوم های متعددی بهره جست اما متاسفانه شرح تحقیقات خویش را هرگز منتشر ننمود .
 
2- "اف. دبلیو. می یرز" ، قائم مقام این مرکز تحقیقاتی که کتاب " ماهیت درونی انسان و بقای آن پس از مرگ " را منتشر نمود. این کتاب تا سالها بعد  بعنوان یکی از کتب مرجع در مراکز معتبر تحقیقات روحی مورد بهره برداری قرار می گرفت.
 
3- "ادموند گورنی" ، نایب رئیس این مرکز که با بهره گیری از دانش روانشناسی بر روی پدیده "هیپنوتیزم" تحقیق نمود و مقالات بسیار قابل توجهی هم در همین ارتباط از وی منتشر گردید.
 
 سال 1883
فیزیک دان و دانشمند بسیار مشهور "سر اولیور لودژ" بطور رسمی وارد عرصه علم نوین روحی گردید. لازم بذکر است که این شخصیت برجسته با وجودیکه در جلسات روحی حضور فعالی نداشت اما بشدت تحت تاثیر مباحث اسپیریتوالیسم قرار داشت و هرگز این علاقه وافر را پنهان ننمود. در بخش آینده با این شخصیت برجسته علمی بیشتر آشنا می شوید.
 
 سال 1884
 
در این سال مدیوم مشهور دیگری بنام بانو " لئونور .ای. پایپر" معرفی و در طول دوران فعالیتش منشاء خدمات برجسته ای گردید. این مدیوم به دانشمندان روحی اجازه داد تا که از توانائی های وی جهت انجام تحقیقات خویش استفاده نمایند و مدت 45 سال از عمر خویش را به این امر اختصاص داد. بسیاری از افراد سرشناس در جلسات روحی که با استفاده از این مدیوم بزرگ ترتیب داده می شد شرکت نموده و در کتب و مقالات فراوانی توانائی های وی را مورد تمجید قرار داده اند. این بانوی بزرگ اسپیریتوالیست از موهبت ترنس مدیومی یا مدیومی در حالت خلسه کامل برخوردار بود و ارواح با استفاده از توانائی های گوناگون این مدیوم قادر به انجام تمامی پدیده های فیزیکی در جلسات روحی بودند.
دکتر "ریچارد هاجسون" از اولین اعضای انجمن تحقیقات روحی نوع جدید از تحقیقات بر روی توانائی های مدیومی را مورد استفاده قرار داد و در این راه از بانو "پایپر" بیشترین همکاری را دریافت نمود. او در پایان طرح تحقیقاتی خویش کاملاٌ به امکان برقراری ارتباط با ارواح ایمان آورد. چندی بعد او متوجه شد که از موهبت مدیومی کتابت مستقیم برخوردار می باشد و از این طریق اطلاعات فراوانی را از جها روحی کسب نمود.
 
 سال 1885
 
 در این سال "بالفور استوارت" برای مدت 2 سال ریاست جدید انجمن تحقیقات روحی را بر عهده گرفت. او تا قبل از این تاریخ همکاری مشترکی در نگارش نشریه "جهان ناشناخته" با پروفسور "تیت" انجام می داد. این نخستین نشریه بود که در تقابل با ماده گرائی و در ارتباط با جهان پس از مرگ بچاپ می رسید و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.
 
 سال 1887
 
 برای نخستین بار یکی از نشریات معتبر هفتگی به چاپ مقاله ای در ارتباط با اسپیریتوالیسم و تحت عنوان "دو جهان" اقدام نمود. این مقاله به قلم خانم " لئونور.ای.پایپر" بچاپ رسید. این مدیوم بزرگ به همین مقاله بسنده ننمود و با همکاری دیگر مدیران وقت "انجمن تبادل اطلاعات روحی" شهر ناتینگهام از جمله "آلفرد کیتسون" و "اچ.ای.کرسی"  بولتون ماهانه این انجمن را منتشر نمود. در ارتباط با چاپ این ماهنامه نباید که نقش حمایتی "رابرت اوون" فراموش گردد.
 
 سال 1893
 
بالاخره پس از تلاش فراوان نخستین "انجمن ملی محققان روحی" در ایالات متحده تاسیس شد. در همین تاریخ مدیوم پر قدرت دیگری با نام خانم "اوسپیا پاپایانو" به جامعه روحی معرفی گردید. در جلسات روحی که در حضور این مدیوم انجام می گرفت پدیده های شگرف روحی بروز می نمودند و همین امر باعث شد تا که نام وی هم بعنوان یک مدیوم نیرومند و خارق العاده و هم بعنوان یک مدیوم شیاد بر سر زبانها بیافتد.
در همین سال یکی دیگر از مدیوم های توانا بنام مستعار خانم "هالند" که از موهبت مدیومی کتابت مستقیم برخوردار بود وارد عرصه شد و اطلاعات فراوانی از طریق این مدیوم بدست آمده است. مهم ترین دستاورد این مدیوم کتاب شعری است که از مجموع کتابت مستقیم وی گردآوری و بعد از تکمیل منتشر شد. در سال 1903 این مدیوم کتاب "ماهیت درونی انسان" نوشته "اف.دبلیو. می یرز" را مطالعه نمود و پس از مدتی مشاهده شد که وی در حالت هوشیاری کامل و دقیقاٌ به همان روشی که "می یرز" در دوران حیات به کتابت مستقیم اقدام می نمود مشغول نگارش می باشد . پس از پایان کتاب این مدیوم عنوان نمود که تمامی این کتاب را از روح "می یرز" دریافت نموده است.
 
سال 1894
 
 "لرد آرتور بلافورد" نخست وزیر انگلستان (از 1902 تا 1905) از علاقمندان و محققان اسپیریتوالیسم بشمار می رفت . در سال 1894 و قبل از کسب کرسی نخست وزیری بعنوان نخستین رئیس "انجمن تحقیقات پدیده های روحی" برگزیده شد و خدمات فراوانی در ارتباط با ارتقاء این علم به نام خود ثبت نمود. او شخصاٌ در ارتباط با مبحث "تله پاتی" بسیار علاقمند بود و تحقیقات فراوانی را در این ارتباط انجام داد. ده ها مقاله در ارتباط با شرح تحقیقات این دانشمند روحی بدست آمده است.
در همان سال بارون " فان شرنک نوتزینک" پروفسور فیزیک دانشگاه مونیخ و از پیشگامان علم نوین شناخت ارواح در کشور آلمان ، تحقیقات فراوانی را در زمینه جابجائی اشیاء  مدیومی و نیز قالب سازی روحی انجام داد . در زمان حیات این دانشمند بزرگ آلمانی هیچ مدیوم توانائی در آلمان کشف نشده بود و لذا بالاجبار به لهستان سفر نمود و تحقیقاتش را بر روی یک مدیوم توانمند لهستانی انجام داد. او پس از اطلاع از حضور خانم "پاپایانو" در کشور ایتالیا بلافاصله بدان شهر مسافرت نمود و تا آخرین روز حضور این مدیوم در ایتالیا ماند و آزمایشات فراوانی را با استفاده از حضور این مدیوم انجام داد. او پس از پایان تحقیقات خویش به آلمان بازگشت و در شهر مونیخ یک مرکز تحت عنوان "انجمن تحقیقات متافیزیک " را افتتاح نمود.
 
 سال 1899
 
 دکتر "گوستاو گلی" ، فارغ التحصیل از دانشگاه پزشکی لیون کشور فرانسه که تحقیقات فراوانی را در ارتباط با اسپیریتوالیسم انجام داده و مقالات فراوانی را در نشریات متعدد فرانسه بچاپ رسانیده بود برای یک دوره 5 ساله ریاست "انستیتو بین المللی متافیزیک" را بر عهده گرفت. از وی کتب متعددی منتشر گردیده که از مهم ترین آنها باید به کتابی تحت عنوان "نهان بینی و تجسد" اشاره نمایم.  این دانشمند موفق گردید تا که مشهورترین قالب مومی روحی را در یکی از جلسات خویش تهیه نماید که این قالب معروف کماکان در تالار ورودی این انستیتو در معرض مشاهده بازدیدکنندگان قرار گرفته است. این محقق مشهور برای ملاقات با دیگر محقق برجسته لهستانی بنام "کلوسکی" عازم لهستان بود که دچار سانحه هوائی شد و به جهان روحی پیوست.

شناخت مدیوم

اگر هر امری غیر عادی پیش آید مثل قطع ارتباط احتمالی، یا بروز صدای شدید، همچنین دخالت بی موقع فردی که از حالت کشف کننده در چنین لحظه ای بی خبر است، چون کالبد جسمانی را به صورت فردی که در خواب است مشاهده میکند و بصورت عصبانی با او برخورد کند یا هر موقعیت پیش بینی نشده ای که در چنین حالتی برای مدیوم خطرناک میباشد در روی زمین اتفاق بیافتد، پوسته های ظریفی که در کنار جسم نظارت میکنند روح را مطلع میسازند تا مجددا و سریعا به کالبد خود برگردد.

روش فوق الذکر هر نوع هبوط روح را (هر روحی که باشد) در مدت تنهاییش، در بدن کالبد جسمانی سبب میشود. این عمل نوعی تماس با جوهای فوق زمینی بشمار میرود. در اصطلاح علم سحر، شکل قابل روئیتی که دارای بعضی خواص فیزیکی و جسمانیست و گاهی بوسیله مدیوم در حالت ارتباط با روح صادر میشودمدیوم اکتو پلاسمی است. ( در دنیای اجنه نیز گاه با چنین مقوله ای برخورد میکنیم.) این نوع مدیوم در نوع خود بی نظیر و منحصر بفرد میباشد.

این نوع مدیومها در نتیجه انتقال انرژی و نیروی مخصوصی که از شبکه حیاتی بدست میاید، از خاصیتی برخوردارند که ماده لطیف اثیری ساکنان فضا و موجودات ماوراء الطبیعه را به تناسب احساسات ما متراکمتر، محسوستر و قابل لمستر میکنند. متخصصین علوم روح و متافیزیک این اعمال شگفت انگیز و حیرت آور را تحت عنوان « تجسم و تجسد» میشناسند. این اعمال از نوعی اکتو پلاسم بوجود میایند که ظاهر آنها هرچند بجز یک نسج، یک پرده نازک حریر مانند و ظریف، یک عضو بدن مانند دست یا زبان و گاهی شکلی پیچیده و مرکب چیز دیگری نیست. ظهور این اشکال غالبا از راه دهان مدیوم صورت میگیرد. بطوریکه مشاهده کننده خیال میکند این شکل از سقف دهان، قسمت داخلی گونه ها و لثه ها بوجود میاید.

تمام ارگانیسمهای مدیومی برای یک نوع فعالیت خاص تربیت و آماده نشده اند. معمولا این ارگانیسمها جنبه تخصصی دارند. آلن کاردک با توجه بکار مدیومها آنها را بشرح زیر طبقه بندی میکند:

مدیوم های جسمانی

به معنی واقعی کلمه به جابجایی اشیاء، بلند کردن جسمی با نیروی مغناطیسی بدن یا قوای سیاله،شرکت در اعمال احضار روح زدن ضربه و غیره میپردازند.

مدیوم های حسی یا تاثر پذیر

حضور روح را با احساس و تاثر شخصی بدست می آورند. در صورتیکه روح نیکوکار و خیر باشد. ملایم، و در صورتیکه روح بدکار و شرور باشد. خشن،هستند.

مدیوم های سمعی

صدای ارواح را گاهی درون خودشان و گاهی بیرون از خودشان میشنوند. گاهی نیز قادرند روح را از صدایش بشناسند.

مدیوم های ناطق

این مدیوم ها، مانند یکی از انواع قبلی نمیباشند. مدیوم های ناطق مثل یک مدیوم رونویسی کننده با دست و بازو، دستور ارواح را که از طریق اعضای صوتی روی آنها تاثیر میکنند و اثر میگذارند، میشنوند.

مدیوم های بصیر یا بینا؛ که گاهی بیدار و گاهی خوابند

این نوع مدیوم ها از نوعی حس بصری برخوردارند ولی در واقع از طریق جنبه اثیری خود با جنبه اثیری ارواحی که از جسم خود جدا شده اند، رابطه برقرار میکنند. بهترین دلیل این امر آنستکه این مدیوم ها با چشمان بسته هم میتوانند بخوبی ببینند.

مدیوم های شفابخش

مدیوم های شفابخش که نیروی حیاتی آنها با نیروی اثیری ارواح ترکیب شده، در جسم بیمار یا بیماران جریان پیدا میکنند و به زندگی حیوانی او مجددا جان تازه ای میبخشند.

مدیوم های نویسنده یا پسیکوگراف

این نوع مدیوم انگشتها یا دستش را روی میز گردی که حروف و علائم و یک عقربه نگارش روی آن تعبیه شده است قرار میدهند میز به نوسان در می آید و حروف و علائم را روی کاغذی رسم میکند. یا اینکه مدیوم در برابرش صفحه ی کاغذی گذاشته و قلمی در دست میگیرد، به این ترتیب خیلی زود در برابر نگارش خود بخود و بیواسطه قرار میگیرد. این نوع دریافت از ارواح بسیار شایع است.

مدیوم های ویژه

مدیوم های ویژه یعنی متخصص در بعضی انواع ایجاد رابطه و احضار روح، همچون پزشکی، اخلاقی، علمی، به طرز شاعرانه، از لحاظ موسیقی، هنری و ...

مدیومها در آزمایش استعداد خود ممکن است بصورتهای زیر باشند

* تازه کار و بی تجربه، تربیت شده یا غیر مثمر ثمر.

* به اختصار پردازنده یا با صراحت و رک گو.

* انعطاف پذیر(قابل استفاده به طرق مختلف)، یا انحصاری.

* آرام ،تند یا تشنج آور باشند.


هر قدر مدیوم ها بین مردم عجیب و غریب باشند، باز نمیتوانند عاری از عیوب و نوافص باشند. بعضی از این معایب مختص همان مدیومهاست، ولی برخی دیگر در این مورد با ما یکسان هستند. این معایب بشرح زیر میباشند.

* مدیوم های وسواسی:

مدیوم هایی هستند که نمیتوانند یک روح مزاحم را از سر خود دفع کنند.

* مدیوم های مجذوب:

مدیوم هایی که بوسیله یک روح فریبکار گول خورده اند.

* مدیوم های رام شده:

مدیومهایی که تسلط اخلاقی یا مادی روح شروری را تحمل میکنند.

* مدیوم های جلف:

مدیوم هایی که از استعداد خود در هیات بازیگری استفاده میکنند. 

* مدیوم های مغرور:

مدیوم هایی که به استعدادها و روابط خود میبالند. 

* مدیوم های حساس و زودرنج:

مدیوم هایی که قدرت تحمل انتقاد را ندارند.

* مدیوم های پرمدعا و از خود راضی:

مدیوم هایی که خودرا عاری از خطا . اشتباه تصور میکنندو چنین میپندارند که تنها با ارواح والا مقام یا موجه در ارتباط هستند. 

* مدیوم های مزدور و نفع پرست:

مدیوم هایی که برای کار خود مزد و بهای گرانی خواهانند. 

* مدیوم های بد دل و شرور:

مدیوم هایی که بسیار متقلب و شرورند. 

* مدیوم های خودخواه:

مدیوم هایی که استعداد و روابط خود را برای خودشان نگه میدارند.

* مدیوم های حسود:

مدیوم هایی که نسبت به همکاران تواناتر از خود و هر نوع نارسایی های دیگر انسانی چه مادی و چه معنوی حسادت میورزند.

 

قانون جذب

بزرگترین راز زندگی ما قانون جذب است. قانون جذب بیان می کند هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. بنابراین وقتی تو راجع به چیزی فکر می کنی، در همان زمان مشابه همان افکار را بسوی خودت جذب می کنی. گویی افکار از جنس آهنربای مغناطیسی هستند و موج می فرستند. بنابراین اگر فکری از ذهنت بگذرد، امواج آن به اطراف منتشر می شود. حال اگر ااین افکار را در ذهنت نگه داری و دائما به آن فکر کنی و به قول معروف آنها را پرورش بدهی، قدرت مغناطیسی آنها چندین برابر شده و قادر خواهد بود تمام امواج مشابه و هم فرکانس خود را به سوی خود جذب نماید و اینجاست که قانون جذب شکل می گیرد.
گویی مغز ما به مانند یک دکل مخابراتی است که دائما امواجی به کائنات می فرستد. کائنات نیز به این امواج پاسخ می دهند. به این ترتیب هرکس با جذب امواج مشابه خود دنیای آینده خود را رقم می زند.
مدتهاست که این جملات به عناوین و اشکال مختلف از گوشه و کنار دنیا شنیده می شود. برخی نیز به آن رنگ و بوی تبلیغاتی داده اند و از قانون جذب به عنوان تنها راز زندگی انسانها یاد می کنند و با این کار عده ای را دور خود گرد آورده اند. اخیرا نیز فیلم راز با ترجمه فارسی به بازار ایران آمده و یکی از بانک های ایران و همچنین شرکت هایی نیز با انتخاب گوشه هایی از آن فیلم ابتکار عمل خوبی کرده و چند مشتری برای حساب های قرض الحسنه اش جور کرده است. اما سوال اینجاست که 
آیا افکار واقعا می توانند امواجی از خود منتشر کنند؟ 
جنس این امواج از چیست؟
آیا واقعا امواج این قدرت را دارند که امواج مشابه خود را جذب نمایند؟
چگونه می تواند این امواج را تغییر داد و آنها را کنترل کری؟
آیا واقعا این امواج هستند که آینده ما را تشکیل می دهند؟
اینها همه سوالاتی هستند که حداقل تا به امروز کسی نتوانسته به طور یقین از آنها پرده بردارد هرچند تحقیقات در این را ه ادامه دارد و پیشرفتهایی نیز حاصل شده است


● 
هاله چیست؟
هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف که از نیروهای اتریک و سایر میدان های انرژی ایجاد می شود. بهتر این اینطور بگوییم که تمامی موجودات زنده در اطراف بدن خود داراری هاله ای از انرژی هستند که امواج حاصل از آن به طور دائمی در حال تشعشع هستند. این امواج را می توان به شبیه امواج گرمایی دانست که هستند که یک روز داغ از سطح زمین بیرون می آیند
هاله بین ها بر این باورند که کیفیت و اندازه هاله موجودات غیرزنده در غالب موارد یکسان بوده و کمتر تغییر می کند. ام این در مورد موجودات زنده صادق نیست چراکه فرایندهای حیاتی منجر به کسیل داشتن انواع امواج می شوند که هاله موجود را در زمانهای مختلف تغییر می دهند. این موضوع البته در مورد انسان از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است. چراکه قدرت تفکر، تصمیم گیری، تجسم، هیجانات متنوع و آمیخته، تفکرات انتزاعی و تخیل بسیار فعال و پویای انسان در هر زمان منجر به تولید طول موجهای بسیار متنوع امواج الکترومغناطیسی می شود. آنها همچنین بر این باورند که می توانند با دیدن این امواج از صحت و سلامتی کارکرد بدن و روح فرد اطلاعاتی را به دست بیاورند.برای ترسیم شکل این هاله آنها میدان های مغناطیسی دور آهنربا را نمونه خوب و البته بسیار ساده هاله می دانند
هاله در طول زمان توسط افراد مختلف دیده شده و نامهای مختلفی گرفته است. مثلا در ادیان باستانی آنرا آکاشا می نامیدند. زرتشتیان به آن آتش ذیروح یا آتش جاویدان می گفتند.در زبان سانسکریت نام آر به معنی پرده چرخ را برایش انتخاب کرده بودند چراکه این امواج شبیه چرخی از جسم به بیرون ساطع می شد. انگلیسی زبانها لغت Aura به معنی هوا را مناسب نامگذاری هاله دانستند. اطریشی ها به آن اود به معنی خود می گویند. روسها آنرا انرژی بیوپلاسمیک و چکها به آن سایکوترانیک لغب داده اند.
در این میان بد نیست نامی هم از دکتر مسمر ببریم که حدود ۲۰۰ سال قبل به وجود این امواج پی برد و سعی کرد با به کار گیری آن بیمارانش را شفا دهد او هاله را مغناطیس حیوانی دانست. سبک او در درمان امروزه به مسمریسم شهرت دارد.
اولین بار بارون ریخن باخ و کاردل دویرل اطریشی در سال ۱۸۶۷ به کشف هاله ها علاقه مند شدند. تلاشهای ایندو بعدا توسط سیمون کرکیـن روسی پی گیری و در نهایت به اختراع دوربینی منجر شد که به میکروسکوپهای الکترونی مجهز بود. این دوربین ویژه قادر بود با سرعت ۷۵ تا۲۰۰ هزار ارتعاش در ثانیه از میدان انرژی عکسبرداری کند. و این آغازی بود برای ورو به دنیای اسرار آمیز انرژی هاله چیزی جدای از زندگی ما انسانها نیست. شما هر روز عادت کرده اید با آن زندگی کنید. آنرا لمس کنید. احساس کنید و حتی از آن استفاده کنید. بهتر است بگوییم تصور اینکه روزی پا در رنیایی بگذاریم که موجوداتش هاله ای نداشته باشند برای هرکسی دشوار است.
خیلی ها اتقاقات غیر مترقبه و عجیبی را که در محیط اطافشان رخ می دهد را احساس می کنند. خصوصا اگر این اتفاق دامن عزیزانشان را بگیرد
در تاکسی نشسته اید. هوا سرد است و باران می بارد و شما شیشیه ها را بالا کشیده اید. تاکسی پشت ترافیک با سرعتی حدود ۱۰ کیلومتر در حال حرکت است و شما به مردی که رویش به شما نیست و در پیاده رو راه می رود خیره شده اید. به ناگهان متوجه می شوید او نگاه شما را درک کرده و سرش را به سمت شما برمی گرداند.


از داستانهای کتابها و رمانها که بگذریم، حتما اتفاق افتاده به یک مهمانی دعوت شوید و احساس خفگی کنید. بدون شک اگر بتوانید حتما در اولین فرصت آنجا را ترک خواهید کرد و گرنه دچار سنگینی نفسها، بیقراری اندامها، سردرد، سرگیجه و علائم مختلفی می شوید که همگی از وجود چیزی غیر عادی خبر می دهند.
در بازار به دنبال یک مانتو مناسب برای سرکار رفتن می گردید که ناگهان کفشی ورزشی به چشم شما زیبا می آید، اگر با تجربه باشید به حرف دلتان گوش می کنید و آنرا خریداری می کنید چون تجربه ثابت کرده این کفش مناسب شماست. به شرطی اینکه در خریداری کفش اهل هوسرانی نباشید.
از خیابانی رد می شوید و در احساس می کنید آنجا را می شناسید. با خود می گویید لابد قبلا اینجا آمده ام یا اینجا را در خواب دیده ام. به طرز عجیبی علاقه مند می شوید از ماشین پیاده شوید و قدری در آنجا قدم بزنید. انگار هوای آنجا بویی آشنا می دهد.
به راستی عامل دیگری به جز میدان های نامرئی انرژی می توانند این وقایع روزمره شما را توجیه کنند؟
تحقیقات دکتر کیلز ثابت کرد که هاله اطراف بدن از سه باند مشخص تشکیل شده است:
۱باند اول باند باریکی است که حدود نیم سانتی متر ضخامت دارد و درست روی پوست ما قرار گرفته است.
۲باند دوم حدود ۵ سانتیمتر عرض دارد و از همه لایه های دیگر روشنتر است که هاله بینها به آن اورای داخلی می گویند.
لایه بعدی اورای خارجی است که حدود ۱۵ سانتیمتر پهنا دارد و دارای زمینه مه آلود و خاکستری رنگ است. اورای خارجی دارای ۴ باند رنگی است که در بین آنها معمولاً یک رنگ غلبه دارد
او همچنین کشف کرد در بین امواجی که از سمت چپ خارج می شوند رنگ سبز غلبه دارد این درحالیست که امواج راست ما اسقلالی هستند و آبی را ترجیح می دهند.
رنگ هاله فاکتوری متغیر است و هماهنگ با احساسات، هیجانات، تخیلات و افکار ما تغییر می کند و این تغییرات همانهایی هستند که همه قادر به درک آن هستند البته با شدت و ضعف
به طور کلی رنگ های روشن و ته رنگ های براق نشانگر انرژی مثبت یا خالص هستند. هرچه رنگ ها واضح تر و درخشان تر باشند شخص دارندة آنها دارای صفات مثبت تری است و هرچه این رنگ تیره تر شود معنایش اینست که فرد در شرایط خوب روحی قرار ندارد و به قول معروف انرژی منفی صادر می کند.
هاله ها جزئیات بسیار زیادی را در خود پنهان کرده اند. برخی از هاله بینها معتقدند با مشاهد هاله افراد و البته محاسباتی نه چندان پیچیده قادر به محاسبه روز، ماه و سال تولد افراد هستند
● 
کارلوس کاستاندا:
کاستاندا یک انسان شناس سرشناس است. او یک دانشجوی معمولی دانشگاه کالیفرنیا بود تا زمانی که برای کار بر روی گیاهان دارویی به شما مکزیک سفر کرد و در آنجا با قبایل سرخپوستان بومی آشنا شد. در یکی از سفرهایش با فردی به نام دون خوان آشنا شد. دون خوان پیشوایی پیر و دنیا دیده است که با دیدن کاستاندا احساس می کند مرید خود را یافته است و بنابراین آنچه را که لازم است از ابعاد ناشناخته دنیا برای او آشکار می کند. خرد باستانی تولتکهای کهن، که به عنوان ساحری یا ناوالیسم شناخته شده است، موضوع اصلی آموزش کاستانداست.
در اساطیر باستان از ناوال زیاد صحبت می شود. ناوال شخصی است که می‌تواند خودش را به حیوان تبدیل کند، زیرا که یاد گرفته استکه چگونه خودش را به شکل یک حیوان در رویا ببیند. ورای این اعتقادات ابتدایی حقیقت ساحری خودکاوی است. و هدف از این خودکاوی تلاش برای کشف سطوح نیمه هشیار آگاهی است. آنها بر این باور بودند دنایی درون انسان خلاصه ای از دنیای پهناور اطراف ماست و کشف عناصر ناشناخته آن راه مطمئنی برای درک دنیای پیرامون ماست.
کارلوس در کتابهایش تلاش ارزنده‌ای را انجام داده تا ناوالیسم را از جو روستایی و زبان بسیار عامیانه اش به زبان دنیای مدرن بیاورد. بی شک در این انتقال برخی مفاهیم ارزنده آن فدا شدند اما تلاش او در شناسایی عرفان سرخپوستی به جهان تمدن زده و تکنولوژی پرست غرب ارزشمند است.


هرکسی می تواند به این دانش دست پیدا کند تنها می بایست با همه وجود آنرا طلب کند و زندگی خود را وقف آن نماید. ناوالیسم قرص مسکنی نیست که ما هر قدر خواستیم بخوریم و ناپرهیزی کنیم و بعد آنرا با یک لیوان آب میل کنیم و توقع داشته باشیم همه چیز درست می شود. بلکه یک پیرو ناوالیسم زندگی خود را در تمرین و مراقبه دائمی می گذراند.تولتکها میدانهای انرژی اطراف موجودات را می دیدند. آنها برای توصیف آن از واژه «انسانهای دو نسخه‌ای» استفاده می کردند.
سر نوشت کارلوس قرار گرفتن در میان یکی از مراحل سیر و سلوک گروه ناوال بوده است. هرچند به اعتقاد ناوالها او معنای کامل ناوالیسم را درک نکرد اما تلاش او در ارائه آن به هموطنانش شایسته تقدیر است.
● 
نظریه اکولوژی یا بوم شناسی
بهتر است دنیا را مملو از موجوداتی زنده و غیر زنده بدانیم که همگی قادرند دور خود یک حوزه انرژی درست کرده و بدین ترتیب بر یکدیگر تاثیر بگذارند. این بدان معناست که فقط شما نیستید که بر محیط خود تاثیر می گذارید، بلکه تک تک اجزاء محیط به نوعی بر شما موثرند و در نهایت این برایند انرژی است که مسیر حرکت یک موجود را مشخص می کند. در این سیستم شما به صورت فردی در درون سیستم پیچیده روابط در نظر گرفته می شوید. عجیب نیست که افکار، هیجانات و احساسات شما محیط را تغییر دهند و عناصر همخوان با خود را جذب نمایند. درست مثل فردی سرمایه دار و بازاری که تصمیم به ازدواج بگیرد. بی شک او یا دختری را پیدا می کند که بسیار اهل مال و منال دنیاست یا برعکس دختری فقیر . در واقع مهم نیست که همسر او پولدار است یا فقیر بلکه مهم اینست که هر دوی آنها به مقدار زیادی در مورد پول و ثروت فکر می کنند. اگر از آنها سوال کنید آدمها را چگونه می بینندف بی شک یکی از معیار های آنها در تقسیم بندی هایشان وضعیت مالی آنهاست.
● 
علم شناسی پوپر
در انتها بد نیست بدانید پوپر نظریه پرداز علم شناسی بر این باور است که با گسترش روز افزون دانش بشر باید راهی را یافت که بتوان با کمک آن علم را از غیر علم تفکیک کرد وگرنه روزی خواهد رسید که مطالب آنقدر گسترده و پیچیده می شود که اینکار غیر ممکن می شود.
نظریه او در این باب بسیار دقیق و جالب توجه است. که البته در این خلاصه قادر به توضیح آن نیستیم تنها به یک فاکتور آن اشاره می شود. او مطلبی را علمی می دانست که قابلیت ابطال پذیری داشته باشد یعنی مطلب به گونه ای باشد که شما بتوانید با دلایلی آنرا رد یا اثبات کنید. از نظر او اینکه انسان واجد ناخودآگاه است علمی نیست چون هیچ کس نمی تواند آنرا اثبات را رد نماید.
از طرفی شاهد این هستیم که دانش امروز آرام آرام از فلسفه بافی و خیال پردازی به سمت تجربه گرایی حرکت می کند. دگر مهم نیست که فلان ویتامین در آزمایشگاه از سرطانی شدن پستانهای موشها جلوگیری کند، بلکه مهم این است که از نظر آماری آیا خوردن آن بر روند درمان و طول عمر مبتلایان به سرطان سینه موثر بوده است یا خیر؟

در این میان مبنای مثلا اگر تجربه ثابت کند مثلا خوردن پوست هندوانه یا مالیدن پودر بال مگس یا حتی ورد خواندن و دعا نویسی برای پیشگیری از زخم معده خوب است هیچ لزومی ندارد مردم تا کشف دقیق ماده موثر و چگونگی تاثیر این روش خود را از این نعمت محروم سازند به خصوص که عمر کوتاه است و بشر در کشف جزئیات دنیا ناتوان
پس تا اطلاع ثانوی توصیه من به شما این است که از این قانون تا آنجا که می توانید استفاده کنید.

آموزش تمام دوره های متافیزیک و راز و جاذبه و علوم غریبه 

شناخت ساعات و روزهای سعد و نحس

در این جا در مورد شناخت زمانهای خوب و بد یا همان سعد و نحس برایتان مطالبی را قرار میدهم اما مورد مهمی که در علم شناخت زمانهای سعد و نحس باید از آن آگاه بود شناخت ساعات مختلف شبانه روز میباشد، یعنی اینکه بدانید کدام ساعت و زمان برای چه کاری مناسب است.


یکی از موارد مهمی که می توان از دانستن این موضوع  در آن استفاده نمود، امور ادعیه و نذورات است. بدین معنی که وقتی شخصی برای مشکل و موردی دست به دعا برداشته و یا نذر و نیازی انجام می دهد اگر این کار را در ساعت مناسب آن انجام دهد بدلیل شرایط روحی و آرامش معنوی بیشتر در این ساعات (حاصل از تاثیر پرتوهای کیهانی بر ذهن و جسم) احتمال اجابتش نیز بیشتر خواهد بود. پس بدیهی است یکی از شرایط مهم در انجام امور مربوط به این علم، آگاهی از چند وچون این ساعات میباشد .

روز های هفته و سیارات منسوب به آنها را در اینجا قرار میدهم که بطور کلی روزهای هفته و ساعات شبانه روز هر کدام به دو قسمت سعد و نحس تقسیم میشوند که هردو آنها شامل بخش های اکبر و اصغر هستند و به یکی از سیارات منسوبند.

 

روزهای هفته

سیاره

سعد یا نحس

شنبه

زحل

نحس اکبر

یک شنبه

شمس

سعد اکبر

دو شنبه

قمر

سعد اصغر

سه شنبه

مریخ

نحس اصغر

چهار شنبه

عطارد

سعد اصغر

پنج شنبه

مشتری

سعد اکبر

جمعه

زهره

سعد اکبر

برای دیدن زمانهای سعد و نحس و سیاره مربوط به هر ساعت به بقیه مطالب توجه نمایید.

در اینجا زمانها و سیاره مربوط به هر ساعت را در جدولهای زیر مشاهده میکنید :

در اینجا مشاهده میکنید که ساعات مختلف هر کدام به سیاره ای تعلق دارند و در نتیجه خصوصیات مختلفی که بر اساس علم نجوم  برگرفته از سیاره مربوط به آنها میباشد را دارا هستند.

 

ساعت

۰۱ بامداد

۰۲

۰۳

۰۴

۰۵

۰۶ (ساعت اول)

شنبه

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

یک شنبه

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

دوشنبه

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

سه شنبه

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

چهارشنبه

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

پنج شنبه

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

جمعه

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

 

ساعت

۰۷

۰۸

۰۹

۱۰

۱۱

۱۲

شنبه

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

یک شنبه

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

دوشنبه

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

سه شنبه

شمس

زهره

عطارد

زحل

قمر

مشتری

چهارشنبه

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

پنج شنبه

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

جمعه

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

 

ساعت

۱۳

۱۴

۱۵

۱۶

۱۷

۱۸

شنبه

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

یک شنبه

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

دوشنبه

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

سه شنبه

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

چهارشنبه

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

پنج شنبه

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

جمعه

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

 

ساعت

۱۹

۲۰

۲۱

۲۲

۲۳

۲۴

شنبه

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

یک شنبه

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

دوشنبه

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

شمس

سه شنبه

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

قمر

چهارشنبه

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

مریخ

پنج شنبه

زحل

مشتری

مریخ

شمس

زهره

عطارد

جمعه

شمس

زهره

عطارد

قمر

زحل

مشتری

خصوصیات هر سیاره  :

زحل : ساعتی نیکوست , در این ساعت تجارت زراعت و عقد قرارداد خوب است و همچنین در این ساعت انجام طلسم و ... نتیجه خوب میدهد و کسی که در این ساعت به دنیا آید صاحب دولت و عمر طولانیست.

مشتری : این ساعت ساعتی نیکوست و مناسب است برای شروع کار و دیدار مریض , خرید و فروش و بریدن و خریدن لباس نو و طلب حاجت از پروردگار و فرزندی که در این ساعت به دنیا بیاید از نیکوکاران و صالحان روزگار می شود و شایسته نیست در این ساعت به دیدار کافر و مفسد رفتن و همچنین کارهای خلاف و پنهان انجام دادن.

مریخ : ساعتی خوب است برای پوشیدن رخت نو , و خوب نیست برای دیدار از دولت مردان شکار و انجام طلسمات , کودکی که در این ساعت به دنیا بیاید به ریختن خون علاقه مند است.

شمس : ساعتی خوب است برای بریدن و پوشیدن لباس نو و خرید و فروش و انجام طلسمات خوب , و خوب نیست برای انجام طلسمهای شر و حسد , و فرزندی که در این ساعت به دنیا آید دارای عمری طولانی و دانشی زیاد میباشد.

زهره : ساعتی خوب است برای ازدواج و مسافرت و طلسم های نیکو و عیادت از مریض و بریدن و پوشیدن لباس نو و کسی که در این ساعت متولد شود دوست دار خوشی و شادی و تفریح می باشد و شایسته نیست در این ساعت آموزش دادن به کودک و شروع کارهای بزرگ و انجام طلسم های شر.

عطارد : ساعتی خوب است برای تعلیم به کودک و آموزش و نوشتن و انجام طلسم های الفت و محبت و شروع کارهای جدید و تعمیرات و کسی که در این ساعت به دنیا می آید عالم و باهوش و زیرک میشود و شایسته نیست در این ساعت حجامت کردن , بریدن لباس نو و مسافرت و انجام کارهای پنهانی و معالجه بیمار.

قمر : ساعت خوبی است برای پیغام فرستادن و حجامت کردن و خوردن دارو , مسافرت و انجام کارهای صواب.


 تعیین ساعات کواکب

ارباب النّهار یا نشانگان روزها: هر روز هفته متعلق به یک کوکب است و ساعت أول آن روز به نام آن کوکب نامگذاری شده است: روز یکشنبه خورشید، روز دوشنبه قمر، روز سه شنبه مریخ، روز چهارشنبه عطارد، روز پنجشنبه مشتری، روز جمعه زهره، روز شنبه زحل؛ نامهای هفته را که غربیها بر روزهای هفته خود گذاشته اند نیز برگرفته از همین تعلق روزها به کواکب است که برخی از نامهای یونانی اقتباس شده است (روز یکشنبه Sunday به معنی روز خورشید، روز دوشنبه Monday به معنی روز ماه و ...)

 

این اوقات را خواجه نصیر الدین طوسی به نظم بیان فرموده است:

روز یکشنبه است نسبت خَور = وآن دوشنبه است روز قمر

روز سه شنبه آنِ بهرام است = آنکه مریخ مر ورا نام است

چارشنبه گرفت کوکب تیر = سعد را پنجشنبه آمد تیر

زهره را داد جمعه، و به زحل = داد شنبه خدای عزّوجلّ

ارباب اللّیل یا نشانگان شبها: به همین ترتیب هر یک از شبهای هفته نیز به نام کوکبی منسوب است و آن کوکب رب آن شب می شود و دلالتش در آن شب قویتر است. و ساعت اول هر شب نیز به نام آن کوکب نامگذاری شده است. ترتیب کواکب شبهای هفته چنین می باشد: شب یکشنبه عطارد، شب دوشنبه مشتری، شب سه شنبه زهره، شب چهارشنبه زحل، شب پنجشنبه شمس، شب جمعه قمر، شب شنبه مریخ،

این اوقات را خواجه نصیر الدین طوسی به نظم بیان فرموده است:

شب یکشنبه آنِ تیر آمد = زین قِبَل فرّخیش تیر آمد

شب دوشنبه آن برجیس است = اندر این قولها چه تلبیس است

شب سه شنبه آنِ زهره شناس = چارشنبه شب زحل به قیاس

پس شب پنجشنبه آنِ خَور است = شب آدینه خود شبِ قمر است

شب شنبه است ای گزین انام = نجم مریخ زان اوست مدام

 

هر ساعت از روز و یا شب مرتبط با یکی از کواکب سبعه است، که انجام امور مربوط به هر کوکب در ساعات مربوطه موفقتر یا کم آسیبتر است، اگر براى کاری تناسب کوکبی روز و شب آنرا رعایت کردیم، با رعایت تناسب کوکبی در ساعات آن نتیجه بهتری می گیریم. اولین ساعت هر روز و یا شب به نام کوکب همان روز و یا شب می باشد.

 

ارباب السّاعات یا نشانگان ساعات

ساعت اولین ز روز و ز شب = دان که باشد از آنِ آن کوکب

که آن شب و روز را بدو نسبت = کرده باشد حکیم از حکمت

و آن دگر کوکبی کأز اوست فرو = دویّمین ساعت است ساعت او

مرسوم را همین شناس اساس = بر همین کن به جمله قیاس

خواجه نصیر الدین طوسی

 

ساعات کواکب در ایام و لیالى هفته

ایام 
ساعات

روز یکشنبه 
 شب پنجشنبه

روز دوشنبه 
شب جمعه

روز سه شنبه 
شب شنبه

روز چهارشنبه 
شب یکشنبه

روز پنج شنبه 
 شب دوشنبه

روز جمعه 
 شب سه شنبه

روز شنبه 
 شب چهارشنبه

اول

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

دوم

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

سوم

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

چهارم

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

پنجم

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

ششم

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

هفتم

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

هشتم

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

نهم

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

دهم

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

یازدهم

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

دوازدهم

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

 

تذکر مهم: ساعات مصطلح در موضوع ساعات کواکب ساعات معوجه بوده که هر جند تعدادش در هر یک از شب و از روز 12 عدد می باشد، ولی مقدارش از نظر دقیقه بر حسب فصل و موقعیت جغرافیائی کم و زیاد می شود، و نباید با ساعات مستویه که اندازه اش همواره یکسان بوده و مورد استفاده امور روزمره است اشتباه بشود، همچنین دقت شود که اصطلاح فلکی مثلا ساعت دوم با اصطلاح عامیانه ساعت دو؛ متفاوت است، هر ساعت بعد از کامل شدن ساعت قبلی شروع می شود، فلذا ساعت دوم بعد از ساعت 2 نبوده و بعد از ساعت اول شروع می شود.

 

نحوه محاسبه ساعات کواکب: ساعات کواکب با ساعت قرار دادی و رسمی که استفاده می کنیم متفاوت است. از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب را محاسبه کرده این مقدار زمان را تقسیم بر 12 کرده و مقدار هر ساعت به دست می آید و به اندازه آن که از طلوع آفتاب بگذرد ساعت اول است و وارد ساعت دوم می شویم ساعات کواکب در شب نیز همینطور حساب می شود مقدار زمان از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب را حساب کرده و این مقدار را بر 12 تقسیم کرده و طول هر ساعت به دست می آید ساعت اول شب به اندازه یک ساعت کواکب از هنکام غروب است.

 

به عنوان مثال اگر در یک روز دوشنبه آفتاب ساعت 7:00 طلوع کند و ساعت 6:00 عصر غروب کند مقدار طول روز از طلوع آفتاب تا غروب می شود 11 ساعت این مقدار را بر 12 تقسیم می کنیم طول هر ساعت کواکب روز به دست می آید که می شود 55 دقیقه بس ساعت اول این روز که دوشنبه است و ساعت قمر است می شود از ساعت 7 تا 7:55 دقیقه. از ساعت 7:55 دقیقه تا ساعت 8:50 دقیقه ساعت دوم یعنی ساعت زحل است به همین ترتیب برای ساعات شب از هنگام غروب آفتاب حساب می شود.

 

بدین ترتیب در هر روز طلوع آفتاب ابتدای ساعت اول است و وقت چاشت(ضحى) ابتدای ساعت چهارم و اذان ظهر دقیقا ابتدای ساعت هفتم هر روز است و نماز عصر ابتدای ساعت دهم و نماز مغرب ابتدای ساعت اول شب است و نیمه شب شرعی ابتدای ساعت هفتم شب می باشد.

 

ساعات کواکب از ساعت اول روز یکشنبه بدین ترتیب هستند: شمس، زهره، عطارد، قمر، زحل، مشتری، مریخ و بعد از آن دوباره این ترتیب تکرار می شود و این ساعات به دنبال هم هستند تا یکشنبه هفته بعد که آخرین ساعت شب یکشنبه مریخ می شود و ساعت بعد آن که طلوع آفتاب یکشنبه صبح می شود ساعت شمس است.

 

 

 دلالات و اختیارات ساعات کواکب

1- ساعت شمس: شمس دلالت دارد بر اشخاص صاحب سلطه و تأثیر و چون نور دهنده عالم است دلالت دارد بر جلوه کردن و نمود پیدا کردن. ساعت شمس مبارک و مساعد برای آن دسته از کارهایی است که نیاز به ثبات شخصیت و اقتدار حقیقی و اعتماد به نفس درونی دارد، گزارش احوال و در صورت لزوم ضعفها و مشکلات، رفتن به اجتماعات و مراسم مهم رسمی و ملاقات با اشخاص مهم و متنفذ و درخواست حمایت و مساعدت و پشتیبانی ، و نیز افزایش موقعیت، ارتقای رتبه یا افزایش حقوق و دستمزد، انجام قراردادهای مالی خرید و فروش واجاره و نیز تبلیغ موفقیتها و یا انفصال و تصمیمهایی که نیاز به شجاعت و خودباوری دارد، درخواست از شوهر یا پدر یا مدیر و کارفرمای شغلی و یا مسؤول حکومتی، ثبت اختراعات و انتشار آراء خاص و فراتر از معمول و شروع پرو‍ژه های جدید.

 

2- ساعت زهره: ساعتی سعد است و فرخنده و مبارک برای هرنوع آشنائی خصوصا روابط عاطفی و قرارگذاشتن و البته برای مزدوج شدن. زمان خوب برای هرنوع سرگرمی,شادمانی و تفریح و برگزاری جشن. مهمانیها, گرداوریهای اجتماعی مراسم عقد و عروسی, دید و بازدیدها, رفتن به تئاتر و نمایش و گالری های هنر. موفقیت هنرمندانه و اجتماعی. فعالیتهای لذت بخش, دوستانه و انس گیر از جمله تک نوازیها, پنهان کردن زیورالات. خرید هدیه, لباس و وسائل راحتی. درمانهای زیبائی و مساعدت خواستن از زنان.

همدردی های دوطرفه افزایش یافته و ممکن است فرصتی برای مصالحه و بازگرداندن روابط شکست خورده پدیدار شود. زهره الهام و القاء را افزایش می دهد و به هنرمندان, موسیقی دانان, بازیگران و دیگر مردمان خلاق کمک میکند. این ساعت برای انجام امور محاسباتی و کارهایی که دقت فوق العاده می خواهد خوب نیست.

 

3- ساعت عطارد: زمان مساعد برای هر نوع فعالیت فکری شامل مطالعه,تحقیق, تدریس یا امتحان دادن و همچنین برای هرچیزی که با پردازش و فرایند اطلاعات مرتبط است. عطارد زیرکی و زبردستی, ابتکار و حس کنجکاوی را افزایش می دهد. تاجران و همینطور دزدان را تشویق می کند. ساعت عطارد ساعت خوبی برای شروع سفر, نوشتن نامه یا گزارش, نامه های مهم کاری، تماسهای تلفنی, جلساتی برای پیشرفت یا مرتبط کردن ایده ها، ارتباط برقرارکردن و فرستادن مدارک می باشد.

مناسب با موفقیت کودکان, تاثیر خوب گذاشتن; فعالیتهای روزمره و فعالیتهائی که نیازمند ارتباطات آشکار هستند مانند تدریس, یادگیری, خرید، فروش, خرید روزمره, ماموریت, مسافرت, درخواستهای شغلی و مصاحبات و مساعدت خواستن از همسایگان و همکاران.

 

4- ساعت قمر: زمان مساعد برای آشپزی, غذا خوردن (یک وعده غذائی داشتن), اتوکشیدن, نظافت کردن, حفظ و نگهداری منزل. ساعت قمر ساعتی است برای سر و کارداشتن با زنان, بچه های کوچک و روابط خانوادگی بهبودی و تندرستی,خرید منزل یا جابجائی, سیاحت کردن و به تعطیلات رفتن  (زمان ترک منزل یازمان پرواز), مراقبه (عبادت و تفکر), رزروکردن. پیداکردن افراد یا اشیاء گمشده. کشت محصولات غذایی. استخدام کارمند. مساعدت خواستن از مادر, همسر(زن), کارمندان.

هر چیزی که قابل تغییر است و وابسته به احساسات درساعت قمر مناسب است بنابراین ممکن است زمان خوبی برای شروع چیزهای مهم نباشد. توجه خود را به چیزهائی جلب کنید که روز به روز انجام می شوند.

 

5- ساعت زحل: زمانی است برای آن دسته از فعالیتهائی که به زمان قابل توجه نیاز دارند, نظم وبردباری, تمرکز و اصولی وارد گفتگوشدن,و همچنین سروکارداشتن با زمین و املاک. در این ساعت پول قرض نکنید و نیز مسافرت را اغاز نکنید چرا که ممکن است در هردو تاخیر و نا امیدی باشد.

یک زمان مساعد برای راهنمائی خواستن از فردی بالغ و مجرب برای تسکین احساسات عمیق و نفسانی, برای نگریستن و درک چیزها در روزنه اعتدال و میانه روی و برای رهاشدن از عادات بد, چیره شدن برموانع, موفقیت در وظایف سخت و پیروزشدن بر مردم سختگیر, پروژه های طولانی مدت, پی ریزی کردن و مستقرکردن چیزهای بادوام و همیشگی, درمان بیماریهای مزمن و شدید, انجام تعمیرات. مساعدت طلب کردن از بزرگترها (نه آشنایان) یا افراد سختگیر.

 

6- ساعت مشتری: سعدترین ساعتهاست زمان مناسب برای اکثر امور و فعالیتها خصوصا فعالیتهائی که بر ثروت و کامیابی هدفگذاری شده اند. مشتری به وسعت دادن افق های فکری شخص کمک میکند تا به سطح جدیدی از تجربه و برتری دست یابد برای شتافتن به سوی پیشرفت. زمان خوبی برای گرداوری های عمومی, کمک و مشورت خواستن از افراد توانگر و خردمند, شروع یک سفر, مباحثات فلسفی و تشریفات مذهبی می باشد.

بهترین ساعت برای خردمندی و نیک بینی, امور مالی (قرض گرفتن, قرض دادن, سرمایه گذاری کردن, بدست آوردن, برنده شدن). فعالیتهائی که مستلزم جدیت و اشتیاق هستند; راهنمائی و مشورت خواستن, تصفیه حساب کردن مشاجرات. مساعدت خواستن از پدربزرگ و مادربزرگ, عمه, خاله, عمو, دائی, راهنمایان, مشاوران (اهل علم، وکلا, حسابدارها, منجمین(عالمان تنجیم).

 

7- ساعت مریخ: زمان افزایش یافتن انرژی, و ساعت جنگ است. زمان مساعد برای آن دسته از فعالیتها که نیازمند ثبات قدم, جرأت، شجاعت و دلاوری, ماجراجوئی و ریسک کردن و تلاشهای فیزیکی هستند. خوب است برای ورزش, تمرین, انواع کارهائی که با آتش و ابزار تیز سروکار دارند, اما احتیاط لازم است تا از سوختگی و جراحت جلوگیری شود. تمایلات جنسی افزایش می یابد اما وقوع حالتهای متضاد مانند مشاجره و نفرت نیز ممکن است. ساعت مریخ ساعتی خوب برای داد خواهی و موفق شدن با اقدام مؤثر و جدی و حمله به دشمنان یا به رقابت کشیده شدن است.

بسیاری از درگیریها و مشاجرات و نزاعها، اخراجها در این ساعت اتفاق می افتد و برای امور عاطفی و ارتباطات مناسب نیست، به معنی اینکه این هنگام براى محبت و مودت آسیب می رساند و پایه گذاری و شروع اقدامات عاطفی در این وقت مناسب نیست، ولی نه اینکه کلا رفتار عاطفی نداشته و رفتار سرد مشکل موجود در زمینه این وقت را تشدید می کند، بلکه براى حفظ ارتباطات و روابط موجود از قبل؛ لازم است که این زمینه منفی در این وقت را با رفتار عاطفی جبران کند.

 برگرفته از وبلاگ : tamrinatmemari

 با تشکر از آقای عماد شریف 

هاله چیست

هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف که از نیروهای اتریک و سایر میدان های انرژی ایجاد می شود. بهتر این اینطور بگوییم که تمامی موجودات زنده در اطراف بدن خود داراری هاله ای از انرژی هستند که امواج حاصل از آن به طور دائمی در حال تشعشع هستند. این امواج را می توان به شبیه امواج گرمایی دانست که هستند که یک روز داغ از سطح زمین بیرون می آیند. 
هاله بین ها بر این باورند که کیفیت و اندازه هاله موجودات غیرزنده در غالب موارد یکسان بوده و کمتر تغییر می کند. اما این در مورد موجودات زنده صادق نیست چراکه فرایندهای حیاتی منجر به کسیل داشتن انواع امواج می شوند که هاله موجود را در زمانهای مختلف تغییر می دهند. این موضوع البته در مورد انسان از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است. چراکه قدرت تفکر، تصمیم گیری، تجسم، هیجانات متنوع و آمیخته، تفکرات انتزاعی و تخیل بسیار فعال و پویای انسان در هر زمان منجر به تولید طول موجهای بسیار متنوع امواج الکترومغناطیسی می شود. آنها همچنین بر این باورند که می توانند با دیدن این امواج از صحت و سلامتی کارکرد بدن و روح فرد اطلاعاتی را به دست بیاورند.برای ترسیم شکل این هاله آنها میدان های مغناطیسی دور آهنربا را نمونه خوب و البته بسیار ساده هاله می دانند. 
هاله در طول زمان توسط افراد مختلف دیده شده و نامهای مختلفی گرفته است. مثلا در ادیان باستانی آنرا آکاشا می نامیدند. زرتشتیان به آن آتش ذیروح یا آتش جاویدان می گفتند.در زبان سانسکریت نام آر به معنی پرده چرخ را برایش انتخاب کرده بودند چراکه این امواج شبیه چرخی از جسم به بیرون ساطع می شد. انگلیسی زبانها لغت Aura به معنی هوا را مناسب نامگذاری هاله دانستند. اطریشی ها به آن اود به معنی خود می گویند. روسها آنرا انرژی بیوپلاسمیک و چکها به آن سایکوترانیک لغب داده اند.
در این میان بد نیست نامی هم از دکتر مسمر ببریم که حدود ۲۰۰ سال قبل به وجود این امواج پی برد و سعی کرد با به کار گیری آن بیمارانش را شفا دهد او هاله را مغناطیس حیوانی دانست. سبک او در درمان امروزه به مسمریسم شهرت دارد.
اولین بار بارون ریخن باخ و کاردل دویرل اطریشی در سال ۱۸۶۷ به کشف هاله ها علاقه مند شدند. تلاشهای ایندو بعدا توسط سیمون کرکیـن روسی پی گیری و در نهایت به اختراع دوربینی منجر شد که به میکروسکوپهای الکترونی مجهز بود. این دوربین ویژه قادر بود با سرعت ۷۵ تا ۲۰۰ هزار ارتعاش در ثانیه از میدان انرژی عکسبرداری کند. و این آغازی بود برای ورو به دنیای اسرار آمیز انرژی هاله چیزی جدای از زندگی ما انسانها نیست. شما هر روز عادت کرده اید با آن زندگی کنید. آنرا لمس کنید. احساس کنید و حتی از آن استفاده کنید. بهتر است بگوییم تصور اینکه روزی پا در رنیایی بگذاریم که موجوداتش هاله ای نداشته باشند برای هرکسی دشوار است.
خیلی ها اتقاقات غیر مترقبه و عجیبی را که در محیط اطافشان رخ می دهد را احساس می کنند. خصوصا اگر این اتفاق دامن عزیزانشان را بگیرد. 


در تاکسی نشسته اید. هوا سرد است و باران می بارد و شما شیشیه ها را بالا کشیده اید. تاکسی پشت ترافیک با سرعتی حدود ۱۰ کیلومتر در حال حرکت است و شما به مردی که رویش به شما نیست و در پیاده رو راه می رود خیره شده اید. به ناگهان متوجه می شوید او نگاه شما را درک کرده و سرش را به سمت شما برمی گرداند.
از داستانهای کتابها و رمانها که بگذریم، حتما اتفاق افتاده به یک مهمانی دعوت شوید و احساس خفگی کنید. بدون شک اگر بتوانید حتما در اولین فرصت آنجا را ترک خواهید کرد و گرنه دچار سنگینی نفسها، بیقراری اندامها، سردرد، سرگیجه و علائم مختلفی می شوید که همگی از وجود چیزی غیر عادی خبر می دهند.
در بازار به دنبال یک مانتو مناسب برای سرکار رفتن می گردید که ناگهان کفشی ورزشی به چشم شما زیبا می آید، اگر با تجربه باشید به حرف دلتان گوش می کنید و آنرا خریداری می کنید چون تجربه ثابت کرده این کفش مناسب شماست. به شرطی اینکه در خریداری کفش اهل هوسرانی نباشید.
از خیابانی رد می شوید و در احساس می کنید آنجا را می شناسید. با خود می گویید لابد قبلا اینجا آمده ام یا اینجا را در خواب دیده ام. به طرز عجیبی علاقه مند می شوید از ماشین پیاده شوید و قدری در آنجا قدم بزنید. انگار هوای آنجا بویی آشنا می دهد.
به راستی عامل دیگری به جز میدان های نامرئی انرژی می توانند این وقایع روزمره شما را توجیه کنند؟
تحقیقات دکتر کیلز ثابت کرد که هاله اطراف بدن از سه باند مشخص تشکیل شده است:
۱) باند اول باند باریکی است که حدود نیم سانتی متر ضخامت دارد و درست روی پوست ما قرار گرفته است.
۲) باند دوم حدود ۵ سانتیمتر عرض دارد و از همه لایه های دیگر روشنتر است که هاله بینها به آن اورای داخلی می گویند.
لایه بعدی اورای خارجی است که حدود ۱۵ سانتیمتر پهنا دارد و دارای زمینه مه آلود و خاکستری رنگ است. اورای خارجی دارای ۴ باند رنگی است که در بین آنها معمولاً یک رنگ غلبه دارد. 
او همچنین کشف کرد در بین امواجی که از سمت چپ خارج می شوند رنگ سبز غلبه دارد این درحالیست که امواج راست ما اسقلالی هستند و آبی را ترجیح می دهند.
رنگ هاله فاکتوری متغیر است و هماهنگ با احساسات، هیجانات، تخیلات و افکار ما تغییر می کند و این تغییرات همانهایی هستند که همه قادر به درک آن هستند البته با شدت و ضعف
به طور کلی رنگ های روشن و ته رنگ های براق نشانگر انرژی مثبت یا خالص هستند. هرچه رنگ ها واضح تر و درخشان تر باشند شخص دارندة آنها دارای صفات مثبت تری است و هرچه این رنگ تیره تر شود معنایش اینست که فرد در شرایط خوب روحی قرار ندارد و به قول معروف انرژی منفی صادر می کند.
هاله ها جزئیات بسیار زیادی را در خود پنهان کرده اند. برخی از هاله بینها معتقدند با مشاهد هاله افراد و البته محاسباتی نه چندان پیچیده قادر به محاسبه روز، ماه و سال تولد افراد هستند.