متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک ، علوم روحی و ماورایی

متافیزیک و علوم ماورایی

متافیزیک ، علوم ماورایی ، علوم روحی ، چاکراها ، چشم سوم ، علوم غریبه ، روح شناسی ، برونفکنی روحی ، درمان های ماورایی

کلمات کلیدی

متافیزیک

متافیزیک - مدیوم -مصطفی نظری - روهان - آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک

متافیزیک - ماورا- مصطفی نظری-آموزش متافیزیک

آموزش متافیزیک - آموزش ماوراء-استاد مصطفی نظری

مصطفی نظری

دارما کارما متافیزیک مصطفی نظری عرفان متا آموزش متافیزیک

کندالینی متافیزیک استاد نظری آموزش متافیزیک

هیپنوتیزم هیپوآنالیز متافیزیک ماورا استاد نظری

متافیزیک پیشگویی آموزش متافیزیک عرفان متا مصطفی روهان نظری

انرژی درمانی چاکرا عرفان متا erfanmeta.blog.ir

متافیزیک درخت زندگی ماورا آموزش متافیزیک استاد نظری

چشم سوم چشم جهان بین متافیزیک مصطفی نظری

مصطفی روهان نظری

کانال های انرژی

انرژی کاینات

انرژی حیاتی

روشن بینی

آموزش ماورا و متافیزیک

کندالینی متافیزیک آموزش متافیزیک و ماورا عرفان متا استاد نظری

کندالینی علوم غریبه متافیزیک عرفان متا استاد نظری

تراما متافیزیک آموزش ماورا استاد مصطفی نظری درمان روان درمانی

علم اعداد متافیزیک استاد نظری عرفان متا آموزش ماورا متافیزیک

استاد درون استاد معنوی عرفان متا استاد مصطفی روهان نظری اموزش متافیزیک

فرشتگلن ارتباط با فرشتگان آموزش ارتباط با فرشتگان مصطفی روهان نظری

مدیتیشن استاد نظری متافیزیک مراقبه

متافیزیک پشم ها و ماورا

فراماسون استاد مصطفی نظری روهان آموزش ماورا عرفان مت متافیزیک

سایکومتری یا غیب گویی مصفی نظری روهان عرفان متا

انرژی کیهانی مطفی روهان نظری متافیزیک عرفان متا

نویسندگان

چرخه دارما

دارما

دارما یا درمه (به سانسکریت: धर्म)، (به انگلیسی: dharma) مفهومی در ادیان هندی‌تبار است که چندین معنی دارد اما معنای اصلی آن نظام گیتی است. مفهوم درمه قابل مقایسه با مفهوم اشه (نظام گیتی) در دین زرتشت است.

این ایده که رفتار در هماهنگی با درمه (قانونمندی ذاتی جهان)، رسالت و وظیفه هر فرد است، از متون باستانی هندی و ایرانی سرچشمه می‌گیرد و این متون، خوش‌بختی بشر را در هماهنگ شدن با نظم و قاعده بنیادین جهان (ارد یا اشه) و برآوردن مطالبات این نظم و سامان بنیادین جهان دانسته‌اند.

در هندوگرایی (هندوئیسم) دارما را در معنی وظیفه و رسالت هر فرد در زندگی درنظر می‌گیرند. در زبان‌های هندی امروزی، دارما بیشتر در معنای کیش و آیین افراد استفاده می‌شود. واژه دارما، خود از ریشه هندوایرانی «دار» (داشتن) گرفته شده و از دیدگاه لغوی به معنای برپادارنده است. درمه از مفاهیم بنیادین فلسفه هندی است و اصلی است که کلیه مکاتب فلسفی هند آن را به نحوی از انحا قبول دارند.

دارما در آیین بودا: به طور کلی دارما در کتابهای بودایی به این معناهاست: سازندهٔ سرشت یک چیز، قاعده، قانون، آیین، تعلیم؛ دادگری، درستکاری، کیفیت؛ چیز، شناسهٔ دل؛ نمود.


دارما در آیین هندو: کلمهٔ دارما در سنت هندو نظام اخلاقی و جهانی ست و مفهوم فضیلت و عدالت و شریعت و قانون و آیین و حتی مذهب و دین را دربردارد.

دارما در آیین جین: مفهوم دارما در آیین جین به معنی نظام اخلاقی عالم، چنانچه در «ودا» دیده شده یا ناموس و شریعت و تکلیف شرعی، بدانگونه که در مکاتب و ادیان هندو بدان اشاره شده نیست. بلکه دارما در آیین جین یکی از شرایط حیات و حرکت ماده و ارواح است، یا به عبارت دیگر اصل حرکت و محیط ادراک ناپذیری است که در آن اجسام و ارواح حرکت می‌کنند.

بر طبق قانون دارما Dharma یا قانون طبیعت، عمل ذهنی بسیار مهم‌ است. به‌عنوان مثال اگر تلاش جراحی که باعث شود یک بیمار جانش را از دست بدهد با تلاش یک قاتل برای کشتن یک انسان مقایسه کنیم هر دو، انسانی را کشته و از بین برده‌اند.
از لحاظ جسمانی هر دو مرگ محسوب می‌شود اما از لحاظ ذهنی این ‌دو عمل بسیار متفاوتند. در مورد اعمال زبانی هم ،نیت مهمترین نقش را داراست، تفاوت کسی که به دوستش دشنام داده و او را احمق خطاب کرده با کسی که فرزندش را می‌بیند که در گل و لای مشغول بازی کردن است و او را احمق خطاب می‌کند، لحن تحقیرآمیز اول با لحن دلسوزانه دوم بسیار متفاوت است. نیت به کار رفته در سخن ماست که نتیجه را معلوم می‌کند.


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 




سایکوسایبرنتیک (تصویر سازی خلاق )

در طول هر روز هزاران فکر به ذهن ما می‌رسد که نیمی از آن‌ها افکار منفی هستند. این افکار تاثیر مستقیم بر نوع احساس و رفتار ما دارند. افکار و تصاویر ذهنی مثل  اسب چابکی هستند که اگر رام و مهار نشوند به هر جائی سر می‌کشد و این حرکت کنترل‌نشده ی آن بیشتر سبب ایجاد عوارض جسمی و روحی در زندگی انسان می‌شود، در حالی‌که با یادگیری نحوه ی کنترل و هدایت آن در مسیری هدف‌دار، به ابزار قدرتمندی برای رسیدن به اهداف تبدیل می‌گردد.
این تصاویر علاوه بر تأثیر بر حالات روانی، بر عملکرد فیزیولژیک بدن نیز مؤثرند چون هر فکری که به ذهن می‌رسد، تفاسیر و تجارب مربوط به آن بلافاصله سبب فعال شدن مراکز عصبی در مغز و ارسال پیام متناسب با آن به تمامی اعضای بدن شده و جسم نیز مطابق با آن واکنش نشان می‌دهد. ساده‌ترین مثال در این رابطه تداعی تصویر و فکر میوه‌های ترش مزه نظیر لیموست که بلافاصله باعث ازدیاد ترشح بزاق در دهان می‌گردد.

Image result for creative illustration
اما توانائی تصاویر ذهنی بسیار فراتر از اثرگذاری بر پاسخ‌های جسمی است"تا آنجا که حتی می‌تواند بر وقایع عالم خارج موثر واقع شده و مسیر آنها را تغییر دهد". از آنجا که تصمیم‌گیری و انتخاب هدف در «ذهن خوداگاه» ما به انجام می‌رسد، افکار مربوط به آن بلافاصله مغز را به فعالیت وا می‌دارد.
مغز و دستگاه عصبی به مثابة یک ماشین جستجوگر هدف بر اساس فرمان‌های دریافتی عمل می‌کند که اصطلاحاً آنرا «Servo–Mechanism» می‌خوانند. یعنی فقط کافیست که فرمان را دریافت کند تا مکانیسم‌های موفقیت خود‌به‌خود یا ASM(1) در ناخودآگاه به‌راه افتاده و راه رسیدن به هدف را خودش پیدا کند. اما صدور فرمان برای این ماشین تنها از طریق یک واسطه یعنی تصاویر ذهنی امکان‌‌پذیرست.
وجود چنین مکانیسم‌هایی در ذهن منجر به پیدایش علم تصویرسازی ذهنی خلاق یا سایکوسایبرنتیک شده که یکی از ابزارهای فکری مؤثر برای افزایش ارتباط با سِروُ مکانیسم مغزی است تا انسان را سریع‌تر، سهل‌تر و با تنش کمتری به اهدافش برساند.
کلمة سایبرنتیک با ریشة یونانی به معنی «سکان‌دار» است که اصل آن توسط فیزیک‌دانان و ریاضی‌دانان برای مطالعة ماشین‌هائی به‌کار می‌رود که رفتار دنبال‌کنندة هدف را از خود نشان می‌دهند و افزودن پیشوند Psycho اشاره به فکر و ذهن انسان دارد.

این روش (تصویرسازی ذهنی) یکی از ابزار قوی و برقرارکنندة نظم در بسیاری از امور است. رهبران بزرگ از جمله به‌کارگیرندگان آن هستند. آنان امکانات بالقوه و احتمالات را « مجسم » می‌کنند و حتی جزئیات نقشه‌های خود را به دفعات قبل از اجرا در ذهن برنامه‌ریزی کرده و به تصویر می‌کشند. با این‌کار سِروُمکانیسم مغزی وارد عمل شده و به‌دلیل اثر فکر بر ماده  وقایع عالم خارج را در جهت رسیدن به هدف تعریف شده شکل می‌دهد.
تقریباً تمام قهرمانان جهان و سایر نخبگان رشته‌های مختلف در گروه تصویرسازان ذهنی قرار دارند. آنها قبل از انجام هر کار آن‌را به تصویر می‌کشند، حس می‌کنند و به تجربه می‌رسانند. این افراد در واقع از نقطة پایان در فکرشان، فعالیت را آغاز می‌کنند.
تغییر تصاویر ذهنی از طریق تصور خلاق صورت می‌پذیرد که در نیم‌کره راست یعنی محل مفاهیم، احساسات، انگیزه‌ها و تصاویر به انجام می‌رسد. این بخش با تصاویر ذهنی به نحوی ارتباط برقرار می‌کند که مغز را وادار به پذیرش قابلیت دسترسی به هدف می‌سازد.


تجسم هدایت‌شده (تصویرسازی هدایت‌شدة ذهنی) یکی از شاخه‌های طب روان_تنی است که به بیمار می‌آموزد چگونه از نیروهای خوددرمانی‌اش برای حفظ و بازیابی سلامتی، کاهش استرس و افکار منفی استفاده کند. پایه‌گذاران و مدافعان این روش معتقدند تصاویر ذهنی، یک درمانگر بالقوه در وجود ما هستند که توان تسکین درد، تسریع روند بهبودی بیماری و بازیابی سلامتی را دارند. آنها معتقدند تصاویر ذهنی حتی بر پاسخ به درمان‌های داروئی نیز اثر مستقیم دارند. با این وصف، اگر باور نداشته باشیم که داروئی بر ما اثر دارد، حتی در صورت مصرف آن بر ما بی‌اثر خواهد بود. عکس این قضیه نیز صادق است یعنی اعتقاد به تاثیر یک دارو یا روش بی‌اثر و مشاهدة بهبود بیماری. همان چیزی که به آن «اثر دارونما یا پلاسبو» گفته می‌شود و مؤید نقش ذهن بر درمان بیماری‌هاست. 

به‌عنوان نمونه، چند سال قبل یک پسربچه آمریکائی به سرطان وخیم مغزی مبتلا شد. والدین او که نمی‌خواستند نظریه پزشکان مبنی بر لاعلاج بودن بیماری پسرشان را بپذیرند او را به کلینیکی بردند که به موجب نوآوری‌هایش در پزشکی شهرت داشت. پزشکان آن مرکز با تفهیم اثر ذهن در درمان بیماری به آن پسربچه از او خواستند به هر شکلی که می‌خواهد بیماری‌اش را نابود کند. وی نیز نوعی بازی خیالی را در ذهنش ترتیب داد: سفینه‌های فضائی دور سرش می‌چرخیدند و به غده که آن‌را «گنده ی خاکستری» می‌نامید شلیک می‌کردند. قرار شد او روزی چند ساعت به بازی بپردازد. بعد از گذشت چند ماه پسر به پدرش گفت: «امروز که سوار سفینه شدم و در مغزم جستجو کردم اثری از غده ندیدم.» جالب اینکه تصویربرداری از مغز نشان داد هیچ اثری از آن غده نیست و سلول‌های سرطانی بدون به‌جاگذاشتن کوچکترین اثری ناپدید شده‌اند.


ملاحظه می‌شود که ذهن اثر قدرتمندی در شفای بیماری‌ها دارد و به قول خانم لوئیز هی: «ذهن انسان کلید سلامت اوست». او که خود مبتلا به بیماری سرطان وخیم بود توانسته با همین روش بیماری‌اش را درمان کند.


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 



کانال علوم ماورایی عرفان متا:

https://t.me/Erfanmeta

روشن بینی

روشن‌بینی به معنی واضح دیدن و به مفهوم قوه ذهنی و بصیرت فوق‌طبیعی، قدرت درک و مشاهده اشیا و افرادی است که نمی‌توان با کمک حواس عادی آنها را تشخیص داد. و به‌طورکلی دو نوع روشن‌بینی وجود دارد: نوع اول ارادی که با یک زندگی پاک و سالم امکان رشد می‌یابد و با آموزش می‌توان به شکلی موثر و مفید مورد استفاده قرار گیرد. نوع دوم غیرارادی است که گاه می‌تواند خطرناک باشد. زیرا شخص با هستی و ذات‌های دیگر ملاقات می‌کند و جهان‌های دیگر را می‌بیند و می‌تواند تجارب روحی انسان را قبل از تولد و پس از مرگ و در جهان‌های نادیدنی ببیند. یک روشن‌بین قادر است چیزهایی مثل ارواح را که با چشم ظاهر نمی‌توان دید و دارای فرکانس بالاتری هستند، را ببیند. البته باید متذکر شد که هر روشن‌بینی با هر نوع سطح آگاهی قادر به دیدن تمامی انواع ارواح نیست و تنها قادر است ارواحی که از نظر آگاهی با آنها هماهنگ است را ببیند.





یکی از شاخه‌های روشن‌بینی که در مورد مشاهده گذشته، حال و آینده است «سایکومتری» نام دارد. در این نوع روشن‌بینی، اغلب روشن‌بینان اتفاقات و حوادث بد و غم‌انگیز را مشاهده می‌کنند، مثل دیدن یک سانحه هوایی، دلیل آن این است که روشن‌بینان عموماً در سطح آگاهی پایینی قرار دارند و از آنجایی که اتفاقات ناگوار هم از لحاظ ارتعاشی و انرژی در سطح منفی و پایین‌تر آگاهی اتفاق می‌افتند به‌وفور این‌گونه وقایع را درک می‌کنند. شخص روشن‌بین می‌تواند از طریق لمس شی‌ای به تاریخچه آن شی و افرادی که آن را لمس کرده‌اند. پی ببرد و از گذشته، حال و آینده مالک آن مطلع شود.
در روشن‌بینی به‌طورکلی دو شاخه اصلی وجود دارد یکی فیزیکی و دیگری غیرفیزیکی. تا به‌حال برایتان اتفاق افتاده که از گوشه چشم‌تان به چیزی نگاه کنید و وقتی صورت‌تان را برگردانید چیزی نیابید. شاید این را خیالات و تصورات خود بپندارید اما باید گفت که قسمت‌های بیرونی چشم حساس‌تر از قسمت‌های مرکزی آن هستند. مشاهده در روشن‌بینی فیزیکی به همین شکل است. روشن‌بینی به‌صورت غیرفیزیکی به معنی دیدن تصاویری در چشم ذهنی و با پلک‌های بسته می‌باشد. برای بیدارسازی این قابلیت‌ها، نیاز به صبوری، تمرین و ممارست و زمان است...


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 




کندالینی .. بیدار شدن کندالینی (بخش دوم)

بیدار شدن این انرژی سبب تغییرات عمده ای در زندگی خواهد شد که شما را قادر خواهد ساخت دید وسیعی پیدا کنید و به نهایت خلاقیت و انرژی دست یابید. کندالینی منشا خلاقیت در عالم است. به این ترتیب خواهید توانست آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنید.

بیدار شدن کندالینی همراه با تجربیات عجیب و احساسهای جدید است از جمله سوزش و سوزن سوزن شدن زیر پوست مانند وقتی که یک دسته مورچه روی پوست راه می روند . ممکن است حس کنید موجودی از شما بالا می رود- همچنین خارشهای پوستی و لرزش عضلات- گرفتگی غضلات و ضعف شدید بدنی از برخی علائم آن هستند.ممکن است صداهای عجیبی بشنوید که از دوردستها می آید یا صدای فرشتگان نگهبان خود را بشنوید که با یکدیگر یا شما صحبت می کنند.


فشار عصبی روی شما بیش از هر زمان دیگری خواهد بود و برای همین است که اکثر داوطلبان از خیر آن گذشته و تصور می کنند که مدیتیشن و یوگا هیچ کمکی به کاهش استرس آنها نکرده است!! در حالیکه به جای مهمی رسیده اند و کندالینی در حال تکان خوردن و بیدار شدن است.
ممکن است سوزش یا سوزن سوزن شدن در ناحیه چاکرای ششم ( میان دو ابرو) یا چاکرای هفتم ( فرق سر) حس شود.

به یاد داشته باشید که کندالینی اصولا یک انرژی بسیار داغ و پرحرارت است و ممکن است احساس گرگرفتگی شدید و گرم شدن ناگهانی و بی دلیل به شما دست دهد.
حتی ممکن است در جریان باز شدن چاکراها دچار استفراغ یا اسهال بدون دلیل شوید که ماهها طول بکشد.

برخاستن کامل انرژی کندالینی ممکن است برای برخی ماهها طول بکشد و برای برخی سالها. وقتی کندالینی کاملا بر می خیزد و روی دم خود می ایستد سرش در چاکرای هفتم قرار دارد و همه چاکرای قبلی را گشوده است. تا زمانیکه همه چاکراها پاکسازی نشده باشند و مسیر عبور کندالینی باز نشده باشد امکان بیدار شدن کامل آن وجود ندارد. به همین جهت است که ممکن است مدتهای طولانی بگذرد تا تمام آلودگیهای یک چاکرا تخلیه شود.

چطور می توانید کندالینی را بیدار کنید؟

روشهای گوناگونی برای پاکسازی و تصفیه چاکراها وجود دارند که کمک می کنند آلودگیها و موانع چاکراها را دور بریزید و راه گردش کندالینی را باز کنید.
یکی از این روشها تمرینات یوگا است که با مدیتشن چاکراها همراه است.
گاهی ممکن است کندالینی به طور تصادفی در اثر یک اتفاق ناهنجار و دلخراش در شما بیدار شود. برخی افراد وقتی در خطر مرگ قرار می گیرند کندالینی آنها بیدار می شود و انرژی خارق العاده ای از خود ساطع می کنند و ممکن است دست به کارهای خارق العاده بزنند تا خود و دیگران را از خطر نجات دهند.

آنچه باید بدانید این است که اگرچه کندالینی یک انرژی درمانگر و مثبت است اما ممکن است باعث بروز حوادث ناخوشایندی در زندگی شما شود. در طول مدتی که عبادت و یوگا انجام می دهید احتمال دارد که کندالینی از کنترل خارج شده و تاثیرات مخربی روی شما بگذارد از این رو تعجب نکنید اگر کنترل افکار و اعمالتان را از دست دادید و از خواب و خوراک افتادید یا مریض شدید.

کندالینی چطور برمی خیزد؟همانطور که قبلا اشاره کردیم کندالینی یک انرژی مونث  است که بر اثر تمرینات صحیح و مداوم از مسیر «نادی اصلی» که» سوشومنا » نام دارد به سمت بالا بر می خیزد و راس آن در فرق سر و چاکرای هفتم قرار می گیرد. چاکرای تاج یا هفتم حاوی انرژی مذکر است و  بر اثر ادغام انرژیهای کندالینی و چاکرای تاج در محدوده جمجمه یک لقاح داخلی صورت می گیرد که سبب باز شدن چشم سوم نیز می شود.


منابع تحقیق:

wondersofworld

Erfanmeta

Erfanmeta@

کندالینی .. مصطفی نظری 

تجارب زار و کندالینی . مصطفی نظری 

موجودات ماورایی.. مصطفی نظری


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 


انرژی کندالینی چیست ( بخش اول)

 
قویترین انرژی موجود در عالم فیزیکی است که برای بیدار ساختن و کنترل آن تمرینات زیاد و عبادات بی دریغ لازم است. 

کندالینی انرژی پنهانی است که در نهاد انسان قرار داده شده  است. بزرگترین و قویترین انرژی روحانی یا همان نیروی حیات 

است که ما انسانها و عالم ما را خلق کرده است.


قدرتمندترین انرژی خانه جهان هستی در وجود شما و سراسر گیتی به سر می برد.


جایگاه کندالینی در چاکرای ریشه است که شما را به زمین وصل می کند.


نامهای دیگر آن » آتش کندالینی  Kundalini Fire و  افعی نور Serpent of Light است که بدن را تصفیه کرده و نیروی 

شفابخشی است که هر دردی را درمان می کند.

انرژی کندالینی با آگاهی بیدار می شود. آگاهی از وجود خود و درک جریان هستی. این انرژی به صورت پنهان ( یا ماری که 

چمبره زده و خواب است) در زیر استخوان دنبالچه و در دهانه مقعد (چاکرای ریشه) خوابیده است و منتظر فرصتی برای 

برخاستن می باشد.انرژی کندالینی در همه نوع بشر وجود دارد اما نه به مقدار یکسان و قوی ترین انرژی فرا طبیعی است.


بیشترین اطلاعات درباره کندالینی از هندوستان سرچشمه گرفته و علم پزشکی امروز در حال بررسی و مطالعه این انرژی 

حیات بخش است.


کندالینی در زبان سانسکریت به معنی  مونثی که حلقه زده  می باشد. معنای آن این است که انرژی کندالینی  یک انرژی 

مونث است که انسان را به اصل و زادگاه خود برمیگرداند. انرژی قدرتمند و آرامش بخشی است که به ماری چمبره

زده تشبیه شده است. وقتی شما از نظر روحی 

تکامل پیدا می کنید این انرژی آهسته آهسته از روی جایگاهش در چاکرای ریشه برخاسته و و مانند ماری به سمت

بالا می خزد و سر راه خود از همه چاکراها 

عبور کرده آنها را یکایک با قدرت خود باز می کند. این انرژی ماورای طبیعه  به بالای ستون مهره ها سفر کرده همه

نقاط آن را ترمیم می کند و در نتیجه همه 

چاکراها را به سرحد قدرت خود می رساند.



انرژی کندالینی حاصل رسیدن به «خود آگاهی» است که این فرایند با چرخه خورشید و انرژی مذکر خورشید منظم می شود. 

انرژی کندالینی تنها انرژی حیات نیست بلکه انرژی جنسی نیز هست. اما این انرژی جنسی قدرت ترمیم ذهن و جسم و 

روح را داراست.


منابع تحقیق:

wondersofworld

Erfanmeta

Erfanmeta@

کندالینی .. مصطفی نظری 

تجارب زار و کندالینی . مصطفی نظری 

موجودات ماورایی.. مصطفی نظری

علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 


تراما

خاطره ­های تلخ و ضربه ­ها و آسیب­های روانی را اصطلاحاً « تراما » می­نامند. بعضی از این تراماها، مثلاً حوادث دردناک طبیعی، تصادفهای وحشتناک یا مرگ عزیزان ممکن است آثار بسیار بدی بر زندگی افراد بگذارند. ریشه بسیاری از ناراحتی روانی همین خاطره­های ناخوشایند هستند. این خاطره­ها ممکن است موجب ترس (فوبیا)، افسردگی، وسواس و امثال آن شوند. یک تصادف رانندگی شدید ممکن است شخص را دچار هراس از اتومبیل سواری یا رانندگی کند. سقوط از بلندی در ایام کودکی ممکن است ترس از ارتفاع را به همراه داشته باشد. کسانی که از پرواز با هواپیما می­ترسند، غالباً در یک سفر هوای به خطر افتاده­اند. خانمی که از جنس مخالف هراس داشت، می­گفت: «در سن یازده سالگی و در زمانی که داشتم به مدرسه می­رفتم، در یک کوچه خلوت پسری به من حمله ور شد. من هراسان برگشتم و خودم را به داخل منزل انداختم. پس از آن واقعه از مردها ترسیدم و تاکنون که ۳۴ سال دارم هنوز ازدواج نکرده­ام و هر وقت مردی را می­بینم که به من خیره شده است بدنم به لرزه می­افتد.» البته مشکل ایشان به شیوه رفع فوبیا که قبلاً در همین مجله تشریح شده است برطرف شد.

روان شناس و یا متافیزیسین و یا درمانگر خبره وقتی به موارد شدید این گونه فوبیاها برمی­خورد اولین سوالش این است که از « از چه دچار این عارضه شده ­اید؟» و اگر مراجعه کننده زمانیش را به خاطر داشته باشد بی درنگ می­پرسد: « در ان زمان اتفاق خاصی افتاده بود؟ »و یا با هیپنوتیزم شخص را به سمت خاطرات قبل و حتی به زندگی های قبل بر می گرداند تا بدانید که پگونه این علایم برای این فرد رخ داده .

افسردگی­ها هم غالباً با خاطره ­های بد بی ارتباط نیستند. مرگ یکی از عزیزان، مثلاً پدر، مادر، یا دوست صمیمی ممکن است تا مدتها، و گاه تا پایان عمر، شخص را افسرده کند. در مواردی که شخص به علت سیل، زلزله و یا حوادث طبیعی مشابه بخش قابل ملاحظه­ای از اموال خود را از دست می­دهد نیز چنین احتمالی وجود دارد. در بعضی از موارد، شدت اندوه و افسردگی به حدی است که ممکن است موهای شخص در مدت کوتاهی سفید شود.


وسواس­ها و وسوسه­ ها هم ممکن است با خاطره­های ما مرتبط باشند. به عنوان مثال، اگر یک بار در منزل را در هنگام خروج، قفل نکرده باشید و همان بار هم به حسب اتفاق دزدی به خانه شما آمده باشد، احتمال دارد که بعد از این واقعه هر بار که از منزل خارج می­شوید، چندین بار برگردید و در را امتحان کنید تا مطمئن شوید که کاملاً قفل شده است. لازم به یادآوری است که این عوارض همیشه هم بر اثر خاطره­های هولناک پدید نمی­آیند، بلکه نوع تربیت دوران کودکی، سخنان معلمان و اطرافیان، فیلم­ها، کتابها و نظایر آنها هم ممکن است موجب ترسهای مرضی و وسواس­ها شوند. مردی را می-شناسم که بعد از تماشای فیلم « آسمانخراش جهنمی » دچار هراس از ارتفاع شده بود و نمی­توانست از طبقه سوم ساختمانها بالاتر بود. اما اگر خاطره خاصی موجب پیدایش یا تشدید این عوارض شده باشد، می­توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد با کمرنگ کردن آن خاطره، عوارض ناشی از آن هم بهبود می­یابد. در ضمن باید توجه داشت که این راهنمایی­ها شما را از مراجعه به روان پزشکان متخصص و معتبر بی نیاز نمی­کند، بلکه اصولاً انواع شیوه­ های روان درمانی در کنار روشهای رسمی پزشکی و دارویی است که می­تواند نتیجه بخش باشد.

نحوه کمرنگ کردن:

باید دانست که هیچ خاطره­ای را نمی­توان از میان برد. خاطره­های ما همیشه با ما هستند، ولو این که آنها را فراموش کرده باشیم. خاطره­ های فراموش شده هم گاهی در اثر بعضی حوادث دوباره در ما زنده می­شوند و به یاد می­آیند و همین نشان می­دهد که هر چند فراموش شده ­اند، اما در واقع از میان نرفته­ اند. از سوی دیگر هدف ما هم نباید این باشد که خاطره­ای را به کلی از میان ببریم. همین که آنها را کم رنگ ­تر کنیم و به اعماق تاریکتر ذهن ببریم کافی است. زیرا در این صورت کمتر در دسترس هستند و آزار  آنها به کلی از میان می­رود. اگر خاطره­ای از میان برود بخشی از شخصیت خود هم از میان می­رود.می توان با روش هایی که ان ال پی خوانده می شود  تصویرهای زنده، پررنگ، بزرگ، نزدیک و خود احساس را تبدیل به تصویرهایی می­کند کمرنگ و خاکستری، کوچک، دور و دیگر احساس هستند و چون تأثیرگذاری آنها اندک است، لذا شخص را آزار نمی­دهند.البته با هیپنوتیزم هم می توان این عمل را انجام داد و جواب عالی گرفت . پس از آن باز هم آن فرد می­تواند آن خاطره را برای دیگران تعریف کند، اما دیگر دچار هیجان­های زاید، تشنج و اندوه غیر ضروری نمی­شود. بلکه با خونسردی و به طوری که انگار آن واقعه برای شخص دیگری اتفاق افتاده است آن را تعریف می­کند.


علاقمندان به آموزش متافیزیک می توانند درخواست های خود را  جهت ثبت نام در همین وبلاگ ا به همراه شماره تلفن خود ارسال کنند 

سرود و مناجات و نوای چاکراها

در روزگاران کهن ، مردم نا خدای خورشید مصر باستان را که «آمون» نامیده می شد را با لحنی آهنگین تکرار می کردند آنها معتقد بودند که این خدای خورشید به آنها توانایی پیشگویی می دهد پس از مدتی زنان و مردان مقدس مصری دریافتند که این خدای خورشید نیست که به آنها نیروی غیب بینی اعطا می کند ، بلکه آهنگ و نوای نام و واژه ی آزمون است که چنین نیرویی ایجاد می کند .
آنها از واژه ی اصلی «آوم» برای باز کردن چشم سوم استفاده کردند، آوم صدای خلقت است و بیان کننده ی حیرت و اعجاب ما از معجزه ی افرینش خالق آن .

اگر سه بخش این واژه را به آهستگی و با صدای بلند و با آوا ادا کنی : آوم ، لرزش محسوسی را در بین دو چشمت حس خواهی کرد این لرزش ها باعث گشودن شدن توانایی طبیعی غیب بینی چشم سوم می شود.
با استفاده از اعداد مقدس ، نیروی نوای آوم قوی تر هم می شود این آوا را یک بار ، سه بار ، یا دوازده بار تکرار کن و ببین که قدرت تصور تو تا چه حد بهتر شده است تو تصاویری از آینده را خواهی دید ، به حقایقی در مورد انسان ها پی خواهی برد و رویاهای صادقانه خواهی دید .
آواهای موسیقی هم چاکراها را بازمی کنند هر ساز موسیقی که با عشق نواخته می شود و نزدیک به بدن نگه داشته شود ، ارتعاشات مثبتی ایجادمی کند که باعث گشودگی و شکوفایی چاکراها می شود. بعضی از شفادهندگان چنگ ، گیتار ، دیگریدو(سازی استرالیایی که از شاخه های توخالی درختان ساخته می شود) و سازهایی مانند اینها را در نزدیکی بدن مراجعان خود می نوازند تا چاکراهای آنها پاک شود .
دیاپازن هم وسیله موثری برای گشودن چاکراهاست می توان دیاپازن را با نوای مربوط به هم چاکرا به صدا در آوردی و آن را نزدیک به همان ناحیه از بدن نگه داری .
محققان علوم ماورایی معتقدند که هر چاکرا نوایی مخصوص به خود را دارد :


چاکرای تاجی نت سی
چاکرای گوش نت لاریز
چاکرای چشم سوم نت لا
چاکرای گلو نت سل
چاکرای قلب نت فا
چاکرای شبکه خورشیدی نت می
چاکرای خاجی نت ر
چاکرای ریشه نت دو


آواهای پاک کننده ی چاکراها از کاسه های بزرگ بلوری هم شنیده می شود . این کاسه ها با حرکت دادن میله های چوبی در گرداگرد کاسه به نظر می رسد آواز می خوانند ، اندازه ی کاسه ی بلوری نوا و زیر و بم آن را تعیین می کند . پس با استفاده از جدول بالا تعیین کن که چه کاسه ای برای کدام چاکرا موثر تر است .

آموزش متافیزیک و اصول کار با چاکرا و ارتباط با فرشتگان .........برای ثبت نام با همین وبلاگ در تماس باشید.......

چگونه هیپنوتیزم در بدن انجام میگیرد؟

خواب هیپنوز بوسیله هیپنوتیزم ایجاد می‌شود و در حالتی است که ذهن نقاد و پرخاشگر به کنار گذاشته شده و در این شرایط افکار و تلقینات لازم به سوژه داده می‌شود. یعنی آگاهی محدود شده سوژه به کمک هیپنوتیزم کننده اظهار می‌شود.در این حالت است که ضمیر آگاه موقت به کنار می رود و ضمیر نا خودآگاه به میان می آید و در موراد تلقینی عمیق تر ضمیر ابر آگاه هم به این میدان کشیده می شود ..


حالات جسمانی سوژه

در حالت هیپنوز قبل از همه چشم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پس تمام عضلات شکل بی‌حال شده و موج سستی و بی‌حالی تمام وجود سوژه را فرا می‌گیرد. این سستی گاهی به حدی است که بازوها مانند سرب سنگین می‌شوند و وقتی آنها را بلند کنیم هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دهند و اگر رها کنیم، چون قطعه‌ای چوب به طرف پایین سقوط می‌کند. در این حالت عامل باید محیط را برای احتمال و افتادن سوژه آماده کرده باشد.
در حالت هیپنوز تمام بدن به حالت سستی و خواب رفتگی قرار گرفته و بیهوشی و بی‌حسی تمام قسمت‌های بدن را کلی یا جزیی در بر می‌گیرد. در حالت خواب عمیق ، انسان به بازگشت کامل سن ذهنی می‌رسد. ضمن اینکه حالتهای دیگری همچون بیهوشی ، بی‌حسی کامل ، فراموشی جزئی و موقت ، درگیری با توهم و خیالات مثبت و منفی همچنین انتقال کامل احساس به مکانی دور (تخلیه قالب) در او پیدا می‌شود.



حالت خواب افراد مقاوم

برای خواب کردن کسانی که در مقابل عمل هیپنوتیزم از خود مقاومت نشان می‌دهند، می‌توان از تکنیک‌های ریزتری استفاده نمود که این تکنیک ها در صورتی که فرد مستعد انجام هیپنوز باشد به راحتی روی فرد اثر می گذارد و فرد سریع به هیپنوز وارد می شود.

آیا حالت هیپنوز تمرین پذیر است؟

هرگاه فردی را چند بار برای مدت طولانی به خواب هیپنوز برده شود، اعصاب او به این خواب عادت کرده و در دفعات بعد زودتر به خواب خواهد رفت. ولی تلقینات عامل کمتر در او اثر می‌گذارد. برای همین اگر خواب کردن برای درمان باشد، باید بیمار را دیرتر و با فاصله زمانی زیاد خواب هیپنوز قرار داد.
یعنی در این حالن فرد کاملا شرطی می شود و به راحتی به حالت ترانس وارد می شود و در یک وضعیت عالی قرار می گیرد.نکته ای که می بایست در این حالت دقت شود این است که فرد به خلسه منفی نرود و دچار هیپنوتیزم منفی نگردد که این کار توسط فرد هیپنوتیزور به راحتی می شود کنترل گردد.


تفاوت خواب هیپنوز و خواب طبیعی

خواب هیپنوتیزم اگر چه به خواب عادی شباهت دارد، با این حال بسیار از آن متفاوت است. در خواب هیپنوز ، معمول یا هیپنوتیزم شونده  هم خواب است و هم بیدار ، هم بطور مستقل فکر می‌کند و هم تحت تاثیر تلقینات عامل قرار دارد. با این حال باید این تصور غلط را از میان برداشته که فرد در هیپنوتیزم کاملا بی اختیار می گردد که این موضوع اصلا درست نیست و هر چه برابر با تفکرات و اخلاقیات فرد نباشه با واکنش سریع هیپنوتیزم شونده روبرو می شود و فرد به راحتی از حالت هیپنوز خارج می گردد.
 خب در خواب معمولی چنین نیست. اما بدانید که برخی از سوژه‌ها که به راحتی بیدار نمی‌شوند، احتمال دارد خوابشان عمیق شده و از مرحله خواب مصنوعی به خواب طبیعی وارد شده‌اند و لذا از بیدار نشدن سوژه نگران نباشید.
البته برخی افراد ممکن است بخواهند آزار بدهند و عمدا از خواب بیدار نشوند.طبق تجربه ی شخصی خودم این افراد را رها کنید خود به خود خسته می شوند و مجبور می شوند که از این حالت تقلب در بیایند.


نکات آموزنده از حالت هیپنوز
در حالت هیپنوز قابلیت تمرکز و هدایت بسیار زیادی پدیدار می‌شود.
هر چه حالت هیپنوز عمیق‌تر ایجاد شود، القا پذیری سوژه بیشتر خواهد بود. برای همین برای درمان بیماریهای عمیق روحی، عامل باید بتواند با بهره گیری از مهارت‌های خود ، بیمار را به خواب خیلی عمیق برده و بیماری وی را کشف و درمان نماید.
توجه و تمرکز سوژه به اعمال و تلقینات عامل ، موجب کرختی تدریجی اعصاب سوژه شده و او را به خوابی عمیق می‌برد.

ایمان و اعتقاد به فن هیپنوتیزم و همچنین اشتیاق سوژه برای خواب رفتن ، باعث تسریع در خواب رفتن سوژه می‌شود.

هرگاه میل شخص برای هیپنوتیزم شدن از طریق ضمیر ناخودآگاه او سر چشمه گرفته باشد، زودتر و بهتر به خواب خواهد رفت ولی اگر از ضمیر خودآگاه سوژه ناشی شود، تشویق و اضطراب در وی بیشتر می‌شود. برای همین ، هیپنوتیزم کردن افراد تحصیل کرده ، مشکل‌تر از افراد کم سواد می باشد ولی در هر صورت می بایست تفکرات و ذهنیات فرد را در یک مسیر قرار داد.........


آموزش هیپنوتیزم و دوره های کالبد های ماورایی و چاکرا و درمان های متافیزیکی 
جهت ثبت نام می توانید شماره تلفن خود و یا آدرس ایمیل خود را در بخش نظرات ارسال کنید تا با شما تماس گرفته شود .............

آشنایی با کانال های انرژی بدن بخش دوم

دقت داشته باشید کانال طرف چپ کانال خواستها، امیال، آرزوها و احساسات ما می یاشد وقتیکه ما چیزی را میخواهیم ، مثلأ اگر قصد خرید یک وسیله مثل مبل را داشته باشید ، آن یک خواست است . برای رسیدن به آن بایستی عملیات مختلفی را انجام دهیم، اوّل بایستی پول تهیه نمائید، برای انتخاب آن به مغازه ای باید بروید که آن وسیله را داشته باشد پس به مبل فروشی می روید آن را انتخاب کرده و میخرید پس برای خرید مبل شما به سوپرمارکت نمی روید و یا بدول پول به مغازه مراجعه نمی کنید  . اگر خواست ما رسیدن به مال و ثروت و مقام و ریاست باشد . پس ما بایستی به اعمال و فعالیتهای مربوط به ان دست بزنیم .

نقطه برخورد ساشومنا و پینگالا و آیدا تشکیل چاکرا را می دهد.

انرژی مربوطه این خواستها این اعمال و فعالیتها در طرف راست ما تولید میشود به این جهت است که در موقع کار کردن بدن ما گرم می شود، البته این گرم شدن بنوع کار ما بستگی دارد. مسلم است که خستگی بدنی را ما به آسانی درک میکنیم، تا ضعف و خستگی روحی وروانی در ضمن خستگی های جسمی با کمی استراحت کاملا برطرف می شود و خستگی های روحی به سختی برطرف می گردد. نوع و مقدار استفاده از کانالهای چپ و راست را نوع خواست ما تعین می نماید.

 اگر ما خواستهای گوناگون داشته باشیم، فعالیت کانال راست ما به همان اندازه بالا می رود . بدین ترتیب می توان گفت که در پایه اگو(خود خواهی ) ما خواسته ها و امیال و آرزوهای بیش از حد ما قرا ر گرفته است . اگر خواسته های ما بطور مدا م افزایش بیابد واضح است که برای اجابت انها هم بطور مدام در فعالیت و تلاش خواهیم بود واهسته اهسته تمامی احساسات ماخسته و ناتوان میشود. ما تبدیل به یک ماشین خودکارمیشویم ،یعنی بیست و چهار ساعت مدام فکر می کنیم و نقشه طرح می کنیم که چطوری بتوانیم این خواستها و آرزوها را برآورده نمائیم . بدین ترتیب شما آدمی میشود که نمیتوانید فکرخودتان را کنترل نمائید، افکار شما مسسل وار از مغز شما عبور می نمایند، شما اگر هم بخواهید از انها رهائی پیدا بکنید هم نمی تواند.  کانال راست به بن بست اگو ما در نیمکره چپ مغز ختم میشود. در اثر فعالیتهای بیش از حد و افکار و اند یشه های مدام او، مثل یک باد کنک باد میکند و روی ملاج و سوپر اگو که قسمت هم وزن اگو ما می باشد را می گیرد. بدین ترتیب شما یک آدم خشک و خشن و جاه طلب و عصبانی، مستبد، متکبر می شوید. اگر در چنین شرایط قدرتی در دسترس شما باشد، شما مثل هیتلر و استالین میشوید. اول فشار را به خانواده خویش و بعد به شهر وکشور وا رد خواهید آ ورد. فکر نکنید که چنگیز، اسکندر و هیتلر ا ز بدو تولد خونخوار بودند.در پایه ا ین همه کُشت و کشتار یک خواست بی ارزش یا حس جاه طلبی، مقام پرستی و انتقام از خود و دیگران مستقر شده است. همچون انسانهائی در معرض هر گونه بیماری از جمله سکته قرارمی گیرند، هیچ کدام از آنها عمر طولانی نکرده اند زیرا که آنها قدرت نیروی زندگی که خدا برایشان معین نموده است در اندک مدتی صرف نموده و در سن جوانی مثل اسکندر و بروس لی (رزمی کار معروف) از دنیا رفته اند. 



درست در قسمت مقابل اعمال طرف راست ،طرف چپ قرار گرفته است. بعد از اینکه ما همه انرژی لازمه را صرف خواست و امیال خویش نمودیم و مدال طلا را دریافت کردیم آنوقت طرف دیگر قضیه شروع میشود، دیگر چیزی نیست که شما بتوانید بد ست بیاورید . شما یواش یواش به کانال چپ می افتید،افسردگی که  به سراغتان می آید، کافی است که شما یک بیماری خیلی جزئی مثل سرماخوردگی داشته باشید، تمامی خصوصیات کانال چپ فعال میشود و شما آدم تنبل ، سست ، تن پرور و پرخور و آدمی با احساسات زیاد خواهید شد. اولین ابری که در آسمان زندگی شما پیدا میشود زندگی شما را تاریک و غمناک می نماید و قدرت هیچ کار را ندارید، خودتان را عاجز و افسرده ، غمگین و نالان ، ناراحت و شکست خورده می بینیدآنوقت اظهار پشیمانی و ندامت شروع خواهد شد. درابتدا نیروی کانال راست را که به حد اعلای خویش رسانده و بعد نیروی شروط و کانال ماه را به حد افراطی می رسانید، بدین طریق سوپر اگو که منتهای کانال چپ یعنی کانال ماه می باشد، شروع به باد کردن می کند و روی اگو وملاج سرتان را می گیرد و شما به ادمی تبدیل می شوید که با کوچکترین مسئله متاثر و غمگین می شوید بدون اینکه دلیل ان را بدانید. انسانهایی که در کانال چپ بسر می ببرننداکثرا یا خودکشی می کنند، یا سرطان می گیرند . درست بر عکس، افرادی که در کانال راست، بسر می برند و تمامی اوقات زندگی را در فکر و تلاشهای سازنده یا مخرب می گذرانند، انموقع چاره چیست چه باید کرد؟ در مواردی که حس می کنیم که در کانال راست یا کانال چپ هستیم، بایستی از نیروی متعادل کننده  کندالینی کمک بگیریم ، بدون نیروی کندالینی شما نخواهید توانست بهبود و شفا بیابید  و خود را از افراط های بی دلیل خویش نجات بیابید.کندالینی مثل یک مادر عزیز در بدن ما می ماند. بعد از ارشاد کندالینی او در امتداد ستون فقرات حرکت مینماید تمامی اعصاب سمپاتیک و پارا سمپا تیک را ترمیم می نماید، با ملایم شدن انها باد بادکنکهای اگو و سوپر اگو آرام آرام خا لی میشود، در اندک مدتی انها دوباره به حالت عادی برمیگردند. از باز تاب اثر کندالینی شما آرامش پیدا می نمائید، بعد از اینکه کنداالینی تمامی مراکز پائین را روشن ساخت وارد قلب ما می شود، با نیروی پدری ( روح خداوند) که در اول از آنها یاد کردیم ملاقات می نماید و این دو نیرو با اتحاد هم به سر ما صعود میکند و مغز و مخچه را ارشاد می نمایند و بلاخره ازملاج سرمان مثل آبی که ا ز چاه  خارج می شود به فوران در می آید. رشد          انسان زمانی شروع میشود که، نیروی مادری و نیروی پدری با هم به اتحاد رسیده باشند .از بازتاب پیوند این دو نیرو، نسیم خنک الهی از بدن شما خارج میشود. بعد از این دیگر شما به طرف راست ( اینده ) و به طرف چپ ( گذشته ) متمایل نمی شوید و دیگر سمت راست و سمت چپ سر شما باد نمی کند. زیرا که هر بیماری و هرمسئله ای که دارید، توسط نسیم الهی از طریق ملاج سرتان به بیرون ریخته می شود و شما را آرام و متعادل و در بالانس نگه می دارد.



از بازتاب این عمل شما یک آدم آرام و خنده رو و شاد و سالم وبدون غم و غصه تبدیل می شوید . بدانید که خواست شما در پایه اعمال شما قرار گرفته ا ست اگر شما آرامش و مسرت و سلامتی را بخواهید به آن خواهید رسید.اگر شما استبداد و پول پرستی را پیشه نمائید، به آنهم خواهید رسید، ولی به چه بهائی وبه چه ارزشی، پس انتخاب با شماست که کدامین راه را انتخاب کنید


اقتباس . صلح درونی 

تحقیق مصطفی نظری