متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

تجسد ارواح

روح‌شناسان، در اوایل قرن ۱۹ با رسیدن گزارشاتی درمورد تجسد یافتن ارواح در مکان‌هایی خاص، مانند خانه‌هایی که بروی قبرستان‌های قدیمی ساخته می‌شد و یا خانه‌ای که در آن قتل‌های مرموزی رخ داده بود و یا حتی در مکان‌های مقدس به صرافت تحقیق درمورد درستی یا کذب وقوع این اتفاقات برآمدند. و البته یکی از مراحل تحقیق آنها مربوط به جلسات ارواحی می‌شد که گردانندگان آن جلسات مدعی حضور و گاه تجسد ارواح بودند. روح‌شناسان این مدعیان را با دقتی بالا مورد آزمایش قرار دادند و ادعای اغلب آنها را کذب محض دانستند. اما در میان آنها متوجه کسانی شدند که در واقع می‌توانستند با ارواح ارتباط برقرار کنند.‌‌‌
‌‌‌نتایج تحقیقات روح‌شناسان از این جهت قابل توجه و بررسی است که آنها توانستند ضمن آشکارسازی ادعای واقعی از دروغین مدعیان ارتباط و رؤیت ارواح, با به‌دست آوردن شواهد و مستندات قوی و موثق, حقیقت وجود ارواح و زندگی پس از مرگ در جهان‌های ارواح و هم‌چنین امکان وقوع تجلیات ارواح در دنیای مادی را به عموم مردم و شکاکان به اثبات رسانند. 
به‌طور معمول، روح مردگان، وجودهایی هستند غیر قابل رویت زیرا هنگامی‌که روح، کالبد جسمانی را در زمان مرگ ترک می‌کند، ارتعاشات کالبد روحی‌اش به گونه‌ای‌ست که دیگر برای چشمان مادی قابل رویت نیست. کالبدی که روح بعد مرگ در آن قرار دارد، سرعت فرکانس امواجش بسیار بالاتر از فرکانس‌هایی است که چشمان مادی قادر به رویت آن باشند. چشم‌های مادی تنها قادر به دیدن فرکانس‌های مابین مادون قرمز و مافوق بنفش است و فرکانس‌های پایین و بالاتر از این حدود برایش درک نشدنی­اند.
‌‌‌به‌همین دلیل وقتی اتفاقی غیر از این روی می­دهد باعث وحشت می­شود. دیده شدن ارواح با وجود آن‌که امری غیرمعمول به‌نظر می­رسد، اما بدلیل شدت و تعداد وقوع و امکان ایجاد آن بصورت کنترل شده، مورد توجه روح‌شناسان قرار گرفت.


در اوایل قرن ۱۹ وقتی روح‌شناسان با این امر عجیب روبرو شدند، در ابتدا با نگاهی محتاط و شکاکانه به این پدیده پرداختند اما هنگامی‌که برای خودشان به اثبات رسید، سعی کردند که با تکرار آزمایشات هم به رموز و نادیده­های این پدیده پی ببرند و هم این‌که با بدست آوردن شواهد و مستندات قوی و موثق آنرا به عموم مردم و شکاکان به وجود ارواح و ظهور آنها، به اشکال گوناگون به اثبات برسانند.

روح‌شناسان پی بردند که ارواح به دو شکل قابل دیدن می­شوند؛ یکی در شرایطی مثل خواب آلودگی (ابتدای خوابیدن)، در هنگام رؤیا و یا غم و اندوه زیاد در اثر دلتنگی نسبت به فردی که مرده است و یا به دلیل داشتن استعداد باطنی برای دیدن موجودات نامرئی رخ می‌دهد و شکل دوم، به‌دلیل تغییری که در فرکانس امواج ارواح روی می‌دهد. این تغییر فرکانس به نحوی است که ارواح برای افراد مختلف قابل رویت می‌شوند. 
‌‌‌در این مقاله به معرفی نوع دوم دیده شدن ارواح که به تجسد ارواح شهرت دارد می‌پردازیم.
‌‌تجسد عبارت است از قابل مشاهده شدن و جسمیت یافتن ارواح به اشکال گوناگون. ارواح تنها به شکل زمان حیات خود دیده نمی‌شوند بلکه شکل های دیگری نیز به خود می گیرند. 
▪ از اشکالی که ارواح در حالت تجسد به خود می‌گیرند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ صورت و شکل دیگری غیر از آنچه در زمان حیات داشته‌اند به گونه‌ای که دوست دارند به آن شکل دیده شوند (این مورد از مواردی است که ارواح شیطانی از آن بسیار سوء استفاده می‌کنند و شکل اشخاصی را به خود می‌گیرند که در نظر بیننده روحی معتبر و قابل اعتماد است.
البته ارواح شیطانی و حتی روح شیطان قادر نیست چهره شخصیت‌های خاص معنوی را بر خود بگذارند و در این کار کاملاً ناتوان‌اند). مثلاً گاه دیده شده که ارواح برای خود بال می‌گذارند. روحی در جواب این سؤال که آیا ارواحی که با بال ظاهر می‌شوند واقعاً دارای بال هستند یا این‌که بال‌های آنها جنبه سمبولیک دارند پاسخ داد که ارواح بال ندارند، نیازی هم به داشتن آن ندارند زیرا آنها چون روح هستند می‌توانند به همه جا بروند و اگر به این صورت ظاهر می‌شوند فقط برای این است که اشخاص مرتبط با ارواح را تحت تأثیر قرار دهند. بعضی از ارواح با لباس‌های عادی و بعضی دیگر با ردای سفید پرده مانند ظاهر می‌شوند و این حالت بستگی به میزان تکامل هر یک از آن ارواح دارد.
ـ به حالت ابرهای متراکم یا غیر متراکم
ـ اجسام و گوی‌های نورانی
‌‌‌هنگامی‌که ارواح خود را به شکل زمان حیات مادیشان یا غیر آن درمی‌آورند غالباً تجسدشان ناقص است و قسمت‌هایی از بدن را شکل نمی‌دهند و این امر گاه به دلیل نداشتن سیال(۱) نیمه مادی کافی برای جسمیت دادن تمام قسمت‌هاست و قسمت‌های شکل نگرفته را با پارچه‌ای که خود شکل می‌دهند می‌پوشانند. مدت ماندگاری این اشکال گاه بسیار کوتاه است و در برخی موارد نیز کاملاً همیشگی‌اند.
‌‌‌«ویلیام کروکس» محقق در زمینه علم روح شناسی که با مدیومی به نام «فلورانس کوک» همکاری داشت، در یکی از جلسات ارتباط روحی به همراه کوک توانست بخشی از تجسد «کاتی کینگ»، روحی که به مدت سه سال در جلسات کوک تجسد یافته بود را نزد خود نگه دارد. کروکس خود با غم و اندوه بعد از رفتن همیشگی کینگ چنین می‌نویسد:« یک حلقه از موهای سر کاتی کینگ که خودش اجازه داده بود از میان گیسوان پرپشت او قیچی کنم اکنون جلوی چشمان من است، موهایی بلوطی.»
‌‌‌گاهی دیده شده که جسم تشکیل شده غیر قابل لمس است و گاه همانند اجسام مادی قابل لمس. غیر قابل لمس بودن جسم تشکیل شده به این معنی است که می توان دست را از میان جسم شکل گرفته عبور داد. قابل لمس بودن روح تجسد یافته نیز به این معناست که انگار روح دارای گوشت و پوست است. برخی اوقات وقتی محققین با ارواح تجسد یافته دست می‌دادند کاملاً دست دادن به یک فرد زنده را احساس می‌کردند، یعنی حتی گرمای دست طبیعی بوده است اما گاهی حس دست دادن مثل این بوده که دست خود را ازمیان آبی سرد عبور داده‌اند.
‌‌‌«آلان کاردک» محقق بزرگ علم روح شناسی در یکی از جلسات ارتباط با ارواح از روحی چنین سؤال ‌کرد: «آیا ارواحی که ظاهر می‌شوند همیشه غیرقابل لمس هستند؟» روح احضار شده پاسخ داد:« بله … در حال عادی و معمولی غیرقابل لمس کردن هستند ولی می‌توانند به شخص حالت و تأثیری همانند احساس لمس کردن را بدهند و این اثر را در فکر او باقی گذارند. حتی در بعضی موارد هم یک لحظه ملموس شده و شخص احساس می‌کند که او یک موجود مادی است ».
برگرفته از فصل نامه علوم باطنی 

تحقیقات روحی

تحقیقات روحی - روانی اولیه
 جامعه ی تحقیقات ِ روحی - روانی ( SPR ) در 1882 در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدید های ماوراء الطبیعه بود . اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوف ها ، محققان ، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک   ، آرتور بالفور  ، ویلیام کروکس   و چارلز ریچت.
 SPR موضوع های مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد : تله پاتی ( telepathy ) ، هیپنوتیزم ( hypnotism ) ، پدیده ی ریچن باخ ( Reichenbach`s phenomena ) ، روح ( apparitions ) ، رفت و آمد ارواح ( haunts ) و جنبه های فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ ( table – tilting ) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد ( مادی سازی ) ( materalization ) .
یکی از نخستین تلاش های مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهم ها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینه ی روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیده های ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهم های زندگی » در سال 1886 منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقاله های قابل توجه در فراروانشناسی محسوب می شود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمن های مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن 19 نیز به آن پرداختند . این انجمن ها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز  پشتیبانی شد و به این ترتیب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی ( American Society for Psychical ) ( ASPR ) در 1885 در شهر نیویورک تأسیس شد . امروزه ، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیده های PSI ادامه می دهند . هدف SPR که در تمامی نشریه ها بارها توضیح داده شده است عبارت است از  :: بررسی علمی ، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از توانایی های فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیه های عموماً ً شناخته شده ی حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر می رسد .
 
راین ارا
 در 1911 دانشگاه استنفورد به عنوان اولین نهاد علمی درآمریکا به منظور مطالعه ی پدیده های ادراک فراحسی ( ESP ) و روان – جنبشی (PK ) در محیط آزمایشگاهی آغاز به کار کرد . رهبری این تحقیقات به عهده ی روانشناسی به نام ِ ژان ادگار کوور   گذاشته شد. در 1930 دانشگاه دوک دومین موسسه ی بزرگ آموزش آمریکا را برای مطالعات انتقادی ESP و PK در شرایط ِ آزمایشگاهی تأسیس کرد . رهبری این تحقیقات بر عهده ی ویلیام مک دوگال روانشناس معروف  و مشارکت دیگر اعضای دپارتمان از جمله روانشناسانی چون کارل زنر   ، ژوزف بی. راین   و لوسیا ای . راین  گذاشته شد . آزمایشات ESP بر روی محصلان دانشگاهی داوطلب آغاز شد . در مقابل رویکرد های تحقیقات روحی – روانی که اصولا ً در جستجوی مدارک کیفی برای پدیده های ماوراء الطبیعه بود ، آزمایش ها در دانشگاه دوک به شیوه ی کمی – آماری و با استفاده از کارت وتاس و این قبیل چیز ها صورت گرفت . به دنبال آزمایش های ESP در دانشگاه دوک ، روش های آزمایشگاهی استاندارد برای بررسی ESP توسعه یافته و محققان زیادی از سرتاسر جهان از آن استقبال کردند. انتشار کتاب جی .بی .راین تحت عنوان « مرزهای جدید ذهن » در سال 1937 افکار عمومی را با یافته های آزمایشگاهی آشنا کرد . راین در کتابش واژه ی فراروانشناسی را که ماکس دسویر 40 سال پیش ابداع کرده بود برای توصیف تحقیقات انجام شده در دانشگاه دوک بکار برد و این وازه جا افتاد . راین همچنین آزمایشگاه ِ خودگردان فراروانشناسی را در داخل دانشگاه دوک بنا نهاد و همراه با مک دوگال نشریه ی فراروانشناسی را ارائه کردند .
 آزمایش های فراروانشناسی در دیوک باعث به وجود آمدن انتقاد های فراوانی توسط روانشناسان علمی گردید . این روانشناسان مفاهیم و مدارک ESP را به چالش کشیدند . راین و همکارانش تلاش کردند تا به این انتقاد ها از طریق طراحی آزمایش ها ، مقاله ها و کتب های پاسخ دهند . آنها تمامی پاسخ هایشان را در کتاب « ادراک فراحسی پس از 60 سال  » جمع آوری کردند .پس از گذشت چند سال مدیریت انجمن دوک در زمینه ی فراروانشناسی ضعیف شد و پس از بازنشستگی راین در 1965 پیوند فراروانشناختی با دانشگاه از هم گسست. راین پس از چندی بنیاد تحقیقات ماهیت بشر ( FRNM ) و موسسه ی فراروانشناسی را به عنوان جانشین آزمایشگاه دوک تأسیس کرد . در 1995 به مناسبت صدمین سالگرد تولد راین ، FRNM به مرکز تحقیقات راین تغییر نام یافت . هم اکنون مرکز تحقیقاتی راین یک واحد تحقیقات ِ فراروانشناسی بوده که با هدف « کمک به تقویت وضعیت بشر از طریق ایجاد فهم علمی از آندسته توانایی ها و حساسیت هایی که به ظاهر فرارت از محدودیت های فضایی و زمانی معمول می باشند » ، به کار خود ادامه می دهد .
 
تحقیقات
 
فراروانشناسان به مطالعه ی شماری از پدیده های ماوراء طبیعه ی ( صوری ) قابل مشاهده می پردازند . از جمله :
 
    * تلپاتی ( دورآگاهی ) : انتقال اطلاعات مربوط به افکار یا حواس از فردی به فرد دیگر از طریقی غیر از 5 حس اصلی .
    * پیش آگاهی ( الهام ) Precognition : ادراک اطلاعات در مورد مکان ها یا رویداد های آینده قبل از اینکه رخ دهند .
    * غیب گویی (بصیرت) Clairvoyance  : کسب اطلاعات درباره ی مکان ها یا رویداد ها در مکان های دور دست  ناشناخته برای علم کنونی بشر 
    * روان - جنبشی : ( جنبش فراروانی ) توانایی ذهن برای تأثیر گذاری بر ماده ، زمان ، مکان یا انرژی ازطریق روشی ناشناخته برای علم کنونی بشر .
    * تناسخ)Reincarnation  : تولد دوباره یک روح یا یک جنبه ی غیر – جسمانی دیگر از هوشیاری بشر در یک بدن ِ جسمانی پس از مرگ .
    * رفت و آمد ارواح  Hauntings : پدیده ای که اغلب به ارواح نسبت داده می شود . همچنین شامل رویارویی فرد با افراد مرده یا همراه با تعلقات پیشین فرد که به طور مرتب رخ می دهد .
 
تعاریفی که در بالا ارائه شد ممکن است موارد کاربرد اصلی آنها را و همچنین نظریات تمامی فراروانشناسان و انتقاد هایشان را منعکس نکند . بسیاری از منتقدان عقیده دارند که فراروانشناسان به مطالعه ی پدیده هایی می پردازند که تحت شرایط آزمایشگاهی کاملاً ً دقیق و سخت گیرانه تمامی آنها ناپدید شده و معلوم می شود که فرایند هایی عادی و معمولی بیش نبودند . به گفته ی انجمن فراروانشناسی نیز اظهار کرده است که فراروانشناسان به مطالعه ی تمامی پدیده های ماوراء طبیعه نمی پردازند . آنها با طالع بینی ، بشقاب پرنده ها ، پاگنده ها ، الحاد گرایی ، خون آشام ها ، کیمیاگری یا جادوگری سر و کار ندارند.

طریقه استفاده از سنگها در متافیزیک


:: جواهرات ::

استفاده تزئینی از کریستال ها یکی از موثرترین روش های شفابخشی است. برای به دست آوردن
 نتایج بهتر، سنگ باید با بدن تماس مستقیم داشته باشد. از کریستال تا زمانی استفاده کنید که
 اوضاع جسمی و روحی تان رو به بهبود یافت. زمانی که نشانه هایی جزئی از رو به زوال رفتن
قدرت فردی می بینید، علامت این است که عملکرد خود شفابخشی بدن ضعیف شده است.
این ضعف ممکن است فقط چند ساعت طول بکشد. با این حال، کریستال را درآورید و فقط روزی
سه بار و هر بار نیم ساعت آن را به گردنبیندازید.

:: همراه داشتن کریستال ::

می توانید کریستال را در جیب بگذارید و هر از گاهی آن را لمس کنید تا انرژی شفابخش آن
مستقیما وارد پوستتان و چاکراهای فرعی و بعد از آن به چاکراهای اصلی برسد شود.

:: گذاشتن کریستال روی بدن ::

می توان کریستال را مستقیم روی بدن یا چاکرا گذاشت. برای این کار، کریستال را چند دقیقه
روی عضو بیمار یا سالم بگذارید و آن را نگه دارید تا اثر شفابخشی آن وارد بدن شود.

:: جاسازی کریستال زیر بالش ::

اگر کریستالی را هنگام خواب زیر بالش بگذارید، از انرژی های آن در خواب بهره خواهید گرفت.

:: قرار دادن کریستال در اتاق ::

کریستال ها به محیط کار و خانه انرژی می دهند. آن ها را در جایی از اتاق بگذارید که بتوانید
ببینیدشان و ارتعاشاتشان را حسکنید. در این صورت، وقتی در اتاق می نشینید، از نظر روحی،
جسمی و ذهنی احساس بهتری خواهید داشت. اگر دلتان می خواهد اتاقتان پر از آرامش باشد،
کوارتز صورتی در اتاق بگذارید. گذاشتن فلوریت ارغوانی نزدیک تلویزیون یا کامپیوتر، شما از تشعشعات
 الکترونیک حفظ خواهید کرد. قطعه ای آمیتیس یا کوارتز دودی را در محل کار خود بگذارید تا انرژی های
 منفی را جذب و شما را از عصبانیت و پرخاش دیگران در امان نگه دارد. هم چنین می توانید برای
ایجاد تعادل در اتاق، چهار کریستال را در چهار گوشه اتاق و رو به مرکز کار بگذارید.

:: مراقبه با کریستال ::

در سراسر جهان، مردم برای افزایش آرامش ذهن و جسم مراقبه می کنند. استفاده از کریستال
هنگام مراقبه نیروی بیشتری به شما می دهد. در واقع، کریستال ها به شما کمک می کنند به
وضعیت عمیق تری از آرامش و سکون دست یابید. آن ها بهترین ابزار برای دستیابی به عمق وجود
 هستند و فرد را دریافتن خود واقعی یاری می دهند، به طوری که با پایان مراقبه، به بصیرتی تازه
و راه حل های جدیدی برای مشکلات خود دست می یابید. از اعضای خانواده کوارتز، به خصوص
کوارتز شفاف، آمیتیس، کوارتز صورتی و کوارتز دودی، برای مراقبه استفاده می شود.

:: مراقبه کریستال - ماندالا ::

ماندالا، شکل یا الگویی است که در مراقبه از آن استفاده می شود. این شکل آرامش ذهن را افزون
می کند و برای خود شفا بخشی خوب است. اگر مراقبه برایتان مشکل است، با تعدادی کریستال
یک ماندالا بسازید. به این ترتیب، نیروی تمرکز پیدا می کنید و انرژی کریستال ها را هم جذب می کنید.
(ماندالاها دایره‌هایی نمادین برای تمرکز بر خویشتن و جستجو در درون انسان هستند. مرکز دایره 
جدول  ماندالا برای تمرکز در حین مراقبه دینی بکار می‌رود. اشکال متقارن هندسی ماندالا خودبخود 
توجه شخص را به مرکز دایره جذب می‌کنند.)

:: مراقبه در حلقه ای از کریستال ::

برای این نوع مراقبه، باید حلقه ای از سنگ دور خود درست کنید. با این کار تغییرات روانی، ذهنی،
فیزیکی و عاطفی را تجربه می کنید.

علاقمندان به آموزش متافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه و همچنین دوره های درمانی انرژی
می توانند با بنده تماس حاصل کنند .

سنگهای ماه تولد


انسان به دنیا می آید و در هنگام تولد نجوم کیهانی می تواند در شکل گیری شخصیت فرد و حتی اخلاقیات و در بسیاری موارد زندگی آینده شخص تاثیر بسزایی بگذارد، در این میان انرژی هایی ساطع می شوند که در کائنات همواره در حال نوسان و گردش هست و این انرژی های از عناصر آب و باد و خاک و آتش می باشند، هر ماه در خود نشانه ای در زمین و آسمان و نجوم دارد و هر نشانه انرژی خاص ، و این انرژی ها در زمین در میان سنگ هایی هستند که می توانند در زندگی و سلامتی هر متولد ماه تاثیر بگذارد .در این بخش بصورت بسیار خلاصه در این زمینه توضیحاتی خواهیم داد و امیدوارم موجب آگاهی شود.
سنگ های تاثیر گذار ماه تولد 
فروردین (الماس) اعتماد به نفس. احساس شکست ناپذیری. تصفیه کننده. اثر مثبت روی کارکرد کلیه و مثانه. کارایی و قدرت سنگهای دیگر را افزایش می دهد. افرودن ان به هر سنگی مفید است برای هر ماهی.
اردیبهشت(زمرد) تعادل روح و جسم. اثر روی تیرویید و تصلب شرایین. بهبود بیماری پارکینسون یا صرع. فشار خون و بیماری قلبی را کنترل می کند. برای بچه های کوچک که تب می کنند. افزایش ادراکات شهودی. تاثیر در ایجاد نبوغ. ایجاد تمرکز سریع در یوگی ها و کسانی که مدیتیشن می کنند.
خرداد (مروارید) داروی جادویی. اثر مثبت روی اعصاب و کلیه و عضلات. بیماریهای ناشی از کمبود کلسیم را بر طرف می سازد. افزایش نیروی حیات. ضد اضطراب. عمل بهتر قوه ابتکار. خلاقیت.
تیر(گارنت) تیره شبیه یاقوت قرمز. حامی مسافرینی که با کشتی سفر می کنند. استحکام دیواره های سرخرگ. تقویت چشم. درمان سرطان در مراحل اولیه. اثرات بیشتر در میان زنان نمایان می شود. بهبود بیماریهای زنانگی. اثر مثبت بر اختلالات قاعدگی.


مرداد(پریدوت و اونیکس) اونیکس شبیه عقیق. سیاه رنگ. درمان اعتیاد. ایجاد اعتماد به نفس و دلگرمی (جلوگیری از اعتیاد). روی سیاهرگها و مفاصل (بیماری نقرس) اثر مثبت. موجب ازدیاد هماهنگی روحی انسان می شود.
شهریور (یاقوت کبود) شفابخش. اثر روی سلولهای پوست. مو. ناخن. جلوگیری از ریش مو. سیستم عصبی را بهبود می بخشد. درد را کاهش می دهد. اثر مثبت روی روماتیسم و نقرس. درمان سرگیجه. جلوگیری از خونریزی زخم.
مهر(مونستون و اپال (OPAL) مونستون (سفید مایل به آبی. مایل به سبز. مایل به صورتی) اثر مثبت روی اختلالات هورمونی. افزایش شیر مادر. درمان تیرویید. از بین بردن موانع احساسی. اپال از خانواده عقیق است و در کشور استرالیا به دست می اید. اثر روی التهابات روده و معده. اثر روی جریان خون. معروف به طلسم خوشبختی. در قدیم افراد افسرده به اپال سیاه نگاه می کردند.
ابان (سیترین و یاقوت قرمز) یاقوت قرمز برای بیماریهای ویروسی و اپیدمی. درمان تب. از بین برنده بیحسی و رخوت. جلوگیری از زایمان زودرس. افزایش ایمنی بدن. باعث رهایی از وابستگی های روانی. در قدیم به زوجهای جوان توصیه می شده برای وفای بیشتر به شریک زندگی به گردن بیاویزند.
اذر (فیروزه) معروف به سنگ حامی. در اروپا خلبانان و مهمانداران برای ایمنی در سفر از فیروزه استفاده می کنند . چون این سنگ از سقوط جلوگیری می کند. اثر مثبت روی عملکرد نادرست کبد. قدرت و سوی چشم را زیاد می کند. ضد افسردگی. نشاط اور. التهابات پوستی را فرومی نشاند.
دی. متولدین دی سنگ مخصوص به خود ندارند و تمام سنگها برایشان مفیدند.
بهمن (اماتیستAMATIST) سنگ کریستال بنفش. پایان اضطراب. ضد اضطراب و کابوس. مفید برای بدخوابی. ایجاد ارامش.
اسفند(مرجان) از قرمز پررنگ تا گل بهی. منشا کلسیم. روی بیماریهای استخوانها بخصوص راشیتیسم اثر مثبت دارد. مفید برای استحکام دندانها. تقویت انعطاف پذیری. وفق دادن با محیط.