متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

چشم سوم - آموزش باز کردن چشم سوم - متافیزیک- استاد نظری -

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

نویسندگان

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

چاکرا چیست؟

دوستان عزیز بر آن شدم تا مقاله ای کامل در مورد چاکراها همراه با عکس برای شما بگذارم ،

((  چاکرا  ))

مقدمه :

هر انسانی نیروی بالقوه ای برای کامل بودن در خود دارد. نیروی شگفت انگیز و فریبنده أی که اعجاز خلقت محسوب می شود. نام دیگر این نیروی بالقوه انرژی حیاتی می باشد و در بدن و کالبد انرژیک ما چاکراها انرژی حیاتی را از محیط اطراف و از کیهان می گیرند و آنها را به جریان انرژی و امواج مورد نیاز نقاط مختلف بدن تبدیل می کنند و سپس این جریان انرژی و امواج را به اطرافشان توزیع می کنند وتوسط این سیتسم انرژی، انسان نهایتا در حوزة‌ تبادل دایم انرژی با کیهان و دنیا و انسان های دیگر است.

تعریف چاکرا:

واژة چاکرا در اصل کاکرا بوده که در فرهنگ هند باستان به معنی چرخ یا خورشید می‏باشد و به ۶۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بر می‏گرد. اشاره به چاکرا در نوشته‏های هند باستان به سال ۲۰۰ پیش از میلاد باز می‏گردد که به عنوان مراکز احساس یا هوشیاری جسمی از آنها یاد شده است

بر باور طب هندی (آیورودا) در کالبد انسان مراکزی وجود دارد که به آنها مراکز انرژی یا «چاکرا» گفته می‌شود. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش‌های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می‌شوند.

چاکرا ها در بدن انسان در واقع چرخه های انرژی هستند و انرژی از طریق این چاکراها به درون ما جریان می یابد و بین ما و جهان به چرخش در می آید.انرژی موجود در هر چاکرا بر قسمت خاصی از بدن تأثیر می گذارد و در صورت انسداد آن چاکرا و به هم خوردن تعادل انرژی درآن همان قسمت خاص از بدن تحت تأثیر قرار میگیرد.بنابراین چاکراها یی باز،قوی و پر انرژی باعث به جریان در آمدن انرژی حیات در بدن و احساس سلامت و شفا میگردد و جذب،گوارش و توزیع ( انرژی حیاتی ) در بخش‌های مختلف بدن بر عهده آنهاست. و به عبارتی از دیدگاه جریان وتاثیرات انرژی حیاتی چاکراها مسئولیت درست کار کردن کالبد جسمانی و اعضای مختلف آن را برعهده دارند.

همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی مهم واعضای حیاتی کم اهمیت تر تشکیل شده‌است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است.

طبق دست نوشته های قدیمی صدها  چاکرا در بدن هر یک از ما وجود دارد و به ندرت می توان نقطه أی در بدن انسان پیدا کرد که در برابر دریافت و انتقال یا تغییر دادن انرژی ها حساس نباشد و فقط حدود ۴۰ چاکرای فرعی وجود دارد که مهمترین آنها در طحال، پشت گردن، کف دست ها و کف پاها قرار دارند. اما چاکراهای اصلی در بدن انسان هفت عدد می باشند .

 چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول ۳ تا ۴ اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می‌کنند و به آنها انرژی می‌دهند. . هفت چاکرای اصلی که در امتداد ستون فقرات قرار دارند، به عنوان مراکز انرژی در بدن هر انسان شناخته شده و مستقیماً به احساسات و عواطف و خصوصیات رفتاری ما مربوط می‏شوند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه‌هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می‌کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می‌شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند

چاکراها چرخ‏های گردنده و گرداب‏های قیفی شکلی هستند که از بدن جسمانی ما به سمت هالة ما به بیرون باز می‏شوند.این قیف‏ها که دائماً در حال چرخش هستند، پردازشگرهای انرژی بدن مـا می‏باشند و انرژی را از خارج به داخل بدن می‏کشند. هفت چاکرای اصلی همچنین به طور عادی به اعضاء و کارکردهای جسمی مرتبط بوده و با رنگهای مختلف و از ۱ تا ۷ نشان داده می‏شوند. بیماری های و عوامل تاثیر گذار بر سلامت فکر و احساس ما میتوانند باعث کندی یا تندی سرعت چرخش چاکراها ‏شوند که روی موجودی انرژی بدن تاثیر گذاشته و متعاقباً به غدد و ‏اندام مربوطه آسیب خواهند زد

این امر می‏تواند بر سلامت عاطفی و روانی ما نیز تاثیر منفی داشته باشد. بدن، روان و روح  شخص، زمانی متعادل و سالم‏اند که همة چاکراها پاک باشند. وقتی انرژی حیاتی به چاکراها داده می‏شود بلوک‏ها پاک می‏شوند. به طوری که چاکراها با سرعت ایده آل خود می‏چرخند و انرژی بهینه را به اعضاء می‏رسانند تا سلامت جسمی، روانی و عاطفی شخص تضمین شود..

چاکراهای پائینی ( چاکرای ۱ و ۲ و ۳ ) بیشتر غرایز ما را که مربوط به بقاء و جسم ما هستند تحت کنترل دارند. چاکراهای بالایی ( چاکراهای ۵ و ۶ و ۷ ) خصوصیات روانی و احساسات مربوط به افکار و آگاهی ما را در سیطرة خود دارند. چاکرای مرکزی (چاکرای قلب یا چاکرای ۴) این دو گروه را به هم متصل می‏کند و بنابراین به شدت به احساسات جسمانی و روانی ما پیوند خورده است.

قطر چاکراهای فرعی یک تا دو اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک، بخش‌های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می‌دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می‌کنند و در ورای آن نیز امتداد می‌یابند.چاکراها از دو طریق “غدد درون ریز و سیستم عصبی” بر جسم اثر متقابل دارند. در مجموع  و هر یک از این هفت چاکرا با یکی از هفت غده بدن و همچنین با بخشی ازسیستم عصبی انسان که شبکه های عصبی  نامیده می‌شوند مرتبط می‌باشند . و از این طریق هر یک از این چاکراها به یکی از قسمتهای بدن و وظایف مخصوص درون بدن پیوسته هستند یعنی بعبارتی بخشها ارگانها و سیستمهای مختلف بدن با واسطه شبکه عصبی یا غددی که تحت تاثیر  آن چاکرا می‌باشند کنترل می‌شوند

بر این اساس، مجموعۀ احساسات ، ادراکات ، آگاهیها و هر چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد را می‌توان به هفت دسته گروه بندی  کرد که هر کدام از این دسته‌ها به یکی از چاکراها پیوسته ومرتبط ‌است . پس چاکراها نه تنها نماینده اعضای بدن شما هستند بلکه نماینده قسمتهای مخصوصی از حواس ،احساسات و ادراکات شما نیز محسوب می‌شوند. وقتی شما احساس تنش در موضوع و رابطۀ خاصی می‌کنید ، این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت نیز احساس می‌کنید و این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می‌شوند. تنش در چاکرا بوسیله شبکه عصبی که به این چاکرا پیوسته ‌است مشخص می‌شود و به اندامی که توسط این شبکه کنترل می‌شوند انتقال می‌یابد.هنگامی که این تنشها برای مدت زمان طولانی و یا با شدت زیادی در شخص بماند بیماری‌ها و اختلال در عملکرد ارگانها در اثر بسته شدن این مراکز انرژی پدید می‌آیند.

نکته قابل توجه دیگر آنکه یک رنگ بخصوص بر روی هر یک از این هفت چاکرا اثر بیشتری دارد، یعنی فرکانس امواج چاکراها با رنگ مربوطه افزایش یافته،‌ شفاف تر و درخشان تر می شود. گفته شده که چاکراها در مردان در جهت عقربه های ساعت می چرخند و طبق آموزش های چینی این جهت چرخش در طبیعت نمایانگر قدرت اراده، فعالیت و هم چنین خصوصیات منفی مثل پرخاشگری و خشونت می باشد و غلبه و تسلط را در مردها می رساند.

 در زنان جهت حرکت چاکراها خلاف عقربه های ساعت است و این نوع حرکت در طبیعت نمایانگر پذیرش و توافق می باشد. به همین دلیل چینی ها معتقدند زنها میل به پذیرش احساسات و یا باقی ماندن در وضعیت منفعل دارند.

    چرخش متناوب چاکراها باعث می شود مردها و زنها در زمینه های مختلف زندگی به اشکال متفاوتی انرژی ها را به سوی کامل شدن هدایت کنند.

وقتی درمانگران می خواهند چاکرایی را تقویت کنند می توانند در جهت چرخش چاکراها کار درمان را انجام دهند. مثلا در رایحه درمانی می توان مواد معطر را به صورت دورانی در جهت چرخش چاکراها حرکت داد یا اگر با سنگ درمانی می خواهید روی چاکراها تأثیر بگذارید باز می توانید جهت چرخش چاکراها را در نظر داشته باشید.

چاکراها امواجی را که با فرکانس های خودشان هم خوانی داشته باشد از محیط اطراف می گیرند و مانند آنتن عمل می کنند و امواج انرژی را در هر حدی که باشند می گیرند و ما را به آنچه در طبیعت، جهان و اطرافمان در جریان است وصل می کنند. چاکراها هم چنین انرژی ها را دقیقا به اطراف ساطع می کنند. از این رو باعث تغییر اتمسفر اطراف ما می شوند. از راه چاکراها می توانیم امواج سلامتی و یا پیام های آگاهانه و ناخودآگاه بفرستیم و دیگران، سایرموجودات زنده ، شرایط  محیطی و حتی ماده را تحت تأثیر قرار دهیم،‌ آن هم درجهت مثبت یا منفی.

برخی چاکراها به نوعی مراکز استعدادهای روانی نیز هستند و فعال سازی چاکراهای خاص ممکن است باعث توسعه یافتن استعدادهای روانی خاص شود. برای مثال چاکراهای کف دست برای فعال کردن  وبه کار گرفتن انرژی آسانترین و امن ترین چاکراها هستند. با فعال کردن چاکراهایی که در مرکز کف دستها قرار دارند فرد می‌تواند توانایی خود را در احساس کردن انرژی‌های لطیف، وهاله ها توسعه دهد. این کار با تمرکز کردن به سادگی انجام می‌شود. البته تمرینات و تکنیک هائی که می‌تواند چاکراها را فعال سازند متعدد و ویژه هستند وبسته به توانایی واستعداد افراد  نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال دارند

نهایت آنکه چاکراها مراکزی برای تبادل انرژی  Cosmosبا بدن می باشند و در بدن انسان انرژی کائنات از طریق چاکراها و بویژه هفت چاکرای اصلی وارد بدن شده یا از آن خارج می شوند. بنابراین چاکرا درمانی یک درمان مکمل ومهم برای همه بیماری های جسمی و روانی محسوب میگردد.علاوه بر آن فعالیت متعادل چاکراها انسان را به تکامل معنوی نزدیک می سازد . وخلاصه آنکه می توان برای هر مشکل جسمی یا روانی از این درمان مکمل و موثر بهره برد و در کنار هر روش ورویکرد درمانی مورد تایید پزشک میتوان از چاکرادرمانی نیز برای سرعت بخشیدن به درمان بیماران استفاده نمود.

منبع:medvrt


انرژی شفا بخش و هیپنوتیزم

انرژی شفا بخش و هیپنوتیزم

حقانیت و حقیقت دستهای شفا بخش

تاریخ انرژی درمانی

برای عده ای ازمردم که به انرژی درمانی وشفابخشی ازطریق نهادن دستِ درمانگر برروی دست بیمار می نگرند ، این روش بیشتر به مراسم آئینی شباهت دارد تا یک روش علمی ودرمانی. این جریان دلسرد کننده ریشه در مراتب زیر دارد :  عده ای که داستانهای مربوط به کتابهای مقدس [ تورات و انجیل ] را مطالعه می کنند و داستانهای جالب و شگفت انگیز شفا بخشی حضرت عیسی مسیح ( ع ) و سنت پل یا پل مقدس را مشاهده 
می کنند ، ممـکن اسـت بـه این نتیجه گیری برسند که : این بزرگواران تنها در پرتو رسیدن به مدارج عالی روحی و معنوی این قدرت و قابلیت را پیدا کرده بودند ، ولی کارهائی که آنها انجام می دادند ، برای انسانهای عادی قابل تکراروتقلید نیستند . برخی از افراد شکاک ممکن است حتی این داستانها را استعاره ای ــ نه تاریخی و واقعی ــ تلقی کنند و این تصور یا باور به آنها دست بدهد که در 2000 سال اخیر دربازنویسی و نقل قول تکراری آنها تفاوت بین استعاره و عینی بودن ازبین رفته است ... بنابراین با توجه به اینکه زمینه های این دو طرز تفکر درجوامع غربی هم وجود دارند ، بنابراین عده ای براساس باورهای آئینی فوراً آنها را قبول کرده و جمعی به علت نبودن شواهد علمی و تجربی آنها را مردود می شمارند . جدیداً عده ای پیدا شده اند که هم براساس شواهد تاریخی و هم با توجه به دلایل و شواهد علمی درصدد این هستند تا به این شکل ازترکیب انرژی درمانی و هیپنوتیزم درمانی سیمائی علمی وزمینی بدهند .

با توجه به تاریخ و سنتهای اروپائی ، افراد زیادی بوده اند که بدون تکیه و استناد به مدارک آئینی ــ و حتی برخی ازافراد بدون باور به این زمینه ها ــ به این هنردرمانی و شفا بخشی ازطریق نهادن دست برروی دست یا بدن مشغول بوده اند . درقرون وسطی ، شاهان انگلیس بصورت سنتی بر این باوربودند که قدرت شفا بخشی ازطریق نهادن دست برروی بدن بیماران را دارند . آنان معتقد بودند همانطور که به عنوان یک موهبت الهی قدرت یا نـعمت حـکمروائی را یافته اند ، بنابراین قدرت و قابلیت شفا بخشی را هم دارند ! آنها نه تنها این مــراسـم شــفا بخشی [ به ویژه دردرمان سل غدد لنفاوی گردن یا خنازیر ] را انجام می دادند ،‌ بلـکه گاه ایـن قدرت شفا بخشی را به برخی از افراد عادی اجتماع هم عطا می کردند تا آنها هم به درمان مردم یا رعایا بپردازند . یکی از چهره های درخشان درمحدودة شفا بخشی ازطریق لمس دست دردوران شکسپیرفردی به نام جان گریت راکس بوده است ...

درحدود 200 سال پس از سقوط مسمریسم ، سنتهای درمانی از طریق انرژی درمانی هم به افول یا لااقل خواب زمستانی فرو رفت . دردهه های اخیر مسمریسم بامغناطیس زدائی جان تازه ای یافت و با حرمت و اُبهت به جریانِ اصلی و اساسی پزشکی پیوست . دراین زمان هم برخی از مسمریسها بدون دست نهادن بر روی نقاط بیمار یا دردناک و با استفاده ازتلقینات کلامی و تمرکزِ توجة بیماران، ازاین روش استفاده می کردند و به نتایج درمانی درخشانی هم می رسیدند.

انرژی درمانی هزاران سال است که درمشرق زمین به حیات فرهنگی خود ادامه می دهد . بارزترین شاهد و نمایانگر انرژی شفا بخش درچین کی کونک ودرهندوستان پرانا است . درکشورهای غربی که در 30 سال اخیر بار دیگر انرژی درمانی و بحث دربارة انرژیهای شفابخش خیزش و گسترش زیادی پیدا کرده ، این عقاید و افکار نه از سنتهای درمانی گذشتة غرب ، بلکه از مفاهیم موجود درطب باستانی چین و هند ریشه گرفته اند . ازسوی دیگر ، درسالهای اخیر روشهای درمانی متعددی مانند : ریکی درمانی ، درمان مطابق روش شیاتسو ، شفابخشی پرانائی ، درمان از طریق نهادنِ دست برروی دست ، شفا بخشی کاهنی ، شفا بخشی شمنی ، بیوپلاسما درمانی و ... هم ابداع و عرضه شده اند که درتمام آنها طرحی ازانرژی درمانی با نگرش به سنتهای درمانی ــ فرهنگی ملل شرق وجود دارد . بنظر می آید لازم باشد ما باردیگر با دقت و بصیرت به روشهای درمانی ملل قدیم و ازسوی دیگر به حالتِ خلسة هیپنوتیزمی نگاه کنیم ، شاید به وجود ارتباطات ناشناخته ای که بین این دو وجود دارد ، نائل شویم . دراین شرایط است که می توانیم بسیاری از ابهاماتی را که درزمینة هیپنوتیزم درمانی وجود دارند ، حل کنیم و ازهمه مهمتر دراین شرایط مباحث و مضامین ناشناخته درمورد ارتباطات بین فردی از طریق تماس و تداخل میدانهای انرژی روشن می شوند .

برگرفته از : hypnosiran


عجایب چهارگانه ماورایی ایران

معرفی عجایب چهارگانه ماورایی ایران!

یک پژوهشگر حوزه‌ی گردشگری گفت: در ایران، مناطق عجیبی برای گردشگری وجود دارد که علاقه‌مندان می‌توانند به آن‌ها سفر و صحت مطالبی را که درباره‌شان مطرح می‌شود، بررسی کنند.

به گزارش ایسنا، هدف همه‌ی گردشگران از سفر، فقط تماشای مناظر دیدنی و خوش‌گذرانی نیست، بلکه برخی هم هستند که برای برطرف کردن احساس کنجکاوی، کسب دانش و ... سفر و مقصد خود را انتخاب می‌کنند. مونا زیدی مناطقی را در ایران معرفی کرد که افراد کنجکاو می‌توانند برای کشف آن‌ها سفر کنند.

باغی که از درختانش سنگ آویزان است!
این پژوهشگر حوزه‌ی گردشگری باغی را معرفی کرد که با بقیه‌ی باغ‌ها متفاوت است. او درباره‌ی این باغ توضیح داد: در 40 کیلومتری جنوب شرقی سیرجان، باغی قرار دارد که به آن «باغ سنگی درویش‌خان» می‌گویند. این باغ از 40 سال پیش که زمین زراعی شخصی به نام‌ «درویش‌خان» دستخوش اصلاحات ارضی شد، حالت طبیعی خود را از دست داد، چون درویش‌خان به نشانه‌ی اعتراض و در واقع به‌خاطر رنجی که از این اتفاق کشیده بود، درخت‌های باغش را که دیگر خشک شده بودند، در جای دیگری کاشت و سنگ‌هایی را از کوه‌های اطراف جمع کرد و به‌عنوان میوه‌ی درختانش از آن‌ها آویزان کرد. این کار باعث شد که مردم، پیرمرد را مجنون بدانند و کر و لال بودن پیرمرد نیز بر این شایعه‌ها افزود و باعث شد که کنجکاوی و اشتیاق گردشگران برای کشف این ماجرا برانگیخته شود.

او با بیان این‌که مشابه این باغ در کشور مکزیک نیز وجود دارد، افزود: باغی به نام «جزیره‌ی عروسک‌ها» در مکزیک وجود دارد که توسط مردی به نام «دون ژولیان سانتانا» ساخته شده‌ است. سانتانا مرد گوشه‌نشینی است که دنیا و خانوده‌اش را ترک کرد و 50 سال از عمرش را صرف ساختن یک باغ وحشتناک کرد. او بعضی از عروسک‌های کهنه را از زباله‌دانی‌های شهر جمع می‌کرد و بعضی دیگر را از راه مبادله‌ی میوه‌های باغ با عروسک به‌دست می‌آورد و بعد آن‌ها را از درخت‌ها آویزان می‌کرد. بازدیدکنندگان هم از دیدن عروسک‌های آویزان از درخت‌ها وحشت می‌کردند.

جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد
زیدی درباره‌ی جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد نیز گفت: در جنوب شهر مشهد، یک جنگل کنار روستایی قرار دارد. مدتی است که هنگام شب در این منطقه، صدایی عجیب و وحشت‌آور از میان درختان آن به گوش می‌رسد که سابقه نداشته است. مردم محلی می‌گویند که به‌محض تاریک شدن هوا، صدایی شبیه صوت یا جیغ از میان درختان این منطقه به گوش می‌رسد. این منطقه‌ در جاده‌ای که از جنوب مشهد به سمت کوه‌های بینالود و مشخصا روستای دیدنی مغان و غار آن منتهی می‌شود، واقع شده است و به نام کوه‌های خلج شهرت دارد.

او ادامه داد: برخی ساکنان منطقه، این صداهای وحشت‌آور را از ملخ‌هایی می‌دانند که به این منطقه هجوم آورده‌اند و شب‌ها به درختان پناه می‌برند، برخی دیگر نیز عواملی ناشناخته را از جمله آب‌وهوا، دلیل به‌وجود آمدن این صداها می‌داننند. این منطقه در دره‌ای واقع‌ شده که رودخانه‌ای از آن می‌گذرد. این رودخانه هر سال در یک فصل خشک می‌شد، ولی از سال 1390، یعنی درست از سالی که این صداها از جنگل شنیده می‌شود، همچنان آب در آن جریان دارد و همین امر باعث جلب توجه مردم و به تبع آن، ترس آن‌ها از این پدیده‌ی شگفت‌انگیز شده است. وحشتی که می‌تواند گردشگران کنجکاو را به‌ سوی خود جلب کند.

آیا ایران «مثلث برمودا» دارد؟
زیدی با اعتقاد به این‌که «ریگ جن» شگفت‌انگیزترین، اسرارآمیزترین و ترسناک‌ترین منطقه در ایران است، توضیح داد: این منطقه‌ی کویری که پر از تپه‌های ماسه‌یی است، در جنوب سمنان قرار دارد. این منطقه در شرق دریاچه‌ی نمک، شمال چوپانان و انارک و غرب جندق، یعنی در کویر مرکزی ایران واقع است و به‌دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشته‌های دور، کاروان‌ها از آنجا عبو نمی‌کردند و فقط در سال‌های اخیر، گروه‌هایی از محققان و سیاحان به این منطقه رفته‌اند.

او اظهار کرد: «ریگ جن» با وسعتی حدود 3800 کیلومترمربع در حاشیه‌ی شمالی‌اش به کوه گوگردی و در حاشیه‌ی شرقی‌اش به جاده‌ی دامغان می‌رسد. بهترین مسیر دستیابی به آن، بخش شمال شرقی «پارک ملی کویر» است، جاده‌ی سنگ‌فرش ملک‌آباد که البته داخل مرز پارک است و زیر نظر سازمان حفاظت محیط‌ زیست اداره می‌شود. مسیر دیگر برای ورود به «ریگ جن» جندق است که در بخش شرقی پارک قرار دارد. چند سال پیش، علی پارسا - کویرشناس مقیم آمریکا - همراه میران‌زاده - رییس وقت پارک ملی کویر - با هواپیما بر فراز «ریگ جن» پرواز کردند تا ثابت کنند این منطقه شباهتی با «مثلث برمودا» ندارد.

وی درباره‌ی نگاه محلی‌ها به این منطقه، توضیح داد: محلی‌ها، چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده می‌شود! یکی از کاوشگران می‌گوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند، می‌ایستند و حرکت نمی کنند. «آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ‌کدام نتوانستند از این بخش کویر عبور کنند و «گابریل» فقط با عبور کردن از عرض منطقه، به‌ناچار به سمت یزد برگشت و این وظیفه به کاوشگران کنجکاو ایرانی محول شد. در نهایت، علی پارسا همراه با گروهش توانست از طول این کویر عبور کند.

او گفت: این منطقه، پوشش گیاهی و جانوری ندارد و تا کنون گزارشی درباره‌ی حیواناتی که احتمال دارد در اینجا زندگی کنند، ارائه نشده است. شن‌زارهای گسترده‌ی این منطقه و باتلاق‌های آن، هر انسانی را به وحشت می‌اندازد. اگر کسی بدون تجهیزات لازم به این منطقه سفر کند، گرفتار گل و لجن‌های بیابان می‌شود و به قولی، به کسانی می‌پیوندد که در این بیابان ناپدید شده‌اند!

وی افزود: تماشا و کاوش در این منطقه می‌تواند مورد علاقه‌ی گردشگرانی باشد که هدف‌شان از سفر، چیزی به‌جز تفریح است.

دیوارهایی که اجساد کودکان در آن‌ها دفن بود
زیدی اظهار کرد: هر ‌سال، گردشگران زیادی به تماشای بقایای ارگ بم می‌روند، ولی می‌توان فقط به‌خاطر ابهت و شکوه ارگ بم، از این قدیمی‌ترین سازه‌ی خشتی دنیا دیدن نکرد؛ چندی پیش، خبر کشف جسد چند کودک در دیوارهای بلند ارگ بم، توجه کارشناسان خارجی را جلب کرد و گروهی از باستان‌شناسان ژاپنی تصمیم گرفتند همراه با تیم گزارشگران، راهی ویرانه‌های ارگ بم شوند و به تحقیق درباره‌ی موضوع مطرح‌شده‌ بپردازند.

این پژوهشگر ادامه داد: ماجرا از این قرار بود که به‌طور رسمی، نخستین‌بار یک باستان‌شناس (نرگس احمدی) در گزارشی اجمالی، به کشف اسکلت نوزادهایی در ارگ بم اشاره کرد (گزارش‌ها و مقالات سالانه ی پروژه‌ی نجات‌بخشی میراث فرهنگی بم، س 1، ش 1، 1384). او از ماه‌های آغاز پس از زلزله، برای بررسی میزان تخریب به ارگ رفته بود. در آن روزها، رسانه‌ها با عناوینی مانند «گره معما در دست مومیایی‌ها»، «ابهام درخصوص کشف جسد در ارگ بم»، «کشف مومیایی کودکان در لابه‌لای حصارهای ارگ بم» و ... از این ماجرا صحبت کردند و خبرهایی، از سکوت مسوولان تا تکذیب خبر کشف اجساد تازه‌ی نوزادان، منتشر شد. برای پرس‌وجو درباره‌ی این ماجرا، علاقه‌مندان می‌توانند به دیدن ارگ بم بروند.

این پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی در پایان، گفت: این مناطق، ترس را در بازدیدکنندگان برمی‌انگیزند. وجود چنین جاذبه‌هایی در کشورهای دیگر، ممکن است برای گردشگران علاقه‌مند به «گردشگری سیاه» جذاب باشد و برای دیدن آن‌ها هزینه صرف کنند. در ایران نیز علاقه‌مندان به حوزه‌ی «گردشگری سیاه» می‌توانند به این مناطق بروند.