متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

متافیزیک

آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

کانال تلگرام

انرژی حیاتی

مصطفی نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

متافیزیک - مدیوم - پدیده آورش - ماورا- استاد نظری- آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - علوم ماورایی- متافیزیک - استاد مصطفی نظری

آموزش ماورایی

استاد مصطفی نظری

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک علمی

ضمیر ناخودآگاه

نویسندگان

هیپنو آنالیز

 گروه کثیری از درمانگرانی که به وسیله هیپنوتراپی درمان می کنند روانکاو بوده و به تئوری های روانکاری پای بند هستند اینان تکنیک ها و کاربردهای درمانی هیپنوتیزم را با تئوری های روانکاری در آمیخته و براساس ارتباطی که بین این دو برقرار ساخته اند به روان درمانی می پردازند. هیپنوتراپیست ها روانکاو در این مورد اتفاق نظر دارند که آنالیز به وسیله هیپنوتیزم، نوعی صرفه جوئی در زمان و عدم اتلاف وقت است و این تسریع در حالی است که از نظر کیفی غالباً و نه همیشه ، نتیجه بهتری به دست می آید. در هیپنوآنالیز برخی از عوامل مخل که صرف انرژی زیادی از جانب درمانگر را می طلبند، تأثیر خود را از دست می دهند.
 به عنوان مثال در جریان روانکاوی، نگاه ، حرکات و حالات چهره ، حرکات دست و پا و حرکات بدنی ، تن صدای روان درمانگر و بار عاطفی که فرد مراجع از آن استنباط می کند موجب جلب توجه او می شود و تمامی اینها در جای خود بر جریان روانکاری موثر واقع می شوند و تداعی های نامربوط با جریان روانکاری را موجب می شود. لازم به تذکر است مواردی وجود دارند که هیپنوآنالیز آنها ، نتیجه ندارد و در این صورت فقط شیوه های سنتی و کلاسیک روانکاوی می تواند مفید واقع شود. علاوه بر این مسئله ای باعث می شود آنالیز در شکل کلاسیک و سنتی خود پر ثمرتر باشد. و آن مقاومتی است که فرد تحت هیپنوز از خود نشان می دهد و به طور خودآگاه و ناخودآگاه یک سیستم درونی برای حفاظت و سانسور می گمارد که در مواردی نیز با حساسیت بسیار زیاد و با سؤظن عمل می کند.

Related image
اما روانکاوی نیز عاری از برخی پیامدهای منفی ناخواسته نیست مهمتر از همه زمانی است که روانکاو حرکتی کند که بیمار آن را به خستگی ، عصبی بودن ، بیزاری، و وجود احساسات دیگر در روانکاو نسبت دهد. در چنین پنداشتها و برخوردهائی است که سوء تفاهم ها مشکلاتی بوجود می آورند و جریان روان درمانی را کند یا به کلی مسدود می سازند، پس ، از امتیازات هیپنوآنالیز این است که برخی از عوامل مخل محیطی در جریان روانکاوی وجود ندارند و یا به میزان اندکی در جریان طبیعی آنالیز دخالت می کنند. آنالیز سنتی نیز برخی جنبه های منفی هیپوآنالیز را که نمونه ای از آن ذکر شد ندارد.
از دیدگاهی آنچه که یک بیمار اضطرابی و نوروتیک را قبل از هر چیز وامانده ساخته و به تدریج به زانو در می آورد و او را از درک و تحلیل علل و ارتباط های شکل دهنده مشکل او باز می دارد رویاروئی و مواجهه او با کلیت مشکل است. فرد توان مواجه با اجزاء مشکل را از دست می دهد و واکنش اضطرابی خود را به عنوان مشکل قلمداد می کند حال آنکه واکنش اضطرابی و نوروتیک(
اختلال های روان رنجور)، خود معلول انگیزه و محرکی دیگر است.
بیماران اضطرابی عموماً در تلاش برای رهائی از مشکل، خود را معطوف واکنش می سازند. به عنوان مثال فرد پانیک (حمله های وحشت و یا ترس است)
مستقیماً به واکنش ترس خود در یک موقعیت معطوف می شود بی آنکه بتواند و فرصت تجزیه علت ( یا علل) بروز چنین واکنشی را داشته باشد. به عبارت ساده تر پی آمدهای رفتاری اضطراب چنان فرد را سردرگم می کنند که او در همان سطح باقی می ماند و نمی تواند از آن فراتر رفته به علت ها و معلول ها و جزئیات او بپردازد.
هیپنوآنالیز، که در واقع ترکیبی از روانکاری و هیپنوتیزم است وسیله ای است که درمانگر می تواند با توسل به آن محرک ها ناخودآگاه واکنش های اضطرابی و نوروتیک را کشف نماید. در موارد بسیاری، و به ویژه در شکل ابتدائی اختلالات اضطرابی ، زمانی که محرک های واکنش های نوروتیک به درستی کشف و برای بیمار تفسیر می شوند، مشکل از بین می رود. به همین جهت می گوئیم تبیین، توصیف وتفسیر خوب ، جزء اساسی از یک روان درمانی موفقیت آمیز است.
بزرگ ترین کارائی هیپنوآنالیز ، کشف و شناسائی مکانیسم های دفاعی مورد استفاده فرد و استفاده از آنها در امر تفسیر است.


Related image
برای کشف مکانیسم های دفاعی مورد استفاده فرد و نیز هر نوع ریشه یابی ، رجعت دادن فرد به گذشته ضرورت دارد و اساساً پسیکو آنالیز ( روان درمانی )متکی به تجارب عملی و هیجانی و حسی فرد است. در کنکاش گذشتة هر فرد مطالب و نکاتی وجود خواهند داشت که به راحتی آنها را ابراز نخواهند کرد و در اینجا نقاط کور در آنالیز به وجود می آیند. (غالباً این نقاط کور با مکانیسم های دفاعی مربوط هستند) درمانگر مجبور می شود به استنباط متوسل شود یا قسمتی از تجارب گذشته فرد را به صورت نقطه چین در نظر بگیرد. درمانگر درتحلیل خویش در می یابد که تصویر دارای نقصی است و تکه ای از آن تار و مبهم به نظر می آید این مسئله هم در روانکاوی و هم در هیپنوآنالیز پیش می آید در روانکاوی کوتاهترین راه ، بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد یعنی درمانگر از بیمار می خواهد چیزی را از قلم نیندازد و با او در مورد اهمیت این موضوع به شرح می پردازد.
بر طبق تجربه شخصی خودم تناسخ درمانی روش فوق العاده ای برای درمان این بیماری می باشد.
در هیپنوآنالیز اصرار و پافشاری در مواجهه با چنین مواردی، کمتر از آنالیز در روانکاوی نتیجه می دهد. در هیپنوآنالیز با اصرار درمانگر ، بیمار عموماً بر مقاومت خود می افزاید و حتی آن را ضرورتی می شمرد چرا که حالت هیپنوتیزم در او نوعی حالت هشدار و نگرانی بر می انگیزد که مبادا آنچه را که «نباید» ، تحت هیپنوتیزم بر زبان آورد و خود را به مخاطره اندازد. در هیپنوآنالیز فرد تردید دارد که اگر آن واقعه یا نکته مستتر را باز گوید آیا به ارادة خود چنین کرده است و یا تحت خواست هیپنوتیست و علیرغم اراده اش . اما در آنالیز روانکاوی فرد استدلال دگرگونه ای دارد به این ترتیب که خود را کاملاً هشیار می داند و بنابراین ترغیب درمانگر برای بازگوئی قسمت های سانسور شده با مقاومت نوع مذکور که در هیپنوآنالیز به چشم می خورد، روبرو نمی شود.
وقتی هدف از آنالیز کمک به فرد در ریشه یابی است و بدون بازگوئی در حالت هیپنوز این ریشه یابی می تواند صورت گیرد چه ضرورتی به بازگوئی ( از زبان بیمار رجعت داده شده ) وجود دارد. من شخصاً وقتی به این نتیجه برسم که فرد در جریان یک کاووش ذهنی و رجعت خوب ، قادر به مشاهدة جزء به جزء مشکل و دینامیسم( هریک از نظریه های فلسفی که پدیده های مادی جهان را حاصل عمل نیروهای گوناگون می داند.)

Image result for ‫هیپنو آنالیز‬‎

 آن است هیچ علاقه ای به بازگوئی آن توسط فرد تحت درمان نشان نمی دهم. و در نهایت امر صرفاً از او می خواهم آنچه را که در مورد مشکل خود کشف کرده است جمع بندی نماید. آنگاه به او القا می کنم که تمامی آن را به طور کامل به یاد خواهد داشت و بعد از خلسه بازگو خواهد کرد. به این ترتیب او در حالت هشیاری در مورد آنچه که در مورد گذشته خود ( در نتیجة رجعت) دستگیرش شده است صحبت می کند بدون دل شوره تحت هیپنوتیزم سخن گفتن . نکاتی که ضرورتاً باید مورد اشاره قرار گیرند اینها هستند:
۱- در مواردی بازگوئی در جریان آنالیز ضرورت می یابد یعنی لازم می آید فرد بیمار آنچه را که درجریان رجعت و معطوف شدن به واقعه یا دوره ای خاص مرور می کند، بیان نماید.
۲- نتیجه گیری شخص بیمار و کشف او در مورد مشکل، درست و بی نقص تلقی نمی شود و لازم است درمانگر صحت آنها را با آنچه که خود بدست آورده محک بزند و یا هیپنوآنالیز را ادامه دهد تا نتایج مؤید یکدیگر باشند.

تلگرام




کانال تلگرام عرفان متا ،


 متافیزیک ، 


علوم روحی ، آگاهی های

درونی



https://t.me/Erfanmeta



هفت، رقمی اسرارآمیز و مقدس

● جادوی هفت
هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.

هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند.

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند:

▪ هفت طبقه بهشت:

بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد(ص) در شب معراج خود سوار بر "براق" آنها را طی نموده است.


▪ هفت گناه کبیره:

هفت گناه کبیره، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از : تکبر، طمعکاری، شهوت –در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی. هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است.

▪ هفت کلمه آخر:

هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند: " خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟"

▪ هفت علم انسانی (علوم سبعه):

طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام "علوم انسانی" برگرفته از رساله "سیاست" ارسطو باشد که در آن از "شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است"، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان (ادبیات)، علم بیان و دیالکتیک (مباحثه و مکالمه) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.

▪ عجایب هفتگانه طبیعی:

کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون Grand Canyonآمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان پاریکوتین Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل

▪ هفت مرد فرزانه:

نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: سولون قانون گذار یونانی، تالس فیلسوف اهل میلتوس، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس، شیلون اسپارتی از ناظران شاه، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی.

▪ هفت دریا:
===============
شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند.

▪ هفت حس:

بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا "بدن مقدس درون" او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند. آتش موجب زندگی، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن، آب موجب قدرت بیان، هوا حس چشایی، مه موجد حس بینایی، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند.


▪ هفتمین پسر از هفتمین پسر:

همانطور که گفتیم، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادندست خود بر بدن افراد رنجور، آنان را شفا دهد.

● عجایب هفتگانه قرون وسطی:

۱) آمفی تئاتر روم،

۲) کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه، مصر

۳) دیوار بزرگ چین

۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان

۵) برج کج پیزا

۶) برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، چین

۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول


آموزش کاربردی ارتباط با فرشتگان و ارتباط با اساتید معنوی  و هیپنوتیزم ومتافیزیک و  مدی تیشن و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta




راهنمایان معنوی و ارتباط با آنها

راهنمایان معنوی و ارتباط با آنها

اگر می توانستید هر روز، هر زمان که خواستید و نیاز داشتید راهنمایی شهودی دریافت کنید چه می شد؟ شما می توانید!راهنمایان معنوی شما گروهی از موجودات غیرفیزیکی هستند که توسط خود برتر شما به کار گرفته شده اند تا در این زندگی به شما کمک کنند. آنها اینجا هستند تا شما را ترغیب کنند، از شما حمایت کنند، و به شما کمک کنند به اهدافتان دست پیدا کنید و هدف خود را روی زمین تکمیل کنید.

آنها شما دائما پشت صحنه هستند تا به شما کمک کنند. درست در همین لحظه یکی یا چند تا از راهنمایان شما در حال کار هستند تا به شما در رسیدن به اهداف، درک یک مسئله، یا ارائه پشتیبانی کمک کنند. اگر می توانستید هر وقت خواستید راهنمایی مستقیم از آنها دریافت کنید چه می شد؟ اگر می توانستید توجه کنید و متوجه شوید آنها چی می گویند، یا روی چه مسئله ای کار می کنند، یا اطلاعات عملی می گرفتید که برای پیش روی در جاده پر پیچ و خم زندگی به شما کمک می کرد چه می شد؟ فوق العاده می شد، نه؟

شما می توانید هر وقت خواستید راهنمایی معنوی دریافت کنید. هر ساعتی از روی یا شب، می توانید از راهنمایان خود اطلاعاتی دریافت کنید که به سود شما باشد. راهنمایان شما دوست دارند شما درخواست همکاری کنید. آنها می خواهند صدایشان را بشنوید. اگر بتوانید چیزهایی که آنها دوست دارند شما بدانید را ببینید، بشنوید یا احساس کنید، راحت تر می توانند به شما کمک کنند.

در ادامه چهار روش وجود دارد که بتوانید روزانه راهنمای معنوی دریافت کنید. همه آنها را امتحان کنید و روشی را بیابید که به بهترین شکل برایتان موثر است، یا اینکه چند تا از آن تکنیک را استفاده کنید. می توانید این روش ها را استفاده کنید تا دریابید در تمام حوزه های کاری، روابط، مالی، سلامتی و روحی چه کاری باید انجام دهید. ببینید که وقتی حتی یک راهنمایی کوچک دریافت می کنید زندگی تان چقدر بهتر به جریان می افتد، و چقدر تصمیم گیری برایتان راحت تر می شود.

مدیتیشن کنید

مدیتیشن به شما این امکان را می دهد که وارد حالتی شوید که بتوانید پر حرفی های ذهنتان را خارج کرده و راهنمایان را وارد کنید تا راهنمایی آنها را دریافت کنید. از طریق مدیتیشن، می توانید به فرکانس راهنمایان خود متصل شده و هر لحظه، شب یا روز اطلاعاتی دریافت کنید.

ساده ترین راه برای مدیتیشن این است که یک نقطه ی آرام و ساکت که کسی حواستان را پرت نکند پیدا کنید. خیلی راحت روی صندلی بنشینید یا روی تخت یا روی زمین دراز بکشید. با چند تنفس شروع کنید. به آرامی از طریق بینی هوا را به داخل بدهید، سپس از طریق دهان یا بینی هوا را خارج کنید. عجله نکنید.

وقتی تنفس را انجام می دهید، شروع کنید به آرام کردن عضلات بدن. از پاهایتان شروع کنید و همین طور به بالا بیایید تا به سرتان برسید، تا زمانی که کاملا از نظر فیزیکی احساس آرامش کنید.

حالا تصور کنید در یک نقطه آرامش بخش هستید، مثلا ساحل، باغ، یا معبد. صداهای که آنجا هست را بشنوید، مناظر را ببینید، بوها را حس کنید، درختان یا شن ها را لمس کنید.

سپس از راهنمایانتان بخواهید که با پیامی به سراغتان بیایند که در مسیرتان به شما کمک کند. ممکن است آنها یک تصویر استعاری برایتان بفرستند که نیاز به تعبیر داشته باشد. یا ممکن است کلماتی را بشنوید که در ذهنتان بیان می شود. ممکن است احساسی در بدنتان ایجاد شود. یا ممکن است سوالی بپرسید و خیلی ساده پاسخ را متوجه شوید.

به سوال پرسیدن ادامه دهید، و همین طور جواب بگیرید. ابتدا به نظر می رسد که شما دارید کل این تجربه را تصور می کنید. اما باز هم ادامه بدهید. پاسخ ها را نسازید، فقط اجازه دهید وارد شوند. بعد از زمانی بیشتر احساس می کنید که در حال ارتباط با آنها هستید، نه با خودتان.

این نیاز به تمرین و حوصله دارد. اما به انجام این کار ادامه دهید و سعی کنید با راهنمایان خودتان ارتباط برقرار کنید.

رویاهایتان را تعبیر کنید

آیا رویاهایتان را به خاطر می آورید؟ رویای شما پر از راهکارهایی برای مشکلات شما است. بیشتر آنها نیاز به تعبیر دارند، اما وقتی یک بار راه مناسب انجام این کار را آموختید، راحت می توانید دریابید یک رویا چه چیزی می خواهد به شما بگوید. برخی از رویاها شامل پیامهای بسیار واضحی هستند، اما اگر بتوانید به تعبیر رویاهایتان عادت کنید، یک منبع از راهنمایی های فوق العاده در آنها پیدا خواهید کرد.

از رویاهایتان استفاده کنید تا به خودتان کمک کنید بفهمید چه پیامی برای شما وجود داشته است.

همچنین می توانید از راهنماهای خود درخواست یک پیام در خواب کنید. قبل از اینکه به رختخواب بروید به بزرگترین مشکل یا مسئله تان فکر کنید. چه چیزی را می خواهید در زندگی خود حل کنید؟ از راهنمایان خود بخواهید که رویایی با یک پاسخ برایتان ارسال کنند. سپس به خواب بروید و سعی کنید تمام رویاهایی که آن شب داشتید را به خاطر بیاورید. در آنها پیامی پیدا خواهید کرد.

تعبیر رویا نیازمند تمرین زیاد است. تعبیر رویاها به معنی جستجو در کتاب های تعبیر خواب نیست. بلکه این است که تشخیص دهید آن رویا چه احساسی در شما ایجاد کرده است. این است که به نشانه های شخصی توجه کنید، نه نشانه های عمومی. رویاهای شما خط مستقیمی به سمت راهنمایان شما و ضمیر ناخودآگاه شما هستند. گاهی اوقات، رویاهای ترسناک دارید. از آنها صرفنظر کنید چرا که پاسخی برای مشکل شما دربر ندارند. در عوض، روی رویایی تمرکز کنید که به نظر می رسد درون خودش راهنمایی هایی دارد.

اگر بدانید چطور رویای واضح داشته باشید (رویاهایی که در هنگام رویا بینی، شما می دانید که دارید خواب می بینید) آنگاه واقعا خوش شانس هستید. دفعه بعد که یک رویای واضح داشتید فقط از راهنمایان خود بخواهید که کنار شما بنشینند و سوالات خود را بپرسید. نیاز به تعبیری هم نیست.

به راهنمایان معنوی سر بزنید

می توانید در طول روز نیز سری به راهنمایان خود بزنید. این کار را می توانید با استفاده از سبک شهودی غالب خود انجام دهید. سبک شهودی چیست؟ چهار سبک اصلی وجود دارد:

روشن بینی- شما در چشمان ذهنتان تصاویری را می شنوید.

شنوایی روشن- شما پیام هایی که در ذهنتان آورده می شود را می شنوید.

احساس روشن- شما احساساتی در بدن و سیستم عصبی خود حس می کنید.

آگاهی روشن- شما بدون اینکه چیزی را ببینید، بشنوید یا احساس کنید چیزی را می دانید.

بیشتر افراد حداقل یکی از این سبک ها را دارند. برخی از افراد بیش از یکی از این سبک ها یا شاید همه را دارند. چیزی که مهم است این است که بفهمید کدام سبک بیشتر برایتان موثر است، سپس از آن سبک استفاده کنید تا با راهنمایان معنوی خود هماهنگ شده و پیام های آنها را دریافت کنید.

پس اگر شما روشن بین هستید، با ذهنتان هماهنگ می شوید. از راهنمایان خود بخواهید که با پیامی مفید به سراغ شما بیایند، سپس صبر کنید و ببینید چه تصاویری وارد ذهنتان می شود. شاید نماد یا متنی به شما نشان داده شود. اغلب یک صحنه استعاری می بینید. مثلا ممکن است خودتان را در حال بازی یا خواندن کتاب، یا بالا رفتن از کتاب یا شنا کردن در اقیانوس بینید.

راهنمایان شما از تصاویر واضح استفاده کرده اند تا پیام هایی برای شما ارسال کنند. شاید نیاز داشته باشید که آنها را تعبیر کنید، اما یک تصویر واقعا از هزار کلمه با ارزش تر است. اگر درباره موضوعی خاص از راهنمایان خود درخواست کمک می کنید، مشکل خود را بیان کنید و منتظر تصویر بمانید تا به شما برسد.

اگر شنوایی روشن دارید، توصیه من این است که یک برنامه نگارش متن باز کنید یا یک دفترچه بردارید و یک سری سوال در آن بنویسید. سپس ذهنتان را خالی کنید و در ذهنتان سوالات را بپرسید، سپس گوش کنید تا پاسخی بگیرید. چیزی که شنیدید را یادداشت کنید. نباید اطلاعاتی که به شما می رسد را ارزیابی کنید در غیر این صورت جریان را مسدود می کنید. فقط آنها را یادداشت کنید و بعدا ارزیابی کنید.

اگر نمی خواهید همه آنها را یادداشت کنید، فقط در حالت مدیتیشن آرام بنشینید و از سوالات خود را از راهنمایانتان بپرسید. سپس گوش کنید. آنها چه می گویند؟

 اگر احساس روشن دارید، آرام بنشینید و از سوالات خود را از راهنمایان خود بپرسید. سپس به حواسی که در بدن شما ایجاد می شود توجه کنید. برای مثال سوال خود را بپرسید و ببینید آیا احساس ترس دارید یا هیجان؟ آیا انرژی شما تعالی پیدا می کند یا ناگهان تخلیه می شود. به حواس خود اعتماد کنید. بدن شما می داند که ذهنتان چه وقت در حال پرسیدن سوال است.

اگر آگاهی روشن داشته باشید، سوالتان را می پرسید، و سپس خیلی ساده جواب را متوجه می شوید. چه چیزی در ذهن شما جهش کرد؟ روی ان سرپوش نگذارید. فقط جواب را متوجه شوید. وقتی از راهنمایان خود سوالی می پرسید، چه پاسخی مثل برق جرقه می زند؟ از منطق خود استفاده نکنید تا آن را فیلتر کنید. مثل دانلود ناگهانی اطلاعات به نظر می رسد.

با تمرین، صبوری و زمان می توانید سبک شهودی خود را بهبود ببخشید. روی آن کار کنید تا زمانی که بتوانید به پاسخ هایی که می گیرید اطمینان کنید.


به علائم، نشانه ها، و همزمانی ها دقت کنید

راهنمایان دوست دارند که علائم، نشانه ها و همزمانی هایی را وارد زندگی شما کنند، و امیدوارند که به آنها توجه کنید، تعبیرشان کنید و بر اساس آن اطلاعات عمل کنید. همزمانی وقتی است که چیزی که احتمال خیلی کمی دارد که اتفاق بیفتد، تصادفا اتفاق بیفتد و معنی خاصی برای شما در بر داشته باشد.

از کجا بفهمیم که آن علامت یا نشانه از سمت راهنمایان ما بوده یا یک تفکر درونی خودمان؟ گاهی احساس می کنید علامتی دریافت می کنید، اما مطمئن نیستید. در این مورد، آن علامت را یادداشت کنید، سپس صبر کنید ببینید که آیا باز هم آن را دریافت می کنید. مثلا از راهنمایان خود بخواهید اگر می خواهند چیزی را از طریق نشانه به شما نشان دهند، سه بار برایتان ارسال کنند. می توانید با راهنمایان خود به یک توافق برسید.

راهنمایان شما اغلب از علائم، نشانه ها و همزمانی ها استفاده می کنند، این به شما بستگی دارد که به آنها توجه کنید، و سپس آنها را تعبیر کنید. تعبیر آنها می تواند دشوار باشد. احتمالا اگر تعبیر درستی از آنها بکنید، علائم متوقف می شوند. وقتی علامتی را دریافت می کنید اما نمی دانید به چه چیزی ارتباط دارد. از خودتان بپرسید چه مشکلی بیشتر وقت و توجه شما را به خود اختصاص داده است. معمولا راهنماها علائمی مربوط به دشوار ترین مسائل، یا حداقل یکی از دشوارترین مسائل شما ارسال می کنند.

می توانید از شهود خودتان استفاده کنید و بررسی کنید تا ببینید آیا تعبیر درستی انجام داده اید یا نه. برای این کار از سبک شهودی یا یک ابزار تخمین استفاده کنید و چک کنید و تاییدیه بگیرید که تعبیرتان درست است. اقدامی که فکر می کنید مناسب است انجام دهید و ببینید آیا این طور به نظر می رسد که شما پیام درست دریافت کرده اید.

راهنمایی های خودتان را دریافت کنید

وقتی با استفاده از این ۴ روش شروع به دریافت راهنمایی روزانه کنید، کم کم می بینید که زندگی شما جریان بهتری پیدا می کند. به جای جنگیدن با شرایط، می بینید که خیلی ساده به آرامی در جریان رودخانه زندگی حرکت می کنید. به تدریج از خوشحالی بیشتر در تمام حوزه های زندگی تان مثل کار و روابط لذت می برید.

 منابع:
higherself

erfanmeta

Mostafa Rouhan Nazari

آموزش کاربردی ارتباط با فرشتگان و ارتباط با اساتید معنوی  و هیپنوتیزم ومتافیزیک و  مدی تیشن و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta




ارتباط با فرشتگان الهی

دکتر دورین ویرچو می نویسد:

وقتی فرشته ها رو به کمک می طلبیم اونها از طرق مختلف سعی می کنند که با ما کمک کنند

1- مستفیم وارد عمل میشوند و در زمان درست به خواست های شما جامه عمل می پوشانند.

2- به شما نشانه ای میدهند که یعنی با شما هستند.

3- به شما راهنمایی یا دستور العمل میدهند تا برای رسیدن به پاسخ دعایتان، با کمک آنها گام های درستی بردارید.


راهنمایی و دستور العمل، معمول ترین شیوه ای هستند که فرشتگان از طریق آنها به دعاهای ما پاسخ میدهند. این روند "هدایت الهی" نام دارد. وقتی چنین هدایتی دریافت کردید، باید دست به کار شوید تا به دعاهای شما پاسخ داده شود. بسیاری از افرادی که فکر میکنند دعاهای آنها برآورده نمیشود، به اطلاعاتی که دریافت میکنند، بی اعتنا هستند. هدایت الهی تکرار میشود، پرمهر است، تعالی بخش و تشویق کننده است و همیشه از ما میخواهد که شرایط را بهبود بخشیم. این هدایت الهی میتواند به یکی از این طریق ها یا ترکیبی از آنها باشد:

 

1-فیزیکی یا عاطفی. به شکل احساس درونی، احساس مور مور یا سوزش،  حس مو بر تن سیخ شدن، حس شهودی یا حس حضور یک فرشته در کنار شما. این حس ها راهنمای شما هستند تا تغییرات مثبت را ایجاد کنید که به این شیوه "احساس واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق احساس دریافت میکنند، به انرژی ها، به احساسات دیگران و به مواد شیمیایی بسیار حساسند. اگر شما اینطور هستید باید انتخاب کنید که با چه کسانی و چه چیز هایی در ارتباط باشید، زیرا شما عمیق تر از یک شخص عادی تأثیر می گیرید.  یک راه برای مقابله با این حساسیت، حفاظت یا واضح سازی است. حفاظت یعنی دعا برای دریافت حفاظت معنوی و یا می توانید در اطراف خود نور حفاظتی را مجسم نمایید. واضح سازی یعنی شفاف سازی، یعنی از فرشتگان بخواهید هر چیز منفی که شاید در طول روز جذب کردید را از شما بزدایند. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید به احساسات قوی و تکرار شونده خود توجه کنید. به این احساسات احترام بگذارید و از گفتن حرفهایی مثل "آه، این فقط یک حس است" بپرهیزید.  معمول ترین راهی که فرشتگان از طریق آن با ما حرف می زنند، از طریق احساسات ماست. هدایت واقعی الهی سبب میشود که احساس امنیت و عشق کنیم. از هر احساسی که شما را به ایجاد تغییرات مثبت سوق میدهد، پیروی کنید حتی اگر غیر منطقی به نظر آید یا به نظر برسد که با دعای شما نامربوط است. اگر مطمئن نیستید که آن احساسات راهنمایی واقعی هستند یا نه، از فرشتگان بخواهید که برای اعتبار آنها نشانه هایی به شما نشان بدهند.

2- خواب ها و رؤیاها: شما در چشم ذهنی تان تصویری می بینید یا در خواب یا بیداری، دیداری کاملاً واضح دارید. نورهای درخشان سوسو زن یا چشمک زن می بینید یا فیلم های ذهنی که اطلاعات لازم را به شما میدهند. به این نهان بینی یا دید واضح می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق بصری دریافت میکنند، به نور رنگها و زیبایی های جهان فیزیکی بسیار حساس هستند. اگر شما بصری هستید، وقتی در زمینه های هنری و خلاق ابراز احساسات میکنید، حس خیلی خوبی دارید. شما می توانید تصور و تجسم کنید که خواسته های شما برآورده شده اند و این به شما کمک میکند در بسیاری از راه ها موفق باشید. بسیاری از مردم به اشتباه فکر میکنند که دید واضح یعنی دیدن فرشتگان با چشم باز و به صورت موجوداتی شفاف و سه بعدی. با اینکه گاهی این امر رخ میدهد، اما بسیاری از روشن ضمیران و نهان بین ها، فرشتگان را در چشم ذهن شان به صورت تصاویری شناور و اتری می بینند. این تصاویر ذهنی همانقدر معتبر هستند که تصاویر خارج از چشم ذهن شما. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید، به هر تصویری که به ذهن شما می رسد یا هر نشانه ای که چشم فیزیکی تان می بیند، توجه کنید. اگر تصویری می بینید که یعنی خوابتان تعبیر شده، از فرشته تان بخواهید که در هر زمان یک گام برای تحقق بخشیدن به آن به شما کمک کند.

3-دانستن. شما بدون هیچ دلیل عقلانی و منطقی چیزها را میدانید. بطوریکه  گویی خدا اطلاعات را در شما دانلود کرده و حرف هایی می گویید و می نویسید که از خردتان فراتر است. شما میدانید که چطور چیزها را تعمییر کنید، بدون آنکه دستور العمل آن را بدانید. به این "دانش واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل "کلام بی کلام" دریافت می کنند، بسیار عقلانی و تخیلی هستند. اگر شما به تفکر گرایش دارید، پاسخ دعاهای شما به شکل ایده های درخشانی می آید که از شما میخواهد تجارتی را آغاز کنید، چیزی را ابداع کنید یا کتابی بنویسید و غیره. شما حامل خردی هستید فراتر از سن تان. وقتی این شهودها و ایده ها را دریافت میکنید اشتباهاً فکر نکنید که این دانش عادی است یا چیزی است که همه میدانند. مطمئن باشید که شما می توانید این استعدادهای الهی را در خود بیدار کنید و آنها را به ثمر برسانید. می توانید از فرشتگان بخواهید که دستور العمل و اعتماد به نفس کامل را به شما بدهند.



4- کلمات و صداها.
 شما می شنوید که وقتی در حال بیدار شدن هستید، نام تان صدا میشود و موسیقی سماوی را می شنوید یا گفتگویی را می شنوید که گویی برای شما گفته میشود یا در گوش تان صدای زنگ می شنوید یا در مغزتان صدای ترانه می شنوید یا از رادیو پیام خاصی می شنوید. به این "شنوایی واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل کلمات می شنوند، به صدا بسیار حساس هستند. اگر شما سمعی باشید، در مغز یا در گوش تان صدایی می شنوید. فرشتگان همیشه از کلمات مثبت و تعالی بخش استفاده میکنند و به نظر میرسد که گویی شخص دیگری با شما صحبت میکند. همچنین شاید صدایی بسیار ریز در گوش تان بشنوید که به این شکل فرشتگان اطلاعات مفید و انرژی را در شما دانلود میکنند. اگر صدای زنگ آزاردهنده است از فرشتگان بخواهید که صدای آن را کم کنند.  وقتی پیام هایی می شنوید که از شما میخواهند عمل مثبت انجام دهید، مهم است که به آنها گوش دهید. در شرایط اضطراری یا در زمانی که وقت کم است، فرشتگان با صدای بلند حرف می زنند.  در مواقع عادی صدای آنها کمتر است و لازم است که ذهن و محیطی آرام داشته باشید تا صدای آنها را بشنوید. همچنانکه شما به صدای خوشایند فرشتگان عادت میکنید، میخواهند که گوش خود را در مقابل صداهای بلند حفاظت کنید.



آموزش کاربردی ارتباط با فرشتگان و هیپنوتیزم ومتافیزیک و  مدی تیشن و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta






کانال تلگرام عرفان متا



کانال تلگرام گروه عرفان متا ، نگارش ها و اطلاعات بسیار خاص و علمی در مورد متافیزیک و ماورا ............





چرا مدیتیشن می کنیم


مدیتیشن مثل بازگشت به خانه است مدیتیشن می کنیم تا بخشی از وجودمان را که بطور محو و ناشناخته و نادانسته از دست داده ایم بازیابیم می توانیم آنرا  راهی برای دست یافتن به استعدادهای بیشتر نزدیکتر شدن به خود و واقعیت یافتن ظرفیت بیشتری برای دوست داشتن ذوق و احساس رسیدن به این شناخت که ما نیز جزیی از تمامیت هستی بوده و هرگز جدا و بیگانه با آن نیستیم بدانیم مدیتیشن دید و عمل موثرتری را پدید می آورد هنگام مدیتیشن کردن در می یابیم که هریک از عبارات فوق مفهمومی مشخص و یکسان می یابند آنچه از دست داده و در جستجوی کشف آن هستیم مدیتیشن شما را به جایی می رساند که رفتارتان مشابه کسی می گردد که در تلاش به یادآوردن چیزی است که زمانی طولانی آنرا فراموش کرده است
شخص با مدیتیشن با خودش و محیط اطرافش راحتتر بوده و کارهایی را که به عهده دارد به شکل موثرتری انجام می دهد به دیگران نزدیک شده احساس خصومت و نگرانی کمتری خواهد داشت در این راه هرگز به پایان نمی رسیم زیرا پایانی برای رشد توانایی انسان وجود ندارد
یک برنامه خوب مدیتیشن در بسیاری موارد کاملا شبیه یک برنامه خوب ورزشی است هر دو نوع این برنامه ها تنها در صورتی مفید اند که متناسب با شرایط روحی و جسمی شخص باشندبرای مدیتیشن محدودیت سنی وجود نداردهدف اولیه انواع مختلف مدتیشن هماهنگی و تعلیم ذهن است این عمل باعث افزایش کارایی فرد در امور روزمره می شود مدیتیشن انواع زیادی دارد این انواع طرق یا مسیرها در چهار دسته کلی عقل احساس جسم عمل می گنجند که همه روشها به یکجا ختم می شوند.

مسیر عقل:
در این روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال می کنیم تا اندیشه های خویش را متحول نماییم مسیر احساس بر این اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کاملتر است به قول مولانا عشق اسطراب اسرار خداست . اینگونه روش ها برخی بر عشق به خود برخی بر عشق به دیگران و برخی بر عشق به خدا تاکید دارنددر نهایت هر سه شیوه به یک نقطه می رسد عشق به خود دیگران و خدا
مسیر جسم:
در این روش فرد می آموزد از جسم و حرکات بدنی خود آگاه شده و از طریق تمرین این آگاهی را افزایش دهد همچون رقص و سماع صوفیان و هاتایوگا دای چی
مسیر عمل:
این روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حین انجام نوع بخصوصی از مهارت است در یکی از روشن ترین نمونه های این روش تمام وظایف معمولی روزانه با این آگاهی انجام می گیرد که گویا هرکدام بخشی از هماهنگی جهان و کائنات است هر کاری با عشق و تمرکز کامل انجام می شود و مهمترین چیز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است همچنین می توان مدیتیشن ها را به دو دسته کلی اصولی و غیر اصولی تقسیم کرد مدیتیشن اصولی دارای دستورات دقیق و ظریفی است که چگونگی فعالیت درونی فرد را بطور منظم تعیین می کند هدف از مدیتیشن غیر اصولی رهایی و آزاد سازی ساختمان شخصیتی فرد بخصوص در زمینه های شایستگی آگاهی و پذیرش توانایی مهرورزی در خود می باشد مدتیشن های اصولی را به سه دسته خارجی میانی درونی تقسیم می کنیم:
اگر روی هر سه روش بطور مداوم پی گیری شود به یک نتیجه منجر می شود اما هرکدام تاثیر بخصوصی در طول مسیر در شخصیت شما بجای می گذارند
روش بیرونی
باعث تقویت حس شایستگی توانایی سازش با جهان اعتماد به نفس توانایی سریع و دقیق می شود
روش میانی
توانایی آرام ماندن را در فرد افزایش داده و او را در برابر حوادث خارجی ضربه ناپذیر می سازد در ضمن ادعاهای فرد را درباره اینکه مسایل چگونه باید باشند کاهش می دهد و واکنش وی را در برابر مسایل مختلف تعدیل می کند
روش درونی
آگاهی از زندگی احساسی و پذیرش آنرا افزایش داده و بیان احساسات را آسانتر می سازد بنابراین اگر در مرحله ای از رشد دچار چنین مشکلاتی باشید بهتر است در برنامه خود از مدیتیشن های درونی هم استفاده کنید برخی از دستورات و روشهای مدیتیشن ترکیبی از انواع مختلف است تا مدتها نباید انتظار داشت مدیتیشن را به خوبی و با تمرکز کامل انجام دهید انچه بیشتر اهمیت دارد تمرینات مداوم است نه بخوبی انجام دادن تمرینات پس از گذشت زمان طولانی می توان انتظار داشت که مدیتیشن واقعی باشد هرچند برای کسی که به این حد می رسد زمانی کوتاه جلوه می کند تمرینات بلندمدت شما را به اهدافی همچون ثبات شخصیت افزایش توانایی پذیرش و بیان احساسات می رساند
تاثیر دوم مدیتیشن یافتن راهی جدید برای بودن در جهان است....

آموزش کاربردی هیپنوتیزم ومتافیزیک و  مدی تیشن و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta




اوزیریس, اولین مسیح

اوزیریس, اولین مسیح: آیا عیسی مسیح دومین پیامبر مصر بود؟

نوشته ریچارد کاسارو

Richard Photo

در میان خرابه های مصر باستان مدارکی مربوط به نجات دهنده ای ریشو و موبلند وجود دارد که رستاخیز او نسلهای متمادی از پیروانش را به حیات پس از مرگ معتقد میکند. از او به نام «چوپان», «شاه شاهان» و «خدای خدایان» نام برده شده است و تصاویرش در آثار هنری چندین هزار سال با صلیب حیات ابدی «آنخ» نقش شده است. اولین پادشاه مصر توصیفی اساطیری به این شرح دارد که چون ققنوس تا ابد در مشرق زمین طلوع میکند تا دوران جدید را آغاز کند. او که قاضی روز جزا بود –مقامی که بعدا به عیسی نسبت داده شد- قانون مقدس را به اجرا در آورد. تمام فرعونها پوشش و ظاهر خود را مانند او می آراستند (چوپانی با ریش و موی بلند درست همانند عیسی) و بر تخت مینشستند. مردگان را مانند او میاراستند تا از طریق شباهت با او به جاودانگی دست یابند. آیا این پادشاه باستانی مصر که شباهت به مسیح دارد کلید دسترسی به دنیای آینده است؟

زیرنویس تصویر: اولین ظهور مسیح در مصر. همچون مسیح خدای باستانی ازیریس (آصار) چوپانی ریشوبا موی بلند بود که صلیبی به نشانه زندگی پس از مرگ با خود حمل میکرد.

به مدت هزاران سال پیش از دوران مسیحیت مصریان اجساد درگذشتگانشان را به شکل چوپانی ریشو و مو بلند می آراستند. به نقل از مصرشناسان دلیل این کار این بود که مردگان بتوانند در روز رستاخیز پیرو این چوپان ریشو و موبلند باقی بمانند.

نام این نجات دهنده مصری که به مسیح شباهت دارد آصار یا ازیریس است و وسعت و اهمیت شباهتهای او به مسیح هنوز از نظر محققین و مصرشناسان به دور مانده است.

به تصاویر زیر نگاه کنید, به شباهتهای تصاویر حک شده بر تابوت دو پادشاه مصری, شاه توت  Tutو شاه سوسنس Psusennes  با تصویر مسیح دقت کنید. همان تصویر چوپانی با مو و ریش بلند که بعدها به مسیح منصوب شد.

زیرنویس تصویر: سربند وموهای بلند, عصای چوپانی و ریش

سرپوش مصری که به نام نمس  Nemes شناخته میشود به وضوح سمبلی از موی بلند است چرا که دنباله مو در پشت سر به صورت یک دسته بسته شده است.

زیرنویس تصویر: سرپوش نمس که در پایین به صورت مو دسته شده است.

بیشتر تصاویر مسیح او را با ریش نشان داده اند.

تابوتهای مصری عصای چوپانی را در دست چپ فراعنه نشان میدهد. عیسی خود را «چوپان خوب» مردم مینامید و تصاویری که از او ترسیم شده همان عصای چوپانی را که هزاران سال پیش بر تابوت فراعنه نقش میشد در دستانش نشان میدهد.

انجیل به رانده شدن کسانی که به تبادل پول در معبد میپرداختند توسط عیسی و به کمک شلاق اشاره کرده است. در مصر عصای چوپانی به یک دست و شلاق به دست دیگر فرعون تصویر می شده است و این دو به شکل صلیب بر روی سینه فرعون قرار میگرفته اند.

به مدت هزاران سال فراعنه مصر با سربند, ریش و عصای چوپانی به تابوت سپرده میشدند تا ظاهری شبیه به اوزیریس داشته باشند.

 

رستاخیز دینی

والیس باج E.A. Wallis Budge(1857-1934)  یکی از سرشناسترین مصرشناسان باستان میگوید:

«مهمترین فرد در دین مصر باستان اوزیریس بود و مهمترین آموزه های آیین او اعتقاد به الهی بودن او, مرگ, رستاخیز و کنترل کامل سرنوشت بدن و روح مردمان بود. مهمترین بخش اعتقاد دینی تمام پیروان ازیریس امید به رستاخیز در بدنی تغییر شکل یافته و به صورت جاودانه بود که تنها با مردن و بازگشت به حیات در هیبت ازیریس ممکن میشد.»

در ابتدا تنها پادشاهان در لباس و با ظاهر ازیریس به تابوت سپرده میشدند اما بعدها رسم خاکسپاری به شکل ازیریس به افراد عادی از طبقات بالاتر و سپس به مردم عادی نیز تعمیم یافت.

زیرنویس تصویر: خاکسپاری به شیوه ازیریس, هدف فرار گرفتن در مقبره با ظاهری شبیه به ازیریس بود.

هنری فرانکفورت, استاد سابق باستانشناسی ماقبل کلاسیک در دانشگاه لندن چنین توضیح میدهد:

«باید تاکید کرد که شبیه سازی خاکسپاری ازیریس وسیله ای بود برای رسیدن به پایان, رستاخیز پس از مرگ.»

جالب است که نام ازیریس (آصار) به خط هیروگلیف به صورت نیمرخ مردی ریشو با موی بلند نوشته میشود.

از منظر مدرنتر یک پیرو مسیحیت, ازیریس کمابیش مانند مسیح اول به نظر میرسد. مصریان در واقع در اعتقاد به زندگی پس از مرگ و پیروی از نجات دهنده ای که به حیات بازگشته بود بر مسیحیان تقدم دارند.

این حیات پس از مرک با صلیب «آنخ» تصویر میشده است, سمبلی که مشابهی بسیار نزدیک در مسیحیت دارد.

آنخ پراستفاده ترین و مورد احترام ترین نشانه در مصر بوده است. این نشان بر روی مقابر و معابد, در دستان شاهان, خدایان, روحانیان, وزیران, شهروندان عادی و فرزندانشان تصویر میشده است. مبدا این نشان بر کسی روشن نیست. معنای آن, زندگی پس از مرگ, شباهت چشمگیری به معنای تصلیب در مسیحیت دارد که سمبل حیات پس از مرک است.

زندگی جاوید به کرات در انجیل ذکر شده است: مسیح میگوید: » من رستاخیزم, و حیاتم. آنان که به من ایمان دارند اگر بمیرند نیز به حیات ادامه میدهند. و آنان که زندگی کردند و به من ایمان داشتند هرگز نخواهند مرد.»              

بعضی آنخ را به شکل مردی مصلوب تفسیر میکنند, دایره بالایی سر او, دو خط افقی بازوانش و خط عمودی دو پای میخ شده او به صلیب هستند.

 

روز داوری

ازیریس پس از بازگشت به حیات داور ارواح مردگان شد. او قدرت آن را داشت که به کسانی که بر روی زمین درستکار بودند حیات آسمانی ببخشد.

زیرنویس تصویر: پاپیروس هونفر: ازیریس داور مردگان در روز داوری 1285 پیش از میلاد

والیس باج میگوید:

«این عقیده که ازیریس داور منصفی درباره اعمال و کلام مردمان بوده است, و درستکاران را پاداش و بدکاران را کیفر میداده, و ارباب بهشتی بوده که در آن تنها بیگناهان وارد میشدند, و این نیرو را به دلیل زندگی کردن بر روی زمین و مرگ رنج آور و سپس خیزش و حیات دوباره به دست آورده بوده است به درازای تمدن مصر عمر دارد.»

 روز داوری در مسیحیت اهمیت زیادی دارد. ارواح مردگان در مقابل کرسی داوری مسیح قرار میگیرند. آنان که از تعالیم او پیروی کرده اند درستکارند و به بهشت میروند. در انجیل آمده:

«همه باید مقابل کرسی داوری مسیح قرار گیریم و هر کس معادل اعمالش را دریافت میکند, چه خوب و چه بد.»

توصیف داوری مسیح و ازیریس بسیار به هم شبیهند. نقاشی میکل آنژ از روز داوری شباهت زیادی به تصاویر روز داوری در پاپیروسها و نقاشیهای مقابر مصری دارد.

زیرنویس تصویر: مسیح در روز داوری, اثر میکل آنژ از صومعه  سیستین, 1512 میلادی

در تصایر مصری قلب متوفی به نشانه اعمال زمینی و سجایای اخلاقی او در ترازویی قرار میگیرد که پری به نشانه «مات», قانون الهی در کفه مقابل آن گذارده شده است. اگر دو کفه برابری کنند درگذشته به بهشت راه داده میشود.

ازیریس در مقام داور همیشه نشسته تصویر میشود, همانطور که مسیح.

این تشابهات حکایت از چه دارد؟ آیا مسیحیان این مفاهیم را از مصریان آموخته اند و به تقلدی استفاده کرده اند یا ظهور مسیح برای تاثیرگذاری بر تمدنهای بر روی زمین اتفاقی تکرار شونده بوده است؟ آیا این روش و سنتی برای رو به جلو راندن انسان و تمدنش بوده است؟

 

حقیقت رو در رو با اساطیر

هیچ کس منشا ازیریس را نمیداند. اولین اسناد مکتوب تاریخی درباره او مربوط به وقایع نگارانی همچون هرودوت و پلوتارک است. این نویسندگان کلاسیک ازیریس را به صورت پادشاهی نیمه خدا تصویر کرده اند که به انسانها آموخت بر اساس «مات» یا قانون خدا زندگی کنند و آدمخواری را رها کنند. او به آنها آموخت تا به انسانها عشق بورزند ودر پیشرفت اخلاقی کوشا باشند. سپس به سایر نقاط زمین سفر کرد تا به پیشرفت سایر تمدنها کمک کند. او به دست برادر حسودش ست کشته شد اما به کمک جادوی خواهرش ایسیس دوباره حیات یافت. بار دیگر به دست برادرش کشته شد و جسد قطعه قطعه شده اش در سراسر رود نیل پخش شد. فرزند او هوروس ست را مغلوب کرد و انتقام قتل پدر را از او گرفت.

این نیمه واقعی بودن داستان تا حدی به این نکته برمیگردد که راویان ازیریس را شخصیتی افسانه ای و غیر واقعی میپنداشتند. اما نگاهی به دیوار نگاره های مصر و پاپیروسها خلاف این تصور را ثابت میکند. ازیریس تغییرات زیربنایی در تمام جنبه های زندگی مردم مصر ایجاد کرد. او فضایل اخلاقی, قدرت تمایز بین خوب و بد و عشق به همنوع را به آنان آموخت به حدی که در ساید تمدنهای زمین مشابهی نیافت.

او همچنین بنیانگذار یک فلسفه جدید بود. پیروانش آموختند که بدن انسان نه کامل است و نه ابدی بلکه عنصری معنوی در وجود آنان است که پس از مرگ بدن برمیخیزد و برای ادامه وجود به عالمی معنوی منتقل میشود, اگر بر اساس مات یا قانون الهی رفتار کرده باشد. در نتیجه وابستگی به متعلقات این دنیا بی معنی دانسته میشود. این دقیقا همان تعلیمات مسیحیت حقیقی است, نه مسیحیتی که کلیساها رواج میدهند.

ازیریس, ققنوس

مصریان ازیریس را به پرنده ای آسمانی تشبیه میکنند درست همانطور که مسیحیان روح مسیح را به کبوتری سفید و درخشان تشبیه میکنند. مصریان پرنده را بنو  Benu مینامیدند و یونانیان آن را ققنوس میخواندند. بر اساس اساطیر این پرنده در مقاطعی از تاریخ در آسمان مشرق پدیدار میشود تا نوید آغاز دورانی جدید را بدهد. این پرنده پس از آشکار شدن در آتش خود میسوزد اما دوباره جوان و زنده از مرگ برمیخیزد.

محققان جملگی عقیده دارند ققنوس همان ازیریس است. فیلسوف آلمانی آدولف ارمان  Adolf Erman چنین توضیح میدهد:

«روح ازیریس … در پرنده «بنو», ققنوس, جای دارد…»

نوشته ای بر روی یک تابوت این فرض را تایید میکند:

«من ققنوس بزرگم درون «اون». او کیست؟ ازیریس کیست؟ ناظر هستی. او کیست؟ او ازیریس است.»

ویژگیهای نسبت داده شده به ازیریس و ققنوس همام ویژگیهای مسیح هستند. هر دو در آسمان مشرق ظهور میکنند(ستاره بیت اللحم در آسمان به نشانه ظهور «شاه» طلوع کرد). هر دو از مرگ دوباره متولد میشوند. هر دو به مفهوم زندگی پس از مرگ و رستاخیز اشاره میکنند. هر دو آغازگر عصری جدیدند. (ظهور مسیح نقطه تعیین عصر جدید شد, پیش/پس از تولد مسیحی) و بالاخره وعده ظهور دوباره هر دو داده شده است.

اولین ظهور ازیریس

مصریان اولین ظهور ازیریس و نمایان شدن ققنوس را آغاز عصر طلایی خود, زپ تپی Zep Tepi میدانستند و آن را «اولین بار» مینامیدند. آنها معتقد بودند بنیان تمدنشان در همین دوران دور و درخشان بنا گذاشته شد. راندل کلارک R.T. Rundle Clark پروفسور سابق مصرشناسی در دانشگاه منچستر درباره «اولین بار» چنین میگوید:

همه آنچه که وجود یا اهمیتش مورد تایید بود به «اولین بار» منصوب میشد. از پدیده های طبیعی تا مناسک, نشان سلطنتی, نقشه معابد, فمولهای جادویی یا پزشکی, خط هیروگلیف, تقویم, همه افزار الات تمدن… همه آنچه که خوب یا مفید بود در «اولین بار» بنا گذاشته شده بود, که به همین دلیل دوران طلایی کمال مطلق بود…»

«اولین بار» به نظر دوره ای میرسد که در آن ازیریس به عنوان پادشاه برگ مصر حکمرانی میکرد. در همین دوره » مات» و ستایش «را», خدای واحد مصر را بنا نهاد. راندل کلارک میگوید:

«پادشاهی ازیریس دوران طلایی بود, الگویی برای نسلهای آینده»

«مات» و وحدانیت الگوهایی برای نسلهای آینده بودند که توسط ازیریس پایه گذاری شدند, نیروی پیش برنده مصر به مدت هزاران سال.
منبع :   http://www.richardcassaro.com

ترجمه و نگارش و تدوین : www.ufolove.wordpress.com


آموزش کاربردی هیپنوتیزم ومتافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta





نداهای نامریی

" ارتور ستیل ول " ثروتی گرد اورد  باور نکردنی .! هزاران کیلومتر راه اهن احداث کرد و 40 شهر را ساخت. ولی هیچگاه بدون مشورت با افرادی که او انها را " دوستان نامرئی " مینامید – قدمی برنداشت . خانم و اقای " ستیل ول " مانند بیشتر زن و شوهرها, زندگی زناشوئی خود را با پول اندک شروع کردند . پدر و مادر "ستیل ول " در " ایندیانا " مزرعه دارانی فقیر – ولی قانعه و صرفه جو بودند, با اینحال درامدشان کفاف زندگی انان را نمی داد . " ارتور ستیل ول " از اینکه به اولیای همسرش کمک میکرد و درامد ناچیزش را با انها تقسیم مینمود – احساس مباهات میکرد . یک تنه, فعالیت را اغاز کرد . نخستین کار او  راندن یک واگن باری بود . چند هفته بعد به سمت کارمند دفتری راه اهن ارتفاء یافت و در همان جا ماندگار شد . دوران دبیرستان را به زحمت به پایان رسانده بود, پول و پله ای در بساط نداشت و به هیچوجه امیدوار نبود که اینده ای درخشان در انتظارش باشد . ولی شبهای متوالی, مرتبا"  نداهائی میشنید . گاهی صداها هنگام خواب به سراغش می امدند و زمانی هنگامیکه زیر نور چراغ به مطالعه مشغول بود – این صداها توجه او را به خود جلب میکردند. این صداهای پنهانی که در ضمیرش طنین می انداخت, بهیچوجه برایش تازگی نداشتند و او را به وحشت نمی انداختند, زیرا از پانزده سالگی با اینگونه صداها مانوس شده بود . در دفتر خاطراتش به این نداهای پنهانی اشاره کرده و نوشته بود که این صدا به او خاطر نشان ساخته بود که در خلال چهارسال با دختری بنام " جنویو وود " ازدواج خواهد کرد . در ان زمان کسی را به این نام نمیشناخت .  ولی به زودی این پیشگوئی به حقیقت پیوست و با دختری با این نام ازدواج کرد . از ان تاریخ به بعد " ستیل ول " کاملا به این نداهای غیبی اعتقاد پیدا کرد .

ارتور ستیل ول










او هیچگاه درباره این صداها با کسی جز همسرش سخن نمی گفت, زیرا از این بیم داشت که دیوانه اش خطاب کنند و بگویند عقلش را از دست داده است .  هنگامیکه پشت میز کارش نشسته بود – این صداهای غیبی مرتبا" به او نهیب میزدند و او را تشویق میکردند که به غرب برود و به ساختن راه اهن – که در ان زمان شاخه های فولادین خود را به هر سو می گستراند – مبادرت ورزد . سرانجام " ارتور " و همسرش "  جنی " در برابر این نداها سر تسلیم فرود اوردند . او کارش را رها کرد و دار و ندار خود را درون ارابه ای که به عاریه گرفته بود گذاشتند و راهی " کانزاس سیتی " شدند . " ارتور " در انجا در یک شرکت حق العمل کاری شغلی پیدا کرد, ولی صداهای ناشناخته دوباره به سراغش امدند و همانگونه که خود میگوید- او را تشویق به ساختن راه اهن کردند .! باور کردنش دشوار است, ولی این کارمند ساده که هفته  ای چهل دلار درامد داشت سرانجام موفق شد یک راه اهن بسازد . بانکداران او را میشناختند و به او اعتماد داشتند . بنابر این بدست اوردن سرمایه کار دشواری نبود . بی سر وصدا زمینش را خرید و دست بکار شد, وپیش از انکه سرمایه گذاران "نیویورک " دریابند چه اتفاقی در شرف وقوع بود, راه اهن <  خط کمربندی کانزاس سیتی > را درست بغل گوش انها راه انداخته بود . در طول زندگی این شخصیت عجیب, واقعه ای شگفت انگیزتر از ان نبود که  تصمیم گرفت راه اهنی بسازد که مزارع گندم " کانزاس " را به خلیج مکزیک متصل میساخت . این اقدامی چشمگیر و کاملا منطقی بود که سالمندان با تجربه ان زمان, ان را نادیده گرفته بودند . " ارتور ستیل ول " سرمایه گذار  26  ساله ای که ادعا میکرد از سوی صداهای غیبی هدایت میشود – از فرصت استفاده کرد و برای انجام چنین کاری دل بدریا زد . هر بار که با مشگلات بزرگی روبرو می شد و تصمیم میگرفت از کار کناره گیری کند – در خلوت به استغاثه میپرداخت و از مشاوران نامرئی خود درخواست میکرد تا او را راهنمائی کنند . همه موانع یکی پس از دیگری از میان میرفت – تا انکه خط اهن او به 50 مایلی " گال وستن " رسید . او بعدا" نوشت که در اینباره از مشاوران نامرئی اش کسب دستور کرد, به او گفته شد که بی درنگ کار را  متوقف سازد – چون در غیر این صورت زندگی اش تباه خواهد شد . زیرا سرنوشت ناگواری در انتظار شهر "گال وستن " است.! و بهتر است او شهر را دور بزند و به راهش ادامه دهد . البته ستیل ول از این موضوع دچار حیرت و سرگردانی شد, با اینحال چاره ای جز اطاعت نداشت .


اولین دفتر ستیل ول در کانزاس













 همکارانش ایراد میگرفتند و سخنان او را درباره راهنمائی غیرمتعارف باور نداشتند, ولی او مجبور  بود بی درنگ تغییر مسیر را صادر کند . " ستیل ول " دندانهایش را بهم میفشرد و همه دشواریها را تحمل میکرد . همکارانش پیش از همه درباره این تصمیم پر خرج و بیهوده – از او توضیح میخواستند . ولی " ستیل ول " همچنان  سکوت میکرد . مردم " گال وستن " که به این راه اهن دلخوش کرده بودند و امیدوار بودند کار و کسب شان بهتر شود- با این تغییر مسیر ناگهانی سخت به خشم امدند . اما " ستیل ول " همچنان در تصمیم خود پایدار بود و راه اهن  جنوب "کانزاس سیتی " از نقطه ای دور افتاده ای که به افتخار " ارتور ستیل ول " بندرگاه " پورت ارتور " نام گرفت به خلیج مکزیک رساند. چندی بعد فاجعه اغاز گشت و طوفان سهمگینی شهر " گال وستن " را نابود ساخت , لیکن به بندر " پورت ارتور " و تاسیسات راه اهن که دور از  مرکز فاجعه قرار داشت اسیبی وارد نیامد .! همکارانش که قبلا او را به شدت مورد سرزنش قرار داده بودند, اکنون بخاطره اقبال بلندش او را ستایش میکردند ." ستیل ول " که اکنون به او لقب " ستیل ول "  خوش اقبال میدادند – تنها لبخندی میزد و سخنی بر زبان نمیراند . او وهمسرش " جنی " خوب میدانستند که مردم هیچگاه سخنان انان را درباره مشاوران نامرئی و اسرارامیز باور نمی کنند . 


چه کس باور میکرد انها موفق شوند










انها در این پروژه بیش از یک میلیون دلار درامد کسب کرده بودند و تمام این ثروت بخاطره مشاوران نامرئی بود . 

" ستیل ول " همیشه می گفت : مردم چگونه باور می کنند که من بدون انکه همسرم را دیده باشم – چهار سال قبل از ازدواج نام او را میدانستم.؟ چگونه باور می کنند که ظرف مدت هفت سال از یک کارمند ساده و فقیر به یک میلیونر سازنده راه اهن تبدیل شدم – انها چگونه باور می کنند من حادثه ناگوار " گال وستن " را میدانستم .! این مرد جمعا" به ساختن هفت راه اهن مبادرت نمود . بندر " پورت ارتور " را برای کشتی ها احداث کرد – 40 شهر بزرگ و کوچک ساخت که وجه تسمیه دو شهر ان – یعنی " پورت ارتور " در تکزاس و شهر " ستیل ول " در " اکلاهما " بنام اوست . در طول زندگی شگفت انگیز خود ثروت چشمگیری گرد اورد . به هر چه دست میزد تبدیل به پول میشد و تمام اینها را مدیون مشاوران اسرار امیز خود بود . او به احضار ارواح اعتقادی نداشت و در دوران زندگی پر مشغله خود فرصتی یافت تا 30 جلد کتاب به رشته نگارش دراورد . یکی از معروفترین کتابهای او " روشنائی که هیچگاه خاموش نشد " نام داشت که تا مدتها, پر فروش ترین کتاب زمان خود بود . در سال 1910  کتابی نوشت که در ان به تفضیل وقوع جنگ جهانی اول را پیشگوئی کرده بود . در سال 1914 کتاب جالب دیگری نوشت که به " همه جهان – جز المان " نام داشت . در این کتاب شکست المان و متحدین, سقوط رژیم سلطنتی در روسیه, استقلال فنلاند و لهستان و پیدایش " اسرائیل " را پیشگوئی کرده است . " ارتور ستیل ول " در سال 1928 دیده از جهان فرو بست .


بندر قدیمی پورت ارتور













 دو هفته پس از  درگذشت وی – همسرش " جنی ستیل ول " بر اثر سقوط از پنجره اسمانخراشی در " من هتن " جان سپرد و به شوهرش – که سالها قبل بنا به راهنمائی ان صداهای اسرا امیز او را به همسری برگزیده بود پیوست .



آموزش کاربردی هیپنوتیزم ومتافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta




 

چشم ها و ماورا

تحقیقات دانشمندان نشان میدهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آنها پی برد. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آن ها پی برد. یک نگاه مختصر به بالا یا پایین ، چپ یا راست می تواند به فهمیدن آنچه که در ذهن هر انسانی می گذرد کمک کند. در یک تحقیق که توسط دانشگاه ملبورن انجام شده است ، از داوطلبان خواسته شد به یک سری از اعداد بین یک تا ۳۰ فکر کنند و آنها را به صورت تصادفی بیان کنند. دانشمندان حرکات چشم هر نفر را تحلیل کرده و اعلام کردند که میتوانند عددی را که هر شخص در ذهن خود به آن فکر می کند را با دقت بالایی حدس بزنند. این تحقیقات نشان می دهد که هنر خواندن ذهن می تواند باکمک مطالعه حرکات و حالات غیر ارادی چهره به صورت علمی دربیاید. دکتر مایکل نیکولاس یک عصب شناس و یکی از نویسندگان این تحقیق در این باره گفت: چشم ها نه تنها به ما اجازه می دهند که دنیای اطراف خود را ببینیم ، بلکه با کمک آنها میتواند به دنیای درون ذهن انسان ها هم نفوذ پیدا کرد. در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه Current Biology به چاپ رسیده است ۱۲ مرد راست دست در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آنها خواسته شد اعداد بین یک تا ۳۰ را به طور کاملا تصادفی لیست کنند.در این بین حرکات چشم آنها به طور کامل جزئی تحت نظر قرار گرفت و هر حرکت کوچک ثبت شد. دانشمندان متوجه شدند اگر چشم افراد کمی به طرف چپ و سپس اندکی به سمت پایین حرکت کند ، احتمالا عدد بعدی کهآنها انتخاب می کنند کوچک تر خواهد بود ، اما اگر آنها چشمان خود را به سمت راست و بالا حرکت دهند احتمالا عدد بزرگتری را انتخاب خواهند کرد. دراین تحقیقات دانشمندان توانستند در ۶۰ درصد موارد به درستی عدد بعدی را حدس بزنند. 


Image result for ‫شفا ماورایی‬‎
دکتر توبیاس لوتشر در این باره گفت : ما معمولا اعداد را در یک خط تصور میکنیم .زمانی که ما در مورد اعداد فکر می کنیم به طور خودکار آنها را در فضا تصور می کنیم و اعداد کوچک را در سمت چپ و اعداد بزرگتر را در سمت راست قرار می دهیم.این در حالی است که ما خودمان هم به این نوع تصور ذهنی که از اعداد داریم توجه نمی کنیم. دانشمندان با انجام این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که این گفته قدیمی که چشم ها میتوانند انسانرا لو بدهند درست است.این یافته ها نشان می دهد ارتباطات بسیار پیچیده ای بین افکار انسان ها ، حرکات بدن و جهان اطراف ما وجود دارد. این تحقیقاتمی تواند از این منظر هم قابل توجه باشد که فکر کردن ساده نسبت به اعداد تصادفی منجر به تغییرات سیستماتیک درموقعیت چشم انسان ها میشود.قبلا نیز حرکات عرضی چشم به محاسبات ریاضی و یادآوری خاطرات گذشته مرتبط شده بود. پروفسور ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هرت فورد شایر در این باره گفت : مغز انسان ها افکار و حرکات بدن را کنترل می کند.اما سوال اصلی این جاست که کدام یک زودتر اتفاق می افتند ، فکر کردن یا حرک بدن؟ به نظر می رسد که این حرکت ها هستند که بر تفکرات انسان ها مقدم هستند و این بسیار موضوع جالبی است. پروفسور وایزمن گفت آین تحقیقات بر اساس مطالعاتی بود که توسط ادماند جکوبسون روانپزشک آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ انجام شد که در طی آن از شرکت کنندگان در تحقیق خواست که به برج ایفل فکر کنند و در این هنگام آنها به طور ناخودآگاه به سمت بالا نگاه می کردند.
جالب اینجاست در پروژه های تحقیقی هیپنوتیزم درمانی  و تناسخ درمانی هایی که انجام داده ام در برخی مواقع بیمار چشمان باز دارد و کاملا در خلسه هیپنوتیزمی قرار دارد و با رفتن به هر دوره زمانی خاص جهت مردمک چشمهایش به صورت جالبی با حرکت آرام و بعد سریع عوض می شود .
این در حالی هست که در هیپنوتیزم درمانی مردمک چشم بیمار در حالت درمان به شدت حرکت می کند و در خلسه هایی که برای احضارات و برون فکنی هست مردمک چشم هیچ تغیری نمی کند و ساکن هست .


آموزش کاربردی هیپنوتیزم ومتافیزیک و علوم ماورایی و علوم غریبه جهت اطلاعات بیشتر از طریق راه های ارتباطی زیر تماس بگیرید:

Email:Mostafa30@gmail.com

Telegram:@Metaphysican

Tel:09176046145

Telegram channel : https://t.me/Erfanmeta